میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در14 ژوئن 2014 ساعت 2:20 ب.ظ سرویس:اجتماعی یک دیدگاه 2,164 بازدید

رفتار ایرانیان از عقلانیت خارج شده است/ سامانه حقوقی ۴۰ سال از سامانه اقتصادی عقب است/ نزول ۳۰ تا ۴۰ پله‌ای رتبه کسب‌وکار

بررسی الگوی رفتاری عقلانیت ایرانیان و پیامد‌های آن برای بازار‌های مالی

رفتار ایرانیان از عقلانیت خارج شده است/ سامانه حقوقی ۴۰ سال از سامانه اقتصادی عقب است/ نزول ۳۰ تا ۴۰ پله‌ای رتبه کسب‌وکار

حبيب آرين: شرکت تامین سرمایه آرمان در یکی از روزهای برگزاری هشتمین نمایشگاه بورس، بانک و بیمه، میزبانی نشستی را برعهده داشت که “محسن رنانی” استاد اقتصاد دانشگاه اصفهان در آن نشست، به بررسی کنشگری فعالان اقتصادی در ایران و جهان پرداخت. او با بررسی مشکلات اقتصاد ایران، ابزار‌های کنترلی در اقتصاد ایران و بررسی سه سطح تحلیل فعالان اقتصادی، عدم اطمینان را بزرگ‌ترین مشکل کنشگران اقتصادی دانست.

رنانی در بررسی رفتارهای اقتصادی در ایران، گفت: ما در بازار‌های مالی ایران رفتار‌هایی را می‌بینیم که در هیچ کجای جهان شاهد آن نیستیم؛ الگو‌های رفتاری که در بازار‌های مالی دیگر نمی‌بینیم. پرسش این است که در ذهن فعالان اقتصادی چه می‌گذرد که این رفتار با الگوی‌های رفتاری در بازار‌های مالی تناسب ندارد و قابل تحلیل نیست. در ایران به اطلاعیه‌های بورس و اظهار نظرهای مقام‌های رسمی کمتر از اخبار غیررسمی و شایعه‌ها توجه می‌شود. در این بازار به‌راحتی حباب و صف شکل می‌گیرد.

رنانی

این استاد دانشگاه اصفهان در تحلیل این رفتارهای بی‌منطق، عنوان کرد: در نظریه‌های دموکراسی و در مفهوم تئوری رای، یک نوع رفتار وجود دارد با عنوان رفتار گله‌وار! بعضی از الگو‌های رای‌دهی را رفتار گله‌وار می‌دانند؛ به این معنی که بدون داشتن ایده‌ای به‌دنبال نخستین کسی می‌رویم که اقدامی انجام می‌دهد. این رفتار بیشتر در کشور‌هایی اتفاق می‌افتد که اطلاعات ناقص است، احزاب وجود ندارند و با عدم اطمینان بالایی روبه‌رو هستند. در زمانی که اطلاعات در دسترس نباشد، نمی‌توان درست بودن A یا B را تشخیص داد و رفتار گله‌وار شکل می‌گیرد.

او اضافه می‌کند: نخستین کسی که اقدامی انجام می‌دهد، دیگران گمان می‌کنند این اقدام براساس آگاهی او بوده است. البته لازم به ذکر است که رفتاری که در انتخابات ریاست جمهوری اخیر رخ داد، گله‌وار نبود بلکه براساس «رویدادگی» اتفاق افتاد. رفتار رویدادگی ناشی از ترس است. زمانی که شما خیلی می‌ترسید، رفتاری را انجام می‌دهید که قابل پیش‌بینی نیست. اما در بازار‌های مالی بیشتر رفتار‌های گله‌وار صورت می‌گیرد. وقتی به ایران نگاه ‌کنید، می‌بینید ابزار‌های پولی و مالی که به‌عنوان اصلی‌ترین ابزار‌های هدایت اقتصاد است، از کار افتاده است. به‌عنوان مثال در ژاپن اگر بخواهند صادرات را افزایش دهند، کافی است که ارزش پول ملی را یک درصد کاهش دهند. اما در ایران نرخ ارز ۳۰۰ درصد افزایش پیدا می‌کند درحالی که صادرات افزایش نمی‌یابد. مانند بیماری که مقدار داروی مصرفی را  بالا می‌برند اما جواب نمی‌دهد و مثال‌هایی از این دست که بسیار است!

رنانی با اشاره به ناکارا شدن ابزار‌های کنترلی اقتصاد که در دست دولت است، تصریح کرد: به‌طور کلی، ابزار‌های کنترل اقتصادی در دست دولت، ناکارآمد و غیر فعال شده است. در این شرایط دولت نمی‌تواند با ابزار‌های پولی و مالی اقتصاد را مدیریت کند. پرسش این است که این بیمار چه مرضی دارد؟ این بیمار را نمی‌توان با دارو درمان کرد. درواقع مهم‌ترین عامل شکست هدفمندی در مرحله نخست هم همین موضوع بود.

او اضافه کرد: این تصور وجود داشت که با آغاز هدفمندی، ۱۰۰ هزار میلیارد تومان پول را از حوزه‌ انرژی خارج می‌کنند و آن را به فقرا و دیگر حوزه‌ها اختصاص می‌دهند. با آغاز طرح، فقط ۳۰ درصد از درآمدی که انتظار داشتند قابل توزیع بود؛ به این معنی که پیش‌بینی دولت ۷۰ درصد خطا داشت. دولت با همه‌ اطلاعاتی که در دست دارد، با چنین اشتباهی درباره اقتصاد ایران تحلیل می‌کند. همین بیماری در بازار‌های مالی اثر دارد و رفتار‌هایی را شکل می‌دهد که ما شاهد آن هستیم.

این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه اقتصاد روال و نظم خود را دارد، تاکید کرد: علم اقتصاد برای اینکه به‌عنوان مثال بگوید با کاهش ارزش پول ملی، صادرات افزایش پیدا می‌کند، مفروض‌هایی درنظر گرفته است و این اقتصاد ویژگی‌هایی دارد. برخی از این ویژگی‌ها صریح و واضح است و برخی از آنها تصریح نشده است. باز به‌عنوان مثال، در اقتصاد تصریح شده است که من درباره انسان‌هایی حرف می‌زنم که عاقل‌ هستند و رفتار آنان عقلایی است. یا درباره جامعه ای صحبت می‌کند که انسان‌های آن بیشینه‌سازند و به فکر به حداکثر رساندن سود خود هستند و… . این قبیل فروض را در کتاب‌های درسی می‌بینیم اما یک‌سری از فروض را در کتاب‌های درسی نمی‌بینیم که به صراحت از آن سخن گفته باشد.

او اضافه کرد: مفروض این تئوری‌ها درباره دولتی سخن می‌راند که خیرخواه، دارای اطلاعات کافی و یکپارچه است. یک‌سری از مفروض‌های دیگر نیز وجود دارد که البته نامی از آنها برده نمی‌شود مانند اینکه اقتصاد متعلق به انسان‌های بیدار است! موضوع‌های بدیهی که از آن اسم نمی‌بریم اما به‌طور کلی اقتصاد متعلق به جایی است که در آن جاذبه وجود دارد؛ روی همین زمین!

رنانی در توضیح این فروض و شیوه به‌کارگیری آنها، گفت: برخی از فروض هم وجود دارد که نه ذکر می‌شود و نه مصرح است اما بدیهی است؛ مانند آنکه اقتصاد متعلق به کودکان نیست و متعلق به انسان‌های عاقل و بالغ است. درصورتی که همه سن‌های بالایی داشتند اما عاقل نبودند و یا احساسی عمل می‌کردند، علم اقتصاد کارساز است؟

این کارشناس اقتصادی با تشریح وضعیت و موقعیت دولت و نحوه عملکرد دولت در این باره، گفت: در جامعه‌ای که همه از یکدیگر می‌ترسند و هیچ اعتمادی میان دولت و مردم نیست، آیا این علم کارساز است؟ علم اقتصاد درباره جوامعی سخن می‌گوید که انسان‌های آن عاقل هستند و عقلانیت ابزاری دارند و مهم‌تر از همه دولت (state) یک مفهوم یکپارچه است. متاسفانه دولت در ایران خیرخواه نیست. نه اینکه نخواهد خیرخواه باشد اما مجموع تصمیم‌هایی که گرفته می‌شود و درمجموع برآیند این تصمیم‌ها خیرخواهانه نیست. درواقع چینش سازوکار به‌گونه‌ای است که به این نتیجه (غیرخیرخواهانه) ختم می‌شود.

این استاد دانشگاه اصفهان با بررسی عمیق‌تر ویژگی‌های رفتاری در ایران، یادآور شد: من مدعی هستم که این علم اقتصاد نمی‌تواند رفتار مردم ایران را تحلیل کند. نوع عقلانیت ایرانی با نوع عقلانیتی که در اقتصاد متصور و موجود است، سازگار نیست. شما هر تصمیمی را در زندگی می‌گیرید، سه سطح از عقل کمک می‌کند که این تصمیم را بگیرید. به‌عنوان مثال، شما می‌خواهید کسب‌وکاری را راه‌اندازی کنید. شما با لیستی از مشاغل مختلف روبه‌رو هستید و نمی‌توانید برای سرمایه‌گذاری، درآمد تمامی این مشاغل را حساب کنید. امکان این کار وجود ندارد؛ نیازی هم به انجام آن کار نیست. به‌راحتی خیلی از این گزینه‌ها را حدف می‌کنید چراکه احساس می‌کنید به درد شما نمی‌خورد.

او اضافه کرد: در این مرحله ما برای انتخاب شغل محاسبه عددی نمی‌کنیم و شغل‌هایی که احساس می‌کنید با آن سازگاری ندارید، کنار می‌گذارید. به اصطلاح شغل‌هایی که برای شما «معنی‌دار» نیستند را کنار می‌گذارید. پس از گذراندن این مرحله، به این فکر می‌کنید که روش و نحوه‌ سرمایه‌گذاری به چه صورتی باشد. در این مرحله، عقلانیت خود را به‌کار می‌گیرید و برای نرخ بازده آن محاسبه انجام خواهید داد. پس از تصمیم شما برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار، سطح دیگری از عقلانیت وجود خواهد داشت.

رنانی با بیان اینکه پرسش‌هایی از قبیل اینکه برای راه‌اندازی این شرکت رشوه پرداخت کنم یا نکنم یا کارگران را بیمه کنم یا نکنم، پرسش‌هایی است که در سطح عقل آیینی مطرح می‌شود، گفت: در این مرحله اجرای تصمیم‌ها را با سطح دیگری از عقلانیت که به ما فرمان می‌دهد «این کار را بکن یا نکن»، انجام می‌دهیم. بنابراین ما به سه صورت تصمیم می‌گیریم تا کاری را انجام دهیم. سطح نخست معنی‎‌دار است یا معنی‌دار نیست؛ در این سطح عقل «معنی‌داری» کار می‌کند؛ عقل معنی‌داری به محاسبه دست نمی‌زند و عملکرد آن ۰ و ۱ است و پاسخ آن آری یا نه است. سطح دوم عقلانیت که آن را «عقل ابزاری» می‌نامند، این عقل ابزار‌ها و مسیر‌های پرسودتر و راحت‌تر برای این شغل را به ما نشان می‌دهد. این عقل محاسبه‌گر است. سطح سوم پس از تصمیم‌گیری و به هنگام اجرا، «عقل آیینی» وارد می‌شود و این پرسش مطرح می‌شود که آیا آیین‌ها را رعایت بکنم یا نکنم. درنتیجه، ما هر کاری که انجام می‌دهیم با سه سطح از عقلانیت آن را انجام می‌دهیم.

این استاد دانشگاه در بسط مفهوم عقل معنی‌داری، افزود: با عقل معنایی این سطوح آغاز می‌شود و اگر جواب آن نه بود، اقدامی صورت نمی‌گیرد. فرض اقتصاد این است که عقل معنایی همواره شما را تایید می‌کند و پس از آن به محاسبه دست می‌زند. حال اگر در جامعه‌ای عقل معنایی به همه نه بگوید، اقتصاد دیگر جواب‌گو نیست. عقل معنی‌داری می‌گوید با اینکه در ایران میزان سود بالاتر است، اما معنی ندارد. گاهی اوقات در اصطلاح متداول عامه می‌گوییم «عقلا». درواقع اقدام و فعالیتی عقلانی است که عقل هم آن را تایید می‌کند اما عقلا آن کار را منع می‌کنند. ممکن است اقدامی عقلایی (Reasonability) باشد اما عقلانی (Rationality) نیست.

او افزود: بسیاری از کار‌ها وجود دارد که عقلانی نیست اما عقلا می‌گویند آن را انجام بده و برعکس بسیاری از کار‌هایی که عقل می‌گوید آن را انجام بده، عقلا آن را منع می‌کنند. درنتیجه ما پیش از هر اقدامی به عقل معنایی و یا سیره عقلا رجوع می‌کنیم. لازم به توضیح است که شما معمولا برای تصمیم‌های بزرگ از عقل ابزاری استفاده نمی‌کنید بلکه به معنی‌داری عمل خود نگاه می‌کنید. به‌عنوان مثال، برای ازدواج چرتکه نمی‌اندازید. به همین ترتیب، سرمایه‌گذاری‌های بزرگ پیش از هر چیزی به معنی‌داری عمل خود نگاه می‌کنند و نه به درآمد‌زایی آن.

رنانی در توضیح اینکه چرا در ایران رفتارهای اقتصادی عقلانی یا عقلایی نیست، گفت: اقتصادی که دوران بزرگی از بی‌ثباتی را طی کند؛ جامعه‌ای که دوران بزرگی از عدم اطمینان و بی‌اعتمادی را طی کند؛ همچنین آمار‌های مخدوش ارایه شود و دروغ رواج بیابد و وعده‌های بی‌موقع در آن رواج بیابد، آرام‌آرام مردم در تصمیم‌های کوچک نیز به معنی‌داری آن توجه می‌کنند. در اقتصادی که سالم است، شما برای تصمیم‌های بزرگ به معنی‌داری نگاه می‌کنید. به این دلیل که اقتصاد و جامعه ما دوره‌ بزرگی از بی‌اعتمادی را پشت سر گذاشته است، بیشتر تصمیم‌ها با عقل معنایی و احساس اتخاذ می‌شود. طبیعی است که ضریب خطای احساس، بالا است. احساس به تصمیم دیگران توجه می‌کند. این درحالی است که برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری نیازمند محاسبه عقلانی است و محاسبه عقلانی نیازمند اطلاعات قابل اعتماد است. زمانی که این اطلاعات قابل اعتماد نباشد، این ماشین عقلانی از کار می‌افتد و شما به شهود خود مراجعه می‌کنید. درنتیجه به علت مخدوش بودن اطلاعات در بلندمدت و بی‌ثباتی‌های مداوم و ابهام در آینده، ایرانیان آموخته‌اند که به جای استفاده از عقل‌شان از شهود و احساس‌شان استفاده کنند و تصمیم بگیرند.

 رنانی گفت: زمانی که شما برای راه‌اندازی و یا گسترش کسب‌وکار چهار دایره‌ متداخل را مورد بررسی قرار می‌دهید، دایره‌ نخست محیط بنگاه است؛ به این معنی که شما امکانات و ابزار‌های خود را مورد بررسی قرار می‌دهید که آیا می‌توان محصولی را با مشخصات خاص به خط تولید اضافه کرد یا خیر. درنتیجه در ابتدا محیط داخلی بنگاه را مورد بررسی قرار می‌دهید. درصورت وجود توانایی این کار از دایره نخست عبور می‌کنید. دایره بعدی، محیط اقتصاد کلان است. درصورتی که بخواهید این اقدام را انجام دهید، باید وام بگیرید؛ آیا با این نرخ بهره می‌توانید؟ نرخ تورم چقدر است؟ هزینه‌های شما به چه میزان افزایش می‌یابد؟ درواقع شما متغیر‌های اقتصاد کلان را وارد تحلیل کار خود می‌کنید. درنهایت با لحاظ این متغیر‌ها این پروژه را سودمند می‌دانید و پس از آن وارد دایره سوم می‌شوید.

او اضافه کرد: نام دایره‌ سوم، محیط کسب‌وکار است. محیط کسب‌وکار به معنی فضای نهادی و قانونی است که شما باید در آن کار کنید. اقدام‌هایی ازقبیل مجوز از اداره صنایع، معرفی به بانک برای گرفتن تسهیلات، پرداخت مالیات، وقتی چک‌های شما برگشت بخورد به دادگستری مراجعه کنید و …؛ همه‌ این موارد را محیط نهادی و قانونی می‌نامند. این محیط را مورد بررسی قرار می‌دهیم و باوجود همه مشکلات مصمم به توسعه و یا تاسیس کسب‌وکار می‌شوید.

رنانی مسیر توسعه را در پیوند با محیط کسب‌وکار دانست و اضافه کرد: توجه به این نکته ضروری است که راه‌اندازی کسب‌وکار در آمریکا سه ساعت وقت اداری می‌برد و در ایران ۶۳ روز کاری نیاز دارد. این تفاوت ریشه در محیط نهادی و محیط کسب‌وکار دارد. نکته قابل‌توجه این است که رتبه ایران در محیط جهانی در دوران اصلاحات میان ۱۱۰ تا ۱۲۰ بود؛ در دوران احمدی نژاد از ۱۲۰ به ۱۴۰ رسید و در سال گذشته به ۱۵۲ رسیده است. بدین معنی که رتبه ما در جهان در حال پس‌رفت است. بهبود محیط کسب‌وکار ده‌ها سال به‌طول می‌انجامد. نکته‌ حایز اهمیت اینکه نظام حقوقی ما نسبت به نظام اقتصادی ما حدود ۴۰ سال عقب است.

او درباره دلایل توسعه نیافتن و توسعه و حقیقت توسعه‌نیافتگی، گفت: توسعه به معنای توانایی یک ملت در ایجاد هماهنگی میان نظام حقوقی و اقتصادی است. درحالی که نظام حقوقی در ایران ۴۰ سال است که متوقف شده و قوانین حقوقی ما همپای تحول اقتصادی به پیش نرفته است، توسعه‌ای رخ نمی‌دهد. به‌طور کلی، درباره محیط کسب‌وکار این تصور غلط است که با تغییر دولت این محیط به سرعت بهبود پیدا می‌کند.

او فضای کسب‌وکار را به‌عنوان دایره‌ چهارم شناسایی می‌کند و می‌گوید: فرض کنید سرمایه‌گذار با همه این مشکلات از این دایره عبور می‌کند و به سراغ دایره چهارم می‌رود. دایره‌ چهارم را «فضای کسب‌وکار» می‌نامند. زمانی که وارد یک باغ می‌شوید، درختان و چیدمان آنها و مسیر باغ و … محیط باغ محسوب می‌شود و آن حس و دریافتی که شما از باغ دارید مانند دلپذیر بودن و یا ترس از آن را فضای باغ می‌نامند. فضای کسب‌وکار به این معنی است که شما در نگاه نخست متوجه شوید فضا قابل اعتماد است یا خیر و چه تغییر و تحولی محتمل است. به‌تعبیر صحیح‌تر، مردم در ابتدا دایره‌ چهارم را می‌بینند و اگر آن را پذیرفتند، محیط کسب‌وکار را می‌بینند و اگر محیط اقتصاد کلان مناسب بود، به دایره‌ کوچک‌تر رجوع می‌کنند. درنتیجه تا فضای کسب‌وکار مناسب نباشد، سرمایه‌گذار به سرمایه‌گذاری اقدام نمی‌کند.

رنانی درمورد اینکه آیا شرایط اقتصادی کنونی فضای مناسبی برای ایجاد کسب‌وکار است، گفت: حال ببینیم این فضای کسب‌وکار، فضای سرمایه‌گذاری و فضای روانی اقتصاد چیست؟ این دایره دارای سه لایه است. لایه‌ اطمینان، لایه ریسک و لایه‌ عدم‌اطمینان! فضای اطمینان زمانی است که شما اطلاعات دارید و اطلاعات‌تان نیز کامل است. در این شرایط ریسک صفر است. فضای اطمینان در سطح کلان به‌طور معمول به‌ندرت وجود دارد اما در سطح خرد و در نزد برخی از افراد این فضا شکل می‌گیرد. در لایه دوم شما خطر را می‌شناسید و احتمال آن را هم می‌دانید. هم خود خطر و احتمال روی دادن آن را می‌شناسید. در لایه سوم یا عدم‌اطمینان، شما خطر را نمی‌شناسید و احتمال آن را هم نمی‌دانید. وجود ریسک تصمیم‌گیری شما را مختل نمی‌کند؛ تنها هزینه‌های شما را تغییر می‌دهد و می‌توانید آن را محاسبه و تحلیل کنید. اما در فضای عدم‌اطمینان؛ می‌خوابید و صبح که از خواب برمی‌خیزید، می‌شنوید که پای پرونده بابک زنجانی به بورس رسیده است و شاخص ریزش می‌کند. در این شرایط شما نه خبر را می‌شناختید و نه احتمالش را! سال ۸۴ رییس‌جمهوری عوض می‌شود و بورس را قمارخانه می‌نامد و شاخص از ۱۲ هزار به زیر ۱۰ هزار می‌رسد.

او مشکل اقتصاد ایران را وارد شدن به فضای عدم‌اطمینان دانست و افزود: اقتصاد باید در فضای ریسک باشد تا بتواند کار کند. درواقع تئوری‌ها و سیاست‌های اقتصادی در فضای ریسک جواب می‌دهند. در فضای عدم‌اطمینان شما اطلاعات ندارید و درنتیجه نمی‌توانید محاسبه عقلانی انجام دهید. در این شرایط است که شما به شایعه‌ها پناه می‌برید. رفتار گله‌وار در بورس نیز نتیجه عدم‌اطمینان‌ها است.

وی افزود: با مثالی ریسک و عدم‌اطمینان را بیشتر توضیح می‌دهم. شما در آستانه‌ جاده‌ای قرار دارید؛ به شما گفته شده است که این جاده دست‌انداز و پیچ‌وخم‌های زیادی دارد. شما این دو را به‌عنوان ریسک می‌شناسید و با احتیاط بیشتری می‌رانید اما در نهایت به حرکت خود ادامه می‌دهید. یا شما در ابتدای جاده‌ای قرار دارید و هوا مه‌آلود است. درصورتی که شرایط به‌گونه‌ای باشد که شما تا افقی را ببینید، آرام حرکت خواهید کرد که این ریسک است. اما اگر مه آن‌چنان زیاد باشد که شما تا پشت شیشه را نبینید، با فضای عدم‌اطمینان مواجه خواهید شد. درنتیجه حرکت نخواهید کرد. در شرایطی که جاده کاملا مه‌آلود است، سه گزینه وجود دارد. یا به کناری می‌ایستید و اصلا حرکت نمی‌کنید. دوم این است که من وارد جاده‌ اصلی که ماشین‌های سنگین وجود دارد، نمی‌شوم و از جاده‌های فرعی که می‌دانم، حرکت می‌کنم. این راه‌های فرعی در اقتصاد به معنی اقدام‌های غیررسمی، فرار از مالیات‌دهی و غیره است. درصورتی که دو گزینه‌ بالا انتخاب نشود، صبر می‌کنید تا کامیون بزرگی رد شود و شما پشت سر آن حرکت می‌کنید. در فضای عدم‌اطمینان، این حرکت به معنی پنهان شدن پشت یک جریان و باند سیاسی است. با این توجیه که آنها ریسک و عدم‌اطمینان من را پوشش می‌دهند. برای همراهی با این باند سیاسی باید هزینه‌های آن را نیز بپردازید. عدم‌اطمینان‌های بلندمدت دلیل اصلی فساد سیستماتیکی است که در اقتصاد شکل گرفته است.

استاد دانشگاه اصفهان در جمع‌بندی سخنان خود، افزود: در سه سطح عقلانیت جدای از بحث عقل آیینی در ایران به یمن سقوط اخلاق، عقل آیینی نیز از کار افتاده است. عدم‌اطمینان‌های بلندمدت موجب شده است تا سرمایه‌گذار ما یا از اقتصاد فاصله بگیرد و کار تولیدی انجام ندهد و خود را زمین‌گیر صنعت نکند یا با عقل معنایی خود تصمیم می‌گیرد و می‌گوید در زمان حاضر معنادار نیست. هیچ فعالیتی را انجام نمی‌دهد و صبر می‌کند. مشکل اینجاست که فعال اقتصادی ما وقتی نگاه می‌کند، سه سطح ابهام را می‌بیند. ابهام نخست، ابهام در سطح حکومت است. به‌عنوان مثال، بخش‌هایی از حکومت دولت روحانی را به‌عنوان یک تهدید می‌شناسد و بخش‌هایی از حکومت، دولت روحانی را یک فرصت می‌داند که در حال رفع تحریم‌ها و بازسازی اقتصادی است. اما هر دو بخش وجود دارند و فعالیت‌های خود را انجام می‌دهند. درنهایت این پرسش برای فعال اقتصادی مطرح است که آیا حکومت از این دولت حمایت می‌کند یا خیر!

ابهام دوم، مربوط به ابهام در خود دولت است. این ابهام‌هایی است که روی رفتار فعالان اثر می‌گذارد. مشکل اقتصاد ایران مشکل کمبود پول و ارز نیست. تکلیف دولت روحانی با سایر قوای حکومت و همین‌طور جامعه روشن نیست. این دولت با صراحت سخن نمی‌گوید و خواسته‌های خود را مطرح نمی‌کند و پا فشاری نمی‌کند. کسی که از بیرون نگاه می‌کند، می‌بیند دولت یازدهم دولتی منفعل است. برای برون رفتن از این مشکلات به یک فرمانده‌ اقتصادی که بقیه ارگان‌های اقتصادی و حتی غیر اقتصادی از آن اطاعت می‌کنند، نیاز داریم.

ابهام سوم، بستگی به دو ابهام دیگر دارد اما فعال اقتصادی پس از گذشت چند ماه از انتخابات ریاست جمهوری، وارد فاز نظاره شده است و پس از چند ماه، این فاز به سمت کنشگری سوق پیدا می‌کند و ممکن است این واکنش‌های اقتصاد مثبت و یا منفی باشد. اگر جامعه به این نتیجه رسید که عملکرد دولت خوب بوده است، وارد کنش مثبت می‌شود. اما اگر وارد فاز منفی شود، این نقدینگی‌هایی که تا به حال رسوب کرده بود را بلند می‌کند و وارد بازارهای مختلف (طلا، ارز و مسکن و …) می‌کند و همه‌ آنها را به‌ترتیب برهم می‌ریزد و زنجیره‌ای از درهم‌ریزی را ایجاد می‌کند.


1 نظر

  1. خاندانی گفت:

    0

    0

    واقعا درسته، مشکلات ما همین بوده و با این شرایط همین خواهد ماند…

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان