میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۵:۴۶ ب.ظ سرویس:برگزیده ها, یادداشت 7 دیدگاه 586 بازدید

زبان «شیرازی» و زبان «لارستانی» بازماندگان زبان پارسی هخامنشی و اشکانی

زبان «شیرازی» و زبان «لارستانی» بازماندگان زبان پارسی هخامنشی و اشکانی

مقاله ای از «منوچهر عابدی راد»*

شیرازی قرن هشتم:

وپی ما جان غرامت بسپر یمن/ غَرُت یَک وی روشتی از مَ اُت دی (حافظ۷۲۷-۷۹۱ هجری قمری، زبان شیرازی قرن هشتم)

لاری امروز:

وَ پی ما جان غرامت بِسپُرِم مَ/ گَرُت یَک وی روشتی از مَ اُت دی

ترجمه فارسی نو:

در پای ما جان من غرامت می سپارم/ اگر که تو یک کار ناشایستی از من دیدی

وپی= در پای

ماجان= در گاهی در مکتب خانه قدیم جهت تنبیه دانش آموزان

ماجان= جانمان

بِسپریمن= می سپارم- ودیعه می نهم

غَرُت= اگر تو

وی= زشتی- نادرستی

از مَ= از من

اُت دی= شما دیدی- تو دیدی

***

شیرازی قرن هشتم:

ک مپسند ک مَ خو از غصه بُکُشم/ که گِرد اُمکرده نخُرِم یا نِبخشِم(سعدی ۶۰۲-۶۹۱ هجری قمری)

لاری امروز:

ک مَپسند که مَ خو از غُصَه بُکُشَم/ کِ گِرد اُم کِردِه نِخُرِم یا نبخشِم

فارسی نو:

که مپسند که من خودم را از غصه بکشم/ که آنچه جمع آوری کرده ام نخورم و نبخشم

گِرد اُمکِردِه= جمع آوری کرده ام

نِخُرِم= نخورم

***

شیرازی قرن هشتم:

توبَم کِ کِ از عشق تو نِبُرِم نَمِ توبه/ نشکن و درستی کِ مَ اِ توبه نسوحِن (شمس پُسِ ناصر)

لاری امروز:

توبَم کِ کِ از عشقِ تو نِبُرِم نَمِ توبَه/ مَشکن و دُرُسی کِ مَ اِ توبه نسوح اِ

فارسی نو:

من توبه کرده ام که از عشق تو دگر نبرم نامی از توبه/ نشکن به راستی که توبه من از نوع توبه نسوح است

پُسِ= پسر

نَمِ= نام

مَ= من

اِ= این

اِ= هست

نسوحِ= نسوح هست

***

شیرازی قرن نهم:

هر ای دَم مَ گُش دِل نِدَی رست از یار/ که هرکه یار مَ هِن، دست اَهِیتن از اغیار (شاه داعی الله- وفات۸۷۰ هجری قمری)

لاری امروز:

اَر ای دم مَ گُشِ نِدَی رسی از یار/ کِ اَر کِ یارِ مَ اِ، دَس واکَشِ از اغیار

فارسی نو:

در هر لحظه ندایی از یار به گوشم می رسد/ که هرکه یار من است دست از دیگران بکشد

مَ گُشِ= به گوش من

مَ هِن= من هست

دست آهیتن= دست بکشد

***

شاید با بررسی و غور جدی ادبی و بویژه واژه شناسی در ابیات فوق، تعجب همگان به شبهه بدل شده و این پرسش بلافاصله به ذهن متبادر می گردد که این ابیات از یک شاعر لارستانی عصر حاضر است یا واقعا این ابیات از جمله سروده های سعدی، حافظ، شاه داعی الله، شمس پُسِ ناصر شیرازی، در سده های هفتم، هشتم و نهم هجری قمری است (واژه «پُس» امروزه در زبان لارستانی یعنی پسر؛ همان معنی که این واژه در چند سده قبل توسط شیرازی ها بکار گرفته می شده)، باید پاسخ گفت: اصالت این اشعار و ده ها غزل و سروده در قالبهای متفاوت شعری و انتصاب آنها به این شاعران برجسته و ستارگان ادبیات ایران زمین  صد در صد قطعی و مستدل است.

تا همین نزدیکی ها به عصر حاضر، یعنی حدود پانصد سال قبل، مردمان فرهنگ دوست شیراز، با همان واژه ها و جملاتی صحبت می کردند که هم اکنون در لارستان، مرسوم است. گرچه انتظار بر این است که در طول پانصد سال از انقراض زبان شیرازی تاکنون و نیز فواصل و موقعیت جغرافیایی، تغییرات جدی در شکل و حتی ماهیت واژه ها پدید آمده باشد اما با بررسی زبان شیرازی در سده های گذشته و تطبیق با زبان محاوره ای الان در شهر لار، که از جمله زیر شاخه های زبان لارستانی است، به نظر می رسد پس از چند سده، کماکان صورت و ماهیت واژه ها به شکل اولیه ثابت و پا برجا مانده است و اما سوال بعدی اینکه این شعرای گرانقدر چرا به دو شکل زبانی رایج آن دوره سروده داشته اند؟ پاسخ این خواهد بود که: زبان دیوانی و اداری و عمومی و عرفی سرزمین ایران، در دوران حیات آنها، همانا فارسی نو بوده که هم اکنون نیز به همان شیوه نگارشی و محاوره ای، در ایران رواج دارد و بنابراین اکثر آثار بجا مانده از این ستاره های بی بدیل عرصه ادب و عرفان  به همان زبان رسمی و ملی مکتوب شده است. در حالتی که زبان شیرازی در محدوده، قرون هفتم تا نهم و قبل آن، زبانی است که در استمرار زبان پارسی سرزمین پارس، از زمان هخامنشیان و اشکانیان کماکان در حالت محاوره ای در بین اهالی پارس مرسوم بوده است و در ادامه توضیح این نکته لازم می نماید که علت انقراض و نابودی زبان شیرازی و ماندگاری زبان هم وزن آن، یعنی زبان لارستانی به چه علتی بوده است؟

در این خصوص شاید یکی از دلایل مهم همانا وجود حکام محلی و تفکیک مرزهای سیاسی حوزه لارستان قدیم با فارس بوده است. باید یادآور شد حکام محلی لارستان تا سال١٠١٠ هجری قمری بر لارستان حکومت داشته و اختیارات نسبی آنها تا زمان شاه عباس صفوی. توام با نوعی مرزبندی فرهنگی و زبانی همراه بوده است که این امر کمک شایانی به حفاظت از زبان و سنت های منطقه نموده است.

می دانیم که اقوام لارستانی از مجموعه قبایل «یوتیا» و زیر مجموعه اقوام پارسی هستند. در جغرافیای قدیم و در پهنه بندی استقرار اقوام ایرانی در امپراطوری هخامنشی و بعد آن، محدوده های وسیعی در سواحل جنوبی و جزایر در محدوده قوم یوتیا مشخص شده، همچنین در نقشه های جغرافی دانان باستان مثل استرابن و نئوارخوس و هرودوت، قلمرو این قوم پارسی برای ما روشن و مسلم است.

این محدوده که اکنون تحت تاثیر مرزبندی های سیاسی عصر حاضر، به شکل استان ها و شهرهای جدید تفکیک شده است کماکان به لحاظ زبان شناسی از یک هویت واحد در بکارگیری واژگان و حتی مواریث فرهنگی و سنت های یکدست و مشابه برخوردارند.

چنانچه در محدوده تمدنی و فرهنگی قوم یوتیا و بر مبنای مرز اشتراکی واژه های زبان پارسی، (مشابه زبان شیرازی و زبان لارستانی) یک بررسی میدانی داشته باشیم، ردیابی واژه های پارسی را از شرق بوشهر الی غرب سیستان و بلوچستان و نیز کل سواحل این محدوده ،شامل بر بنادر و جزایر خلیج فارس و حتی محدوده جلفار و مسندم عمان را نیز باید بدان افزود؛ زیرا که گویش کمزاری و لارکی نیز به لحاظ واژه های مشابه پارسی را می توان  از این گروه محسوب کرد.

*نقشه موقعیت اقوام یوتیا (اوتیا) در عصر پادشاهی داریوش بر مبنای تحقیقات هرودوت

برای آنکه تعریف معقولی از محدوده جغرافیایی قوم یوتیای پارسی داشته باشیم و یکدستی و یکنواختی ساختار زبان لارستانی را گویاتر و مستدل تر بیان کنیم به شرح زیر به منابع مورخین و باستانشناسان رجوع می کنیم:

در کتیبه بیستون، داریوش ضمن توصیف شورشی در ایالت پارس از وهیزداته پارسی یاد کرده که در ناحیه لارستان و تارم فارس (یوتیا) با سپاهیان داریوش جنگ کرده و شکست خورده و در ادامه در منطقه هوادچایا (به گفته هرتسفلد… امپراطوری ایران  صفحه ٣٣٤ ) منطقه خاش نابود شده است و بنا به گفته مورخ یونانی هرودوت در کتاب سوم در بند ۹۳: یوتیا از جمله ساتراپ های حاکم نشین بوده و در موقعیت سرزمین پارس و در جنوب کرمانیا و در غرب گدروزیا واقع شده است.

این محدوده های توصیفی توسط مورخین و باستان شناسان، همانا مرز فرهنگی و مرز محدوده وسیعی است که زبانی قابل فهم برای مردمان محاط در آن داشته و برای مردمان خارج از این مرزها، واژه ها متفاوت و قابل فهم نبوده و برای درک جملات، ترجمه ضرورت می نماید.

در یک جمع بندی از تمامی مطالب فوق، این جملات پایانی می تواند بصورت خلاصه روشنگر باشد؛ اول اینکه زبان لارستانی عصر حاضر با زبان شیرازی محدوده قرن های هفتم و هشتم و نهم در محدوده حیات ادبا و عرفایی چون سعدی، حافظ، شاه داعی الله و شمس پُسِ ناصر رابطه خواهری داشته و از یک خانواده هستند.

دوم اینکه هردو زبان شیرازی آن دوره و لارستانی عصر حاضر به لحاظ زادگاه زاییده فرهنگ و تمدن پارس و بازمانده از تمدن هخامنشی و اشکانی حاکم بر پارس بوده اند.

سوم؛ شور بختی زبان شیرازی، مقهور شدن در برابر قدرت تفوق فارسی عمومی و ملی، یعنی فارسی نو بوده و بنابرین زبان شیرازی منقرض شده و اما خوشبختی زبان لارستانی و ماندگاری آن مرهون وجود حکام محلی لارستان بوده که تا سال ١٠١٠ هجری قمری استمرار داشته و پس از حمله «الله وردیخان» به دستور شاه عباس بطور موقت سرنگون و با استقرار  مجدد حکام محلی پس از حمله نادر، کماکان این سنت و زبان توانست حیات خود را استمرار بخشد.

*محقق و مورخ شناخته شده لارستانی

از این نویسنده بخوانید:

تقویم تاریخ لارستان(۱)/ حمله «الله وردی خان» به لارستان و پایان حکومت میلادیان در این شهر

تقویم لارستان(۲)/ قیام مردم لارستان علیه شاه عباس صفوی و آغاز افول لارستان

پژوهشی در تاریخ موسیقی و شعر لارستان

«اوز» پیشرو در حفظ میراث نیاکان و توسعه بوم گردی


7 نظر

  1. سعید گفت:

    0

    0

    این اندک اشعاری که شبیه زبان لاری هست در کدوم نسخه از دیوان های سعدی و حافظ و داعی وجود داره؟! منبع رو لطف کنید

    • عابدیراد گفت:

      0

      0

      درودبر شما توجه بفرمایید .در یک مقاله کوتاه ،نمونه هایی ارائه شد اما برای دسترسی کافیست مثلثات سعدی را سرچ بفرمایید ..

  2. محمد مير گفت:

    0

    0

    بسيار زيبا و مستدل
    در جايى خوندم كه يكى از روستاهاى كوهمره سرخى هم زبانشان در اصل لارستانى بوده ولى بر اثر كثرت رفت و امد اقوام ترك و لر متاسفانه زبان اصلى رنگ بأخته ولى از نظر دستورى (فعل و فأعلى ) هنوز بر همان قاعده استوار است

  3. یوسف سلمان پور گفت:

    0

    0

    با سلام و عرض ادب و با تشکر فراوان از محقق ارجمند جناب مهندس عابدی راد بعرض میرسد با مراجعه به دیوان شیخ اجل سعدی شیرازی بخش مثلثات شاهد صحت مطالب مهندس گرامی خواهیم شد در مثلثات سعدی یک بیت فارسی یک بیت عربی و یک بیت شیرازی تکرار گردیده است به همین دلیل آن را مثلثات گویند. آنچه به اهمیت موضوع می افزاید این است که سعدی در ۷ قرن قبل به زبان ما سخن نگفت بلکه فارسی زبانان بعد از ۷۰۰ سال به زبان شاعر و دانشمند بزرگ سعدی سخن می گویند لذا بی دلیل نیست که استاد سخن نام نهاده اند.

  4. با سلام جناب مهن گفت:

    0

    0

    با سلام
    جناب مهندس، حضرتعالی اشعار مورد استنادتان را اولا گزینشی انتخاب نموده اید چرا که اشعار دیگری از این بزرگان وجود دارد که با زبان لارستانی کنونی اصلا مطابقت ندارد. دوما محققان اشعار فوق را «گویش قدیم شیرازی» نامیده اند و اشتباه شما این است که گویش قدیم شیراز مربوط به حداقل هفتصد سال پیش را را با زبان لارستانی کنونی مقایسه کرده اید چرا که از منظر علم زبان شناسی غیر قابل قبول است که زبان امروزی مردم لارستان دقیقا مانند هفتصد سال پیش حفظ شده باشد، هر زبانی در رهگذر تاریخ دستخوش تغییر و تحول گردیده است.
    همچنین شما زبان شیرازی و لارستانی را در اصل و ابتدا یک زبان مشترک دانسته اید و در ادامه علت ماندگاری زبان لارستانی به همان شکل اولیه را «تفکیک مرزها سیاسی لارستان و فارس» دانسته اید و در ادامه آورده اید:
    «زبان لارستانی و ماندگاری آن مرهون وجود حکام محلی لارستان بوده که تا سال ١٠١٠ هجری قمری استمرار داشته و پس از حمله «الله وردیخان» به دستور شاه عباس بطور موقت سرنگون و با استقرار مجدد حکام محلی پس از حمله نادر، کماکان این سنت و زبان توانست حیات خود را استمرار بخشد.»
    باید گفت که زبان را مرزها ی سیاسی و حکام مستقل حفظ نمی کنند چرا که در همین لار هم تمام کتیبه های بر جای مانده (در قیصریه و کاروانسراها و …) به زبان فارسی (بقول شما شیرازی!) است اما زبان محلی مردم لارستانی است.
    از سوی دیگر، مرزهای لارستان تنها در بخشی از دوره صفویه و زندیه از نواحی شمالی فارس استقلال نسبی داشته است و قبل از آن خطه ی لار بخشی از ولایت دارابگرد و شبانکاره بوده و این موضوع در کتاب هایی چون دانشنامه جهان اسلام (ذیل دارابگرد) و جغرافیای تاریخی سرزمین های شرقی (تالیف لسترنج) به تفصیل آمده است. بعد از شبانکاره ها نیز سلسله آل مظفر بر لار حکومت می کرده اند و وجود سکه ای از این خاندان ضرب لار نشان دهنده افسانه ای و اسطوره ای بودن استقلال لارستان و موضوع گرگین میلاد و حکومت او در منابع تاریخی صفویان است.
    مورد آخر، شما به استناد کتیبه هخامنشی داریوش بزرگ در بیستون کرمانشاه، شورش وهیزداته را در ناحیه «لارستان و تارم» ذکر کرده اید در حالیکه در کتیبه «فورگ و تارم» ذکز شده است. نام لار اولین بار در طول تاریخ در کتاب تاریخ وصاف اثر وصاف الحضره مربوط به قرن هشتم هجری قمری آمده است.
    با تقدیم احترام

    • عابدی راد منوچهر گفت:

      0

      0

      دوست فرهیخته و اما ناشناس……منتقد دانا ممنون از انتقاد و نقد علمی حضرتعالی …بله از میان دهها بیت از شاعران بلند اوازه شیراز و ایران و حتی دیوان شمس پس ناصر شیرازی ….تنها یک بند شعری ..انهم نزدیکتر و شبیه تر .اسانتر و روان تر انتخاب شد ……اما محتملا شما به زبان لارستانی مسلط هستید و به راحتی همه انچه با نام اشعار به زبان شیرازی است خوانده و قابل فهم برای خود میدانید …همین اشعار را به یک شیرازی و یا فارسی زبان ارائه دهید ..عاجز از قرائت صحیح و یا ترجمه مناسب است ….در خصوص مرزهای فرهنگی و سیاسی …این نکته ملموس را از خاطر بگذرانید که پس از برچیدگی مرز سیاسی ایرانشهر ..تلاشی فرهنگ و زبان ،نیز پدیدار شد نمونه انپاکستان .هند و غیره ..پس تاثیر توفق فرهنگ غالب جدی است ….با تایید ضرب یک سکه طلای مظفری و نیز سکه های متعدد دیگر مانند نقره شاهرخ تیموری در لار ..علت را در پذیرش تبعیت از حکومت ملی توسط حکام محلی در ملوک الطوایفی دانست و امری پذیرفتنی است و خراج سالیانه در فالب نقود رایج بوده است …در خصوص دارابگرد و تمدن ان سامان جای شبهه نیست .بویژه عصر ساسانیان و نیز در سه سده اول حضور اسلام . داراب با دارا بودن اقلیم مناسب و اب فراوان مورد توجه بوده است و حکام شبانکاره به مرکزیت ایج استهبان نیز در تاریخ ثبت و ظبط شده است و جای تردید ندارد …ممنونم از نظرات عالمانه و روشنگرانه شما

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان