میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۳ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱:۲۳ ق.ظ سرویس:برگزیده ها, فرهنگ و هنر 4 دیدگاه 2,326 بازدید

زمان که قرعه ی غم می زند به نام شما

9زمان که قرعه ی غم می زند به نام شما

نگاهی به کنسرت «باغ بی برگی»

فرزاد قناعت پور: «باغ بی برگی» عنوان شعری است از مهدی اخوان ثالث. شعری که همچون «زمستان» او برایند و بازنمودی است از فضای سالهای پس از مرداد ۳۲ و از جمله کارهایی است که در حوزه ی سمبولیسم یا همان نمادگرایی اجتماعی قرار می گیرد. حالا «گروه موسیقی سرآغاز» این نام را برای کنسرت اخیر خود که در واپسین روزهای دی ماه در تالار وحدت شهر لار اجرا شد، برگزیده است. به زعم نگارنده، موسیقی در قیاس با دو گونه ی فعال دیگر منطقه یعنی تئاتر و ادبیات گرچه هنوز مثل آن دو، توفیق نسبی در جَستن از دامان محافظه کاری نیافته است اما نسبت به آن دو در اصولی که پذیرفته است شُسته رُفته تر ظاهر شده است. موضوع محافظه کاری مسئله ای فرهنگی است که هم به کیفیت آموزشی مرتبط است هم به ارتباطات فرهنگی و هم به هنجارهای اخلاقی محکوم به جامعه که ما در هر سه، تأخر زمانی و فرهنگی داریم.

خوب که نگاه کنیم می بینیم بزرگترین دستاوردهای هنری ما نه تنها رسیدن به زاویه ی دیدی تازه، کشف و ضبط صدا، زبان و یا اجرایی نو و شخصیت یافته و یا تلواسه ی افزودن ذخیره ای بر انبان فرهنگی موجود نیست بل، رعایت درست و مو به موی هنجارهای محافظه کارانه ای است که در زمینه ی هنر و یا اجتماعیات می شناسیم که البته محدویت های تحمیلی بر هنرمند -حالا از هر مجرا- کم بی تقصیر نیست. به هر حال نه تنها «باغ بی برگی» که بسیاری از تولیدات ادبی و هنری ما در دایره ی این محافظه کاری قرار می گیرد. کنسرت «باغ بی برگی» می تواند از چند منظر دیده شود:

۱) اشعار

گر چه برخی از اشعار انتخابی پیشتر بارها به اجرا در آمده بود اما اشعاری زیبا از شاعرانی جاندار انتخاب شده بودند. غالب اشعار انتخاب شده از نظر سبک و گونه می توانستند در دو حوزه ی رمانتیسم و سمبولیسم اجتماعی طبقه بندی شوند که در ادبیات معاصر ایران، نقطه ی اوجشان دهه ی بیست و سی شمسی است. رمانتیسم را می توان در دو شعر: «غم عشق» سعدی و «قرعه ی نو» ابتهاج دید و سمبولیسم اجتماعی را در «ارغوان» ابتهاج و «باغ بی برگی» اخوان ثالث که البته از زمینه های رمانتیک هم چندان خالی نیستند. شعر «لارستان» عبدالرضا مفتوحی اما فارغ از این ها، گرچه از زمینه های روشن تر وطن پرستی (در معنای خاص آن) توشه بر می داشت  ولی باز هم نمی توانست آن «غم حماسی» موجود در بسیاری از کارهایش را پنهان کند. مشخصه ی تمام اشعار انتخابی، تکیه بر عنصر غم بود.

 اما در دقیقه ی اکنون و در این موقعیت تاریخی، این «غمِ نشان دار» که تلاش دارد حرف هایی را در پس رمزها و نمادها بزند می تواند زنگ خطر و هشداری آگاهی دهنده باشد به مسئولین و متولیان اجتماع و جای این پرسش می ماند که انتخاب ولو ناخودآگاهانه ی این جنس غم، این جنس پناه بردن به رمزها و نمادها برای زدن برخی حرف ها از کدام آسیب اجتماعی آب می خورد؟

۲) دکور

دکور در هر اجرای موسیقایی می تواند به عنوان یک مکمل در حسی تر شدن فضای انتزاعی موسیقی کمکی مؤثر باشد. نوعی همبستگی عین و ذهن که نقش مهمی در فربه تر شدن احساس بازی می کند. بلندگرامی که بازی را خوب می شناسد در زمینه ی دکور به توفیق نسبی دست یافته بود با ذکر این نکته که با تأکید بیشتر بر نورهای سرد و تاریک و استفاده ی مؤکد از سایه روشن و کنتراست می توانست زمینه ی کامل تری فراهم کند.

۳) آواز

محسن فروتنی مستعد و خوش آتیه است. با صدایی در اکتاو میانه و جنسی نزدیک به جنس صدای امثال هُمای که در خواندن غمگنانه ها هم رنگ است. از سرما خوردگی احتمالی اش که بگذریم به سه نکته در اجرای او می توان اشاره داشت. یکی تند خوانی قسمت هایی از بعضی سطرها بود که ریتم خوانش را با ریتم موسیقی ناهماهنگ می کرد. دوم، تخت و مسطح خوانی است یعنی فقدان تحریر لازم در خوانش سطرها. تحریری که آوازی نیست، خوانشی است و به سطرها کرشمگی و جانداری لازم می دهد و بلاغت صدا را با بلاغت و فصاحت سطرها هماهنگ می کند. سوم، ناپیوستگی ها و عدم هارمونی گاهگاهی در ارتباط صدای بالا(زیر) و پایین(بم) بود که بالطبع ذوق شنوایی مخاطب را حساس می کرد.

۴) ساز و اجرا

در منظر فردیِ اجرا، کمانچه ی فردین بسیار به چشم می آمد. در منظر عمومی اجرا، تلاش برای ایجاد افکت های صوتی توسط سازهای ضربی جهت فضاسازی، تلاش برای ایجاد یک تشکل ساختاری ما بین سازها بسیار ارزشمند بود اما ارزشمند تر می شد اگر این تشکل، موسیقی و اجرا را «صدادار» می کرد، سازها را به گفت و شنودی اجتماعی در صحنه وا می داشت و از حالت بی تحرکی و قراردادی خود دور می کرد. همچنین در این میان، بعضی مسائل چون  عدم هماهنگی در بعضی آغازها و در برخی مواقع، تفاوت گام ها در زمینه ی«زیر صدا» بین موسیقی و صدای خواننده در حالت صدای پایین(بم) آن، می توانست مورد نظر قرار گیرد.

به هر حال، می دانیم که گروه های موسیقی (و البته همه ی گروه های هنری) برای هر اجرای عمومی با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم می کنند، دست و پنجه ی همه شان را می بوسیم و به امید روزهای بهتر و زمینه های نو و پیشرفته ی موسیقایی شان می مانیم.


4 نظر

  1. من هیچ نمیدانم گفت:

    0

    0

    در مورد دکور احساس میشود یک دکور بازیافتی است دکور همان دکور نمایش ترن است که کمی به آن شاخ و برگ داده شده

  2. امين اسدي گفت:

    0

    0

    نقد منصفانه و مفيدي بود.

  3. غير لاري ساكن لار گفت:

    0

    0

    من فكر مي كنم اجراي خيلي موفقي بود. فقط نوازنده تار به مثابه پيروان سبك تهران و امثال عليزاده تاكيد بر تكنيكي اجرا كردن داشت و ارتباط حسي خوبي با مخاطب برقرار نكرد. نوازنده كمانچه خوب بود و سنتور نواز نيز كارش مورد پسند بود. آواز خوان گروه نيز هرچند گويا سرماخورده بود اما صدايي گرم و گيرا داشت. به هر حال شب خوشي را با ديدن و شنيدن اين اثر در لار گذرانديم.

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان