میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۴ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۵۰ ق.ظ سرویس:گفتگو 5 دیدگاه 1,008 بازدید

موسیقی تنها زبان مشترک در دنیاست

jabre-jodaee«علی اصغر دلفروز» سرپرست گروه موسیقی «ایراهستان» در گفت‌وگو با آفتاب:

موسیقی تنها زبان مشترک در دنیاست/در آینده به سمت کارهای کلاسیک‌تر و تلفیقی می‌رویم/امسال هیچ اسپانسری از ما حمایت نکرد

دانیال افتخاری/آفتاب لارستان: اجرای امسالِ گروه هنری «ایراهستان» در جای خود قابل بحث و بررسی است؛ هرچند بررسی تخصصی موسیقی نیاز به حضور اهل فن دارد، اما عامه مردم هم در حد فهم خود می‌توانند تحلیل کنند و نظر بدهند.

پس از شنیدن کنسرت این گروه با نام «جبر جدایی» در سومین و آخرین شب اجرا، نکات و سؤالاتی در ذهنم شکل گرفت که تصمیم گرفتم آن‌ها را با سرپرست گروه ایراهستان در میان بگذارم و حرف‌هایش را بشنوم. این بود که دو شب بعد، در فروشگاهی که سرتاسر آن با «ساز» پوشیده شده بود، با آقای علی اصغر دلفروز به گفت‌وگو نشستم. او در این گپ و گفت صمیمانه، از ویژگی‌های کنسرت اخیر و کارهای قبلی و در پیش روی گروه گفت که متن کامل آن را در ادامه می‌خوانید:

***

dsc_0376آقای دلفروز؛ از کار متفاوت اخیرتان بگویید. البته این نظر شخصی بنده و برخی دوستان است که کار «جبر جدایی» با محتوا و شکلی متفاوت اجرا شد.

بله، درست است؛ این کار تا حدی متفاوت از کارهای پیش بود. این بار چند نوازنده مهمان داشتیم؛ بنده که ساز تخصصی‌ام سنتور است، تار می‌زدم؛ برای خوانندگی به‌جای آقای حسن پور از آقای مشتاقی استفاده کردیم که هم کار پاپ داشته‌اند هم سنتی می‌خوانند. نقطه عطف این کار البته حضور آقای خسروپور (نوازنده گیتار) در گروه بود که کنسرت‌مان را کمی کلاسیک‌تر و تا حدی تلفیقی کرد. شاید این مسأله باعث شده باشد کارمان را عامه پسندتر کند؛ چرا که قصد داریم در آینده کنسرت‌هایمان را بیشتر به سمت کارهای عامه پسند ببریم. البته ما معمولاً کارهایمان را دو بخشی کرده‌ایم: یک اجرا را ساده‌تر و عامه پسندتر در نظر می‌گیریم و اجرای بعدی کمی تخصصی.

حالا یک سؤال هم به ذهنم آمد، که آیا در تعیین نوع اجراها، حس و حال خودتان را در نظر می‌گیرید یا بیشتر به دنبال توجه به ذائقه مخاطبان هستید؟

شما اگر دقت کنید کنسرت قبلی ما بیشتر قطعات شاد و عامه پسند داشت؛ در واقع عنوانش هم «کنسرت محلی» بود. اما کار قبلی «کوچ خورشید» بود که یک اجرای تخصصی‌تر بود. ما اعتقاد داریم که در کنار لذت بردن، باید به اطلاعات موسیقایی مردم هم افزوده شود. در واقع هم به ذائقه مخاطب توجه داریم و هم به بالا رفتن اطلاعات و تجربه آنان. به عنوان نمونه بسیاری از گروه ایراهستان انتقاد کرده‌اند که «چرا از خواننده جدید استفاده کرده‌اید؟، چرا که گروه را به نام آقای حسن پور می‌شناسند»؛ اما نظر ما این است که مردم باید صداهای مختلف را بشنوند و آن را که با ذائقه‌شان تطابق بیشتری دارد انتخاب کنند..

پس می‎توانم بگویم که در حال محک زدن مخاطبان هم هستید، و از طرف دیگر تغییر نگاهشان.

درست است. به نظرم باید مردم اینقدر اجراهای مختلف را بشنوند تا گوش موسیقایی‌شان تقویت شود. حتی ما به دنبال این هستم در یکی از اجراهای آینده، تماماً موسیقی بی‌کلام داشته باشیم و خواننده را حذف کنیم؛ در واقع در کنسرت‌ها خواننده سالاری وجود نداشته باشد و مردم صرفاً به خاطر نوازنده‌ها به سالن بیایند و موسیقی بشنوند.

اینجا سؤالی برای بعضی پیش می‌آید که آیا این تغییر خواننده یا تعدادی از نوازندگان، به ثبات گروه و این‌که گروه به یک هماهنگی و هارمونی برسند، لطمه نمی‌زند؟

ببینید! ثبات در یک گروه خیلی خوب است؛ اما این در صورتی ممکن است که همه اعضای گروه به‌طور تخصصی ساز نواخته باشند و همه روی همان ساز مسلط باشند و بتوانند خودشان هم آهنگ‌سازی کنند. الان اگر سرپرستی و آهنگ‌سازی گروه با یک نفر باشد، کارها دچار نوعی یکنواختی می‌شود و این چندان خوب نیست.

در لار مسأله‌ای وجود دارد که اجازه نمی‌دهد یک گروه موسیقی ثبات کامل داشته باشد، و آن هم کمبود نوازندگان تخصصی است و اینکه کار اصلی آنان هم موسیقی و نوازندگی باشد. به فرض در ساز «تار» دو سه نفر نوازنده تخصصی داریم یا در «سنتور» هم همین‌طور است.

در واقع می‌خواهید بگویید اکثر افراد در شهر ما شغل‌شان موسیقی و خوانندگی نیست

دقیقاً همین است؛ همه افراد شغل دومشان نواختن یا ارتباط با موسیقی است. گاهی پیش می‌آید برای یکی از دوستان مسأله‌ای رخ می‌دهد و باید یکی دو ماه به شهر دیگری برود، اینجاست که بنده دستم برای استفاده از نوازنده بسته است. شما اگر به گروه‌های شهرهای بزرگ نگاه کنید می‌بینید که مثلاً ۲۰ نفر عضو هستند و برای هر ساز، دو سه نوازنده وجود دارند؛ حال اگر از کل گروه ۳-۴ نفر نتوانند حضور پیدا کنند، خود را نشان نمی‌دهد، اما در یک گروه ۸ نفری اگر ۳ نفر نتوانند بیایند کار لنگ می‌شود.

یکی از جنبه‌های تفاوت یا شاید بگویم نوآوری شما در گروه، استفاده از ساز «گیتار» در کنسرت اخیر بود. بنده البته از لحاظ تخصصی نمی‌توانم وارد موضوع شوم، اما به لحاظ هارمونی و هماهنگی موسیقایی و آن چیزی که در ذهن خیلی از ماست، قرار گرفتن گیتار در کنار سازهایی مثل تار و سنتور کمی نامأنوس است. البته آن چیزی که بنده به عنوان خروجی کار شنیدم، چندان مشکلی نداشت. نظرتان چیست؟

ما با این کار قصد داشتیم کار را کمی کلاسیک‌تر کنیم. بنده اعتقاد دارم اکثر مخاطبان امروزی چندان تمایلی به موسیقی قدمایی ندارند (البته این قضاوت بنده است و شاید اشتباه باشد). به هر حال موسیقی هم مثل خیلی از مقولات دیگر در دنیای جدید تغییراتی کرده و ما باید به سمت این تغییرات برویم؛ مثلاً بعضی سازهای جدید و اجرای موسیقی‌های تلفیقی در دنیا و حتی در داخل کشور رایج شده است. هرچند ما تا آن سطح موسیقی روز دنیا فاصله زیادی داریم اما باید تلاش کنیم به این سمت برویم و مخاطبان را هم از این موسیقی مدرن آگاه کنیم. به عنوان مثال ما در بعضی از کارهای گذشته، چند قطعه تکراری و قدیمی یا قطعاتی با ردیف‌های دقیقاً مشابه قطعه اصلی (که در گذشته توسط بزرگان نواخته شده) اجرا می‌کردیم اما الان تا حد زیادی پیشرفت کرده‌ایم که به سمت کارهای جدید برویم که ردیف‌ها کمی متفاوت باشد. این مسأله بسیار مهم است که «تنها زبان مشترک دنیا زبان موسیقی است». به همین دلیل ما باید با سازهای دیگر که در کشورهای دنیا وجود دارد آشنا شویم و از آنها استفاده کنیم، هم اینکه دیگران را با سازهای خودمان آشنا کنیم.

موضوعی را بگویم؛ مثلاً مدتی قبل از آقای قمصری نوازنده تار در پارلمان اروپا دعوت کرده بودند و در کنار ایشان یک نوازنده پیانو از آلمان حضور داشت؛ در واقع این دو ساز را در کنار هم قرار داده بودند و شما اگر این تلفیق را ببینید و بشنوید بسیار زیبا و جذاب است. درست است که سطح کاری ما بسیار پایین‌تر از آنهاست اما نباید سست شویم بلکه حرکت به سمت نوگرایی را آغاز کنیم.

dsc_0375

به عنوان نمونه ساز «کاخُن» که در کنسرت اخیر و یکی دو اجرای قبلی دیدیم، آیا سازی غیر ایرانی است؟

بله؛ این ساز کوبه‌ای مربوط به کشور اسپانیا است که اتفاقاً در خیلی از گروه‌های ایرانی هم استفاده می‌شود.

یکی از نکاتی که در کار اخیرتان بود، آهنگ‌سازی شما در اکثر قطعات بود؛ چرا که در کارهای قبلی بعضی قطعات برگرفته از آلبوم‌های معروف موسیقی و با آهنگ‌سازی دیگران بود. آیا در کار «جبر جدایی» قطعاتی که عرض کردم به‌طور کامل و مستقل از ذهن خودتان تراوش شده بود یا اینکه از آثار دیگر بهره گرفته بودید؟

بحث آهنگ‌سازی مسأله ساده‌ای نیست و بحث مفصلی دارد. بنده معتقدم عنوان آهنگ‌ساز، یک عنوان بزرگ است که به‌راحتی نمی‌توان به کسی نسبت داد. کارهای بنده یا خیلی از امثال بنده قطعاً الهام گرفته از قطعات بزرگان موسیقی است و ما همچنان داریم تقلید می‌کنیم. به هر حال ما در این گروه غیر مستقیم شاگرد اساتید بزرگ تهران به حساب می‌آییم و از آنان تأثیر می‌پذیریم؛ از سبک و تکنیک اساتید استفاده می‌کنیم، اما این‌طور هم نیست که کارمان تقلید صرف باشد و تا حدی دست به تغییرات می‌زنیم. در سطح شهرستان یا شهرستان‌های مشابه ما هیچ کس نیست که ادعای آهنگ‌ساز بودن داشته باشد.

در کارهای قبلی شما یا گروه‌های دیگر شهرمان، معمولاً یک اسپانسر و حامی مالی و تبلیغاتی وجود داشت. اما در کنسرت اخیر اسمی از اسپانسر نبود. آیا مشکلی در این میان بوده یا اینکه گروه به درآمدزایی رسیده است؟

از جهت مالی البته مردم ما خوشبختانه به‌راحتی یا بگویم راحت‌تر از قبل بلیط تهیه می‌کنند و اجرا را می‌بینند. هرچند ما در این اجرا و اجراهای قبلی تا جایی که می‌توانستیم سطح قیمت را پایین در نظر گرفتیم اما به هر حال گروه هم هزینه‌هایی دارد. باید بگویم متأسفانه در لار اکثریت از گروه‌های مهمان حمایت می‌کنند که از جاهای دیگر به شهرمان می‌آیند. در بیشتر کنسرت‌های قبلی افراد یا شرکت‌هایی حامی مالی ما بودند و جا دارد از همه آنها صمیمانه تشکر کنم که نگاه ویژه‌ای به موسیقی داشته و دارند؛ اما در این اجرا متأسفانه خیلی با مشکل مواجه شدیم. فکر می‌کنم در لار به همه گروه‌ها کمک می‌شود ولی گروه ایراهستان را هیچ کس حمایت نمی‌کند. پیش از اجرای کنسرت با خیلی افراد و سازمان‌ها و شرکت‌ها صحبت کردیم و حتی تقاضای بودجه زیادی هم نکردیم، اما نه تنها حمایت نکردند بلکه به مشکلاتی هم برخوردیم که امیدوارم در اجراهای بعدی این مشکل پیش نیاید.

این بار به نظرم حتی طراحی سِن هم متفاوت بود و تصاویر به‌کار رفته در پشت سر شما به نوعی خاص و جالب بود. آیا اینها را با اشعار و قطعات اجرا شده در کنسرت هماهنگ می‌کنید؟ به‌طور کلی چقدر این طراحی روی سِن برایتان مهم است؟

متأسفانه به دلیل همین مشکلات مالی و کمبودهایی که داریم نمی‌توانیم یک طراح صحنه یا مدیر برنامه‌ای داشته باشیم تا طراحی را به او بسپاریم؛ بنابراین همه این کارها با خودمان است. برای این کار البته از قبل از اجرا فکر می‌کنیم و ایده‌های طراحی اکثراً با بنده است. این کنسرت تصاویر پشت سرمان کمی متفاوت و خاص بود، اما اینکه دقیقاً بر اساس اشعار و سبک کارهای اجرا شده باشد، نیست. اما طراحی و اجرا و نصب تصاویر صحنه همه با خودمان است.

آن چیزی که از سال‌های دورتر به یاد دارم این است که بعضی افراد هنرمند و گروه‌های موسیقی از برخورد اداره ارشاد، چه از نظر حمایت مادی و معنوی و چه از نظر دادن مجوز و سالن، گله‌مند بودند. می‌خواهم بدانم شما از این جهت مشکلی نداشتید؟ به‌طور کلی مدیریت ارشاد لارستان از زمان حضور آقای رفعت حقیقی تغییراتی در این زمینه‌ها داشته است؟

خوشبختانه از این اداره، هم از لحاظ دادن مجوز هم به‌خاطر حمایت در برابر برخی نهادها و افراد خاص، کاملاً راضی هستیم و مشکل خاصی نداشتیم. بر خلاف بعضی کارهای قبل، این بار اداره ارشاد مسئولیت برگزاری کنسرت را قبول کرد و نیاز به نامه‌نگاری با سازمان‌های دیگر نداشتیم. به هر حال کاملاً راضی هستیم و از این اداره تشکر می‌کنیم؛ همچنین امیدوارم آقای رفعت حقیقی، که حامی هنرمندان هستند، در این مسئولیت بمانند و وضعیت ارشاد بهتر از قبل هم بشود.

به نظر خودتان استقبال مردم از کنسرت «جبر جدایی» چطور بود؟ آیا راضی بودید؟

نه! خیلی راضی نبودیم. شاید انتخاب تاریخ اجرایمان خوب نبوده؛ از طرفی ترافیک برنامه‌های فرهنگی و هنری دیگر هم بوده است. البته در لار به دلیل ضعیف بودن سیستم سرمایشی سالن‌ها، ما معمولاً نمی‌توانیم برنامه‌ها را در نیمه اول سال اجرا کنیم و از این نظر محدود می‌شویم. خانواده‌ها معمولاً توان مالی این را ندارند که هزینه چند اجرا را همزمان بدهند.

بعضی دوستانتان مثل آقای شکیبا به‌طور کامل از گروه ایراهستان جدا شدند و گروه جدید تشکیل دادند، یا اینکه با شما هم همچنان همکاری می‌کنند؟

نه؛ آقای شکیبا با اینکه اجرایی دیگر، ذیل نام گروهی دیگر داشتند، اما همچنان جزئی از گروه ما هستند و به جمع ایراهستان هم می‌آیند. اتفاقاً در اجرای بعدی ایشان در جمع ما خواهد بود و به ترکیب قبلی‌مان برمی‌گردیم. شاید هم یکی دو نفر نوازنده مهمان داشته باشیم. در هر صورت اکیپ گروه ایراهستان ثابت است و ما چون برای شکل‌گیری این گروه خیلی تلاش کرده‌ایم به این راحتی از هم جدا نمی‌شویم.

غیر از این گروه، گروه دیگری به نام «سرآغاز» داریم که فکر می‌کنم آنها از شما کاملاً جدا هستند. درست است؟

بله، درست است. گروه سرآغاز به سرپرستی آقای درباری هستند.

البته تا آنجا که یادم می‌آید بعضی از افراد این گروه هم زمانی با شما بودند…

بله، بنده خودم زمانی در کنار آقای ماندگاریان کار می‌کردم و ما به نوعی زیر مجموعه آنان حساب می‌شویم. اوایل کار، بنده با آقای ماندگاریان در گروه «باربد» بودم، پس از آن آقای مبشری گروه «نیستان» را تشکیل داد و در ادامه «ایراهستان» را تشکیل دادیم و قرار شد که همه با همدیگر همکاری کنیم. این واقعاً باعث شادی است که از آن گروه اولیه، اکنون ۳-۴ گروه شکل گرفته و همه در حال فعالیت هستند‌. این باعث رقابت سالم در عرصه موسیقی می‌شود.

سال گذشته بود که از طریق تابلوهای شهر متوجه شدیم شما به اروپا سفر کرده‌اید و آنجا در کشور بوسنی اجرا داشته‌اید. می‌خواهم بدانی از طرف ادارات و سازمان‌های فرهنگی حمایت شدید؟ یا اینکه چه مراحلی برای این سفر طی کردید؟

پارسال بود که به کشور بوسنی و هرزگوین اعزام شدیم و در چند شهر آن اجرا داشتیم. ما ابتدا در یکی از جشنواره‌های استانی شرکت کردیم و مقام دوم کسب کردیم. دکتر مریدی مدیر کل ارشاد همان موقع به هر سه گروه برتر پیشنهاد سفر به یکی از کشورها را داد؛ در همان مرحله، به گروه ایراهستان، پیشنهاد رفتن به هند دادند. متأسفانه بنده و یکی دو نفر دیگر از گروه مشکل خدمت سربازی داشتیم و نتوانستیم به هند برویم. اما مدتی گذشت و وقتی مشکل ما حل شد، دکتر مریدی گفت: سر قولی که دادم هستم ولی این بار شما را به یکی از کشورهای اروپایی می‌فرستم. این شد که به بوسنی رفتیم و در آنجا سه اجرا در پایتخت و دو شهر این کشور داشتیم و یک کار هم در تلویزیون بوسنی اجرا کردیم.

همه هزینه‌های سفرتان را تأمین کردند؟

بله؛ همه هزینه سفر به عهده اداره کل ارشاد فارس بود، و بخشی از هزینه‌های دیگر گروه را هم وزارت ارتباطات تأمین کرد.

در پایان اگر به عنوان جمع‌بندی صحبتی دارید می‌شنویم.

از شما و سایت آفتاب متشکرم. این را در پایان باز هم می‌گویم که گروه ما قطعاً در آینده بیشتر به سمت کارهای جدید، تلفیقی و کلاسیک خواهد رفت؛ هرچند که تعدادی کارهای نوستالژیک و قدیمی هم خواهیم داشت. مردم ما باید کارهای متفاوت و جدیدتر را بشنوند و گوششان عادت کند. گروه ایراهستان از نقدها و پیشنهادهای مردم، کارشناسان و منتقدین حتماً استقبال می‌کند. هرچند که به نظر من منتقدان هم وقتی کارهای جدید را زیاد بشنوند، نظرشان عوض خواهد شد.

10


5 نظر

  1. مریم محمدی گفت:

    0

    0

    با سلام
    بیت معروفی داره لارستان ” بگرگین میلاد هم لاد داد”
    لطفا صفحه ای از شاهنامه را که در آن این بیت آمده بر روی سایت قرار دهید.

  2. ناشناس گفت:

    0

    0

    مصاحبه خوبی بود،سپاسگزارم
    انشاءالله در اهدافی که دارید موفق باشید

  3. ناشناس گفت:

    0

    0

    کاش اقای افتخاری در انتخاب افراد دقت بیشتر داشته باشن ،یک نفر اشتباه کرد بقیه ادامه ندن اینجوریه که الگوها و قهرمانان پوچ اینروزها ز یادن ،جامعه ی ما امروزه به الگوی با اخلاق احتیاج داره

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      بله به الگوی با اخلاقی احتیاج داره که با توهین کردن به دیگران و یا تهمت زدن ، آبروی دیگران رو به بازی نمی گیره

  4. .. گفت:

    0

    0

    جهت آشنایی با موسیقی به پارک شهر مراجعه کنید،با قلیون منتظرتون هستیم.. .

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان