میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در13 اکتبر 2020 ساعت 5:56 ق.ظ سرویس:مطلب شما 4 دیدگاه 438 بازدید

دو ناامیدی ترسناک در سیر ستیز با نادانی!

دو ناامیدی ترسناک در سیر ستیز با نادانی!

فاطمه محسن‌پور: پوزه تمام اندیشه‌های پیشینم به خاک مالیده شده و سرخوردگی بیش از حدی مرا فراگرفته است. حتی معکوس آنچه می‌پنداشتم روی نداده و تمام پنداشته‌هایم مسموم بوده است. در نظرم تمام علوم ماخوذ از نمایش قدرت بوده و همه چیز را بی اهمیت و نالان می‌پنداشتم. حالا همه چیز در نظرم عوض شده و این متن آخرین آروغ پس از استفراغ تمام اندیشه‌های بی ارزش من است.

آنچه از آن به عنوان پنداشت مسموم یاد می کنم نوعی نادانیِ ناب است

و مملوی از، توهمی بینش‌زا/ گستره‌ای از دیوانگی مدرن/ مثل عشق به مایونز و پیتزا…

دانش هرگز هردمبیل و بدون مطالعه به دست نمی‌آید. و همه چیز چون پیرو قوانین فیزیک است پس برای مطالعه، عبور سطربه سطر یک کتاب لازم است و بلعیدن یکباره کتاب یک توهم مطلق است. علاوه برآن هر دانشمندی در حین تولد دانشمند نبوده است برای مثال: « فیثاغوث از کاهنان معبد آموخت، درکتابخانه نیوتون اثری از دکارت بود، اینشتین درچهارده سالگی یکی از آثارکانت را مطالعه کرد، کانت افکار نیوتون و هیوم را جمع آورد، نیچه تحت تاثیر هابز قرارگرفت و هابز، گالیله را مطالعه کرد، پاراسیلوس کتابی از ابن سینا را پس از آنکه آن را فرا گرفت، آتش زد و جالینوس، از بقراط آموخت.»

دراین بین هرکس فلسفه را درک کرده، جهان را سروته یک کرباس دیده است. اما رویکردِ هر دانشمند و فیلسوفی در نقشه‌برداری فکری از جهان با دیگری فرق می‌کند. به‌طور کلی جهان براساس تفکر می‌چرخد و تفکر در دستان یک متفکر است و فراگیری آن تفکر فقط با مطالعه صورت می‌پذیرد و جز آن غیرممکن است.

دراین بین آنچه این یادداشت را نمود. یک مطلقا عدم درکنار جهان سومی‌ست که ایران به آن مرسوم است. و ادبیاتمان نیز برای فراگیری علوم دشوار، سزاوار اهمیت شناخته نمی‌شود، چرا که آنچه من در کتابخانه‌ها دیده‌ام تمامِ جهان‌بینی مرا تغییر داده و چیزی دقیقا برعکس این را به من نشان داده است.

به کتابی از برتراند راسل برخورده‌ام به نام تاریخچه‌ای برفلسفه غرب که یک تاریخچه ناقص اما شدیدا مفرح و شادی‌آور است که اولین بار درسال ۱۳۴۱ توسط نجف دریابندری ترجمه شده و خواندن آن به شدت توصیه می‌شود.

درنام‌های مترجمان کتابهای فیزیک که برای خوانش همه و نه افراد متخصص نوشته شده است به مترجمانی با نام‌های آرارات انبرچیان و نازار هامبارچیان برخوردم که مرا به شدت مسرور کرده و بودِ چنین اشخاصی مرا به شگفت آورده است.

بسیاری فارسی را یک زبان ضعیف برای پیگیری مسائل دشوار می‌دانند ضمن اظهار نفرت خویش از چنین افرادی باید بگویم این چنین افرادی بی‌شک کتاب‌هایی مثل طبیعیات ارسطو ترجمه مهدی فرشاد (استاد دانشگاه شیراز) به چاپ ۱۳۶۱ را نخوانده‌اند که قد و بالای رعنای فارسی را در آن ببینند یا اگر دیده‌اند هرگز به درک و دریافتی از فارسی و توانایی درک بالای یک ایرانی از زبان فارسی حتی نسبت به زبان عربی نرسیده‌اند.

دهه هفتاد را آنطور که دیده‌ام دهه شکوفایی استعداد مترجمان ایرانی متولد دهه پنجاه است که برخی‌شان حتی در بیست و یک سالگی ترجمه کتاب‌های مهم را برعهده گرفته‌اند. وقتی نام‌های درخشانی مثل احمد آرام که از شیرمرغ تا جان آدمیزاد را ترجمه کرده است و یا افرادی مثل میرشمس الدین ادیب سلطانی یا ابوالحسن نجفی درزمره مترجمان ایران است کدام زبان جرات به سخن پراکنی از جهان سوم می‌کند؟

دهه هفتاد کولاک ترجمه‌های رنگارنگ است که بسیاری‌شان حتی به امانت هم گرفته نشده واین  سرافکندگی بیش از حدی برای جامعه رو به صعود است.

آنچه افسوس مرا برمی‌انگیزد عدم چیرگی به انبوه مسائل مهم است که در قلمرو فلسفه می‌گنجد. مثلا در ریاضی و فیزیک و نجوم و زیست شناسی.

اندوه من از این است که درس خوانده‌های علوم خالص در دانشگاه هایمان پشیزی از فلسفه نمی‌دانند یا فلسفه‌دان‌ها پشیزی از علوم خالص نمی‌دانند و دوری این دو دانش از هم سبب ایجاد یک شکاف بزرگ میاد باسوادان در هرزمینه ای شده است. خب خیلی واضح است این شکاف عمیق باعث شده هرعلمی در ایران مشکوک به نظر برسد و مشکوک بودن هرچیز دال بر پی نگرفتن آن چیز یا نفرت از آن است.

من در سیرمطالعاتی‌ام به دو ناامیدی ترسناک برخوردم که ناشی از دو رویکرد مسموم در سیر ستیز با نادانی و در برخورد با دانایی است.

به هردو اشاره خواهم کرد و باشد که در برخورد با دانایی همه چیز با یک همت سترگ دنبال داشته شود.

ناامیدی شماره یک:

ابتدا اشاره کنم به کتابی از آیت الله نوری همدانی که با عنوان «دانش عصر فضا» جمع‌آوری مختصری از خوانش ایشان از مجلات و کتاب های نجومی است. خواندن این کتاب مرا به شدت تحت تاثیر قرار داد و دوستی این عالم فرهیخته با نجوم مرا به شگفتی واداشت. پس از مطالعه این کتاب که حاوی منابع گسترده‌ای از مجلات و کتابهای مهم در زمینه نجوم بود و آن هم با توجه به تاریخ انتشار کتاب یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای عالمان فقه از علومِ عمیق است. اما در یک ناامیدی ترسناک، مسئله وحشتناکی خوشحالی‌ام را فروکاست و آن مشاهده تاکید بر اعداد بزرگ با قرار دادن متعدد ارقامِ صفر جلوی یک عدد بود که برای نشان دادن یک عددِ بزرگ یک سیر طولانی از نوشتنِ عدد صفر جلوی یک عدد را دربرداشت. هرکس به خودی خود یکی از مشخص ترین و پیش پا افتاده‌ترین روش‌های ریاضی را برای تاکید بر بزرگی یک عدد می‌داند وآن استفاده از «توان» است. این یعنی هرکس بخواهد عددی را بزرگ نشان دهد از توان استفاده کرده و یا برای بزرگی بیش از حد آن را در توانی از ده ضرب خواهد کرد. مانند توان دوم یا توان بیستم ده.

و دقیقا برای نشان دادن بزرگی خورشید نسبت به زمین همین راه را هرکسی پیش می گیرد. (با تاکید بر اینکه هرچقدر هم خواننده‌های کتاب قرار است بی سواد باشند با یک پاورقی ناقابل و توضیح درباره چیستی توان می‌توانند ابهام آن را برای هربی سوادی پوشش داد.)

پس عدم استفاده ایشان از توان نشان از کوتاهی آگاهی از ریاضی و یا حتی پیش پا افتاده ترین مسائل آن است و این یک حقیقت ترسناک درباره برخی از عالمان ایران است. حتی اگر این آگاهی بوده اما اعمال نشده باشد حاکی از ساده انگاری یک مسئله مهم و رویکرد به شدت غیرحرفه‌ای نویسنده است و اموری از این دست، رویکردی غیرحرفه‌ای به جهانی حرفه‌ای عرضه می‌دارد. جهانی که اسلام، فهمِ ما را از آن حرفه‌ای کرده است و وقتی رویکردی غیرحرفه‌ای باشد به تمام رویکردهای حرفه‌ای می‌بازد و تمام آن زحمت به طور کلی یک باخت است.

ناامیدی شماره دو:

کتابی داریم با عنوان «حیات چیست؟» نوشته اِروین شرودینگر. یکی از بزرگترین فیزیک دانان قرن بیست با فکری ثروتمند که همراه با اینشتین هم دو دوست بی نظیر و هم دو رقیب بی چشم و رو برای هم بوده اند. این شخص یک کتاب بسیار بسیار بسیار با ارزش به نام حیات چیست می نویسد که حتی «کریک» و «واتسون» پیش ازاینکه با هم آشنا شوند و به موفقیت ارائه ساختار دی ان ای برسند، هردو ابتدا هریک به شکل جداگانه و کاملا اتفاقی این کتاب را می‌خوانند و تحت تاثیر تفکرات اروین شرودینگر بزرگ قرار می‌گیرند. این کتاب هم به «جهش» هم به «آنتروپی» و هم به «کوانتوم» به عنوان سه برادری که کارخانه ژنتیک را اداره می‌کنند اشاره می‌کند. این یعنی این کتاب رویکرد فکری شرودینگر را به دنیای زیستی و فیزیکی به شکل کاملا حرفه‌ای ارائه داده است. این یعنی نه یک کتاب مهم. بلکه یک کتاب فوق العاده بزرگ در جهانی که بشر آن را با صندوقچه اعتبارات خویش پر کرده است.

این کتاب حدود بیست سال پیش توسط دکتر محمد نبی سربلوکی استاد بیوفیزیک دانشگاه تهران در ایران ترجمه شده. مترجم این کتاب که فرد دانایی است در پیشگفتار به موضوعی اشاره کرده و ناامیدی وحشت‌انگیزی به من دست داده است که حتی در قالب خشم مرا فرا گرفته. این شخص می‌گوید در ابتدای ترجمه این کتاب، وقتی به دوست فرزانه‌اش دکتر شاهین روحی استاد فیزیک دانشگاه صنعتی شریف پیشنهادِ همکاری در ترجمه کتاب را داده‌اند، ایشان ابراز علاقه کرده‌اند اما پس از ترجمه سه فصل، مابقی را ترک گفته‌اند و ترجمه باقی فصول فقط به زحمت دکتر نبی سربلوکی انجام گرفته شده است.

وقتی یک نفر در رشته‌ای استاد می‌شود که یکی از بزرگ‌ترین دستاوردها در سطح تفکر بشر است و اجالتا دکتر است باید همانطور بر ترجمه یک کتاب انگلیسی مسلط باشد که یک مادربزرگ برای گفتن داستان حسنی به مکتب نمی رفت مسلط است. این که یک دانشمند از ترجمه کتابی که صددرصد برایش آسان است به هردلیلی سرباززند و اگر در هرگونه دستاورد علمیِ یک عالم کوتاهی شود، یک فاجعه بزرگ است. و از یک دانشجو هیچ توقعی بر دریافت علم نباید داشت وقتی دانشمندی در آن کوتاهی ورزد.

ناامیدی من از این است که بسیار کتاب‌هایی هستند که هنوز ترجمه نشده و درراستای پیشرفت، این یک ضرر است. هیچ پیشرفتی با این نوع رویکرد حاصل نمی‌شود و درک از ابهتِ هرچیز، نازل است.

از این نویسنده بخوانید:

تَرکِ فکر

ریشخند به دلقک های دانشمند!

من در یک بازآیی ابدی!

«میان ستاره ای» تصویر یک واقعیت حیرت انگیز

فروپاشی حقیقت با ضرب نیرنگ

در میانه بودن و نبودن!

وقتی همه می توانیم «جوکر» باشیم

پوستینی بر نمایش کودک!


4 نظر

  1. حمیدرضامقیم کرمان گفت:

    0

    0

    سلام قولا من رب رحیم
    مطالبتون رو با حوصله مطالعه کردم ، خرسندم که دراین سایت ، چنین مطالب پر بُنیه ای گذاشته می شود ؛ اگر میسور بود ، تخصص و تحصیلاتتون رو مکتوب بفرمائید مزید امتنان خواهد بود .
    همیشه موید باشید .

    • محسن پور گفت:

      0

      0

      سلام بسیار خرسند شدم از نظر شما. بنده دانشجوی کارشناسی زبان وادبیات روسی هستم . ارادتمند شما.

  2. امین گفت:

    0

    0

    این خزعبلات چیه آفتاب لارستان منتشر می‌کنه؟

    • محسن پور گفت:

      1

      0

      وحشتناک تر از این برای انسانی که نادانی خودش رو فریاد می زنه وجود نداره.

پاسخ به نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان