میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در7 ژوئن 2014 ساعت 5:04 ب.ظ سرویس:برگزیده ها, یادداشت یک دیدگاه 2,002 بازدید

دو سال بی دوست

سوگنامه آقاي لارستان (۵)

دو سال بی دوست

تا زخود هستي خود شستم و دل برچيدم/ عالمي در خود و خود در همه عالم ديدم

بيخود از خود شده پروانه صفت مي سوزم/ تا به يك جذبه جانانه رهش پيمودم

ali-akbar-moosaviدو سال از ارتحال ملکوتی عالم، عارف، سالک واصل، فقیه اهل بیت عصمت و طهارت، فیلسوف و حکیم صاحب نظر، هنرمند چیره دست و شاعری خوش قریحه حضرت آیه الله العظمی حاج سید عبدالعلی آیه اللهی رضوان الله تعالی علیه می گذرد.

به توصیه فرهنگی خوش ذوق، شاعر وارسته و استاد فرزانه جناب آقای حاج محمد زارع بر آن شدم تا  مقاله ای به مناسبت دو سال زندگانی بدون مراد و دوست را به رشته تحریر درآورم.

این نکته بسیار مهم را نباید از یاد برد و فراموش کرد که حضرت ایشان از چنان جامعیتی در شخصیت خود برخوردار بود که محصور ساختن ویژگی های آن سالک واصل شده به معبود در چارچوبهای متداول و مرسوم کمکی به شناخت ابعاد وجودی او نخواهد کرد.

حضرت آقا فقیهی بود اصولی که در اتکا و تمسک به اهل بیت عصمت و طهارت صلوات الله علیهم آنچنان جدی و بی گذشت به نظر می آمد که به زعم بعضی ها اخباری به حساب می آمدند.

ایشان مجتهدی جسور بودند که در عین التزام به سنن، مقتضیات زمانه را از یاد نمی بردند و نیازهای زمان را می شناختند و ملحوظ می داشتند آنچنان که گامهای استوارشان در این منطقه فصل بدیعی از چهره تابناک اسلام ناب محمدی(ص)را به دیگران نمایاندند.

مولای ما فیلسوفی عمیق و دقیق بودند که پیش از هر تحلیلی بر سر فلسفه پرستان فریاد می زد و آنان را از اسارت در زندان کبر و عجب برحذر می داشت و چوبین بودن پای استدلالیان را با برهان سلیم مدلّل می ساخت.

آن مرحوم عارفی بود که پس از عبور از کربوه های عالم طبع و تمکن و بقاء در جوار حضرت حق، مطلق اندیشان محصور در تنگناهای اصطلاحات را از تحقیر دیگران برحذر می داشت و فتنه های دکان سازان و مرید پردازان را برملا می ساخت و با داشتن مراحل عالیه علمی و عملی از آنچنان فروتنی و خضوع و خشوع برخوردار بود که حضور در مجلس او آرزوی دیرینه همه مشتاقان و علاقمندان بود.

آنچه ایشان را از سایرین خیلی متمایز کرده بود مردم داری و احترام گذاشتن به رأی و نظر مردم بود و همیشه سرلوحه کلام ایشان این بود که نظر مردم چیست و اعتقاد داشت که همیشه مردم در تشخیص جلو هستند و آنها را ولی نعمت دولتمردان می دانست و در همه حال همراه و همگام مردم حرکت می کرد.

دیگر از امتیازات بارز و شاخص ایشان ساده زیستی بود و همیشه طوری زندگی خود را مدیریت  می کرد که طبقه مستضعف جامعه قادر به چنین زندگانی باشند. ایشان این نکته از کلمات مولای متقیان علی علیه السلام سرلوحه زندگی خود قرار داده بود که آن حضرت می فرمایند: إن الله فرض علی ائمه الحق أن یقدّروا أنفسهم بضعفه الناس کی لا یتبّیغ بالفقیر فقره

خداوند بر پیشوایان حق واجب کرده که زندگی خویش را با ناتوانان جامعه برابر گذارند تا به تهی دست و فقیر و مستمند فشار نیامده و سخت نگذرد.

این ویژگی از خصوصیات بارز آن حضرت بود و با توجه به تمام خصوصیات یک انسان کامل که در ایشان متجلی بود شجاعت و سخاوت معظم له زبانزد عام و خاص بوده و هر کجا نامی از ایشان بر لسان جاری گردد سخاوت و شجاعت و مردم داری به اذهان همه خطور خواهد کرد.

روی همین جهت به نظر رسید در این برهه از زمان مقداری در خصوص بعضی از صفات آن حضرت نوشته تا آیندگان و نسل های آینده جامعه بدانند که چه گوهر گرانمایه ای در این دیار زیسته و به لار و لارستانی بودن خود افتخار نمایند.

حضرت آقا با الگو گرفتن از سخن حکیمانه علوی همواره هم سطح مردم زندگی می کرد و مسکن و خوراک، پوشاک و هزینه زندگی شخصی او همیشه در حد زندگی متوسط جامعه بود.

آری کسی که پیرو سیره حضرت علی (ع) است همانند آن حضرت هم سطح مردم زندگی می کند و خود را شریک رنج و درد و مشکلات مردم می داند و همین امر موجب شده بود که مردم شریف جنوب فارس بالاخص لارستان بزرگ ارادت خاص و اعتقاد قلبی به آن مرحوم داشته باشند و در این خصوص هیچ فرقی بین تشیع و تسنن وجود ندارد بارها این حقیر از زبان علمای بزرگوار اهل سنت منطقه شنیده ام که در این دو سال فرموده اند ما یتیم شده ایم ما بی پناه و ملجأ گشته ایم و نیست در جلسه ای که ذکر خیر و یاد آن مرحوم را گرامی نداشته زیرا برای آن عزیز از دست رفته هیچ فرقی نمی کرد که مراجعه کننده به ایشان از چه قوم و گروه و طبقه ای است بلکه آنچه برایشان مهم بود این بود که مشکلات مردم را حتی المقدور حل و فصل نموده تا مردم با کمال آرامش همراه با وحدت و همدلی و همفکری امرار معاش نمایند و اگر مدیریت و رهبری ایشان نبود وحدت منطقه وحدت  مثال زدنی نمی شد.

حضرت آقا همه مردم را محترم و ارزشمند می دانست و همواره به آنان عشق می ورزید و توانائی این مردم را باور داشت و در امور به آنان اعتماد و تکیه می کرد که شعر بسیار زیبائی که در سال ۱۳۴۴ سروده است شاهد به همین موضوع می باشد.

 ایشان به تمام مراجعین از مسئولین دو نکته را سفارش می کرد یکی اطاعت از فرامین مقام معظم رهبری و دوم خدمت رسانی به مردم و رفع نمودن مشکلات آنها.

این است که وقتی در اوایل بیماری و عمل قلب مقام عظمای ولایت از ایشان درخواست اقامت در تهران می نماید ولی حضرت آقا با توجه به اینکه به هیچ وجه من الوجوه نمی خواست فرمایش مقام معظم رهبری را رد نماید در جواب چنین فرموده بودند که در منطقه لارستان مردم به بنده علاقمند و بنده هم به آنها علاقمند هستم لذا برایم امکان هجرت وجود ندارد.

این نکته نباید فراموش گردد که علاقه و عشق مردم شریف به ایشان و بیت رفیع ایشان نیز هویدا می باشد و مردم در همه حال خود را مطیع و پیرو آن حضرت دانسته و در همه حال گوش به فرمان او بودند و در حال حاضر نیز همان عزت و احترام را برای بیت رفیع آن مرحوم و فرزندان گرانمایه اش بالأخص دانشمند وارسته جناب حجه الاسلام و المسلمین آقای حاج سید محمد حسن آیه اللهی  دام عمره الشریف که انصافاً تمام حرکات و سکنات و مشی و روش مرحوم والد معظم را دارا هستند قائل می باشند.

آن حضرت در همه حال پناهگاه و ملجأ مردم شریف بود در تنگناهای مختلف اگر مدیریت و رهبری حکیمانه ایشان نبود وضعیت منطقه به این صورت که الآن وجود دارد نبود تا آنجائی که امکان داشت و از نظر جسمی قادر بود حتی در آن روزهای واپسین عمر شریفش که از ناحیه پا دچار آسیب شده بودند این مردم را رها نکرده و در مراسم، اعیاد و وفیات و مراسم ملی، مذهبی در حسینیه اعظم که حاصل دست رنج و زحمات چندین ساله خودشان است شرکت می نمود که حضور ایشان حجت را بر همه تمام کرده و کسی دیگر نباید عذر می آورد.

ارادت آن حضرت به ائمه علیهم السلام ، ولایتمداری ایشان بر همگان روشن است در موقعیت های حساس با یک اطلاعیه و بیانیه ای که سراسر حکمت و عرفان و درایت بود راه راست و صراط مستقیم را برای همگان روشن و مشخص می کرد. این است که مقام معظم رهبری دامه برکاته می فرماید: نیات و اهداف آن بزرگوار باید دنبال گردد.

 یکی از آن حرکات و تدبیرهائی که در تاریخ انقلاب ثبت و از افتخارات این منطقه می باشد مسئله رهبریّت و مرجعیّت مقام معظم رهبری مد ظله العالی است پس از آن که مجلس خبرگان رهبری با انتخاب شایسته خود حضرت آیت الله العظمی حاج سید علی خامنه ای مدظله العالی را قاطعانه به رهبری نظام مقدس جمهوری اسلامی انتخاب نمود حضرت آیت الله العظمی حاج سید عبدالعلی آیه اللهی رضوان الله تعالی علیه با فتوای به اینکه تقلید از معظم له جایز است که دلالت بر اثبات مرجعیت رهبر فرزانه انقلاب می کند مشت محکمی بر یاوه گویان داخلی و خارجی زد و حرکت شجاعانه و حکیمانه ایشان موجب شد که سایر بزرگان در اقصی نقاط کشور و در نهایت جامعه مدرسین آن اطلاعیه مشهور را صادر نماید که اگر این فتوا که به یقین از روی علم و درایت و ایهام الهی سرچشمه گرفته است از ناحیه حضرت آقا صادر نشده بود چه بسا کشور به سمت و سوی دیگری می رفت که دوستان نادان و دشمنان دانا دنبال آن بودند.

آری ایشان در همه حال مدافع نظام و رهبری بود و هیچ گاه و هیچ وقت از تقویت رهبری دست برنداشته و همگان می دانیم که خطاب آیت الله العظمی از ناحیه ایشان و از لار شروع شد که این نیز افتخار دیگری است از افتخارات این مردم شریف.

بحثی از درایت، شجاعت و عرفان آقا شد چه بنویسم در عرفان ایشان و چه به رشته تحریر درآورم در حکمت و شجاعت و چه بگویم از درایت ایشان. اگر بخواهیم شجاعت آن حضرت را بیان کنیم باید برگردیم دوران عمر گرانمایه اش که در زمان طاغوت سپری شده است و مکاتبات ایشان با علمای وقت بالاخص حضرت امام راحل قدس الله نفسه الزکیه را بررسی نموده که در آن زمان در مسجد جامعه در حضور اکثریت مردم و نظامی ها و ساواک بر بالای منبر رفته و اعلام فرمودند که دستگاه حاکم یا فاسق است یا فاجر و باید با سیف با آنها جنگید و باید افسران نظامی آن زمان را دید که با این نهیب چه رعشه ای بر اندامشان افتاد.

هیچ گاه و هیچ وقت و هیچ کس ترس بر چهره نورانی آن حضرت را ندیده و این صفت از صفات بارز و آشکار ایشان است که امیرالمومنان علی علیه السلام در خطبه متقین وقتی صفات متقین را بیان می فرماید از صفات بارز آنها شجاعت و عدم ترس است. دیگر نکته ای که در کلام اشاره به آن شد عرفان آن حضرت است که در خصوص عرفان از عهده فردی مثل حقیر خارج است که بحث کرده و مطلبی بنویسم لذا از محضر همه عرفا بالاخص روح والای آن مرحوم عذر خواسته و چند جمله ای را نوشته امیدوارم با درایت دانشمند فرزانه حاج حسن آقا آیه اللهی و دلسوز فرهیخته جناب آقای حاج محمد زارع برنامه ای تدوین گردد و طی همایشی ابعاد وجودی حضرت آقا بررسی گشته و صاحبان قلم با مقالات علمی خود بتوان این گوهر گرانمایه را به نسل های آینده معرفی نمود.

عرفان آقای لار

مرحوم آقا خصوصیاتی داشت که در دیگر عارفان کمتر بود البته این نکته را نباید فراموش کرد که هر یک از عرفا مظهر اسمی از اسماء الله هستند.

کاری که دیگران کردند این است که کتابهای مبسوطی در این زمینه نوشته اند ولی حضرت آقا فرصت این کار را پیدا نکردند ولی نوشته های دیگران را از علم به عین و از گوش به آغوش آوردند چیزی که نهایت سعی و تلاش دیگران بود که اشعار پرمحتوایشان بهترین دلیل بر این ادعا می باشد.

از خصوصیات ممتاز ایشان این بود که در سیره و سنت بین اخلاق و عرفان کاملاً فرق گذاشتند. زیرا اخلاق این است که انسان سعی کند آدم خوبی بشود، زاهد بشود، اهل بهشت بشود، عادل بشود، باتقوا بشود و از طریق مهم همه فضایل نفسانی که در کتب اخلاقی آمده است و عمل به آنها سرانجام یک انسان وارسته به تمام معنا بشود.اما در عرفان چنین کسی تازه در پله اول است.

او نمی خواهد آدم خوبی بشود،آدم خوبی شده است او می خواهد بهشت را ببیند او کجا و این کجا؟

عرفان معنایش این نیست که آدم زحمت بکشد که آدم خوبی بشود. عرفان با شهود کار دارد. در عرفان ترس از جهنم یا اشتیاق به بهشت و اشتیاق به لقاءالله مطرح نیست اینها در اخلاق مطرح است، عارف می خواهد بگوید بله من هم دلیل های فراوانی دارم که جهنم را ببینم می خواهم بهشت را ببینم می خواهم لقاءالله را درک کنم آن بزرگواری که گفته است که:

خود هنردان، دیدن آتش عیان/ نی گپ دل علی النار دخان

یعنی کسی که در فضایل اخلاقی کار می کند گپ می زند و استدلال می کند و از دیدن دود پی به آتش می برد ولی عارف آن است که خود آتش را ببیند پس همه حرفهائی که در کتب اخلاقی موجود است در حد استدلال است و مفهوم است و برهان و یا عقلی است یا نقلی که در نتیجه اخلاق جزء علوم جزئی و زیر مجموعه فلسفه است چون اخلاق در باره تهذیب نفس است ولی اصل این که نفس موجود است و نفس مجرد است را فلسفه تبیین می کند بعد به اخلاق می دهد تا در باره عوارض و اوضاع عقل و نقل بحث کند که حضرت آقا در این خصوص دست نوشته ها و پاسخ های بسیار دقیقی دارند. با این چند کلمه اثبات گردید که اخلاق زیر مجموعه فلسفه و فلسفه زیرمجموعه عرفان است.

agha3

 عارف آن است که بتواند با موت ارادی بر بدن مسلط شود و یکی از خصوصیات بارز آقا این بود که از مرگ نمی ترسید و افرادی که به ایشان نزدیک بودند این موضوع را می فهمیدند که ایشان بعضی از اوقات خیلی از حرفهای افراد با توجه به اینکه دقیق گفته می شد نمی شنید چون نمی خواست بشنود این عرفان آقا بود. فراموش نمی کنم آخرین سفری که برای درمان عازم شیراز بودند برادر گرامی جناب مستطاب آقای حاج محمد ابراری که عمر خود را در راه خدمت به ایشان و در کنار ایشان سپری نموده با بنده تماس گرفت که آقا می خواهند فردا یا پس فردا عازم شیراز شوند برای خداحافظی بیا. بنده چون عصر بود و مقداری هم خسته بودم عرض کردم فردا صبح خدمت می رسم برای بار دوم ایشان تماس گرفتند و گفتند الآن بیا بنده بدون عمامه و عبا بلند شدم و به خدمت ایشان شرفیاب شدم، چهره آقا یک روشنی خاصی داشت و از نگاه کردن عمیق به اطراف و بنده متوجه شدم که نگاه با نگاه های دیگر فرق می کند نتوانستم تحمل کنم مقداری صحبت کردم مطالبی را صریح و مطالبی را با اشاره فرمودند. خواستم از خدمت مرخص شوم در موقع خداحافظی وقتی بوسه بردستان مبارکش زدم حرکتی انجام دادند که هیچ وقت فراموش نکرده و از اتاق که بیرون آمدم اشک از چشمانم جاری شد به راننده گفتم که دیگر یتیم شدیم و آقا را از دست دادیم.

دیگر از خصوصیات عرفان حضرت آقا عبارت است از اینکه عرفان آن حضرت عرفان دینی مبتنی بر مفهومی بنام تقوا و یا کف نفس است مفهوم تقوی و کف نفس اصل همه عرفان های انبیائی و الهی است و یک نوع تقرب نظری و عملی به خداوند است چون هیچ نوع آرامش معنوی بدون معرفت و بدون تضمینی برای ابدیت ممکن نیست و این یکی از علائم و خصوصیات عرفان مرحوم آقا است که عرفان او را از عرفان های تقلبی و شبه عرفان هائی که بعضی از مواقع بر بعضی از افراد حاکم  می شود جدا می سازد.

تفاوت دیگر بین عرفان الهی و عرفان های قلابی را که ما از سلوک عرفانی حضرت آقا رضوان الله تعالی علیه      می توانیم استخراج کنیم نسبت عرفان است با جهاد و مبارزه.

اگر زندگانی سراسر خیر و برکت حضرت آقا را بررسی نمائیم می بینیم که در همه حال ایشان در حال مبارزه بوده است همانند جد بزرگوارش و عقیده اش این است که:

چو مردان حق رهروی زنده باش/ زگهواره تا گور رزمنده باش

عرفان حضرت آقا عرفانی است که مستلزم جهاد اجتماعی توأم با مسئولیت پذیری است یعنی مسئولیت پذیری در برابر خدا در برابر خود در برابر جامعه که موضع گیری های عدالت خواهانه با آن گره خورده است.

پیامبر گرامی اسلام(ص) در کلام گهرباری می فرماید: اگر می خواهی راهب و عارف شوی بیا در جامعه خدمت بکن برای خدا به خلق خدا نه برای خلق به خدا و نه برای خلق به خلق و همه می دانیم که اگر عرفان آقا نبود و اگر دنبال پست و مقام و منزلت دنیوی بود و اگر دنبال شهرت بود نباید در این شهر سکونت می کرد.

و همه مردم شریف گواهی خواهند داد که ایشان هیچ توقعی از هیچ کسی در هر مقامی که باشد نداشته و هیچ درخواست شخصی از نظام و مسئولین نظام نداشته است به همین جهت مقام معظم رهبری مد ظله العالی می فرماید یکی از ارکان مردمی نظام بودند.

دیگر از امتیازات عرفان مرحوم آیت الله العظمی آیه اللهی رابطه عرفان ایشان با شرع و شریعت است حضرت آقا در حالی که یک عارف است یک فقیه نیز می باشد و چون در عرفان الهی اصالت با دعوت به خداست نه دعوت به خود چون هر کجا کسی به اسم عرفان و مرید پروری کار کند این عرفان عرفان الهی نیست بلکه یک نوع انحراف فکری است ولی عرفان الهی باید در همه حال و در همه زمان دعوت بسوی الله باشد و از شاهراه مستقیم الهی حرکت کند تا به مقصود و مقصد برسد حضرت آقا هیچ جا در صحبت هایش و نوشته هایش دعوت به خود نکرده و همیشه دعوت به خدا می کرد و اگر کسی در جلسه ای تعریف از او می کرد واقعاً ناراحت و دگرگون می شد و چهره ایشان را پریشان می کرد و هیچ وقت از قدرت خود سوء استفاده نکرد و آن قدر ویژگی های خوب و حسنات و نیکوئی ها از این شخصیت نورافشانی می کرد که با این مقاله و مقالات دیگر نمی توان آنرا توضیح و تفسیر نمود.

 در خاتمه از اینکه با این جملات پراکنده و ادبیات ضعیف ذره ای از صفات ارزشمند آن فقیه عارف را به رشته تحریر در آورده از روح پرفتوح و متعالی اش عذرخواهی نموده و شرمنده ادبا و عرفا و دانشمندان بویژه بیت معظم بالاخص آقازادگان محترم مخصوصاً استاد فرزانه حضرت حجه الاسلام و المسلمین حاج سید محمد حسن آیت اللهی گردیدم.

عاقبت این شهر نیلی پوش شد/ چلچراغ شهرمان خاموش شد

وای ما روز مبادا سر رسید/ روز هجران و شب فرقت رسید

                                                             الأقل سید علی اکبر موسوی

مطالب مرتبط:

سوگنامه آقاي لارستان (۴)/ مرد مردم و مدارا

سوگنامه آقاي لارستان (۳)/ آيت الله لاري؛ در لار ماند اما جهاني شد

سوگنامه آقاي لارستان (۲)/ راز محبوبيت آيت الله

سوگنامه آقاي لارستان (۱)/ خزان زبطن كدامين بهار مي رويد؟!   


1 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    درود بر دانشمند فرهيخته جناب اقاي موسوي. مواضع شجاعانه شما در اتفاقات بهمن ۸۸ و مشاوره هاي خوبتان به مرحوم آقا را هيچ كس فراموش نمي كند. عكس آقاي خوشه چين نيز بسيار زيبا است.

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان