میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در31 مارس 2020 ساعت 8:52 ب.ظ سرویس:برگزیده ها 18 دیدگاه 386 بازدید

زبان مردم جنوب فارس و بخشی از هرمزگان «لاری» است/ حلوای این منطقه نیز « مسقطی لاری» است نه «شیرازی»!

نامه اعتراض «جعفرپور» به رئیس سازمان صدا و سیما

زبان مردم جنوب فارس و بخشی از هرمزگان «لاری» است/ حلوای این منطقه نیز « مسقطی لاری» است نه «شیرازی»!

درپی نسبت دادن زبان مردم «خنج» به یک واژه جعلی در مسابقه ای در شبکه اول سیما، دکتر جمشید جعفرپور، نماینده مردم لارستان، خنج، گراش و اوز و رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس طی یک نامه اعتراضی خطاب به رئیس سازمان صدا و سیما واکنش نشان داد.

در بخشی از این نامه آمده است:

جناب آقای دکتر علی عسکری، رئیس محترم سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
در برنامه مورخ دوم فروردین ۹۹«مسابقه ایران» از شبکه اول سیما، زبان مردم شهرستان خنج از توابع حوزه انتخابیه «زبان اچمی» معرفی شد و این درحالی است که به تایید معتبرترین مراکز زبان شناسی و محققین این رشته، زبان مردم جنوب استان فارس و بخشی از هرمزگان «زبان لاری» است.
پیش از این نیز در مسابقه دیگری «حلوای مسقطی» که سوغات ثبت شده و مخصوص لارستان می باشد به اشتباه به شیراز نسبت داده شد.
باتوجه به حساسیت پخش این مطالب از رسانه ملی دستور فرمایید نسبت به انتشار اینگونه مطالب دقت بسیار مبذول و اشتباهات پیش آمده نیز بصورت مقتضی اصلاح گردد.


18 نظر

  1. لارستان بزرگ گفت:

    0

    0

    💠زبان «شیرازی» و زبان «لارستانی» بازماندگان زبان پارسی هخامنشی و اشکانی

    🔸تا همین نزدیکی ها به عصر حاضر، یعنی حدود پانصد سال قبل، مردمان فرهنگ دوست شیراز، با همان واژه ها و جملاتی صحبت می کردند که هم اکنون در لارستان، مرسوم است. گرچه انتظار بر این است که در طول پانصد سال از انقراض زبان شیرازی تاکنون و نیز فواصل و موقعیت جغرافیایی، تغییرات جدی در شکل و حتی ماهیت واژه ها پدید آمده باشد اما با بررسی زبان شیرازی در سده های گذشته و تطبیق با زبان محاوره ای الان در شهر لار، که از جمله زیر شاخه های زبان لارستانی است، به نظر می رسد پس از چند سده، کماکان صورت و ماهیت واژه ها به شکل اولیه ثابت و پا برجا مانده است.
    🔸در این خصوص شاید یکی از دلایل مهم همانا وجود حکام محلی و تفکیک مرزهای سیاسی حوزه لارستان قدیم با فارس بوده است. باید یادآور شد حکام محلی لارستان تا سال١٠١٠ هجری قمری بر لارستان حکومت داشته و اختیارات نسبی آنها تا زمان شاه عباس صفوی. توام با نوعی مرزبندی فرهنگی و زبانی همراه بوده است که این امر کمک شایانی به حفاظت از زبان و سنت های منطقه نموده است.
    🔸می دانیم که اقوام لارستانی از مجموعه قبایل «یوتیا» و زیر مجموعه اقوام پارسی هستند. در جغرافیای قدیم و در پهنه بندی استقرار اقوام ایرانی در امپراطوری هخامنشی و بعد آن، محدوده های وسیعی در سواحل جنوبی و جزایر در محدوده قوم یوتیا مشخص شده، همچنین در نقشه های جغرافی دانان باستان مثل استرابن و نئوارخوس و هرودوت، قلمرو این قوم پارسی برای ما روشن و مسلم است.
    🔸این محدوده که اکنون تحت تاثیر مرزبندی های سیاسی عصر حاضر، به شکل استان ها و شهرهای جدید تفکیک شده است کماکان به لحاظ زبان شناسی از یک هویت واحد در بکارگیری واژگان و حتی مواریث فرهنگی و سنت های یکدست و مشابه برخوردارند.

    ✍متن کامل مقاله «منوچهر عابدی راد» محقق و مورخ شناخته شده لارستانی را از لینک زیر بخوانید:
    http://aftablarestan.ir/زبان-شیرازی

  2. لارستان بزرگ گفت:

    0

    0

    جنبه های در خور توجه ساختار زبان لارستانی

    لطفعلی خنجی

    در باب اوضاع و احوال فرهنگی و تاریخی و مردم شناختی سرزمین عزیز لارستان و دیار عزیز خنج یاران فرهیخته اهل محل بسیار بیش از این بنده ی از ایران به دور مانده می دانند. پس اصلح آن است که این بنده در این مختصر صرفاً به یکی دو جنبه از جنبه های در خور توجه ساختار زبان لارستانی (گویش خنجی) بذل توجه کند و محصول را همچون متاعی ناقابل بر عزیزان مقیم آن دیار عرضه بدارد.

    این زبان جنبه های ساختاری در خور توجه بسیار دارد و این بنده در اینجا تنها به یکی دو مورد از آنها اشاره میکند.

    یک مورد تفاوتی است که در چگونگی تصریف فعل بین افعال لازم و افعال متعدّی دیده می شود. این خصوصیت را بنده تنها در زبان پهلوی دیده است و در زبانهای زنده ندیده است. به مثالهایی توجه کنیم. من باب مثال فعل cheda (رفتن) را که فعلی لازم است در زمان گذشته ساده صرف می کنیم (رفتم، رفتی، رفت، رفتیم، رفتید، رفتند):

    chedom

    chedesh

    chu

    chedem

    chedi

    chedet

    و اکنون فعل besta (افکندن / انداختن) را که فعلی متعدّی است در همان زمان گذشته ساده صرف می کنیم (افکندم، افکندی، …):

    ombest

    otbest

    oshbest

    mobest

    tobest

    shobest

    چنانکه می بینیم، ضمایر متصل (شناسه ها) در افعال لازم حالت پسوند به خود می گیرند و در افعال متعدی حالت پیشوند. بعلاوه خود این ضمایر متصل متفاوتند (مگر در اوّل شخص مفرد). این تفاوت صرف در تمامی زمانهای گذشته (گذشته ساده، گذشته نقلی، گذشته بعید، گذشته استمراری، …) ملاحظه می شود. فعلonda (آمدن) را در گذشته استمراری ملاحظه کنیم (می آمدم، می آمدی …):

    adAndom, adAndesh, adAma, adAndem, adAndi, adAndet

    و اکنون فعل xeleda (خریدن) را در همان زمان:

    maxeli, taxeli, shaxeli, mAxeli, tAxeli, shAxeli

    می بینیم که در این مورد هم ضمایر متصل در صرف افعال لازم در پس می آیند و در صرف افعال متعدی در پیش. بعلاوه خود ضمایر متصل دیگرگونه اند.

    در گذشته نقلی هم همین اوضاع برقرار است:

    رفته ای: chestesh

    افکنده ای: otbeste

    بعضی افعال می توانند در دو معنی لازم و متعدی بکار روند. یک نمونه فعل “شکستن” است:

    (eshkasta / eshkahesta)

    این فعل در دو معنای لازم و متعدی به دو گونه ی مختلف صرف می شود. مثلا در گذشته ساده:

    shisha eshkahest (شیشه شکست)

    shisha sheshka (شیشه را شکست)

    و در گذشته بعید:

    shisha eshkahestestu(شیشه شکسته بود)

    shisha sheshkastestu (شیشه را شکسته بود)

    * * *

    خصوصیت دستوری دیگری که این بنده مایل است بدان توجه کند چگونگی ترکیب افعال (یا در واقع ضمایر متصل فاعلی) با بعضی از حروف اضافه است، یعنی با حروف اضافه ای که با یک مصوّت آغاز می شوند، مانند

    a (به)

    az (از)

    ase (برای)

    به این مثالها توجه کنیم:

    ali ketAb a hasan oshda (علی کتاب را به حسن داد)

    چنانکه یاران همزبان بهتر از این بنده می دانند شیوه ی ممعمولتر بیان همین معنی بدین گونه است:

    ali ketAb sha hasan da

    می بینیم که در جمله ی بالا حرف اضافه a و ضمیر متصل (شناسه) سوم شخص مفرد (sh)

    به هم پیوسته اند و ترکیب sha را پدید آورده اند. و ضمناً بخش “خالص” فعل dada (یعنی فعل منهای علامت مصدری da) تنها و منفرد و منزوی ایستاده است. مثالهایی دیگر:

    مطلب را به بهرام گفتم

    matlab a bahrAm omgot (matlab ma bahrAm got)

    خانه را از او خریدم

    (xuna az on omkheli / xuna maz xeli)

    خانه را از من خرید

    (xuna az mo oshxeli / xuna shaz xeledom)

    خانه را برای او خریدم

    (xuna ase on omkheli / xuna masu kheli)

    حسن کتاب را از تو گرفت؟

    (hasan ketAb az to oshvAse? hasan ketAb shazvAsestesh?)

    پول از او نگرفتم

    (pul az on omnevAse / pul maz nevAse)

    پول از من نگرفت

    (pul az mo oshnevAse / pul shaznevAsestom)

    کتاب را از او گرفت

    (ketAb az on oshvAse / ketAb shazvAse)

    در ترکیب اخیر الذکر (shazvAse) تکیه بر هجای آخر قرار می گیرد. یک نکته ی در خور توجه ان است که چنانچه در همین ترکیب تکیه بر هجای ماقبل آخر قرار گیرد معنای جمله بکلّی عوض می شود:

    ketAb shazvAse” = کتاب را از او گرفت

    ketAb shazvA”se = کتاب را از او بگیر

    این خود خصوصیت در خور توجه دیگری است که به معنای دقیق کلمه دستوری نیست بلکه آوایی (فونولوژیک) است.

    من باب نقش ناقابلی که از این بنده باز ماند همین مختصر کفایت می کند. شرح و بسط گسترده تر را می توان در اثر ناقابل این بنده (نگرشی تفصیلی بر زبان لارستانی و گویش خنجی / نشر ایلاف، شیراز) ملاحظه کرد.

    با بهترین آرزوها برای همولایتی های عزیز که در قلب من جای دارند

    لطفعلی خنجی

    …………………………

    بر گرفته از وبسایت : دفترخبر شهرستان خنج

  3. امیرحسین نوبهار گفت:

    0

    0

    بدون تعارف اچمی هستم

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      شما که خیلی وقته اچمی هستی چون کسانی که اصالت ندارتد پیگیر اصالت جدید هستند

  4. امین صمصامی گفت:

    2

    0

    آیا زبان فارسی فراتر از استان فارس یا کل ایران نیست پس چرا به نام یک منطقه فارس گذاشته اند.لطفا اگر این طور است در برنامه های تلویزیونی به جای زبان فارسی بگویند زبان برویم .فرهنگ باخته نباشیم .حتی کلمات غیر فارسی رایج هم معادل فارسی آن پیدا میکنندو آموزش میدهند.

  5. لارستان بزرگ گفت:

    0

    0

    زبان لارستانی (به قلم آقای دکتر محمد باقر وثوقی)

    زبان لارستانی همچون اسناد و مدارک نشانه های تاریخی است

    دکتر محمد باقر وثوقی  استاد دانشگاه و پژوهشگر لارستانی در کتاب ( ارج نامه احمدی )  با عنوان « او یک مورخ بود »  به  یادبود شاعر روشندل لاری مرحوم محمد کاظم احمدی مقاله ای نوشته است . ایشان در آن مقاله نکات ارزنده ای درباره اهمیت و حفظ زبان لارستانی یا د آورشده. از این لحاظ که مواردی که این استاد گوشزد کرده اند حائز اهمیت بسیار است ؛ بخشی از مقاله وی را با هم می خوانیم:
    زبان لارستانی همچون اسناد و مدارک و نشانه های تاریخی است

    بگذارید همین جا کمی در این مورد و به اختصار توضیح دهم و  دلایل اصلی این امر را بیان کنم . تمامی دغدغه و نگرانی من طی سالهایی که قلم زده و بخشی از ویژگی های فرهنگی و بومی « لارستان کهن » را معرفی کرده ام ؛ این بود که با چه روش هایی بخشی از میراث فرهنگی مردم جنوب ایران که عمده ی ان در قالب لهجه ها و گویش های مختلف در جریان و سریان  بود ؛ حفظ کرده و این گنجینه عظیم را ثبت و ضبط نمایم . این فرهنگ در اشکال گوناگون و از جمله به صورت مَثَل ؛ ضرب المثل ؛ داستانهای کوتاه ؛ افسانه ؛ اشعار و ترانه های محلی طی هزاران سال سینه به سینه از پدرانمان به دست ما رسیده و « شناسنامه » ی فرهنگی و تاریخی و هویت این بخش از کشور عزیزمان ایران به شمار می رود .

     به عبارت دیگر زبان و گویش های محلی برای من همچون « اسناد و مدارک و نشانه های تاریخی » بوده اند که حفظ و نگه داری و ثبت و ضبط آنها می توانست مهم ترین اولویت فعالیت های فرهنگی محسوب شود و بیشترین نگرانی من بیم از دست رفتن این اسناد مهم شفاهی تاریخی و دفن شدن آنها در سینه خاک بوده است .

    لهجه ها و گویش های محلی در شتاب ناکی عصر تکنولوژی و ارتباطات با سرعتی بیش از پیش در حال نابودی و محو شدن هستند و تنها قفسه سینه برخی از گوشوران و بومیان مامن و حافظ این گنجینه می باشد و با مرگ این افراد بخش مهمی از یادگار تاریخی و سنتی نیز در زیر خاک مدفون و اکان بازسازی و دستیابی به آنها برای همیشه غیر ممکن می گردد. من در دوران تحقیق با بسیاری از پیرمردان و معمرین لاری ؛ گراشی ؛ اوزی ؛ بستکی ؛ گوده ای رو به رو می شدم که برخی از آنان از اصطلاحات و واژه هایی استفاده می کردند که در فرهنگنامه های چاپ شده تا آن ایام و از جمله آثار ارزشمند« استاد احمد اقتداری» و نوشته های« کوجی کامیوکا »؛ «مالچانوا» ؛« مینورسکی» و « شروو » ثبت و ضبط نشده بود و همیشه نگران از یین زفتن آنها بودم . از این رو در سفر ها و گذر ها همیشه این واژه ها را ثبت و مفاهیم و معانی مختلف آنها را یادداشت می کردم . اما این اقدام راه قطعی ثبت نمادهای فرهنگی نبود و از این رو تصمیم گرفتم تا با انتشار کتابی به بررسی « ساختار دستوری گویش لاری » پرداخته و ضبط برخی از واژه هاس اساسی آن را در اولویت قرار دهم .

     انتشار کتاب « لار شهری به رنگ خاک »به هدف تحقق این امر صورت پذیرفت و با استقبال گسترده مردم روبه رو گردید . این کتاب از جمله نخستین آثار مستقل درباره لارستان پس از انقلاب اسلامی محسوب می شد و سر آغاز یک حرکت بزرگ فرهنگی در منطقه شد و موجبات تشویق و ترغیب بسیاری از نوسیندگان محققان و علاقمندان به فرهنگ بومی را فراهم نمود .

    بازخورد ها و واکنش ها ی مردم پس از انتشار کتاب برای من بسیار جالب بود و در بعضی موارد تعجب برانگیز بود ٬ اما روی هم رفته احساس کردم که نخستین گام اگرچه با شتاب و عجله برداشته ام ؛ اما تاثیرات خوبی بر جا ی گذاشته است.

    برگرفته از کتاب ارج نامه احمدی

  6. ناشناس گفت:

    0

    0

    فقط زبان اچمی زبان لاری هم یک گویشی است مثل خنجی گراشی اوزی والسلام

  7. لار، خنج، گراش و اوز گفت:

    0

    0

    با اينكه در بسياري موارد بالاخص كم كاري در منطقه ما (كورده خنج) به دكتر جعفرپور انتقادات جدي را وارد ميدانم اما انصافا بايد تشكر كرد از اين تذكر به جاي ايشان.
    مشخصاً زبان مردم خطه لارستان بزرگ( لار، خنج، اوز ، گراش ) به استناد مستندات تاريخي لاريست.
    زبان لارستاني هم بسيار كلمه نامأنوس و اشتباهيست ؛ همانگونه كه زبان اهالي كردستان، كرديست نه كردستاني، يا اهالي لرستان ، لري است نه لرستاني و ….، قاعدتا زبان مردم خطه وسيع لارستان بزرگ به فرمايش رهبر، زبان لاريست و نه چيز ديگر…

  8. ناشناس گفت:

    0

    0

    درباره زبان اچمی تذکری کاملا به جابوده چرا که این واژه ساختکی و من درآوردی،جعلی وبی ریشه است ولی در خصوص مسقطی لاری ضرب المثلی هست که میگه:دزد که ازدزد بدزده شاه دزده ”
    همانطور که از اسمش مشخص است اصل این حلوا از مسقط عمان بوده ولاری ها دستور تهیه ی آن را گرفته اند و باتقلیدی ناشیانه حلوایی چرم گونه به مردم قالب می کنند وسال هاست تلاش می کنند به نام خود ثبت کنند.

  9. بهتاش گفت:

    0

    0

    ای خو دا حاجی جان توهشت سال می شدزبان لاری راتویونسکو هم ثبت کرد یا گینس یا فضای رسانه ای تمام عالم حالاچرا ای کاش رادیو لار وراانداخته بودین ای کاش جهارتافرهنگی دانشمندوفرهیخته راسازماندهی چهارتاکتاب چاپ کرده بودین حالا اگه همه اینکاراهم شده بود چه میشد مگه چی اضافه میشد به ماای خ دا ای ای خدا توخونه بمونیدتاکادرهای بیمارستانی ارخستگی هلاک نشندعریزبرادر افتاب جان به به یعقوب دریاب که ارهمه بیشتر دلمون باشیرین ربونیش شادکردازچاب حرفهای دل ازاردراین رورابگذر فدای شما که خوبین وباصفا خداپدراقای دکترم بیامرزد شمارابخیرووماهم بسلامت تکبیروخدانگهداربرای همیشه

  10. ناشناس گفت:

    0

    0

    اچمي بوده ايم اچمي هستيم واچمي مي مانيم

  11. محمود گفت:

    1

    0

    اقای جعفرپوراخرنمایندگی شما دل مردم منطقه راازخودتو ن ناراحت نکنیدکه دیگه به لاری رای ندهندزبان مردم جنوب چه لاری چه گراشی وخنجی واوزی وبستکی ولنگه ای اچمی است

  12. لارستانی با انصاف گفت:

    0

    0

    اگر گفته شود زبان لارستانی بهتر است زیرا جنبه تاریخی ان مطرح است اما اقای جعفر پور میگویند زبان لاری که با مخالفت شهرهای اطراف مواجه است بهتر است گویش لارستانی مطرح شود

  13. ایرانی لاری خنجی گراشی اوزی گفت:

    1

    0

    خود لاری ها خودشونو قبول ندارن تا چه برسد به زبان و لهجه لاری
    *آقای جعفرپور آیا شما با فرزندانت ونوه هات لاری صحبت میکنی ؟*
    چون اگه قبول داشتن با بچه هاشون فارسی صحبت نمیکردن و زبان مادریشون حفظ میکردن
    باید اول در خود لار و لارستان فرهنگ زبان مادری جا بندازید بعد اعتراض کنید در غیر اینصورت از زبان اچمی یا لارستانی خودتون دیگه چیزی نمیمونه که بخواهید جابندازید

    *در مورد حلوا مسقطی باید تکلیف مشخص بشه مال مسقطه یا لاره*
    مسقط جزء لاره یا لار جزء مسقطه با عقل جور نمیاد
    یا بگید حلوا مسقطی یابگید حلوا لاری
    حلوا مسقطی لاری بی معنی است، از اسمش معلومه اصالتش مسقطی است نه لاری
    در خیلی از استانها این حلوا پخته میشه به اسم مسقطی مثلاً تو قم هم که میپزن نمیگن حلوا مسقطی قمی به اسم حلوا مسقطی است،
    *کمی تفکر*

  14. ایرانی لاری خنجی گراشی اوزی گفت:

    1

    0

    *بدون تعارف و با افتخار میگم اچمی هستم*

  15. ایرانی لارستانی گفت:

    1

    0

    زبان مردم جنوب فارس وبخشی از هرمزگان اچمی است،
    لَهجه های این مردم لاری ،گراشی ،اِوزی،خنجی و بندری و… است،
    افتخار ما این است که اچمی زبان هستیم
    #با فرزندانتان اچمی و لهجه مادری صحبت کنید و به زبان مادری تان افتخار کنید#

  16. ناشناس گفت:

    0

    0

    اقای دکتر جعفرپور ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان اقا دیدی چه جنگی بپا کردی اگر دلسوز لارستان بودی خیلی کارهای مهم تر از این بود که […] را از اموزش و پرورش ببری فرودگاه و سفارش […] و… بکنی که دانشکده علوم پزشکی پر بشه ازفرزندان اطرافیان نماینده اقا اختلاف ننداز در این اخر نمایندگیت

  17. ناشناس گفت:

    0

    0

    مگر شما شهر ودیار واصالت ندارید که نام اچم روی زبان مادریتون گذاشته اید.؟
    اگر زبان مادریتون اچمی است زبان مادری پدریتون چیه؟
    حتما اونم بی خانمان است.

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان