میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۱۶ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۶:۵۶ ق.ظ سرویس:یادداشت 3 دیدگاه 280 بازدید

سیاه‌ مشق (برجام، صلح‌ نامه یا استراتژی)؟!

سیاه‌ مشق (برجام، صلح‌ نامه یا استراتژی)؟!

سید مهدی عسکری، هنرمند و نویسنده اهل بیرم لارستان طی دو یادداشت در کانال تلگرامی خود (خیمه ای در خمینه) به تبیین «برجام» و بیم و امیدهای آن پرداخته است.

در ادامه می توانید این دو یادداشت را طی یک پست بخوانید:

سید مهدی عسکری: برجام شاید بزرگترین توافق بین‌المللی سالهای اخیر باشد! هر توافقی از دو زاویه قابل تحلیل است؛ یکی ماهیت وجودی(بودن یا نبودن) و دیگری محتوا و کیفیت(سود یا ضرر).

این قلم به دلیل اینکه بر جزییات و شرایط فنی هسته‌ای پیش از برجام و بعد از توافق، اِشراف ندارد تحلیل کیفی برجام یعنی میزان درستی و نمرۀ قبولی آن را رها کرده -که البته در گذر زمان و با توجه به دستاوردها می‌توان به قضاوت تقریبی دربارۀ آن رسید- و تنها به بررسی کوتاهی از فلسفۀ وجودی برجام خواهم پرداخت.

آنچه مسلم است صرف‌نظر از کیفیت متن توافق‌نامه و میزان اعتبار آن، اصل برجام به عنوان یک توافق بین‌المللی و رسیدن به یک تعهدنامۀ جهانی از راه دیپلماسی نه تنها برای کشور ایران که برای هر کشوری در جهان امروز و نه تنها برای زمان محدود بلکه برای کلیۀ دورانها یک نیاز و یک قدمِ رو به جلوی صحیح است. پس آنچه در جامعۀ امروز ما قابل نقد است بحث بر سر بودن یا نبودن برجام نیست که هیچ عقل سلیمی، تاثیر نگرش جهانی بر سیاست و اقتصاد یک کشور را در جهانِ امروز منکر نیست. آنچه می‌تواند جای نقد داشته باشد وزن و متن برجام است نه اصل و ضرورت آن.

اما نکتۀ مهم و اصلی که بسیاری را و حتی عده‌ای از صاحبان‌اندیشه و قلم در هر دو قطب سیاسی موجود را به اشتباه و یا انکار انداخته این است که برجام، صلح‌نامه نیست یک استراتژی است!

این یعنی چه؟ صلح‌نامه به توافقی گفته می‌شود که میان دو طرفِ مناقشه، به امضا می‌رسد و طرفین پس از آن به آشتی نسبی رسیده و متعهد به انجام و رعایت متن توافق می‌شوند. یعنی آشتی و ترک نزاع و اعتماد به همدیگر در این توافق، موجود و مستتر است و از آنجا که منفعت و مصلحتِ طرفین در این مصالحه‌ لحاظ شده معمولا مورد قبول طرفین واقع می‌شود.

استراتژی در اینجا به معنی فن مدیریت جنگ و فرماندهی و طرح برنامه برای جنگ است. یعنی توافقِ استراتژیک دیگر یک صلح‌نامه نیست بلکه یک رویه و برنامۀ جنگی و عملیاتی در نبرد با دشمن است. صلح‌نامه یعنی توافقِ مثلاً دو همسایه دربارۀ جای پارک ماشین و میزان استفاده از تجهیزات مشاع در یک آپارتمان؛ اما توافقِ استراتژیک یعنی توافق مثلاً پلیس با گروگانگیر! در اینجا اگر پلیس به گروگانگیر فرصت و امکاناتی می‌دهد و حتی به خواسته‌های نامعقول و نادرست وی تن می‌دهد خوش‌بینی و آشتی‌کردن یا اعتماد نیست بلکه دادن یک مهرۀ کم‌ارزش برای جلوگیری از قربانی‌شدن مهره‌های باارزش در یک بازی شطرنج است. پلیس می‌داند که گروگانگیر ممکن است حتی بعد از اینکه شرایط وی عملی شد خُلف وعده کند اما نمی‌تواند به گروگانگیر بگوید هر غلطی که می‌خواهی بکن!! بلکه بر طبق مصلحت، سعی می‌کند فضا را مدیریت کرده و قدرت را از طرف مقابل گرفته و خود حاکم و مسلط میدان شود. در یک بازی شطرنج، طرفی که در محاصره است می‌داند که حریف به سرباز یا سوار او رحم نمی‌کند اما برای جلوگیری از مات‌شدنش آنها را قربانی می‌کند تا از مخمصه خلاصی یابد. حال پلیس یا شطرنج‌باز چقدر در این مبارزه، موفق عمل کند دیگر مربوط به تجربه و توانایی‌‌اش است و حتی در صورت شکست مطلق، درستیِ اصلِ کار بر جای خود پایدار است. پس اگر در برجام فرض کنیم که حتی هزینه‌هایی داده شده(که مربوط به زاویۀ دوم یا همان بُعد کیفی است نه اصلِ بودن یا نبودنِ آن) و اگر قرار است برای این هزینه‌ها یا حتی شکست کامل در توافق، متهمان اصلی، مواخذه و محاکمه شوند قطعاً آنان سفیران مذاکرات نیستند بلکه متهمان اصلی، متولیان و مسئولانِ روال و رویه‌ای هستند که باعث شده‌اند گروگانگیرها به سادگی و بدون هیچ پیش‌بینی و ممانعتی بر قله و شرایط دست بالا چیره شوند و شاهرگ حیاتی کشور مثل صادرات نفت و واردات مواد اولیه را گروگان بگیرند و کشور ما در پایین‌دست، با انبوهی از تحریم و تورم، مجبور به پذیرش شرایط حتی ناعادلانۀ دشمن باشد. البته منظور نگارنده، دولت اسبق نیست اگرچه در هشت‌سالۀ دولت بهار با کاغذپاره‌خواندن تحریمها و مسخره‌کردن و مضحکه‌قراردادن قدرت غرب و نادیده‌گرفتن نقش سازمان ملل در جهان امروز، خودزنیِ کاری انجام گرفت اما می‌توان گفت که کل مجموعۀ عملکرد و رفتار ایران در سه دهۀ اخیر در برابر نگرش دنیا به خویش و دورشدن از جهان‌بینیِ جهان‌شمول، مذمومند! در تحریم‌های بین‌المللی تاثیر فردی که خودجوش! از دیوار سفارت بالا می‌رود همان تاثیرِ تماشاگر لیزرانداز! است در محروم‌شدن و درنهایت باخت یک تیم!

در حالی که می‌شد با استراتژی علاج پیش از وقوع و دست‌کم‌نگرفتن دشمن قدرتمند و صاحب ثروت و ابزار و بزرگ و کاری و محترم‌شمردن و جدی‌گرفتن قوانین بین‌المللی و مدارای هوشمندانه با دشمن و پرهیز از رجزخوانی‌های نامعقول و بی‌فایده که تنها منجر به تحریک و منفی‌شدن دیدگاه جهانی می‌شود در مقابل نارفیقان و دشمنان، زمان را خرید و کار را با سیاست چراغ‌خاموش پیش برد!

***

بعد از برجام‌خواری! ترامپ عده‌ای فرصت‌طلب سیاهۀ رنگها را به قصد تسویه حساب از جیب درآوردند بی‌خبر از آنکه از این آب گل‌آلود به جای اینکه ماهی نصیبشان شود نهنگی سر درمی‌آورد که همه را یکجا خواهد بلعید و از آن سمت هم عده‌ای فریاد هیس! سردادند که این نمایش تخت‌حوضی را تمام کنید که ما خود زغال‌فروشیم!

اما این نوشتار به جای دفاع رنگیِ سفید از برجام یا هم‌سبکی با سیاه‌نمایی زرداندیشان پرت‌وپلاگو و از این دو مهم‌تر به جای همخط‌شدن با سخنان خنثی به مصداق «نه سیخ بسوزد نه کباب» و «نان به نرخ روز را عشق است!»(که دوپهلوگویی در غیر از ادبیات در سالم‌ترین حالتش عوام‌فریبی است!) می‌خواهد پیشنهادی برای احیای نقد محتوا در ترازوی سالم حقیقت و استقلال باشد که در ایران امروز، مهجور و مظلوم، هم‌سرنوشت یوزپلنگ ایرانی است! یعنی یادآوری و دفاع از عقلانیت و دانش‌مداری و همه‌جانبه‌نگری و فراجناحی‌اندیشی است که اگرچه در برجام، دستاورد فراموش‌شدۀ «زمان» خود کم تجربه‌ و تجارتی نبوده است به جای اینکه آنقدر عقب برویم که از آن طرف بام بیفتیم چه خوب و درست که اجازه دهیم برجام اگر چیزی در چنته دارد خودش رو کند و اگر هم ندارد ما به او پشت کنیم. حال با پیمان‌شکنی قطب اصلی پیوند و فرار شاه‌داماد شاخ شمشاد پشیمان! به جای اینکه بر سیاه‌بختی عروس برجام بگرییم و ناشیانه دلخوش به لبخندهای ظاهری از سر آبروداری بستگان داماد باشیم به پشت قباله بنگریم و اگر شرط و تضمینی در آن نیست (که ظاهراً نیست!) بیش از این با سرنوشت این دخترک معصوم بازی نکنیم که مرگ یک بار، شیون هم یک بار؛ مهرش حلال و جانش آزاد! هر چه بادا باد! و در این راه بدانیم که آنچه که باید کنترل شود جرقۀ انتقام‌جویی از کوتاهترین راه یعنی اقدام متقابل است که شاید این – یعنی خروج شبه‌ترامپ از برجامپ!!- همان خواسته و هدف شامیان معاصر از برجام باشد! و آنچه که نباید فراموش شود سلامت گروگانها یعنی پول بلوکه‌شده و حقوق قانونی برابر به نسبت دیگر کشورها در صادرات و واردات جهانی و دیگر امور ملی است که میزان در تاریخ، تنها حقیقت است و لاغیر… به فرمودۀ بیدل:

ما را نمی‌توان یافت بیرون از این دو عبرت

یا ناقص‌الکمالیم یا کامل‌القصوریم…

Smehdiaskari@

 از این نویسنده بخوانید:

احسن‌الحال

خوب، بد، عشق/ شعر خواندنی شاعر «بیرمی» برای مسلمانان میانمار

چیستی و چرایی شعر «اعتراض»+ شعر تازه «سید مهدی عسکری»

قصیده خواندنی «سیدمهدی عسکری» در مدح پیامبر اعظم


3 نظر

  1. ناشناس گفت:

    2

    0

    کاغذ پاره ب.دن قطعنامه ها را اولین بار امام راحل فرمودند اینکه تحریمها برای ما نغمتند را امام فرمودند متاسفانه اشکال از مدیران بی هنری است که با نسخهای غربی و نه با فرهنگ مقاومت و جهادی می خواهند مملکت را اداره کننند برای نمونه وزیر نفت سابق میگفت وقتی دولت کره وارد تحریم نفتی ما میشد با ریس جمهور کره گفتم از فردا واردات سامسونگ و سایر برندهای کره ای را به ایران ممنوع میکنیم بلافاصله فردایش از اقدامشان منصرف شدن برادر جان به قول محلی خودمان مشکل از بی عرضگی است همین

  2. دوست گفت:

    0

    0

    اگه تاريخ كشورهاي پيشرفته ( آلمان ،ژاپن، چين ،هند و حتي آمريكا و…) را مطالعه كنيم متوجه خواهيم شد كه همه آنها با الگوي مقاومت و كار جهادي به اين رشد و شكوفايي رسيدند. البته و صد البته كه اين مقاومت و روحيه جهادي از رهبران و مسولين سياسي آنها شروع و به بدنه اجتماع تزريق مي شده و اين چيزي است كه جامعه ما شديدا به آن نيازمند است و اگر كسي احساس مسوولست در قبال جامعه اش مي كند براي گفتن يا نوشتن و يا هر اقدام ديگر بايد به اين مقوله در برهه ي كنوني بپردازد نه صرفا يك سري مطالب سياسي و يكطرفه بيان كردن كه خيلي هاش هم بوي غفلت مي دهد و يا بوي تعصب جناحي. والسلام

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان