میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در27 سپتامبر 2014 ساعت 12:51 ق.ظ سرویس:یادداشت 5 دیدگاه 1,339 بازدید

سکوت، فرار، طغیان

بررسی آثار گسست اجتماعی در لار

سکوت، فرار، طغیان

deedمرتضي رستم پور: پس از سالها سکوت و انفعال مردم در برابر بسیاری از وقایع منطقه، حوادث قبل و بعد از بهمن ۸۸ لارستان و دادخواهی مردم در احقاق مطالبات منطقه ای، انگیزش و تحرک قابل توجهی در فعالیت های اجتماعی بوجود آورد و سر آغازی بود بر آگاهی و تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی که با همراهی نسل جوان و نخبه در قالب گروه های اجتماعی و مدنی، نشریات و رسانه های مجازی تا جایی پیش رفت که در انتخابات دوره ی قبل مجلس منجر به اجماع و معرفی کاندیدای واحدی از لار گردید.

این جریان بیش از آن که یک حادثه باشد به فرهنگ و ارزش اجتماعی در جامعه تبدیل و سر منشاء بسیاری از خدمات و تحولات منطقه ای شده است و وفاق بر یک فرهنگ و ارزش اجتماعی به نام توسعه و ارتقا جایگاه لارستان. وفاق و فهم مشترکی که بسیاری از اقدامات عام المنفعه و تلاش گروه ها و فعالان اجتماعی برای تسریع در توسعه منطقه را در پی داشته و در برابر هرگونه دست اندازی به حقوق مردم واکنش نشان می دهد.

اما نکته حائز اهمیت در بررسی تحولات پس از انتخابات مجلس، تفرق نخبگان و گروه های اجتماعی است که نقش مهمی در اجماع و وحدت منطقه داشتند و در حالی که همه بر توسعه و بازیابی لارستان بزرگ عقیده ی مشترک دارند هرکس راه خود را در پیش گرفته و کشمکش و تقابل جای خود را به وفاق اجتماعی داده است و گروه های اجتماعی روز به روز متکثرتر و البته کوچک و کوچکتر می شوند. هرچند این مسئله ریشه در فرهنگ اجتماعی ما دارد و تا پیش از این نیز در مورد اعتقادی ترین مراسم مذهبی همچون عزاداری ها نیز که به آن اشاره خواهیم کرد رسوخ کرده است اما موضوع مهم تر بررسی چرایی این معضل اجتماعی است.

روزگاری در این شهر حدود ده هیئت با نام محلات خود مراسم عزاداری را با شکوه خاصی برپا می کردند و اتحاد و مشارکت و حتی تعصبات مثبت در آن اوج می زد اما به مرور زمان با تفرق دسته جات و تشکیل هیات های عزاداری با شیوه ها و سبک های مختلف و با الگوبرداری از آداب و رسوم دیگر مناطق و نه در جهت منافع شخصی بلکه در راه اعتقادات و تعلقات مذهبی خود نیز کنار هم بودن را تحمل نکردند و هر کس راه خود را در پیش گرفته و پراکندگی و تفرق شرایطی را بوجود آورده که دیگر بود و نبود خیلی از این هیات ها به چشم نمی آید و شاهد آن شکوه و هیبت همیشگی نیستیم. دسته جاتی را می بینیم که خادمان و همراهان آن بیش از عزاداران است یا بعضی از مراسم که آن قدر به افراط نزدیک شده گویی قمه زنی می کنند و عده ای که اصولا ترجیح می دهند فقط نظاره گر باشند. در واقع تفاوت ها در شکل و صورت ها است و نه در ماهیت و فلسفه ی آن و حکایت جامعه ما هم شبیه این دسته جات عزاداری شده است. حکایت شهری که در مورد بدیهی ترین معضل جامعه یعنی نبود شادی و نشاط اجتماعی اتفاق نظر دارند اما تحمل دیدگاه های ژورنالیستی و جامعه شناسانه را در این موضوع ندارند و چماق دین گریزی شان همیشه بلند است.

جامعه ای که می نالد از فرار نخبگان و نخبگانش شکوه می کند از حضور بی رنگ در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها. برای جوانانش قبل از دانشگاه همایش می گیرد و نخبه و جوان خوانده می شوند و بعد از فارغ التحصیلی برای بکارگیری شان مرثیه ی موانع اداری و محدودیت ها و… می خواند. قلم می زنند تا تصمیم ساز باشند انگ قدرت طلبی می خورند، ملاحضه کنند محافظه کار خوانده می شود و در نهایت چاره ای نمی ماند جز سکوت، فرار و یا طغیان که البته به آن هم صفت «لجن پراکن»* نسبت می دهند. این شرح حال شهری است که همه از توسعه و ارتقا می گویند اما در فکر و عمل دچار گسست اجتماعی شده است.

گسست اجتماعی از شکاف بین دو نسل بوجود می آید و از اختلاف و مناقشه تفکرات سنتی و نو بر سر فرهنگ، ارزش و هنجارها. گسست اجتماعی به دو دسته تقسیم می گردد. گسست کامل که تمام ارزشها و هنجارهای پذیرفته شده را رد می کند و گسست ناقص که با وجود تفاوت بین نسلها ، ارزش ها و هنجارها را زیر سئوال نمی برد.

گسست اجتماعی ناقص که می توان از آن به عنوان یکی از معضلات جامعه لارستان نام برد در کنار مباحث اعتقادی در مسایل اجتماعی نیز به چشم می خورد و علیرغم پذیرش یک فرهنگ و ارزش اجتماعی مشترک یعنی توسعه و ارتقا جایگاه لارستان، در شیوه دستیابی و راهکار و استراتژی آن اختلاف نظر وجود دارد. مهمترین عامل در ایجاد این گسست عدم وجود گفتمان و توجه به گروه ها و فعالان اجتماعی و بخصوص نخبگان و نسل نو و تحصیلکرده ای است که می خواهد با استفاده تجربیات علمی و اجتماعی خود تصمیم ساز بسیاری از جریانات اجتماعی و فرهنگی و سیاسی شهرشان باشند با نسل گذشته ای که با نگاه سنتی و بواسطه نقشی که مردم به آن محول کرده خود را تصمیم گیر اصلی می داند و بی نیاز از نخبگان و صاحب نظران.

هرچند مدیران سیاسی و اجرایی شهر مدتی با تشکیل کارگروه های مختلف شعار مشارکت عمومی در سیاستگذاری ها را سر دادند اما باز هم با استفاده از قشر و گروه خاصی عرصه سیاستگذاری و تصمیم گیری ها را برای خود نگه داشته و بسیاری از نخبگان و فعالان مدنی را خارج از دایره مشارکت قرارداده اند.

این که ما شعار جوان و نخبه سر دهیم اما همچنان سنتی و خودمدارانه عمل کنیم و یا برای خالی نبودن عریضه و نمایش تفکر خرد جمعی، مشاور جوانی را برای خود برگزینیم همان گونه که امروز در تعدادی از سازمان ها و ارگان ها باب شده است و یا برای کسب وجهه فرهنگی در برابر مدعوین خود از نخبگان استفاده ی ابزاری کنیم گره ای از معضل گسست اجتماعی باز نمی شود.

جامعه ای که نخبگانش را طرد و یا وادار به سکوت می کند دچار سطحی نگری و افکار تک بعدی می گردد. جولانگاه افرادی می شود که کسی را بالادست خود نمی بینند و مدعی تفکر و مدیریت برتر شده و به خود اجازه می دهند خود را جای دیگری تصور کرده و از توانمندی خود در بسیاری از اقدامات و مسئولیت های اجرایی بگویند. جامعه پر می شود از افرادی که مفید بودن را در راس بودن می دانند و دیگر از مدیران سایه و مشاوره های پشت پرده خبری نیست.

نقد و گفتمان نو و خرد جمعی جای خود را به مدح و چاپلوسی می دهد و مردم هم می شوند نردبان ترقی. عده ای هم درفقدان و یا سکوت نخبگان و نو اندیشان احساس برتری و عرض اندام می کنند و رفتار قیم مآبانه و قرون وسطایی در پیش می گیرند. در این شرایط جامعه به سمت واپس گرایی می رود و جدی ترین خطر واپس گرایی نیز در حوزه ی اندیشه است. آنچنان که سنت گرایی را در تعصب می دانند و نوگرایی را در صورت.

اما تنها راه خروج از معضل گسست در مباحث اعتقادی، ایجاد گفتمان مبتنی بر داده های منطقی و بدور از تعصبات سنتی و یکسو نگری و تمایل به کسب اندیشه و تجربه های نو است و در حوزه ی اجتماعی و مدیریت اجرایی نیز لزوم توجه به نقد و بهره گیری از نظریات و تجربیات نخبگان و نسل نو در سیاست گذاری و مشارکت مدنی از جمله راهکارهایی است که می تواند در برهه ای که لارستان در فقدان شخصیت های کاریزماتیک خود بسر می برد تجربه ای جدیدی در وحدت، اندیشه ورزی، مشارکت جمعی و مدنی و تعیین مسیر توسعه بخصوص در انتخابات پیش رو را بدست آورد.

* واکنش نماینده ی دوره ی قبل در برابر مواضع صحبت نو


5 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    بسیار عالی،اما امیدی به تغییر نیست

  2. ناشناس گفت:

    0

    0

    واقعا برای شهرم تاسف میخورم که متنی به این راه گشایی و به این پختگی،اینقدر بازدید کننده و اینقدر نظر داره
    البته جای تعجب هم نیست،توی خود متن به این قضیه اشاره شده،توی شهر ما همه دانای کل هستن و هیچکس هم نقدی برش وارد نیست،هر کسی هم که نقد میکنه نقدا آدم بدیه

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      جو گیر نشو
      یه نگاه به خودت هم بنداز ببین چی بوده این متن که بخوای اینجوری براش به وجد بیای!؟

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      آقای “جو گیر نشو”
      این متن دقیقا در مورد شماست که خودتو به خواب غفلت زدی

  3. محمد گفت:

    0

    0

    اين مطلب دقيق و بجا را پيش از اين در نشريه بشارت هم خوانديم و لذت برديم. آفرين به جوانان تحليلگر و نويسنده لارستاني.

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان