میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۲۳ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۶:۳۹ ب.ظ سرویس:برگزیده ها, یادداشت 27 دیدگاه 468 بازدید

زبان «لارستانی» هیچگاه «بی عنوان» نبوده است!

پاسخ «توانا» به «مهرابی» درباب «زبان لارستانی»

زبان «لارستانی» هیچگاه «بی عنوان» نبوده است!

آفتاب لارستان: بحث درخصوص عناوین «لارستانی» یا «اچمی» برای زبان مردم منطقه همچنان ادامه دارد. درآخرین مورد دکتر «ابراهیم مهرابی» نویسنده وتحلیلگر شناخته شده گراشی با مطلبی تحت عنوان «قلم را قلم نکنیم» به یادداشت «حامد توانا» تحلیلگر لارستانی و نویسنده مطلب «هویت یابی نومتعصبان با حمله به زبان لارستانی» واکنش نشان داد.

حالا «حامد توانا» مجددا یادداشتی را درپاسخ به یادداشت بحث برانگیز دکتر مهرابی نوشته و برای سایت آفتاب لارستان ارسال کرده است که روبروی شماست:

ذکر این نکته ضروری است که سایت آفتاب لارستان براساس رسالت و هدف تقویت فضای گفت و گو و حمایت از تضارب آراء دیدگاه های مختلف را منعکس می کند و درج مطالب اشخاص لزوما موید دیدگاه آفتاب لارستان نیست:

***

حامد توانا*: قدر و قیمت یک ملت در پاسداشت جایگاه علم و دانش است. بسی مایه خرسندی است که اختلافات و اشتراکات در میان مردم با زبان گفتگو و شیوه تضارب آراء باشد و نه برخوردهای نامتمدنانه ای که جناب مهرابی گرامی هم به آن اشاره کردند.

بنده بر همین مبنا نکاتی را در خصوص نقدی که بر پاسخ های بنده نوشته اند مطرح می کنم:

۱)ایشان در مقدمه بحثشان اشاره ای به تیتر پاسخ اول بنده کرده اند و از اینکه آقایان نوبهار، ملتفت و تدین، نومتعصب نامیده شده اند بنده را سرزنش کرده اند. البته جناب مهرابی بهتر می دانند که تیترها در نشریات و مطبوعات با انتخاب خود آنان است و الزاما تیتر نویسنده مطلب مورد استفاده قرار نمی گیرد به خصوص که بنده برای این مقاله تیتری انتخاب نکرده بودم. بنده هم با این تیتر موافق نیستم ولی وقتی متوجه آن شدم که در سایت آفتاب لارستان منتشر شده بود و دیگر امکان اصلاح نبود.

۲)در باب تعجب اهل علم و فرهنگ از مقالات سه گانه دو نکته قابل ذکر است. یکی ذهنیت اولیه این سه جوان در مورد نام زبان و دیگری شیوه حل مساله. ذهنیت اولیه این سه جوان این است که زبان مردم منطقه فاقد نام است. این مفهومی است که به وضوح از عناوین و متن مقالات ایشان قابل برداشت است.

جناب تدین به وضوح می نویسد: «در جستجوی نامی برای زبان مادری ام» جناب نوبهار هم، سلوکی اجتماعی را توصیف می کند که به پذیرش قطعی عنوان اچمی منتهی می گردد. حال سوال این است که واقعا زبان مردمان منطقه نام نداشته است؟ از این سه جوان بگذریم شما یک لاری یک گراشی یا یک بستکی را در دویست سال پیش تصور کنید که رفته اصفهان و با اطرافیانش به زبان خود سخن گفته بعد فردی اصفهانی از او پرسیده. ببخشید شما با چه زبانی صحبت می کنید؟ بعد برادر شرم روی لاری یا بستکی از نداشتن پاسخی به او سرخ و سفید شده و آخرالامر غش کرده که زبانش نامی ندارد تا جلو دیگران پاسخی داشته باشد؟ واقعا شما چنین تصور می کنید؟ یعنی ممکن است یک سلسله مقتدر بنام میلادیان نزدیک به بیست قرن بر لار حاکم باشد اما زبان مردمانش نامی نداشته باشد. آیا سوابق عنوان زبان مردم منطقه که در آثار مستشرقان آمده بی اساس است. به نظر بنده نادیده انگاشتن تاریخ و فرهنگ مردم این منطقه جفایی بزرگ است که گاهی بیگانگان هم در حق ملت ایران روا می دارند.

و اما موضوع شیوه حل مساله نام زبان؛ بحمدالله شما خود اهل دانش و علم هستید و می دانید هر موضوعی شیوه تحقیق و بررسی خاص خود را دارد چه اینکه هرپدیده ای در زمره موضوعات یک یا چند علم است که با شیوه علمی مقبول در آن علم مورد بررسی قرار می گیرد. حال سوال این است که شیوه آقایان در مقاله خود در بررسی و حل مشکل نام زبان (البته اگر مشکلی باشد) شیوه صحیحی است؟ آقایان خود معترفند که شیوه آنها یک شیوه علمی نبوده است. روش مورد استفاده ایشان ظاهرا روشی است که در علم سیاست جدید، مورد قبول و تایید است یعنی همان مراجعه به آراء مردمی و تایید نظر اکثریت. ما سوال می کنیم که آیا اساسا نام زبان یک موضوع سیاسی است تا با روش معمول در علم سیاست، بررسی و حل شود؟ مطمئنا چنین نیست مگر اینکه بخواهیم نام زبان را موضوعی سیاسی تلقی کنیم؛ اما ظاهرا ایشان بخصوص برادر نوبهار این تصور را رد می کنند. پس آقایان یا باید شیوه بررسی را عوض کنند یا باید بپذیرند نگاه آنها نگاهی سیاسی است و راهی غیر از این دو وجود ندارد.

اشکال اساسی دیگری که بر این نگاه و روش وارد است این است که با این ملاک در تعیین نام زبان، می توان نام هر منطقه، شهر، زبان، دریا و غیره را نیز تغییر داد. و باید به ادعای بدعت گونه اعراب در مورد نام خلیج فارس یا نام خوزستان یا نام های دیگر نیز پاسخ مثبت داد چه اینکه ماهیت و استدلال و انگیزه در همه موارد تقریبا یکسان است.

۳)و اما در باب نام لارستان. بنده در این خصوص شما را به زحمت نمی اندازم و ملزم نمی کنم سابقه عنوان لارستان را در منابع تاریخی جستجو کنید چه اینکه احتمالا به آنها دسترسی هم نداشته باشید. بنده از شما می خواهم تنها در موبایل خود عنوان «نقشه های قدیمی خلیج فارس» را جستجو کنید. آنگاه نقشه های متعدد قدیمی را خواهید یافت که عنوان لارستان را برای این منطقه ذکر کرده اند؛ نقشه هایی که خیلی بیشتر از آنچه شما در مطلب خود ذکر کرده اید قدمت دارند و همین در رد نظر شما کافی است. پس عنوان لارستانی نوپا نیست برادر! شما تحقیق نفرموده اید بلکه بر اساس ادعای دکتر اورنگ و شواهدی که ذکر می کنند نام این زبان اساسا لاری است و چون ایشان اهل لار هم نیستند نباید سخنی از سر تعصب زده باشند. تحقیق در این زمینه راهگشای اهل علم است.

۴)و اما پروسه ایجاد نام برای پدیده ها؛ بنده فکر می کنم با توجه به تاریخ کهن منطقه این پروسه طی قرنها اتفاق افتاده و محال است زبان مردم منطقه بی نام بوده باشد پس نیازی نیست به پروسه های جدید متوسل شویم ضمن اینکه پروسه جدید شائبه تقویت از سوی برخی افراد متعصب را دارد. رواج این عنوان در مناطق جدا شده از لارستان بدون اینکه در خود لار نشانی از آن باشد؛ شاهدی بر این احتمال است که ترویج نام اچمی در راستای اندیشه های متعصبانه و جدایی طلبانه است و نه یک پروسه طبیعی و عادی که در واقعیتی ریشه دارد.

۵)اما ناممکن بودن رابطه نام زبان و نام یک شهر و منطقه قابل قبول نیست. لازم نیست نام هر زبانی از نام قوم گرفته شود تا معقول و منطقی باشد. بطور مثال نام زبان فارسی از فارس گرفته شده که یک منطقه جغرافیایی است نه یک قوم و نژاد. ضمن اینکه در گفتار برخی اهل اطلاع آمده بود که اولین قوم ساکن در منطقه نامشان «لاروی» بوده که در صورت صحت، تامین کننده نظر شما هم هست.

۶) و اما پیشنهاد نهایی جناب مهرابی در مورد کشف نام زبان را هم نمی توانیم بپذیریم. ما اساسا زبان را بی نام نمی دانیم که بخواهیم دنبال نامی برای آن باشیم. تاریخ و فرهنگ کهن این منطقه نام زبان را تعیین کرده است. البته ما با بکارگیری عناوین ذوقی دیگر هم مخالفتی نداریم اما این استعمالات نام رسمی جدیدی برای زبان درست نمی کند.

با تشکر مجدد از جناب دکتر عزیز جناب مهرابی فرهیخته که از سلاح زبان و گفتگو با ما استفاده کردند. برای ایشان و همه عزیزان دیگر که دغدغه این موضوع را داشته و سخنی در باب آن رانده اند تشکر می کنم. این گفتگوها می تواند زمینه تعاملی مبارک را فراهم کند.

*کارشناس ارشد حوزوی و پژوهشگر علوم اجتماعی

 

مطالب مرتبط:

هویت یابی «نومتعصبان» با حمله به «زبان لارستانی»!

پاسخ دوم «حامد توانا» به «امیرحسین نوبهار» در مناقشه «زبان لارستانی»

نگاهی نابخردانه به عنوان یک «کهن زبان»

هضم واقعیت زبان اچمی سخت است، درک می‌کنم!

اَچُمی یا لاری؛ زبان شناسی و فراتر از زبان شناسی

قلم را قلم نکنیم!

چرا و چرا و چرا، وارث «تعصب» باشیم

«زبان لاری» یک عنوان پذیرفته شده بین المللی است/ عبارت «زبان اچمي» كاملا اشتباه است

زبان شیرین مادری و «لارستانی» خود را «اچُمی» نخوانیم!

 


27 نظر

  1. هرمزگان گفت:

    0

    0

    احسنت جناب توانا

  2. خطاب. به. جناب. توانا گفت:

    1

    0

    هر چقدر. بیشتر. بنویسید. بیشتر. واکنش. نشان. داده. میشود. خیال نکنید. ه. جامعه. کلاس. درس. است. با این مطالبات. به. نتیجه. خاصی. نمی. رسید. وکسی هم. کوتاه. نمی. اید. اینقدر. ادامه. ندهید. که. اصل. قضیه. اوث. شود. لطفا. مقداری. در باره. علل. اینکه. نسل. جدید. در لار. با. گویش محلی. صحبت. نمی. کنند. بنویسید. زیرا. این. کار نسل. جدید. سبب. فراموشی. زبان محلی. میشود این موضوع. مهم. کمتر از. از موضوع. اچمی. نیست. شما. نسبت به. استفاده. مردم. لارستان. ازین گویش. زیبا. هم. دلبستگی. وتعصب. نشان. دهید. وهمه اش. غرق. در مساله. نام. ای زبان. نباشید. وقتی. اصل. زبان. زیر. سوال. برود. انوقت. نام. ونشان. زبان. چندان. مهم. نیست

  3. هو121 گفت:

    0

    0

    علت این همه جر و بحث می دونید چیه .زمانی که خنج می خواست شهرستان شود بحث استانی لار داغ بود ولی خنج شهرستان شد ولی لار استان نشد .یه مشکل پیش آمده بود مصوبه ناقص اجرا شد و گراش به عنوان منطقه لار می خواست بشود و.معلوم نیست چه اتفاقی افتاده بود و بخشداری ارد می خواست از گراش بردارند و به روستا ارد منتقل کنند و می گفتند که گزارش دادند که شهر گر اش جایی هست که دو طریقه باهم اختلاف دارند و این جور چیزا و بعدش بلوار کشی به سمت گر اش و در محدوده گر اش نیز از یک جهت موجب ناراحتی مردم گر اش بود .اینجا بود که جلو این امر را گرفتند و نگذاشتند مثلا بخشداری به ارد منتقل شود.از سال ۸۴جرقه اتحاد در گر اش زده شد و الان می توانند نمایندگان پبشین لار بیایند حقیقت را بگویند کشفی و محبی .و بگویند ما تمام تلاش را کردیم و نشد که نشد .الانم از شهرستان شدن گر اش ۸سال می گذرد حوزه استحفاظی معلوم نیست الان بیشتر شهرستان ها تابلو استحفاظی دارند و هنوز معلوم نیست چه خبر هست .گراشی ها می گویند تا بال قرمز محدوده ماست و لاری ها می گویند تا پلیس راه که هم اینک منحل شده و هنوز در وزارت کشور معلوم نیست .جاده گراش به روستاهای اش وصل نیست که این هم نگرانی بعدی گراشی ها هست که از جاده اوز و لار استفاده می کند .از طرف دیگر جاده به سمت ارد که از نظر گراشی ها مهم هست به جاده روستایی تغییر نام داده و هنوز فقط ۷کیلومتر ان آسفالت شده هست .هنوز مردم گر اش بخاطر اینکه این حق خوری ها را می بینند نا راضی هستند و گرنه چه فرقی دارد اچمی یا جنوب فارس یا لاری و یا خودمونی .

    • ح توانا گفت:

      0

      0

      نگرانی مناطق را درک می کنیم. با همگرایی و همدلی باید حل شود اما ستیز آن هم به روشی نادرست صحیح نیست.

  4. از رویدر گفت:

    5

    2

    هر نامی که داشته لاری نبوده اکثریت حتی در جریان نیستن.. لاری نبوده.. اچمی اما همه جا بش میگن.. مردم هبچ وخت نگفتن لاری حرف می زنن ولی می گفتن رویدری جناحی گراشی بستکی لمزانی لنگه ای خنجی حرف می زنن ک منظورشون لهجه بوده

  5. بستک گفت:

    4

    2

    دویست سال پیش می گفتن بستکی می گفتن جهانگیریه ای
    یک نفر نمی گفته قطعا لاری
    خودتون به کوری زدید
    متاسفم براتون
    کسی نگفته اسمی نداشته می گفتن که از لاری تعجب کردن چون کسی نمی گفته لاری

  6. ناشناس گفت:

    5

    1

    من از بندر عباس هستم. زبانم هم اچمی است. نکته اینه که فرهنگ منطقه عموما شفاهی بوده بنابرین احتمالا هر کسی بر حسب این که از چه شهری بوده می گفته زبون فلانجا

  7. ناشناس گفت:

    0

    0

    روشنفکران یا نو مرتجعان ( این بحث دامنه داری بین اهالی فرهنگ فرانسه بوده است)
    اشاره
    مدتی است باز گروه هایی با برچسب روشنفکری (داخل و خارج) سینه چاک زبان های کردی لری ترکی و … شده اند. صفحه های سوخته تاریخ ایران به یاد دارد که زیر لوای همین دلسوزی ،خصوص برای کودکان و بچه های این مناطق ، می خواستند پاره تن ایران را جدا کنند ( وضع زبان و خط جمهوری های تازه استقلای یافته عمق فاجعه در ان زمان را بیشتر می نماید.)
    زبان فارسی بقای تمامیت مارا تضمین می کند.
    کاربرد خلیج عربی و اصرار کشورهای غیر عرب می تواند اغازگاه تدبر عمیق تری شود .
    بحث های درج شده آقایان در افتاب اگر تاثیر ناخواسته به اصطلاح ژورنالیستی است . می توان اغماض داشت . اما…

  8. Saeed Mahmoodian, M.D. گفت:

    0

    0

    Janab Nashenas ba in estedlal mibayesti shoma az shahr ya deh acham bashed va na az Bandar Abbas chon zabanat achomi ast. Lofan mahal acham dar naqsheh Iran neshan dehid ta bedanim acham ya achem ya achom kojast. Ba tashakkor Saeed Mahmoodian, M.D.

  9. بیرمی گفت:

    1

    1

    والله ما تا شنیدیم، از نظر موسیقی بستکی معروف بوده و عامیانه اچمی،
    آخه چقد انحصار طلبی

  10. ناشناس گفت:

    2

    0

    مشکل از جایی شروع شد که بخشهای را کردند شهرستان که ظرفیت شهرستان شدن را ندارند .

  11. 1

    0

    اقای توانا بیشتر ازین هر چی در باره زبان بنویسید بیشتر قضیه لوث میشود مردم عادی در جامعه با طبقه روشن فکر تحصیلکرده متفاوتند بیشتر در باره ترویج گویش لارستانی در بین خانواده های جوان لاری بنویسید تا بیش از این فارسی صحبت نکنند این کار صوابش بیشتر از جنگ لارستانی با اچمی است

  12. ناشناس گفت:

    0

    0

    سلام
    شخصا کتاب فرهنگ لارستان مرحوم اقتداری را
    کارشناسی و علمی می دانم(راجع به عنوان زبان )اما
    می خواستم سئوال کنم به غیر از شهر جدید و شهر
    قدیم،منطقه دیگری گویش مرسوم لاری را دارند؟

  13. داود گفت:

    1

    0

    بنظرم گراشی ها در آینده نه چندان دور سکه لاری هم بنام سکه گراشی یا اچمی معرفی کنند…

  14. گراش استان زیبای فارس گفت:

    1

    1

    استان فارس به مرکزیت شیراز واقعا کسی دلش میاد از دامن این دیار رها بشود .از وقتی گراش شهرستان استان فارس هست خیلی زیباست .بعدش بستک خود شهرش ۱۰هزار نفر جمعیت دارد و اور ۱۹هزار نفر و لامرد ۲۶هزار نفر و خنج هم ۱۹،هزار نفر و لنگه هم ۲۷هزار نفر و مهر هم ۷،هزار نفر و پارسیان یا گاو بندی ۱۱هزار نفر و این گر اش گوی سبقت از نظر جمعیت از همه شون ربوده هست و الان میگی ظرفیت نداشته هست .جمعیت گر اش و خود گر اش ۳۴هزار نفر و رقم خوبی هست

  15. گراش استان زیبای فارس گفت:

    0

    0

    بله آقا داوود بالای کلات سکه می زدند و اسمش جراش لارین بوده .نمونه آن را هنوز من دارم .به نظر می رسیده در یک دوره ای گراش سکه می زده .رضاشاه هم که میفهمه در کلات گراش جدا سکه می زنند و از حاکمیت مرکزی پیروی نمی کنند حمله به خوانین می کند و آنجا را فتح و تخریب می کند .این درست هست که زمانی خوانین از رضا خان پیروی نمی کردند و علت حمله همین بوده هست .این جور که شنیدیم

  16. دوست دار میراث وتاریخ گفت:

    0

    2

    دوستان لارستانی خنجی وگراشی وبستکی وووو آیا می دانید این واژه ی نازیبا وجعلی از طرف عرب های حوزه خلیج فارس برای مسخره کردن پدرمانمان که آنجا کار می کردند شروع گردیده است وما هم به مرور زمان به این کلمه بله گفته ایم. حداقل اگر بستکی هستیدبا افتخار بگویید زبان یا گویش بستکی یا اگر گراشی هستی بگویید زبان یا گویش گراشی و یا خنجی هستید بگویید زبان یا گویش خنجی یا… واقعا برایتان متاسف هستم که حاضر نیستید هویت تاریخی خودتان معرفی کنید.
    اگر راست می گویید وبا افتخار سردر ورودی شهرتان بنویسید به شهر تاریخی اچمی خوش آمدید .(بدون تعارف اچمی هستم این هم شعار زیبایی است که سه نفر جوان بکار بردند)

  17. دوست دار میراث وتاریخ2 گفت:

    2

    1

    زبان شیرین مادری و «لارستانی» خود را «اچُمی» نخوانیم!(دکتر اسد الله نوروزی)

  18. از خور گفت:

    0

    0

    جناب. دوستدار میراث. وتاریخ. لطفا. کمی در باره. اینکه. چرا. در شهر. لار. خانواده. امروزی. با بچه. هاخود. وفارسی. صحبت. می. کنند. وگویش. لارستانی. شیرین. به قول. سما. انرا. بی کلاسی. می. دانند. هم. مطلبی. بنویسید. مثل. اینکه. ما. فقط. راضی. هستیم. که. اسیم. ایبن. زبان. لاری. باشسد. اما. از. محاوره. وگویش. ان. خوداری. می کنیم. وعار. داریم

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      با کمال تاسف باید گفت افراد خود باخته و کم اطلاع از تاریخ وفرهنگ خود اینگونه اند. چرا اگر می دانستیم به واسطه همین زبان میراث دار همه افتخارات گذشته سرزمینمان هستیم اینگونه نبود. چرا یک یزدی و یا شیرازی باید به لهجه و چندین اصطلاح موجود ومحدود خود افتخار کنند در حالی که ما در عین برخورداری از یک زبان قدرتمند و ریشه دار ….

  19. ناشناس گفت:

    0

    0

    به نظر من از این پس قوچ لارستان را هم با توجه به تجزیه لارستان قوچ اچمی بنامیم.

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان