میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۱۶ دی ۱۳۹۶ ساعت ۹:۳۳ ق.ظ سرویس:آفتاب 3 دیدگاه 1,050 بازدید

زمزمه «مردم شهر» در فرهنگسرای مرتضوی/ شاعر لاریِ ترانه های «حامد همایون» مهمان این هفته انجمن شعر آفتاب بود

زمزمه «مردم شهر» در فرهنگسرای مرتضوی/ شاعر لاریِ ترانه های «حامد همایون» مهمان این هفته انجمن شعر آفتاب بود

منیره جهان بین: نشست اخیر انجمن شعر آفتاب لار با حضور اعضای انجمن و یک مهمان ویژه یعنی «محمدرضا نظری» شاعر لاریِ ترانه های «حامد همایون» خواننده نامی پاپ کشور شامگاه چهارشنبه ۱۳دی ماه ۹۶ در فرهنگسرای مرتضوی برگزار شد.

همیشه به دنبال جایی بودم که نیازی به نشانی نداشته باشد، قدم که در راه بگذاری، چشمهایت را که ببندی، عطر مهربانی اش از فرسنگها راه صدایت کند، چهارشنبه ها از آن روزهایی بود که صبحش را برای شبش آماده می کردم از آن جاهایی که نشانی اش همان مهربانی است…

بی علت نیست انجمن شعر آفتاب سالهاست اعتبار دارد و اعتماد؛ با تمام ملایم ها و ناملایم ها ساخته و شاهد مهربانیش همین بس که عبدالرضا مفتوحی به رسم دوستی و به اصطلاح لاریها «وا جوز گر ته»! اعلام می کند امشب آفتابی ها میزبان هستند از برای همشهری که ترانه هایش را این روزها از خواننده های کشوری بسیار شنیده ایم؛ «محمدرضا نظری» (شاعر ترانه های حامد همایون) به همراه «شارومینِ» خواننده.

بوی نرگس های باغچه فرهنگسرا شب زمستانی شاعرانه های آفتابی ها را مست کرده، آوای خوش مریم جدلی که سعدی شیرین بیان را زمزمه می کند روح و ذهن اعضا را بهم گره می زند تا شبی به غایت به یاد ماندنی را ثبت کنیم در کنار آنان که تا به امروز از بحث های ابتدای جلسه آفتابی ها غافل نبوده اند.

خلیل روئینا با همان آرامش و تواضع همیشگی نبض جلسه را بدست می گیرد و تریبون انجمن را در اختیار مهمان جلسه  قرار می دهد تا بیشتر از خود بگوید و «مردم شهر» ترانه ای است که بار دیگر در اذهان جان می گیرد.

شاعران و اعضای نشست امشب به رسم مهمان نوازی به انجمن پیوسته اند و هرکدام با تحفه ای شب آفتابی ها را رونق می بخشند. نوبت به فریاد خواجوی از شهر فرهنگ و ادب اوز که می رسد  شعری با گویش محلی از «میر زینل امیری نژاد» را با آوازی دلنشین  هدیه می کند و تشویق های گرمی که با شنیدن کلمات زیبای شعر همراه می شود و در ادامه «شارومین» مهمان جلسه قطعه ای کوتاه در دستگاه دشتی آفتابی ها را مهمان می کند.

«چرا شعر می گوییم و چرا حافظ ماندگار شد؟» سئوالی بود که جوان ترین عضو جلسه علی آقا عطایی مطرح می کند و جلسه انجمن که تا بدین جا آرام و با طمانینه پیش رفته بود را هیجان ظریفی می بخشد. هرکدام از اعضا سعی دارند با جوابی به روح پرسش گر شاعر جوان انجمن پاسخی بدهند، ولی چشمان براقش حکایت ها دارد از نگرفتن جواب!

سینی چای که می آید خود به خود بحث ها جمع می شود و هرکدام از اعضا دیداری تازه می کنند در بحبوحه خوش و بش و بحث و چای و شیرینی…

دوستان انجمن به نوبت شعرخوانی می کنند؛ کورش آریایی منش شعری از سالهای دور ولی بسیار دلنشین و تحسین برانگیز، آقای عادلی، علی عطایی با یک مثنوی و آقای پورگیتی با دو شعر یکی ترانه که مناسبت هم دارد با حضور مهمانان… و بحث هایی از قبیل تقطیع شعر، اقلیم شعر، شعر و موسیقی و سئوالات چالشی  سیدعلی هاشمیان که بالاخره مهر سکوت از لب برداشته و هر کدام از این پرسش ها در نوع خود شنیدنی هستند.

ناگفته نماند از حواشی چهارشنبه خاطره انگیزمان شعری است متفاوت از عبدالرضا مفتوحی که یکی از همراهان انجمن زحمت دکلمه آن را متقبل می شود. شعری فارسی مملو از کلمه های لاری که «خلالوهای» شعرش چشم من را خیلی گرفت.


3 نظر

  1. محبوبه وحیدیان گفت:

    0

    0

    درود بر شما منیره جان. لذتی وافر بردیم از نوشته ی زیبای شما. با آرزوی موفقیت برای همه ی دوستان آفتابی

  2. آشنا گفت:

    0

    0

    بنظر میرسد جلسه خوبی بوده است
    اما تصور من بر آنست این جلسات مخصوص لاری هاست بچه های دم گاله و…..و دیگران و غیر لاری ها در آن جایی ندارند شاهد کنار کشیدن بسیاری از دوستان هستم تا این تفکر بر لاری ها حکمفرماست نه شاعری از لار سر بر خواهد آورد نه لار پیشرفت خواهد کرد سایت محترم آفتاب لارستان هم به هرکسی بخواهد بال و پر میدهد و مطرحش میکند متاسفانه…..والسلام

  3. ناشناس گفت:

    0

    0

    در پاسخ به جناب آشنا ، آنجا که می گوید : « ……. تا این تفکر بر لاری ها حکمفرماست نه شاعری از لار سر بر خواهد آورد ……. » توجهتان را به توصیف ملک الشعرا بهار از شعر آنجا که می گوید :
    شعر دانی چیست؟ مرواریدی از دریـــای عقل
    شاعر آن افسونگری کاین طرفه مروارید سفت
    صنعت و سجع و قوافی هست نظم و نیست شعر
    ای بسا ناظم که نظمش نیست الا حرف مفت
    شعر آن باشد که خیزد از دل و جوشد زلب
    باز بر دل ها نشیند هر کجا گوشی شنفت
    ای بسا شاعر که او در عمر خود نظمی نساخت
    وی بسا ناظم که او در عمر خود شعری نگفت
    معطوف می نمایم . جناب آشنای عزیز ذوق و قریحه و استعداد شعرای پرآوازه ما همچون سعدی و حافظ و مولانا و ….. ربطی به این جلسات ندارد اگرچه ممکن است استعدادهای نهفته ای در اینگونه جلسات کشف شوند و بارور گردند .

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان