میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در23 ژانویه 2017 ساعت 12:39 ق.ظ سرویس:برگزیده ها, یادداشت 5 دیدگاه 1,384 بازدید

رنگ زرد زمانه

رنگ زرد زمانه

یادداشتی بر نمایش «خنکای ختم خاطره»

etwtعدنان کارگزارفرد: یوسف گم گشده و کنعان، حکایتی به وسعت تاریخ و به رنگ مذهب. روایت دور شدن از اصل و تلاش برای رسیدن به وصل.

یوسف در هر دوره به رنگ زمانه خود درآمده و بنا به جغرافیای محیط بومی گردیده است. اوج این قرابت، در ادبیات دفاع مقدس قابل ردگیری و پیگیری است. تلفیق درون مایه مذهبی با میهن پرستی جلوه هایی ماندگار از هنر ملی دینی را خلق کرده است. شعور شریعت و شور وشیدایی ایرانی با توجه به روح ساری جنگ در زندگی، حماسه ی یوسف ایرانی را مانوس و ملموس کرده بود.

گذران چرخ دوران و فاصله گرفتن از فضای فرهنگ جهاد و جبهه و تولد نسلی جنگ ندیده، روایتهای تک بعدی را از رونق انداخت و یوسف را از زمین به آسمان دست نیافتنی فرستاد. نسل جدید در پی درک یوسف به روزشده و با دغدغه های معاصر هستند و راویان یوسف در همان زمان مانده اند.

نمایشنامه “خنکای ختم خاطره” در سال ۱۳۸۸ به سفارش بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس توسط حمیدرضا آذرنگ نوشته شد و در همان سال در جشنواره تئاتر فجر توسط نیما دهقان بر روی صحنه آمد و جوایز زیادی را کسب کرد. از همان زمان بحث هایی مبنی بر سفارشی بودن و گل درشت بودن پیام های نمایش مطرح گشت. وجود اقلیت های مذهبی و قومیت های مختلف بیانگر درگیر بودن همه ایران در جنگ و پیامدهایی بعدی آن است.

اسماعیل بلند گرامی و گروه هنری آرش با تجربه موفقی از آثار پیشین، این نمایشنامه را به روی صحنه بردند و طی این مدت با استقبال خوبی از هنردوستان مواجه گردیده اند. آنچه از مقایسه ی بخشهای موجود در اینترنت گروه نیما دهقان و اجرای گروه آرش قابل ذکر است پایبندی و تعهد کارگردان به اجرای وفادارانه و با کمترین تغییر از منبع اصلی است. هرچند قضاوت نهایی در این خصوص موکول به مشاهده کامل نمایش اولیه و خواندن کامل فیلم نامه است.

بازیگران به خوبی هدایت شده اند و در خصوص لهجه به راحتی گلیم خود را از آب بیرون کشیده و جو کلی بازیگران یک دست و هماهنگ است و کسی زیر سایه دیگری قرار نمی گیرد. کارگردان روایت را با صبر و تامل به پیش می برد تا جایی که همزمان بازیگران و تماشاگران خوب فکر کنند.

نور پردازی و افکت های تصویری قابلیت بهبود دارند و تغییر ناگهانی نور نه یک شک که وقفه ای نامطلوب در روایت محسوب می شد. رگه های طنز اثر به خوبی توانسته بود از تلخی اثر بکاهد و به تماشاگران انرژی برای تماشای تئاتر نسبتا بلند بدهد.

آری یوسف زنده است و یوسف تکثیر شده تمام گم شده های این مرز و بوم است. آنچه یوسف را برمی گرداند صرف انتظار نیست و خواستن و درک کردنش او را دست یافتنی می کند.

مطلب مرتبط:

گزارش تصویری نمایش «خنکای ختم خاطره»

12-46-5


5 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    نقد منصفانه و مورد توجهی بود.

  2. خلیل گفت:

    0

    0

    دست مریزاد

  3. موج مرده گفت:

    0

    0

    ضمن سپاس ازنویسنده فرهیخته واندیشمندلازم است این نکته رایاداورشدکه متاسفانه ماملتی هستیم که درروزهای سخت ودرسختیها خوب امتحان میدهیم مثل زمان جنگ امانمیدانیم درزمان صلح چطورزندگی کنیم ای کاش امام خمینی ده سال دیگردراین جهان مانده بودوزندگی درصلح راهم به اموخته بوددرست است شهداورزمندگان اسمانی شده بودندولی پایشان برزمین بودزمینی بودندولی شهیدانه زندگی می کردند یعنی فقط خدارامیدیدندوبس نه خرمارا خورماراهم اگرمیدیدندبرای دیگران میخواستندنه براخودشان حیف وصدحیف که نه قدرانقلاب رادانستن ونه قدرانقلابیون ویاران امام راوتنهادلخوشی وامیدمابه شماعزیزان بی ادعاوجنگ ندیده ایست که بدون اینکه هیچ چیزاین جامعه ازان شماباشدولی هنوزنظربه اسمان دارین واین چیزجزمعجزه خونهاونیتهای پاک شهداامام وزحمت گذشتگان وقلب پاک وصاف شمانسل امروزنیست چه کنیم این رسم دنیا است مردان بدست میاورندونامردان ازدست میدهنددرودبه شرف ودانایی شما .خدانگهدارتان ..

  4. قاسم گفت:

    0

    0

    یوسف گم گشته بازایدبه کنعان غم مخور…کلبه احزان شودروزی گلستان غم مخور…

  5. محمداسماعیل بلندگرامی گفت:

    0

    0

    سلام و عرض ادب خدمت دوستان و مخاطبان هنر دوست لارستان و باتشکر از یادداشت جنای اقای کارگزارفرد. متاسفانه برای تمدید اجرای نمایش خنکای ختم خاطره با مخالفت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی لارستان مواجه شدیم. حتی برای یک شب. به همین خاطر و بدلیل استقبال همشهریان عزیز از اجرا ،چهارشنبه شب، یعنی شب اخر اجرا رو مجدادا” دو سانس کرده تا بتونیم پذیرای مخاطبین بیشتری که گروه رو انصافا” مورد لطف خودشون قرار دادن باشیم. باتشکر(گروه تاتر آرش)

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان