میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۲۳ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۲۱ ب.ظ سرویس:اجتماعی, برگزیده ها بدون دیدگاه 463 بازدید

ساکنان کشورهای حاشیه خلیج فارس، فرصت یا تهدید برای اقتصاد و فرهنگ؟

بخش نهم یادداشت‌های «یک گراشی از دبی»

ساکنان کشورهای حاشیه خلیج فارس، فرصت یا تهدید برای اقتصاد و فرهنگ؟

خوانندگان و علاقمندان نوشته های یک گراشی از دبی اگر خوب بیاد داشته باشند در نوشته قبلی به این جمع بندی اشاره کرده و نوشته بودم: بیاییم کار را از موضوعات و پروژه هایی شروع کنیم که بیشترین اشتراکات و نیازهای نسبی همه منطقه در آن باشد و کمترین موانع و مشکلات تاریخی، رقابتی و اجتماعی در آن نمایان شود یا در آن کمتر باشد. جا و محل همکاری و همفکری برای همه بخشها و شهرستانهای منطقه در آن به هر نحوی که خودشان مایل باشند هر چند اندک میسر باشد. به زبان دیگر بیاییم همه را برادرانه به بازی بگیریم حتی اگر توان و وسعشان هم کمتر از دیگران باشد؛ بخصوص از خودمحوری و خود بزرگ بینی و قیم مآبی تا آنجایی که ممکن باشد جداً پرهیز شود. اینها رمز و رموز موفقیت می باشد.

همچنین برای شروع  و آغاز عملیاتی شدن همکاری ها و هم اندیشی های عملی و ممکن برای رفتن به سمت و سوی سرمایه گذاری و کارآفرینی آگاهانه، مستدام و پایدار پیشنهادم این بود: بهترین روش همکاری و هم اندیشی، بهره گیری از نیروهای تحصیل کرده وعلاقمند به کار و کوشش و جستجوگر است… و درانجمنها و تشکلهای مختلف مردم نهاد (NGO) فعالیت می کنند و یا دوست دارند بصورت تشکل همفکر و هم‌سنخ دور هم جمع شوند. الی آخر (رجوع به نوشته پیشین).

نباید سخن گفت ناساخته  (سعدی)

در اینکه اکثریتی از شاغلین و یا ساکنین مردمان منطقه در کشورهای جنوبی خلیج فارس خواهان توسعه، پیشرفت و آبادانی دیار پدری و اجدادی خود هستند شکی نمی توان کرد، بخصوص در امر سرمایه گذاری و کارآفرینی؛ زیرا همواره  و از دیرباز در ضمیر پنهان خیال و گمان خود و یا پدرانشان  داشتن کسب و کار مطمئن و بدست آوردن درآمدی قابل در شهر و روستای خود و بین خویشان و کسانشان مهمترین آرزوهای آنها بوده است. این اکثریت همیشه این آرزو دارند که بتوانند در شهر خود اگر بشود و یا در کشور خود صاحب کسب و کار شوند و خود را هر طور شده از رفتن به غربت نجات دهند، ولی متأسفانه سرمایه و توان مالی فردی و تک تک این جمع به آن اندازه نیست که بتوانند در شرایط فعلی مملکت به تنهای و فردی در سرمایه گذاری و کارآفرینی نقش چندانی در منطقه به عهده بگیرند. همچنین از نظر تحصیلات، مهارتهای شغلی و توان خلاقیت فردی نیز در جایگاهی نیستند که اثرگذاری چندانی در این امر داشته باشند؛ لذا بایستی نخبگان و فعالان منطقه توجه ویژه به این اکثریت داشته باشند که بر روی هم و بصورت جمعی پتانسیل عظیم اقتصادی و توان مالی بالایی در آنها نهفته است وهم اکنون تمامی رونق و آبادی محلی و جریان سیال نسبی نقدینگی، کسب و کار، و فعالیت های اقتصادی و تجاری کل منطقه وابسنه به درآمد این قشر از کشورهای محل کارشان است که روزانه به منطقه می رسد. اگر با دقت به توان بالای مالی و نقدینگی جمعی این اکثریت توجه نشود بی برنامگی مالی و ندانم کاری اقتصادی بخشی از این اکثریت سبب افزایش بی دلیل قیمت زمین و املاک و تورم مضاعف منطقه ای می شود که فشاری ناخواسته به معیشت قشر کارمند و حقوق بگیر در منطقه وارد می کند؛ یا سبب هجوم بانکها و مؤسسات مالی ربوی به منطقه می گردد که توان و رمق نقدینگی و مالی منطقه را به مرکز کشور انتقال می دهند بدون اینکه فعالیتشان در خود منطقه باعث سرمایه گذاری و کارآفرینی شود و البته احتمال سوخت سپرده ها هم وجود دارد؛ بخصوص وقتی کارشناسان بانک مرکزی در سیمای کشور به روشنی این احتمالات را برای مردم بیان کرده اند. همچنین امکان دارد طعمه ی افراد و مؤسساتی شوند که با نقشه و برنامه بجای یاد دادن نوشتن کلمه مار با کشیدن شکل ماری آنها را فریب می دهند و همان ضرر و زیانی به بار می آورند که یک دهه قبل سر گراش آوردند (باگ). همان ضرری که به نرخ امروز شاید به بیش از صد میلیارد تومان برسد و کلی مشکل و حرف و حدیث در پی داشت. فکر نکنید که آن قضیه تکرار نمی شود. شاید به عینه آن نباشد ولی همین امروز هم برای خالی کردن جیب بخشی از این اکثریت رندانی برنامه دارند. گذشته از مسائل مادی و اقتصادی سود و یا زیان این قشر از مردمانمان، ندانم کاری، بی برنامگی، بی هدفی و شلختگی هزینه و مصرف روزانه آنها، همچنین چشم و همچشمی این اکثریت اثر بسیار مخرب فرهنگی بر کل منطقه بخصوص بر رفتار و کردار دانش آموزان و نوجوانان منطقه دارد؛ اما اگر برای بکارگیری نقدینگی آنها فکر درستی شود یقیناَ از تخریب بیشترسنتهای مثبت محلی و بی هویتی فرهنگی و رفتاری در سلوک مردمان منطقه جلو گیری خواهد شد.

اما اقلیتی از مردمان منطقه در کشورهای جنوبی خلیج فارس هستند که من در اولین نوشته ام به آنها اینگونه اشاره کرده بودم: “هدف این نوشته ها به بحث و نظر گذاشتنِ این مهم است که چگونه بتوانیم از امروز به بعد از این «نقدینگی و سرمایه های قابل توجه»، «مهارت و دانش» و «تجربه و کارآفرینی» فراوان و بین المللی این گروه از مردمان منطقه به نفع سرمایه گذاری و توسعه منطقه استفاده کنیم…. الی آخر.”

نسل مسن تر این اقلیت به دلیل پشتکار ستودنی، پُرکاری وصف ناپذیز، توان فکر و کاردانی خود در غربت و بدون استفاده از هیچ رانت و یا کمک دولتی با داشتن حداقل سرمایه اولیه و کسبی کوچک  در یک پروسه زمانی دو یا سه نسلی از تداوم  فعالیتهای فردی خود و یا خانواده خود توانسته اند دارای نقدینگی و سرمایه قابل توجهی باشند که هر یک به تنهایی قادرند منشأ سرمایه گداری و کارآفرینی فراوانی در منطقه شوند. ممارست طولانی در فعالیت اقتصادی آن هم در یک محیط رو به رشد و آزاد اقتصادی و بین المللی و فضای مدرن کسب و کار رقابتی سبب شده است که این قشر دارای تجربه فراوان، مهارت و دانش به‌روز درفعالیت اقتصادی خود باشند. نسل جوانتر این قشر که اغلب فارغ التحصیل کشورهای پیشرفته غربی هستند علاوه بر داشتن تجربه کاری و سرمایه خانوادگی توانسته اند در بخشهایی از اقتصاد تجاری، خدماتی و یا صنعتی با ده ها شرکت و غولهای صنعتی و تولیدی فرامنطقه ای و چند ملیّتی همکاری و مشارکت محلی و منطقه ای داشته باشند. کافی است فقط در مورد صنعت خدماتی ۳PL (۳rd party logistics)در دبی مطالعه کنید، خواهید دید روزانه بیش از ده هزار کانتینر  TEU (twenty foot equivalent units) کالاهای گوناگون از معروفترین مارکها و برندهای درجه یک بین اللمللی از مواد غذایی، استهلاکی، بهداشتی، انواع مختلف کالاهای گوناگون از سیگار و لوازم آرایشی و لوازم منزل گرفته تا لوازم صوتی و تصویری از قاره ها و کشورهای گوناگون از تولیدات غولهای چند ملیتی که به دبی می آید و پس از ترخیص و انتقال به انبارهای مدرن این اقلیت همزبانمان؛ سپس علاوه بر بخش و توزیع و تمامی هایبرمارکتها و فروشگاه های داخلی کشور امارات به تمامی کشورهای خاورمیانه ، شرق افریقا و بعضاً به کشورهای هند و پاکستان ارسال و بخش می شود. به یقین ادعا دارم که مالکیت، اداره و مدیریت این صنعت عظیم در اختیار مردمان فارسی زبان منطقه خودمان است و اگر روزی روابط تجاری و بازرگانی بین المللی ایران عادی شود و سیستم رانتی و آپارتاید کسب و کار در ایران از بین برود منطقه خودمان قطعاً قطب صنعت ۳PL کشور خواهد شد؛ چون شرکتهای بزرگ چند ملیّتی به توان کاری و مدیریتی این اقلیت همشهری یقین دارند و اولویت اول همکاری و شروع کار مجدد آنها در ایران قطعاً با ما خواهد بود. خیلی دوست دارم به بخشهای دیگر صنعت و تجارت بین المللی  اشاره ای داشته باشم  که توانایی ها و مهارت های بالقوه و حاضر این اقلیت از مردم منطقه را که در سرمایه گذاری و کارآفرینی مشاهده می کنم برای اطلاع بیشتر خوانندگان و علاقمندان این نوشتار بنوسیم ولی چون مطلب طولانی خواهد شد به همین یک اشاره بسنده می کنم.

ادامه دارد


ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان