میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در13 فوریه 2021 ساعت 3:42 ق.ظ سرویس:یادداشت 11 دیدگاه 416 بازدید

روزگارِ فرشته‌جویی

روزگارِ فرشته‌جویی

چهار یادداشت کوتاه

نوید بازیار:‌ «هر که را خُلق و خوی فَراخ دیدی و سخن گشاده و حوصله که دعای خیرِ همه کند، که از سخن او، تو را گشادِ دل حاصل شود و این عالَم و تنگیِ او بر تو فراموش شود، نه چنان طبع گشاده که کفر گوید و تو بخندی، بلکه چنان محضِ توحید گوید، آن فریشته است و بهشتی، و آن که اندر او و اندر سخن او، قبضی می‌بینی و تنگی و سردی ـ که از سخنِ او چنان سرد می‌شوی که از سخنِ آن کس گرم شده بودی ـ اکنون به سبب سردی او، آن گرمی نمی‌یابی، آن شیطان است و دوزخی.»

از کتاب مقالات شمس‌الدین محمد تبریزی

خیلی وقت بود که هیچ ننوشته بودم و این عارضه داشت برایم به عادت تبدیل می‌شد، تا این که با خواندن این صفحه از کتاب مقالات شمس تبریزی، دوباره احساس گمشده نوشتن را در خودم یافتم و شروع کردم به نوشتن این یادداشت.

در این روزگار کرونایی، ما واقعا به «انسان فرشته‌خو» احتیاج داریم تا اگر لذت و شادیی داشت ـ لا اقل در کلام ـ با ما قسمت کند، و اگر نداشت، غم و غصه‌ها و درد و ناخوش احوالی‌هایی ریز و درشتش را نچپاند توی چشم و گوش و دل و روده‌مان.

۱) هفته پیش رفتم بعد از این که سی دی قاتلین بالفطره را برگرداندم کلوپ، رفتم طرف چهل متری اول؛ همین که رسیدم، چراغ قرمز شد. همه وسایل نقلیه توقف کردند به استثنای دو موتوری که در جهت مخالف هم، از چراغ قرمز رد شدند و در یک بزنگاه غیر تاریخی با هم تصادف کردند و جر و دعوا و قیل و قال راه انداختند که تقصیر تو بود و تو چرا آمدی تو دست من و من چرا نرفتم از دست تو و… واویلا!

داشتم فکر می‌کردم مگر یک چراغ قرمز چقدر طول می‌کشد و یا هر راننده ـ موتورسوار و ماشین‌سوار فرق نمی‌کند ـ  چقدر کار ضروری دارد که نخواهد/ نتواند صبر کند؟

کلنجار بی‌پاسخم به درازا کشیده بود که دیالوگ روان‌شناس فیلم به دادم رسید:

«خیلی از آدم‌ها تفاوت خیر و شر را می‌دانند، اما نمی‌خواهند به این تفاوت توجه کنند.»

هر راننده‌ای باید بداند که چراغ قرمز یعنی: ایست کامل، اما ممکن است دلش نخواهد که اجرا کند. همین

۲) دو ماه پیش کتاب‌فروشی دیوان واقع در طبقه پایین پاساژ پارس را با حضور دوستانه عبدالرضا مفتوحی شاعر خودمانیِ لارستان و آینده‌اش عرفان، فرزاد قناعت‌پور رئیس مرکز رشد و اسماعیل افتخار و شاکر پورقائدی افتتاح کردیم. یک کتاب‌فروشی کوچک اما خوب.

گفت‌وگوی دوستانه‌مان، خودش کتاب بود و هر بحثی که در می‌گرفت، تورقی بی‌پایان. به گفته آنخل آستوریاس نویسنده و برنده نوبل ادبیات: احساسی هم‌چون شنا کردن در شادی.

پورقائدی، مسئول کتاب‌فروشی، کارشناس ارشد زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه شیراز است که دستی هم در تحلیل و ترجمه دارد.

۳) «هم داستان‌نویسی هنر است و هم داستان‌خوانی.»/ دیوید لاج؛ کتاب هنر داستان‌نویسی

بعضی وقت‌ها با مطالعه برخی داستان‌ها ـ به‌خصوص داستان‌های آمریکای لاتین ـ  این کلام در ذهنم می‌درخشد.

وقتی لینو نواس کالوو می‌نویسد:

«ماه در آسمان مثل اسفنجی از فسفر بالا می‌آمد و در بالا بی‌حرکت می‌ماند و با چشم‌های قی‌آلود روباه‌وار پایین را نگاه می‌کرد و همه می‌دیدند.»

این سطر هنر محض است. هنر دیدن، نگریستن و دیده و نگریسته را به ادبیات ناب تبدیل کردن.

و باز:

«موهای سرش مثل سیم‌های خاردار سیخ می‌شد، چشم‌هایش مثل تخم مرغ‌های پوشیده از خون تا سطح صورتش بالا زده بود، کمرش بیش از گذشته خم شده بود.»

نوشتن چنین داستانی، نقاشی کردن در عرصه زبان است و راه یافتن به تار و پود آن، لذتی بی‌حصر.

۴) «ادبیات واقعی» که سفارش درون انسان است، تجربه کمال‌طلبی ذهن است در زمینه زبان. اگر تجربه کمال‌جویی در زبان اتفاق نیفتد، ادبیات واقعی هم به‌وجود نخواهد آمد.

به گفته حافظ:

«بیا و حال اهل درد بشنو

به لفظ اندک و معنی بسیار.»

تمام آن چه پدیدآور(Author) اصیل را از سایرین جدا می‌کند، «تجربه متفاوت نگرش و نگارش» است و این تجربه در ادبیات همه ملل، همراه با مشتقت و شکلی از ریاضت درونی بوده است.

شکلی از ریاضت درونی، سبب شکل‌گیری نطفه آثار ادبی می‌شود و مشقات و مشکلات زیستی، گاهی سبب به گره افتادن روان پدیدآور و در نتیجه اضمحلال او می‌شوند. چنان چه ارنست همینگوی می‌گوید: دو چیز ذهن نویسنده را مچاله می‌کند: فقر و اضطراب.

تا یادداشتی دیگر بدرود…

از این نویسنده بخوانید:

زیستار ادبی فکری نویسندگان نامی جهان

بهترین دارو برای انسان، «انسان» است

منتظر چیزی نباش! همین زندگی امروزتو بچسب

عطرِ نابِ ادبیات که در جانم می پیچد

غیر انسانی‌ترین سرگذشت، سرگذشت انسان‌هاست!

تو حسودی؟ احساس کمبود می‌کنی؟

نقدی بدون دشنه و نوشابه


11 نظر

  1. شفیعی گفت:

    0

    0

    یادداشتهای مفیدی بود.
    لذت بردم.

  2. ناشناس گفت:

    0

    0

    موفق باشید.

  3. ناشناس گفت:

    0

    0

    آقای بازیار خسته نباشید.
    یادداشت دوم رو خیلی پسندیدم.

  4. ناشناس گفت:

    0

    0

    وای دوباره آقای بازیار با مطالب قشنگش.سپاسگزارم

  5. ناشناس گفت:

    0

    0

    واقعآ این روزا به آدمای فرشته خو نیاز داریم.

  6. سعیدی گفت:

    0

    0

    جای ادبیات و معرفی کتاب و هم چنین مکاتب ادبی و هنری تو سایتای منطقه خیلی خالیه.

  7. عبدالرضا مفتوحي گفت:

    0

    0

    نويد جان از خواندن نوشته هايت خسته نمي شوم بيشتر بنويس و لذت خواندن را در ما زنده نگه دار

  8. لارستانی گفت:

    0

    0

    آقای بازیار یه رمان عالی هم معرفی کنید.

  9. ناشناس گفت:

    0

    0

    نوید جان موفق باشی.

  10. دوست گفت:

    0

    0

    درابطه با یادداشت دوم با شما موافقم این کتابها رو من هیچ جای منطقه لارستان و حتی بستک و یا بندر عباس هم ندیدیم یا لااقل بصورت یکجا ندیدم ولی این کتابفروش سعی کرده اینا رو یکجا جمع کنه و کار رو راحت کنه بنظرم خودش کتابها رو خوب می شناسه و علاقه داره و فروشنده صرف نیست

  11. اکبری گفت:

    0

    0

    خدا را شکر کسي است که تو این روزگار یادداشتی درباره هنر و ادبیات می نویسه.
    خودش روشنایی‌روشناییه.

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان