میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۲ شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۰۷ ب.ظ سرویس:آفتاب, برگزیده ها بدون دیدگاه 205 بازدید

زندگی، جنگ درد با من بود/ شعر تازه کورش آریایی منش

زندگی، جنگ درد با من بود/ شعر تازه کورش آریایی منش

کورش آریایی منش، شاعر متمایزسرای انجمن شعر آفتاب لار به تازگی شعری خواندنی سروده که در ادامه می خوانید:

***

خواستم مثل مرد باشم و درد

جنگ سرد بدون سنگر بود

هر دری باز شد به سمت خودم

پشت هر در دوباره یک در بود

 

دست هایت پل ِغم انگیزی

از بهشت تو تا بهشتم زد

خواستم مثل مرد باشم و درد

ریشه تا عمق سرنوشتم زد

 

در زمینی که اعتقادم بود

زندگی بذرهای شک پاشید

بعدها روی زخم کاری من

هی نمک پاش شد، نمک پاشید

 

مزه ی این هوای بی تو چنان

تلخی قهوه های قاجاری است

چشمم از کاسه می زند بیرون

بسکه خون دلم از آن جاری است

 

روزگارم چقدر زخمی بود

زخمی از کینه ی «تناردیه» ها

آرزو داشتم مرا یک شب

جای مادر، بغل کند بابا

 

روزگار خوشم به غارت رفت

چیزی از من نماند جز اثرم

«لات» بودم ولی نفهمیدم

که به دست تو داده ام تبرم

 

سهمم از این جهان بی همه چیز

یک عدد آرزوی یک نفره

دلبری، روبه روی آئینه

گریه، زیر پتوی یک نفره

 

تب تند لباسهای تنم

با زمستان من نمی شد ست

خسته در انتظار «ژان وال ژان»

بی رمق مثل دستهای «کوزت»

 

بعد مرگم چه روزگاری شد

دستها وانمود لبیک است

هیچکس فاتحه نخوانده، مگر

هدفش خوردن کمی کیک است

 

زندگی، جنگ درد با من بود

درد اما شکست از من خورد

مرگ آرام روی بالش من

سر خود را گذاشت، خوابش برد

 

از این شاعر بخوانید:

بی تو/ نوغزلی از «کوروش آریایی منش»

وسط «چِل پَسینِ باران زا» سهم این باغ را عطش کردند!/ شعر جنجالی «کورش آریایی منش» درباره لارستان

عاشقی چیز دردناکی بود/ شعر تازه «کورش آریایی منش»


ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان