میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در10 آوریل 2014 ساعت 5:50 ق.ظ سرویس:آفتاب, برگزیده ها 13 دیدگاه 3,089 بازدید

«رباعي» و ديگر هيچ!

گزارش اين هفته انجمن شعر آفتاب

«رباعي» و ديگر هيچ!

سه شنبه اين هفته ۱۹ فروردين نيز انجمن شعر آفتاب جلسه اي را به جلسات هفتگي خود اضافه كرد. ساعت جلسه البته طبق عهدي نانوشته يعني با جلو رفتن ساعت رسمي كشور، از ۸/۵ به ۹ شب موكول شد تا به اين ترتيب دو نفر از مهمانان اين هفته يعني آقايان راضي و رياحي حداقل نيم ساعت مجبور به ديدن گل هاي حياط فرهنگسراي مرتضوي شوند!

رقابت شعرا در رباعي خواندن

به هر ترتيب جلسه كمي بعد از ساعت ۹ شب با سلام و عليك خليل روئينا، دبير انجمن شروع شد. در غياب جعفر روئينا، شعرخواني با افسردير شروع شد و پس از او پدرام، يك متن كوتاه ادبي و يك غزل خواند. فقط كافي است لحن نوشته اي يك مقدار شعاري و مستقيم گويانه باشد تا صداي حميد منشي درآيد و اين بار خطاب اعتراض منشي، متن ادبي پدرام بود. پدرام البته برخلاف هميشه فقط لبخندي زد و گفت: «اعتراض شما را كاملا پيش بيني مي كردم» و اين بار قضيه ختم به خير شد!P1050543

پس از او نوبت به شعر خواني زائري رسيد تا سه رباعي به زبان يا به قول دكتر نوروزي گويش لارستاني! بخواند. (خداوند گزارش نويس را از غضب صمد كامجو در امان دارد!)

رباعي هاي زائري بهانه اي شد تا حاضران چند دقيقه اي را درباره رباعي و اوزان مختلف آن و البته تفاوت هايش با دوبيتي گفت و گو كنند. پس از آن خوشه چرخ، چند كار كوتاه خواند و با توافق جمع نام آنها «طرح» يا «شعرك» گذاشته شد. صادق اخضري كه چند وقتي است شعر سپيد و آزاد را سه طلاقه كرده نيز چند رباعي خواند كه مورد توجه حاضران قرار گرفت. رباعي هاي اخضري كه تمام شد، خليل روئينا كه نمي دانم ذوق زده شد يا حس حسادتش تحرك شده بود به يكباره گفت: حالا كه اينطور شد من هم چهار رباعي مي خوانم!

شعر بايد رستاخيز كلمات باشد

پس از گرد و خاك زياد رباعي سرايان نوبت به فاطمه محسن پور رسيد تا يكي دو شعر كلاسيك با مضمون عيد و پول و اينها بخواند. حميد منشي كه احتمالا از نشنيدن شعر آزاد تا اينجاي انجمن، حرصش درآمده بود اعتراض خود به محسن زاده را با گفتن: «حال شما خوبه؟!» نشان داد و ادامه داد: من درك نمي كنم شاعري كه يك هفته مدعي است شعر دادائيستي گفته چطور مي تواند در هفته بعدش شعري درباره نوروز و عيد بگويد؟! اين بحث البته با پاسخ شنيدن «در حال تجربه هستم» و قانع نشدن طرف مقابل و گفتن «تجربه در انتخاب انواع قالب شعري پذيرفتني است نه در مضمون چرا كه مضمون و محتوا بايد دغدغه شاعر باشد» و باز هم قانع نشدن طرف مقابل به يكباره تمام شد!

در ادامه دهقاني چند شعر به قول خود طنز خواند. موضوعي كه البته فقط خود شاعر به آن قائل بود! در اين بين يكي كه فكر مي كنم افسردير بود از جمع پرسيد «روايت» در شعر چقدر باشد و چرا بعضي به استفاده از روايت در شعر ايراد مي گيرند؟! سيد علي هاشميان گفت: ما اينجا اشعار را ارزشگذاري نمي كنيم؛ شما تا دلتان مي خواهد از روايت استفاده كنيد اما آن وقت نوشته شما شعر نيست و ممكن است گونه اي ديگر از ادبيات باشد. هاشميان ادامه داد: شعر به تعريفي بايد رستاخيز كلمات باشد و اين موضوع با صرف روايت يا صرف موزون سرايي تفاوت بنيادين دارد. پس از آن يكي از بين جمع كه فكر مي كنم امين كريمي بود بحث كهنه هنر براي هنر يا هنر متعهد را پيش كشيد. اين بحث را اين بار عبدالرضا مفتوحي كه چند وقتي است جامه منتقدان را پوشيده جمع كرد و به نقل از دكتر حسن لي در لار گفت: «شعر بايد قبل از هرچيز به زيبايي تعهد داشته باشد.»

وزن در شعر كلاسيك، وحي منزل است!

سپس نوبت به محمدي رسيد تا او نيز يكي دو رباعي بخواند. پس از او امين كريمي شعري خواند كه بي شك اگر مي دانست چقدر دردسر پس از آن ايجاد مي شود هيچگاه نمي خواند! موضوع از آنجا شروع شد كه شعر كريمي گويا چند انحراف كوچك از وزن داشت و مثل هميشه مفتوحي و روئينا سريعا مچ شاعر را گرفتند! اين حركت آنها را منصور پدرام احتمالا ناجوانمردانه تلقي كرد چراكه سريعا به سراغ كليد واژه هميشگي خود رفت و گفت: اينها كه مي گوييد وحي منزل نيستند! خليل روئينا كه به نظر در جلسه امشب حوصله ديپلماتيك حرف زدن نداشت جواب داد: اتفاقا وزن در شعر كلاسيك وحي منزل است. وي ادامه داد: اگر ما اين معايب را به آقاي كريمي گوشزد نكنيم ممكن است اشعارش مثل خيلي هاي ديگر (!) تا ۲۰ سال ديگر هم مشكل وزني داشته باشد. پدرام اما كسي نبود كه با اين حرف ها ساكت شود و اينطور پاسخ داد: عزيزان من؛ شعر امري لطيف است و روحيه شاعر نيز لطيف تر. بايد در نقدهايمان مراعات كنيم كه شاعر نرنجد. من در واقع به نقدهاي اين انجمن نقد دارم. خيلي از شعراي لاري بودند و هستند كه با آمدن در اين انجمن و شنيدن اين نقدها كار شاعري را رها كرده اند! اين بحث داشت كم كم به جاهاي باريك مي رفت كه فكر مي كنم مفتوحي با چرخاندن به موقع شيريني و چاي، در واقع «مديريت بحران» كرد!

با آرام شدن فضاي انجمن ابوذر بيغرض و صمد قناتي نيز شعر خواندند تا نوبت به اميدرضا مجيدي رسيد. او شعري به نام تيك تاك خواند و گفت اولين شعر مجموعه بعدي ام خواهد بود. اين شعر مجيدي مورد توجه حاضران قرار گرفت فقط هاشميان به حضور پرهيبت «من» و منشي به بعضي تركيب هاي انتزاعي و ذهني اثر انتقاد كردند.

آخرين شعر انجمن را جعفر روئينا كه ديرتر به جلسه آمده بود خواند. پس از آن اعضا هرچه به مفتوحي اصرار كردند شعري بخواند، نخواند تا به اين ترتيب يك شگفتي ديگر خلق شود! ساعت به قول ما لاري ها عدد ۱۱/۵ جديد را نشان مي داد كه حاضران بالاخره راضي شدند فرهنگسراي مرتضوي را ترك كنند و بقيه حرف هاي خود را پشت در بسته آن بزنند!

——————

از اين هفته در پايان گزارش انجمن، شعر يكي دو نفر از اعضاي انجمن را مي آوريم. در اين هفته رباعيات صادق اخضري را آورده ايم كه در جلسه نيز مورد توجه واقع شد.

وقتي به کمر خنجر پيکار ببندد

زخم تن هر غنچه ی بیمار ببندد

صدها گل پرپر شده را زنده کند باز

ابری که تن دشت به رگبار ببندد

***

الساعه که چشمم به جهان وا شده است

از عشق من آواره و شیدا شده است

این مرد سیاه ولکنم نیست که نیست

من یوسفم و سایه زلیخا شده است!

 ***

با آمدنت تن مرا نیم کنند

در چشم من اشک شوق ترسیم کنند

دعواست میان شادی و غم که مرا

بین خودشان چگونه تقسیم کنند!

 P1050543 P1050552 P1050547 P1050546 P1050541 P1050542 P1050540 P1050536

 

 

 

 

 


13 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    خدا یا در حوزه ی مطبوعات دکی کاظم رحمی نژاد، در حوزه ی لارستان بیدار و کهن و ورزش و نود و … صمد جان کاجمو و بالاخره در حوزه ی نقد حمید منشی را از ما نگیر
    چون اگه صمد نباشه نود عکسی از لار نداره و ورزش لارستان میخوابه زمین به جای چمن مصنوعی میشه حلوای و کباب لاری ثبت نمیشه میشه گراشی زشت های شهر زیبا نمیشه و …
    اگه حمید جون نباشه محفل شعر بی نقد میشه کسی از چیزی و کسی نقد نمیکنه آفتاب لارستان فقط میسوزاند و …
    اگه دکترمون نباشه وای چی میشه اگه لار مریض بشه دکتر نداره اگه … استان بشه که سرمفاله بده و اعتراض کنه کی مردم رو بیدار کنه از خواب صبح و کی در جواب ماشاالله ها بگوید ان شاالله و برعکس و…

  2. صمد کامجو گفت:

    0

    0

    با سلام خدمت شما
    واقعا برای شما متاسفم که زبان لاری را گویش خواندید
    خدا به ما دانشی عطا کن که تحقیقات دیگران را بپذیریم
    والسلام
    نرود میخ آهنی در …

    • لارستاني بيدار گفت:

      0

      0

      حاجي زياد عصباني نشين. حميد منشي كلا عادتش اينه كه حرص همه رو دربياره!!

  3. حسین طاهری گفت:

    0

    0

    معاشران ز حریف شبانه یاد آرید
    حقوق بندگی مخلصانه یاد آرید!
    جای ما خالیست در شبهای زیبای آفتاب…
    دست گزارشگر رند آفتاب درد نکند!

  4. لارستاني بيدار گفت:

    0

    0

    بابا اي ول گزارش. گزارش هاي انجمن از شعر بچه ها جذاب تر است به نظر من.
    ولي انصافا رباعي هاي صادق اخضري هم فوق العاده بودند. جمعتان هميشه گرم و مستدام باد.

  5. صمد کامجو گفت:

    0

    0

    انتقادی از عنوان کتاب آقای پدرام نه از محتویات کتاب داریم . مبنی بر اینکه آقای پدرام با حرف اعلام می کند که به این خاطر نام کتابم تلواسه گذاشته ام که تلواسه زبان لاری دارم. ولی در عمل روی جلد به جای اشعاری به زبان لاری نوشته شده است که تلواسه اشعاری به گویش لاری!
    ما دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس

    • داداش گفت:

      0

      0

      ای ول داری داداش
      حاجی از همین شورا شروع کنید لاری حرف زدن تو جلسات تا جاهای دیگه هم باب بشه و بعد یکی که مدتی تهران بوده در نیاد بگه لاری نمیتونیم حرف بزنیم تو گردهمایی لارستانی های مقیم تهران چون لاری های تهران لاری نمیفهمن!!!!!
      بعد میگن دغدغه های لار رو بررسی کردیم و فرزند لاریم و موقع اعتراض و حق حواهی بشه مثل قوم موسی بشینن بگن داداش ما اینجا میشینیم و دعاتون میکنیم شما برید گاز اشک آور و فلفل بخورید و … و با بیانیه حمایت میکنیم
      و یا اینکه خالو راشد و جاوید تو قندپهلو باشن ولی هیچی از لاریها خبر نداشته باشه و بعد فینال و تو فینال بفهمن اینا لاری بودن و از آفتاب و انجمک شعر هم گله دارم که نه تبریکی گفتند ونه اطلاع رسانی … و بعد توقع داری به زبان لاری گویش نگن و یا اینکه اچمی نگن؟!

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      حضرت آقای داداش!
      میشه بفرمایید کی گفته ” لاری نمیتونیم حرف بزنیم تو گردهمایی لارستانی های مقیم تهران چون لاری های تهران لاری نمیفهمن!!!!!” اگه تا به حال در گردهمایی لارستانیهای تهران شرکت داشته اید حتما ملاحظه فرموده اید که بخشی از برنامه حداقل به شعرخوانی لاری میگذرد. اگر حضور نداشته اید که از دیگران بپرسید! پس لاریهای تهران هم لاری می دانند! اینکه چرا به زبان لاری برنامه اجرا نمی شود دلایل اجرایی دارد که اگر دوست داشته باشید خدمتتان عرض می کنم. به علاوه حرف شما اینقدر بی مبنا و بی اساس است که من می توانم با استدلال خودتان از شما بپرسم: شما که بسیار دغدغه زبان لاری دارید چرا کامنتتان را به زبان فارسی میگذارید؟؟ شما که دغدغه دارید، در جهت نمایاندن زبان لاری چه قدمی برداشته اید؟ غیر از کامنت دادن از روی عصبانیت در اینجا! اگر فرزند دارید آیا زبان او را به سمت زبان لاری رهنمون کرده اید؟
      بعلاوه، چند تا باتوم خورده اید یا گاز اشک آور استشمام کرده اید در جهت اهداف لارستان! چرا فکر می کنید همه حضورها باید فیزیکی باشد و با زور بازو!
      با اطمینان تمام خدمتتان عرض کنم که بسیاری از لارستانیهای مقیم تهران بسیار بیش از شما پیگیر مسائل منطقه و مشکل گشای کارهای شهرستان بوده اند و هستند. توصیه برادرانه من به شما این است که فکر خود را به جای تخریب جمع های موجود در راستای استفاده از ظرفیت های چنین جمع هایی به کار گیرید و در کامنت ها ابراز نمایید!

  6. لاریم من گفت:

    0

    0

    شعریای مهندس اخضری خیلی قشنگند.
    آفرین مهندس

  7. جواب گفت:

    0

    0

    سلام دوست عزیز
    راشد انصاری که […] و اینقدرکه اونو بندرعباسی خطاب کردندهیچ دفاعی از لاری بودنش نکرد.واما جناب جاوید واقعا کارش ایول داره و حسابی با پختگی حال داد.وظیفه ی انجمن تبریک گفتنه که طی تماس های مکرر تبریک گفتن و بودجه ای نداره انجمن که صرف بنر و تبریکات و تبلیغات کنه.در کلباید عرض کنم همین انجمن هم کم نداره امثال راشد و جاوید که شاید هم بااستعدادتر.

    • صحیح■√ⁿ°ّ↨ گفت:

      0

      0

      سایت آفتاب دارید خوب به جای نوشتن گزارش جلسات و حاشیه ها و نقد ها و بحث ها میتوانستید تبریک را اینجا و علنی بنویسید و اینکه و چند روز قبل از پخش برنامه هایشان اینجا اطلاع رسانی کنید
      البته از یک سری جوان خام بیشتر از این هم انتظار نمی رفت
      ————
      مديريت: حق با شماست.

  8. 0

    0

    و اما در پاسخ به آقا یا خانم جواب! اولا قطعا شما بیوگرافی قبل از برنامه رو هر شب نمی خواندید! که نوشته بود راشدانصاری متولد روستای دیده بان از توابع بخش صحرای باغ لارستان.ثانیا و یحتمل بیوگرافی آقای جاوید را هم ندیده اید که نوشته بود متولد شیراز و این گناه ایشان نبود البته چون طفلک در شیراز متولد شده بود و اگر دست خودش بود به ضرس قاطع عرض می کنم در لار متولد می شد…ثالثا در دور نهایی قند پهلو که این جانب و حضرت جاوید حضور داشتم هم بنده و هم ایشان مجددا عرض کردیم لارستانی و یا همان لاری هستیم گرچه با ۳۰ سال سکونت در بندر نیز همواره با اعتراض عزیزان هرمزگانی مواجهیم که شما که بندری هستی!! و بازهم گر چه همه ی ایران سرای من است اما خالوراشد هنوز اصل خودش و روستایی بودنش را فراموش نکرده است! این را می توانید از نزدیکان و دوستانم بپرسید

    • داداش گفت:

      0

      0

      فدایی داری داداش
      ما که هر چی گفتیم باورشون نشد
      خدا رو شکر که خالو خودت اومدی گفتی وگرنه خدا هم میومد میگفت لاری هستی اینا میگفتم نه بندرعباسی هستی و …
      اینا یه عده هستن که…
      ول کن داداش
      بازم ای ول به غیرتت خالو راشد ای ول

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان