میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در4 می 2014 ساعت 6:43 ق.ظ سرویس:برگزیده ها, گفتگو 2 دیدگاه 2,025 بازدید

روحيه تجاري، باعث شده توسعه لار بيشتر در شهرجديد متمركز شود

گفت و گو با دكتر محمد شيخي (بخش اول)

روحيه تجاري، باعث شده توسعه لار بيشتر در شهرجديد متمركز شود/ خيابان كشي، نشانه توسعه شهري نيست/ شهرداراني كه خيابان بيشتري كشيدند، نماينده مجلس شدند!

dr-sheykhiآفتاب لارستان: چند وقت پيش زندگي نامه ي خود نوشتِ دكتر محمد شيخي را در «آفتاب» خوانديد. همانطور كه پيش از اين گفتيم او به چند پرسش ما درباره مسائل اجتماعي و شهري لارستان نيز پاسخ مفصلي داده است كه در دو نوبت درج خواهيم كرد. براي آنها كه دكتر شيخي را نمي شناسند لازم است توضيح دهيم او داراي مدرك دكتري در رشته شهرسازي است و اينك به عنوان معاون پژوهشي دانشكده علامه طباطبايي تهران در اين دانشكده كار و تدريس مي كند. بخش اول اين گفت و گو را بخوانيد:

***

جناب دكتر اين روزها در لارستان و بطور خاص شهر لار كمپيني براي احيا و بازسازي بافت تاريخي لار ايجاد شده كه البته بنا به محدوديت هاي دولت در اعتبارات، نتايج عملي مشخصي حاصل نشده ولي اين موضوع اينك در كنار ديگر مسائل اجتماعي اينك جزو دغدغه هاي مردم محسوب مي شود. شما به عنوان متخصص در امور شهرسازي اولا نفس اين دغدغه عمومي براي احياي بافت تاريخي را چطور ارزيابي مي كنيد و ثانيا چه الگويي را براي توسعه و مديريت بافت تاريخي، فرسوده و جديد شهر لار پيشنهاد مي كنيد؟

این سوالی است که جوابش خیلی بحث می طلبد و شاید حق مطلب به صورت مكتوب، ادا نشود. ولی تا جايی که ممکن است با اتکا به تجارب حرفه ای و دانشگاهی به برخی از جنبه هایش می پردازم. از اینکه این کمپین در فضای جدید کشور که ظاهرا قرار است مردم نقش بیشتری در عرصه های مرتبط با خودشان بر عهده بگیرند در لارستان و لار شکل گرفته خیلی خوشحالم. اینکه در انبوه مشکلات و مسائل روزمره گروهی به فکر بافت تاریخی شهر و بافت فرسوده باشند و در یک تشکل مردمی داوطلبانه برای حفظ و احیاي بافتهای ارزشمند و واجد ارزشهای فرهنگی، مذهبی و تاریخی شرکت کنند امری مقدس و قابل تقدیراست!

در همه دنیا و در ایران این را به فال نیک گرفته، نقطه آغازی برای مشارکت فعالانه مردم به عنوان کنشگران اصلی نوسازی، بهسازی و بازسازی این بافتها تلقی می کنند. گرچه این مشارکت در مقاطعی ممکن است برای برنامه ریزی و مدیریت شهری مشکلاتی هم ایجاد کرده و کار را از آنچه در ابتدا تصور می شود پیچیده تر نموده و نیاز به صرف زمان و هزینه ای –به ویژه اجتماعی- بیشتر باشد اما به تجربه ثابت شده که نتیجه کار با این تشکلها و متن مردم پایدارتر، ماندگارتر، عمیق تر و در مجموع مؤثرتراست.

البته الگويی واحد و نسخه ای آماده برای مواجهه با این بافتها وجود ندارد. اما هم درادبیات کلاسیک و جدید و هم در تجربه های قدیم و نوین شهرسازی ایران و جهان در رابطه با شناخت، ارزیابی و برنامه ریزی و تدوین الگوی مداخله در انواع بافتهای دارای ارزش تاریخی فرهنگی یا فاقد ارزش تاریخی وجود دارد.

در این رابطه پیش و بیش از هر چیز شناخت و یا بازشناسی کارشناسانه ارزشهای بافتها، نحوه شکل گیری و دگرگونی آنها و به ویژه علل و دلایل فرسودگی آنها که به ویژه طی حداقل ۵ دهه اخیر و در مورد لار دهه اخیر به واسطه مداخلات بی برنامه، فاقد الگوی مشخص و در مجموع شتابزده و بدون آینده نگری و… رخ داده است و آنگاه تدوین چشم انداز، راهبردها، سیاستها و الگوی مداخله و سرانجام اقدامات اجرايی در قالب تعریف پروژه هايی اجرايی است که در مجموعه نقشه راه مشخص تعریف شده باشد.

بیان چارچوب کار در این پاراگراف ساده اما اجرايی کردنش بستگی به عزم و اراده نظام مدیریت شهری شامل شورای شهر و شورایاریها، شهرداری و سایر نهادهای عمومی از یک سو و نهادهای مردمی و مردم از دیگر سو و البته تیم برنامه ریزی، طراحی و تسهیلگران بهسازی و نوسازی بازه زمانی متفاوتی در مقیاس لار از ۳ تا ۳۰سال؟! خواهد داشت. می بینید که کار پیچیده، زمان بر و هزینه بری است!

با اين اوصاف تكليف چيست و چه بايد كرد؟

راحت ترین کار و بدترین کار همان است که در رابطه با بافت تاریخی و فرسوده لار و خیلی دیگر از شهرهای کشورمان انجام داده ایم. یعنی رها کردن این بافتها، بی توجهی و یا تخریب های گسترده و بی برنامه و بازسازی شتابزده در قالب برجهای تجاری-اداری و… بدون توجه به ارزشهای تاریخی-فرهنگی و نیز ظرفیت و کشش پذیری محیط پروژه و در بهترین حالت بهسازی های تزئینی در گذرها و محوطه های بافت ارزشمند و… و در مقابل تامین خدمات بیشتر و بهتر و هدایت بیشتر آگاهانه و گاه ناآگاه سرمایه ها و زیر ساختها به بافتهای جدید که در نهایت ریسک توسعه و سرمایه گذاری مردم، بخش خصوصی و نیز خود دولت، ادارات و بخش عمومی مثل شهرداری بنیادها را در این بافتها به حداقل رسانده، انگیزش ساخت و ساز و فعالیت عمرانی را در آنها به شدت تقویت می کند. این دور باطل مرتبا به ارزش کاهی  بافتهای تاریخی ارزشمند و بافتهای مرکزی و میانی و در نتیجه ویرانی و در نهایت نابودی آنها منجر شده و نتیجه نهائی این نامعادله از بین رفتن کلیه ارزشهای بنیادی و همه آن چیزی است که «هویت» تاریخی-فرهنگی شهر است.

لطفا مصداق هاي اين بحث در مورد شهر لار را بفرماييد.

در لار متاسفانه این فرایند به واسطه عوامل گفته شده به خصوص تغییر صرف ارزی و رونق کسب و کار در کشورهای حاشیه خلیج فارس و در نتیجه درآمد بسیار بالا بعد از انقلاب شدت پیدا کرد. و شاید به دلیل روحیه تجاری و ریسک پذیری کمتر لاریها توسعه های مطلوب و مناسب بیشتر به سمت شهر جدید رفت. این در شرایطی است که جز خیابان کشی های گاه مغایر طرحهای توسعه شهری، سریع و شتابزده اقدام جدی دیگری در رابطه با احیا و زیست پذیر کردن بافتهای فرسوده و بافت ارزشمند لار انجام نشد.

فکر می کنم هیچ برنامه و طرحی هم در کار نبود! خُب البته این شتابزدگی و عمل زدگی شاید پاسخ بی عملی سالیان و مخروبه شدن بافتی خشت و گلی بود که تقاضای گسترده مردمی هم به ویژه آنها که از کمبود خیابان در لار قدیم و مشکلات حرکت در آن در عذاب بودند بود و اقبال مردم را در مجموع به همراه داشت! در این سالها و به ویژه یکی دو دهه اخیر در خیلی از شهرهای ایران و از جمله لار خیابان کشی نشانه توسعه شهری است! چیزی که در دنیای غرب سالهاست پشت سر گذاشته شده و لذا در شماری از شهرها شهردارانی که در این زمینه بیشتر کار کرده اند در دوره بعد نماینده مجلس شده اند.

اگر این ارزیابی سریع و شتابزده را بپذیریم، راه حل کلی درست مقابل آن شکل اقدامات یا بی عملی برخاسته از نقشه راه؟! یا بیراهه یا کژراهه هايی است که تاکنون پیموده ایم. و البته نه بازگشت به عقب و بلکه حرکتی اندیشیده، مبتنی بر تدبیر و متکی به توانهای نهفته مردمی و نهادهای مردمی اما البته ابتدا بار عمده را باید مدیریت شهری –تاوان بی یا کم توجهی سالیان_ بر دوش بکشد.

اول تامین خدمات و زیرساختها و نیز تامین امنیت رسمی و غیر رسمی و در یک کلام مقرون به صرفه و کم خطر کردن سرمایه گذاری در این بافتها و هدایت آگاهانه سرمایه ها به این بافتها از طریق مشوقهای مالیات و عوارض، سیستم وام و اعتبار و گاه مشارکت شهرداری و نهادهای عمومی از طریق قراردادهای شفاف و مشخص است؛ البته به نظر می رسد با گذشت چندسال از نوسازی و بازسازی این بافتها با اتکا به دارائیهای خود، موقعیت مکانی و مزایای نسبی باز گشته، جایگاه ارزشهای تاریخی و خاطرات جمعی و… و در آن هنگام سرمایه اجتماعی و انسانی خود قادر خواهند بود به مسیر توسعه طبیعی خود باز گردند و آنگاه روند سرمایه گذاری و نوسازی و بازسازی بافت خودجوش و خودکار شده و رقابت جدی با بافتهای جدید فاقد این مزایا آغاز شده و چنانکه در خیلی از کشورهای توسعه یافته و حتی در حال توسعه روند جابجائی و باز پیرائی جمعیت به وقوع می پیوندد.

به گونه ای که بازگشت اقشار اصیل و بومیان به این بافتها را شاهد خواهیم بود و این ساکنان در کنار ساکنان فعلی توانمند شده و ارتقا یافته شان و هویت این بافتها را پاس خواهند داشت. در این شرایط البته امنیت در  دو جنبه رسمی و هم در شکل نظارت غیر رسمی مردم و نهادهای مردمی برقرار شده و دور توسعه یافتگی جایگزین دور شیطانی توسعه نیافتگی می شود.

حال به تناسب هریک از این دوران مدیریت از جنبه نهادی و هم نحوه عمل متفاوت باید باشد. در یک نگاه کلی در شروع نیاز به یک سازمان مدیریتی قوی با قدرت و حمایت مالی مثل شهرداری منطقه مرکزی، بافت تاریخی، شرکت نوسازی بافت فرسوده و امثال آن با انگیزه های مردمی و خیر خواهانه با حمایت خیرین و نهادهای غیردولتی و مردمی و بخش خصوصی است. زمینه اقدامهای اولیه بر اساس نقشه راه طرح نوسازی و پروژه های تعریف شده هم می تواند به گونه ای باشد که با ظرفیت سازی متکی به استعدادهای بافتها ارزش افزوده لازم را ایجاد و تقویت نماید. تعریف ریز پروژهای امکان پذیر با قابلیت مدیریت مردم و نهادهای مردمی در آغاز بیشتر جواب می دهد.

ایجاد دفتر تسهیلگری با اتکا به تجربه تهران و دیگر شهرهای کشور می تواند به راه اندازی جریان مردمی نوسازی کمک شایسته ای نماید. درمراحل بعدی و با ایجاد ارزش افزوده بیشتر در این بار این بافتها، بازگشت سرمایه تسهیل شده و نوسازی در بازه های زمانی کوتاهتری صورت می گیرد. لذا توسعه تشکیلات و تقویت روابط بین دستگاهها با توجه به سرعت و وسعت بازسازی ضرورت می یابد و در گامهای انتهايی دیگر نهاد نوسازی در شهرداری بافت مرکزی می تواند نقش هدایت توسعه و نوسازی بافت را داشته و شرکتهای خصوصی یا مردمی کنشگران اصلی خواهند بود.

 


2 نظر

  1. ارادتمند اساتيد گفت:

    0

    0

    احسنت به روشنفكران لارستاني! حقيقتا وقتي پاي صحبتهاي مفاخر لارستاني مينشيني بر خود ميبالي كه شهر لار را چنين اسطوره هايي است و اما ما همچنان به دنبال رهبريت غير بومي! جناب دكتر شيخي مستدام باشيد .

  2. دوستدار اساتید روشن فکر گفت:

    0

    0

    با سلام و تشکر از جناب آقای دکتر شیخی مردم لار به چنین افرادی نیازمند اند و باید مسئو لین شهر واستان مان از طرح و برنامه های ایشان استفاده نمایند.

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان