میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در28 می 2020 ساعت 4:26 ق.ظ سرویس:عناوین اصلی 9 دیدگاه 443 بازدید

زندگی ساده من با شهید امامی در لار با مهریه پنج سکه بهار آزادی آغاز شد/ دوست ندارم از انتخابات تلخ سال ۷۴ لارستان بگویم/ «مسعود» انسانی از جنس ما نبود!

«مسعود» مردم لارستان(۲)

گفت و گوی «آفتاب لارستان» با همسر شهید «مسعود امامی»

زندگی ساده من با شهید امامی در لار با مهریه پنج سکه بهار آزادی آغاز شد/ دوست ندارم از انتخابات تلخ سال ۷۴ لارستان بگویم/ «مسعود» انسانی از جنس ما نبود!

زینب دلام/ آفتاب لارستان: در نخستین بخش از سلسله گزارش های پیرامون شخصیت «شهید مسعود امامی»، فرماندار اسبق لارستان و استاندار فقید قزوین، به سراغ همسر ایشان رفته ایم.

خانم «سوسن ناظمی» که از فرهنگیان و بانوان انقلابی لارستان است، با وجود بیماری مادرشان و پرستاری از ایشان، با روی باز دعوت ما برای مصاحبه را پذیرفتند. ایشان، شروع مصاحبه را با این شعر آغاز کردند:

قدر مردم سفر پدید آرد/ خانه خویش مرد را بند است
چون به سنگ اندرون بُوَد گوهر/ کس نداند که قیمتش چند است

با تشکر از شما بابت وقتی که برای گفت و گو با ما گذاشتید؛ برای شروع بحث بفرمایید که دوره آشنایی شما با شهید امامی به چه زمانی برمی گردد، چه شد که با هم ازدواج کردید و چرا شهید امامی را به عنوان همسر انتخاب کردید؟

من در کنار سایر دوستانم با شور و احساسات نوجوانی، برای بسته بندی پوشاک و مواد غذایی با جهاد سازندگی همکاری می کردیم. آن موقع، اسم «مسعود امامی» را فقط به عنوان رئیس جهاد سازندگی لار شنیده بودم اما ایشان را نمی شناختم.

در سال ۱۳۶۰، در یک جلسه ی صحبت با شهید امامی، ایشان خط مشی خود را مشخص کرده و از ابتدا به من گفتند که بیشتر وقت ها به فعالیت های اجتماعی و سیاسی می پردازند و کمتر در خانه حضور دارند.

وقتی ازدواج کردید، کجا ساکن شدید و وضع مالی زندگی تان به چه صورت بود؟

سال ۶۰، به صورت ساده و بدون هیچ گونه تشریفات، با مهریه پنج سکه بهار آزادی زندگی را در لار شروع کردیم. زندگی متوسطی داشتیم و من به زندگی خود قانع بودم.

اگر بخواهید شهید امامی را در چند جمله توصیف کیند چه می گویید؟

ایشان انسانی به تمام معنا صادق، مهربان، دلسوز، فداکار، ایثارگر، شجاع و خستگی ناپذیر بودند و در یک جمله باید بگویم که ایشان، انسانی از جنس ما نبودند.

عمده فعالیت ها و مسئولیت های ایشان پس از ازدواج در چه بخش هایی بود؟

از آنجایی که ایشان یک جهادگر بودند، بیشتر به روستاها سفر می کردند و در زمان جنگ، قبل از شروع عملیات، برای پشتیبانی از نیروهای فداکار و مخلص آن زمان در جبهه حضور داشتند و به همین دلیل جهادگران را، «سنگرسازان بی سنگر» لقب داده بودند.

در سال ۶۴، ایشان به عنوان «مسئول ستاد پشتیبانی جنگ و جهاد سازندگی» استان فارس منصوب شدند و در شیراز کار ایشان بسیار سخت تر و سنگین تر بود.

شهید امامی بعد از جهاد سازندگی، وارد فرمانداری لارستان شدند، شش سال فرماندار لار بودند؛ در واقع، این مدت فرمانداری در یک شهر بومی، زمان خیلی زیادی بود و قبل از اینکه مسائلی برای ایشان پیش بیاید با خاطره ای به یادماندنی لار را ترک کردند.

سپس به شیراز آمده و مسئولیت «مدیرکلی امور اجتماعی» استان فارس را پذیرفته و پس از آن به سِمَت «معاون امور اجرایی شهرداری شیراز» منصوب شدند که آن زمان، دوران بسیار سختی در شهر شیراز بود.

بعد از آن به بوشهر رفتیم و ایشان به عنوان «معاون سیاسی و امنیتی استانداری بوشهر» در زمان آقای «دکتر انصاری» که ایشان استاندار وقت بودند منصوب شدند. بعد از سه سال به شیراز برگشتیم و یک سال به عنوان «معاونت اداری و برنامه ریزی در استانداری فارس» مشغول به کار شدند و پس از گذراندن تمام این امتحانات، به عنوان «استاندار قزوین» منصوب شدند که در ابتدا، تعدادی از دوستان ایشان می گفتند که قزوین یک شهر فوق العاده سیاسی است، هم چپ و هم راست دارد، ایشان فرمودند: «من برای جنگ عازم قزوین نمی شوم، من ماموریتی از جانب خدا دارم و صرفا برای خدمت به آنجا می روم.»

آیا همان طور که دوستان شهید امامی پیش بینی کرده بودند، کار در قزوین سخت بود؟

باور نمی کنید اگر بگویم در آنجا دوستانی که عقاید و خط و مشی مخالف ایشان را داشتند رابطه صمیمی و نزدیک تری با شهید امامی پیدا کرده بودند چون ایشان برای رضایت امر خدا به قزوین رفته بودند نه برای انجام رسالت سیاستِ کثیف.

ورود ما به قزوین با زلزله «آوج» مواجه شد که خسارات زیادی داشت و در مدت یک سال یا شاید کمتر، با تلاش های شبانه روزی و حضور مستقیم در منطقه زلزله زده، ایشان خرابی ها را نوسازی و منطقه را آباد کردند.

شهید امامی در سال ۷۴ وارد عرصه انتخابات مجلس شورای اسلامی در لارستان شدند و برای این کار از حضرت آیت الله آیت اللهی هم اجازه گرفتند. با توجه به اینکه شما از نزدیک با ایشان بودید، می توانید بگویید که هدف شهید امامی از نام نویسی در انتخابات چه بود و چرا علیرغم رای بالا در روستاها و حمایت همسر آقا از ایشان، در خود شهر لار رای بالایی نیاوردند؟

هدف اصلی ایشان برای شرکت، خدمت به مردم و ایجاد آبادانی در شهرستان لارستان بود و موضوع مادی نمایندگی برای ایشان پشیزی ارزش نداشت. شهید امامی از طرف مرحوم آقای آیت اللهی و مرحوم بی بی (همسر آقای آیت اللهی) حمایت می شدند؛ من صلاح نمی بینم که این گذشته تلخ را یادآوری کنم؛ «بگذرید تا خدا از شما بگذرد»، این موضوع را به دستگاه عدل خدا می سپارم و برای قضاوت خدا در آن دنیا واگذار می کنم.

از روزها و لحظه های پایانی عمر شهید امامی برای ما بگویید؛ آخرین صحبت هایی که بیان می کردند و حال و هوا و برنامه هایشان برای آینده چه بود؟

روز جمعه، ۸ خرداد ۱۳۸۳ بود که زلزله، بخش هایی از تهران و قزوین را لرزاند و ایشان با شنیدن خبر زلزله، بلافاصله خود را به دفتر کار رساندند، ساعت ۸ شب سریع آماده شدند که برای مصاحبه با شبکه دوم به تهران بروند.

ساعت ۱۰ و نیم بعد از اخبار شبکه دو، ایشان گزارشی از تلفات و خرابی ها دادند که به صورت مستقیم از تلویزیون پخش شد، سپس ساعت ۱۲ به خانه برگشتند، پرسیدم: «می گویند این زلزله تلفات چندانی نداشته، چرا شما اینقدر با شور و هیجان، خرابی ها، ویرانی ها و تلفات را بیان می کردید؟» پاسخ دادند: «من باید منطقه الموت را از فقر نجات دهم، در این کشور تا سر و صدا راه نیندازی و موضوعی بزرگ جلوه داده نشود کسی به داد کسی نمی رسد».

فردای آن روز، بعد از جلسه با بقیه مدیرکل ها با دو هلی کوپتر و به همراه ۱۸نفر، در هر هلی کوپتر ۹ نفر، عازم منطقه زلزله زده الموت شدند که به ندرت پای مسئولان به آنجا رسیده بود، منطقه ای کوهستانی و صعب العبور.

عکس هایی از ایشان مربوط به قبل از حادثه وجود دارد که نشان می داد ایشان با صبر و دلداری به اهالی قول می دادند که آن ها را از فقر و فلاکت نجات دهند و مصاحبه ای نیز در آخرین لحظات عمر خود انجام داده بودند.

ایشان به هنگام سوار شدن به هلی کوپتر، افراد را انتخاب می کردند و سپس وارد هلی کوپتر می شدند و ۸ نفر دیگر، از خلبان، کمک خلبان، دو نفر از صدا و سیما، معاون عمرانی و «سردار فعال» که به تازگی در منطقه به هم معرفی شده بودند، به همراه دو نفر از مهندسان هلی کوپتر، از انسان های نمونه ای بودند که نظیر نداشتند. هلی کوپتر آن ها در راه برگشت، به کوه های الموت برخورد کرده و سقوط می کند و ایشان به درجه رفیع شهادت نائل می شوند.

شهید امامی برنامه های وسیع و گسترده ای برای منطقه الموت داشتند که متاسفانه فرصت اجرای آن را پیدا نکردند.

حس و حال تان در موقع شنیدن خبر شهادت شهید امامی به چه صورت بود و چطور توانستید با غم از دست دادن این انسان بزرگوار کنار بیایید؟

از ساعت ۳ و نیم، همه از سقوط هلی کوپتر خبر داشتند اما فکر کنم من تنها کسی بودم که از این موضوع خبر نداشتم. وقتی به رئیس دفتر ایشان زنگ زدم و احوال ایشان را جویا شدم گفتند که در مسیر برگشت هستند، اما من در ضمیرم دل شوره عجیبی داشتم، گویا انتظار حادثه بدی را می کشیدم که ناگهان درب منزل از دو طرف باز شد و یک قزوین وارد خانه ما شدند! جای سوزن انداختن نبود و من در شوک بزرگی فرورفته بودم تا اینکه کم کم به خود آمدم و فهمیدم که تکیه گاهم را بعد از خدا از دست داده ام…

به یاد مصیبت های حضرت زینب(س) افتادم و واقعه عاشورا را برای خود تداعی کردم، زینب(س) هیچ کس را نداشت که به او تسلیت بگوید و جز این که با سنگ و تهمت ناروا از ایشان استقبال کردند، آن وقت به چشم خود دیدم که زینب(س) چه کرد.

پسرم آن موقع ۱۹ سال داشت، وقتی از تهران برگشت به من گفت: «مادر جان، مُردن در رختخواب یا تصادف کردن برای پدر من خیلی زشت بود، پدر من لیاقت چنین مرگی را داشت، او یک عمر برای مردم خدمت کرده بود و فهمیدم که من نه اولین نفر و نه آخرین نفری هستم که با این حوادث برخورد کرده ام.»

خداوند در همه سختی ها دست هایم را گرفته است و همه جا با من حضور داشته است. خدا رحمت کند «مادر شهید بابایی» که فرمودند: «وقتی خبر شهادت امامی را شنیدم گویا یک بار دیگر عباس خودم شهید شده بود.»

برای شهید امامی در چهار منطقه، نماز خواندند که بی سابقه ترین شخصی می باشد که در چهار جا برای ایشان نماز خوانده اند، در قزوین، در تهران، در شهرستان لار توسط جناب «آقای آیت اللهی» که خداوند ایشان را رحمت کند و در شیراز «آقای زبرجد» که خدا رحمت شان کند بر پیکر ایشان نماز خواندند.

در آخر، اگر صحبت خاصی با مردم لارستان، مخاطبان آفتاب لارستان و مسئولان دارید بفرمایید.

سفارش من به مسئولان حال حاضر، این است که راه شهدا را ادامه دهند، مردمی باشند و با مردم ارتباط مستقیم برقرار کنند. شهید امامی هر شب جمعه، برنامه دیدار با خانواده شهدا و جانبازان داشتند، مشکلات آن ها را گوش می کردند و عمل می کردند نه اینکه فقط شعار دهند.

از گردانندگان آفتاب لارستان هم کمال تشکر را دارم که پس از گذشت ۱۶ سال، شهید امامی را فراموش نکرده اند و به یاد ایشان هستند.

مطلب مرتبط:

«مسعود» مردم لارستان(۱)/ مدیری خط امامی، ملی و مردمی

براي «مسعود» خط «امامي» لارستان

مرام «مسعود» مردم لارستان


9 نظر

  1. ناشناس گفت:

    4

    3

    خانم ناظمی. طرفداران همسر شما بیشترین سوءاستفاده را از بیت المال و امکانات دستگاههای دولتی داشتند تا به هر طریق ممکن ایشان به مجلس راه یابد.فقط به این بهانه که ایشان ایثارگر و جبهه رو بوده اند.جالب اینکه انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ و طرفداری طیف چپ از خاتمی لیبرال نشان داد این حرفها دروغی بیش نبوده و به ظاهر حزب اللهی های لار ۱۸۰ درجه با آنچه در ظاهر نشان میدادند فرق دارند.ضمنا امام جمعه و همسر امام جمعه مطابق کدام قانون و به چه حقی از کاندیدای خاصی که همسر شما باشد حمایت کرده اند؟چرا به اینکار غیرقانونی و غیرشرعی افتخار میکنید؟از ما به شما و خانواده آیت اللهی نصیحت.برای رفتگانتان طلب استغفار کنید

    • .. گفت:

      3

      1

      درسته
      بعد همین رفقای سایت آفتاب و اطرافیان امامی معتقد به عدم دخالت دین در سیاست هستن. حتی همین سال ۹۸ هم این خانواده در انتخابات دخالت کرد.

    • لار گفت:

      1

      3

      سلام بهتره هم جریان را از اول بگید هم جناب ناشناس یکم واضح تر بگویند و اگر اسم و رسم بنویسند هم بد نیست چون اگر قرار است من خواننده قضاوت کنم باید از اصل ماجرا و شخصیت شما اطلاع داشته باشم .تا شما را درست قضاوت کنم .
      این طور نوشتن به من این پیام رو میرسونه که شما با ایشون یا ایت اللهی کینه یا مشکل شخصی دارید.
      در زمان انتخابات اخیر هم ، کم عقده ای ندیدیم که هر چه در سینه حبس کرده بودند خالی کردند . پس تا اینجا ما طرف شهید امامی و خاندان محترم آیت اللهی هستیم مگر شما دلیل منطقی بیاورید .
      همان طور که در انتخابات هم با کلی گویی و عقده گشایی شخصی شکست خوردید .
      .
      .
      .
      و اما نفر دوم
      در شرایط حال خانواده ایشان شخصیت حقیقی دارند نه حقوقی . رسما کاندید مردمی هم داشتند نه کاندید اداری و سازمان یافته!!!!!!!!!!
      اشتباه کردی الان […] و […] نباید طرفداری می کردند نه بیت آقا که شخصیت حقیقی دارند.
      بیت آقا هیچ مسئولیتی نداشته و ندارند یک موسسه خصوصی دارند بنام حفظ آثار و ارزش ها …. دارند
      اما همهترین چیز که دارند و شما ندارید محبوبیت هست . احترام نزد مردم است . چون همیشه طرف مردم عادی بودند .
      به همین دلیل هست که هنوز بیت آقا شلوغ است و شما ناراحت این موضوع هستید

  2. ناشناس گفت:

    1

    2

    روحش شاد و یادش گرامی شهید مسعود امامی انسانی شریف و دوستداشتنی بود.

  3. ناشناس گفت:

    2

    2

    خانواده شهید امامی جزو اصیل ترین و بهترین مردم لار هستند

  4. ناشناس گفت:

    2

    3

    زنده باد راه شهید امامی و همه انقلابیون اصیل

  5. حسنی گفت:

    2

    3

    درپاسخ به اقای ناشناس که باعصبانیت مطلبی رانوشته وجانب انصاف رارعایت نکرده مظالبی عرض میکنم
    ۱-مرحوم ایت الله ایت اللهی ومرحوم امامی هردو دستشان ازاین دنیا کوتاه است وامکان دفاع از خودندارند تا قیامت ودر پیشگاه عدل الهی که باید همه پاسخگوی اعمال وگفتار خود باشیم داستان داستان مثقال ذره است از خیر وشرلذا هم به خودم وهم به این اقایا خانم ناشناس توصیه میکنم مواظب باشیم به خاطر دنیای دیگران اخرت خودرا خراب نکنیم
    ۲-متاسفانه در زمانه ای هستیم که اگر رفتاری یا گفتاری یا حمایتی از غیرخودی باشد درهرزمینه ای خصوصاانتخابات مذموم غلط است وحرکتی ضد شرع وعرف وقانون ولی اگرهمان رفتار وگفتار وکردار از خودی باشد چه این خودی فرد باشد باند باشد حزب باشد نهاد یا هرنوع تشکیلاتی باشدعین صواب ومطابق با عرف وشرع وقانون واصلا تکلیف شرعی است وپاداشش بهشت واین داستان غم انگیز امروز ماست واین چیزی نیست جزحب نفس که باید ازشرش به خداپناه برد
    ۳-درنماز میت ظاهرا مستحب است گفته شود اللهم انالا نعلم منه الا خیراشاید فلسفه این دعا این باشدکه همه انهایی که زنده اند برای کسی که زبان وتوان دفاع از خود ندارد شهادت به خیردهندوبدیهای میت را به رخ او وخدایش نکشند دهند بشر هم الا معصومین ممکن الخطا هستند ماها همه رفتنی هستیم وبهتر است در حق دیگران بگوییم تا در مورد ما بگویند
    خداوند همه مارا عاقبت به خیر بگرداند وگذشتگانمان را علی الخصوص حضرت ایت الله ایت اللهی همسر مکرمه اش وحاج مسعود عزیزرا مشمول رحمت واسعه خود قرارداده وبامحمد وال محمدعلیهم صلوات الله محشور فرماید

  6. رک گو گفت:

    1

    2

    خانم یا اقای ناشناس شما هنوز کینه و عقده بیت حضرت اقا و شهید حاج مسعود در دل دارید و من میگویم از این کینه و عقده و حسادت […]. شما از محبوبیت اینها نزد مردم حسودیتان میشود. انچه که انتخابات را خراب کرد طرفداران […] و […] ایشان بود که به ناحق از […]حمایت میکردند و ای کاش فقط حمایت بود که حتی هر جا می نشستند فقط و فقط شهید امامی و بیت اقا را تخریب میکردند و همچنان میکنند و من یادم نرفته که حتی […] از مرحومه بی بی که از شهید امامی حمایت کرده بود به عنوان […] نام بردند. باز هم بگویم یا کفایت میکند پس بگذارید این دمل چرکین انتخابات آن زمان سر باز نکند و در سینه هایمان بماند که در حق حاج مسعود جفا کردید و ناجوانمردانه او را تخریب و به زمین زدید و حتی از مرحوم حضرت اقا و بیت شریفشان هم نگذشتید که انشاالله خدا از هیچکدامتان نگذرد و ما شما را به قیامت واگذار میکنیم.

  7. گراشی. وخودخواهی ها.... گفت:

    1

    1

    سالها گذشته. اغای. لار. ومرحوم. امامی. دیگر. نیستند اما. ازین. کامنتها. کینه. وکدورت. میبارد. همینه که. مردم. شهرهای. اطراف. ازین. خودخواهی. های. لاریها. مینالند

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان