میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در28 می 2020 ساعت 5:27 ق.ظ سرویس:برگزیده ها, مطلب شما یک دیدگاه 220 بازدید

شاعری مظلوم از خطه لارستان

شاعری مظلوم از خطه لارستان

فیروزه دری/ کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی

۱) تولد و تحصیلات

«آخوند ملا محمد باقر لاری» متخلص به «صحبت» فرزند محمد علی، فرزند عبدالصمد، فرزند شاه منصور، از دانشمندان و شعرای اواخر قرن دوازدهم و نیمه ی اول قرن سیزدهم است».

(رکن زاده، ۱۳۳۹: ۴۲۳)

در حدود سال هزار و صد و شصت یا هزار و صد و شصت و دو، در دوره ی سلطنت زندیه در ده «بیرم» لار متولد شد. (رکن زاده، ۱۳۳۹: ۴۲۳ / معصوم علی شاه، ۱۳۴۵، ج۳: ۱۳۷/ نظمی تبریزی، ۱۳۸۷: ۳۲۵/ دهخدا، واژه ی صحبت…) قبیله ی او موسوم به «دشتی» است که بعضی درده بیرم و برخی در کوه ها و صحراهای اطراف بیرم توقف داشتند. ( حسینی فسایی، ۱۳۶۷، ج ۱: ۲۴۸) چنان که خود در دیوانش می گوید:

خود از دشتیم لیک اگر واقفی/ نه از ما سخندی[۱]، نه از عاشفی

قبیله به بیرم گروه ها گروه/ وطن کرده در دیه و صحرا و کوه

به دشت و که آنان که جا ساخته/ همه خیمه بر خیمه افراخته

(صحبت لاری، ۱۳۵۴، ۴-۲۰۳)

در جوانی مدتی در قریه ی «رونیز» فسا به تحصیل مراتب علمی پرداخت و سپس از آن برای تکمیل تحصیلات وارد «دارالعلم» شیراز شد ( داور، ۱۳۷۱: ۳۵۰/ حسینی فسایی، ۱۳۷۶، ج ۱: ۲۴۸)

علت انتخاب رونیز و دارالعلم در هیچ کدام از این کتاب ها نیامده است. در مقدمه ی دیوان صحبت دو بیت از یک قطعه ی او آورده شده که رونیز[۲] را ستوده است؛ اما این ابیات در دیوان یافت نشد.

رونیز چه رونیز، ارم خانه ی فاش/ طراحی خلد کرده در وی نقاش

گر نغمه ی مرغان بهشت هوس است/ رو نغمه ی مرغکان مرغک[۳] را باش

(صحبت لاری، ۱۳۵۴: ره)

صحبت سفرهایی نیز به نقاط مختلف داشته و خود در دیوانش چند بیتی درباره سفرهایش گفته است. اما در کتب تذکره سخنی از سفرها به میان نیامده است.

کز آن روز تا حال نغنودام/  زمانی به منزل نیاسوده ام

گهی راه شیراز و گاهی عراق/ گهی وصل محبوب و گاهی فراق

گهی دامن دشت و گه گشت شهر/ گهی باده در ساغر و گاه زهر

تمتع ز هر گلشنی یافتم /  ز گل های آن دامنی یافتم

(صحبت لاری، ۱۳۵۴: ۲۰۳)

در بیست سالگی در لغات عربی و فارس به نهایت کمال رسید و در انواع  علوم عربی و فارسی، به درجه ی اجتهاد؛ چنان که خود می گوید:

کنون عمرم از بیست افزون شده/ ز اوضاع گردون دلم خون شده

به این قلّت عمر در سازها/ بلند است نامم به آوازها

( داور، ۱۳۷۱: ۳۵۰ / انصاری لاری، ۱۳۸۰: ۱۲/ صحبت لاری، ۱۳۵۴: چهارده و پانزده/ یغما، فتحی، در مجلس انس: ۳۰-۳۲۸)

و نیز در اولین قصیده ی دیوانش می گوید:

جام استنباط اصل از فرع در دست من است/ می زند جوش اجتهادم چون نبیذ خلّری

(ق ۱، ص ۲)

و هم اشعار عربی او نشان دهنده ی آشنایی و تبحر او در لغات و علوم عربی است.

لقد جاء مِن عند الجیب نمیقه/ الی بانحاء العتاب موشحاً

(صحبت لاری، ۱۳۵۴: ۳۶۱)

برخی از محققین مانند مؤلف فارس نامه و حدائق الحقایق از آشنایی کامل صحبت با زبان دری سخن گفته اند. گویی صحبت غیر از زبان فارسی و عربی، به زبان مادری خود، یعنی لاری هم وقوف داشته و این آشنایی و اطلاع که توأم با علاقه بوده است، سبب شده که او را به آشنایی با زبان دری مشهور سازد. در هر حال تألیفی از وی به زبان دری در دست نیست و شاید زبان مادری او، این اشتباه را ایجاد کرده است ( اقتداری، ۱۳۷۱، ۷۵).

۲- معاصران

۲-۱- سلاطین و حکام

صحبت مورد لطف و محبت سلطان وقت، فتحعلی شاه قاجار و علی میرزا حاکم فارس و زکی خان نوری و همچنین نصیر خان حاکم لار بوده و مرثیه هایی در مدح آن ها گفته است که در نوع خود زیباست. ( صحبت لاری، ۱۳۵۴، پانزده / مورخ لاری، ۱۳۷۱: ۱۶۸)

حبذا خان لار کز بأسش/ زهره ی شیر شد چو شیر حلیب

آن محمد نصیر خان کز عدل/ کرد اخلاق خلق را تهذیب

آن که من بنده بر سر منبر/ خطبه ی مدح خوانمش چو خطیب

(صحبت لاری، ۱۳۵۴، ۳۶۳)

فتحعلی شاه قبل از سلطنت برای مدت دو سال از طرف آغا محمد خان قاجار در فارس فرمان روایی داشت و انجمن ادبی به نام «خاقان» به سرپرستی «نواب شیرازی» تشکیل داد. صحبت هر گاه به شیراز می آمد، در این جلسات شرکت می کرد. ( رکن زاده، ۱۳۳۹: ۴۲۴/ صحبت لاری، ۱۳۵۴: شانزده) گویی در سفری که فتحعلی شاه پس از تاج گذاری به شیراز داشت، در مجلسی که عده ای از شعرا و دانشمندان و هم، صحبت حضور داشتند، یک بیت شعر می گوید و اتمام آن را از حاضران می خواهد. شاه می گوید:

نوروز شد و گل به چمن رام گرفت/ جمشید جم از دست جهان، جام گرفت

و صحبت می گوید:

روزی که علی نشست بر جای نبی/ از فتح علی، زمانه آرام گرفت

(صحبت لاری، ۱۳۵۴: هفده)

۲-۲- دوستان

صحبت با علی  اکبر نواب شیرازی «بسمل» دوستی و الفت داشته است. (دهخدا، واژه ی صحبت/ داور، ۱۳۷۱: ۳۵۰/ وثوقی، ۱۳۸۵، ج۲: ۱۶۲۹) و در چند جای دیوان، بمسل را ستوده است.

نکو گفت سعدی که در بوستان/ سرود اندر آگاهی دوستان

چو پاکان شیراز خاکی نهاد/ ندیدم که رحمت بر این خاک باد

به ویژه خداوند جاه و نسب/ سرافراز نوّاب اواب رب

علی اکبر آن حاج بیت الحرام/ که جز مردمی کرده بر خود حرام

(صحبت لاری، ۱۳۵۴: ۲۰۴)

در اواخر عمر که به سبب نابینایی، خانه نشین شده بود و بار فراق دوستان به خصوص بسمل را به دوش می کشید، مثنویی را برای دوست خود سرود و به وسیله ی پیک برای او فرستاد ( صحبت لاری، ۱۳۵۴: هفده)

غبت عنی قم فی وقت مدید/ جئتنی احسنت الی برید

یا برید العاشقین روح الریاح/ طاع غمی عنک دع حفض الجناح

(صحبت لاری، ۱۳۵۴: ۱۷۱-۱۶۷)

۲-۳- دشمنان و حاسدان

صحبت مردی بی پروا بود و حقایق و زشتی هایی را که از عوامل حکومت می دید، بی پرده اظهار می کرد. همین امر، سخن چینی حاسدان و هم مباحثات شیعه و سنی باعث شد که بارها به زندان بیافتد و حتی در اواخر عمر که نابینا شده بود بار دیگر به زندان افتاد که خود در دیوانش اشاره می کند. ( صحبت لاری، ۱۳۵۴: پانزده / انصاری لاری، ۱۳۸۰: ۱۱/ نظمی تبریزی، ۱۳۷۸: ۳۲۵)

۳- وفات

بنا بر مشهور، وفات صحبت به سال ۱۲۵۱ در لار اتفاق افتاد و در همان شهر در جوار میر علی بن الحسین به خاک سپرده شد. ( معصوم علی شاه، ۱۳۴۵، ج۳: ۳۱۷/ رکن زاده، ۱۳۳۹، ۴۲۴/ حسینی فسایی، ۱۳۶۷، ج۱، ۲۸۶/ امداد، ۱۳۷۷: ۳۷۰/ مصاحب، ۱۳۵۶: ج۲: ۱۵۵۷) در «حدیقه الشعرا» سال وفات او ۱۲۵۷ و در «فرهنگ شاعران زبان پارسی» با تردید ۱۲۵۱ یا ۱۲۵۷ ذکر شده است که با توجه به قول اکثر تذکره نویسان، ۱۲۵۷ صحیح به نظر می رسد.

مقبره ی صحبت اینک ناپیداست. گفته شده است: چون پسر زاده ی صحبت که قاضی لار و موسوم به «میرزا عبدالباقی» بود، پس از فوت بر روی قبر صحبت مدفون گشته؛ از این رو سنگ مزار صحبت از بین رفته است و از مقبره ی میرزا عبدالباقی هم نشانی داده نشده است ( مورخ لاری، ۱۳۷۱: ۱۶۷)

۴- اندیشه ها:

صحبت پس از اتمام تحصیلات به وطن مألوف خود، لار، باز گشت و سال ها مسند قضا و منبر و محراب لار، از آن او بود و اگر چه تمام وقت خود را صرف علم و عمل می کرد؛ گاه گاهی هم به انشای نظم و نثر می پرداخت. (←داور، ۱۳۷۱: ۳۵۰/ انصاری لاری، ۱۳۸۰: ۱۲/ حقیقت، ۱۳۶۸: ۳۴۵/ مصائب ۱۳۵۶، ج ۲: ۱۵۵۴/ مورخ لاری، ۱۳۷۱: ۱۶۸).

دست پرورد علومم، لیگ گه گاهی کشد/ طبع سوی شعر و خیزد ناله ی مستانه ام

(غ، ۲۱۵، ص ۹۸)

تذکره نویسان معدودی که نامی از صحبت در کتاب خود آورده اند، مقام شامخ علمی او را ستوده اند.

۵- آثار

مشهور است که صحبت بیش تر از سی هزار بیت از  انواع شعر دارد. ( دیوان بیگی شیرازی، ۱۳۶۵، ج ۲: ۱۰۰۲/ معصوم علی شاه، ۱۳۴۵، ج ۳: ۳۱۷). در دایره المعارف فارسی آمده است که شماره ی ابیات او را از هشت هزار تا سی هزار نوشته اند. اما در دیوان فعلی حدود هشت هزار و نه صد و بیست و دو بیت وجود دارد.

«صحبت در انواع شعر از قصیده تا غزل و قطعه و مرثیه و مخمس و ترجیح بند و مثنوی و رباعی طبع آزمایی کرده است و ماده تاریخ هایی نیز سروده که همه در دیوان وی گرد آمده است».

(داور، ۱۳۷۱: ۳۵۱)

و گویی آثاری نیز به نثر عربی و فارسی داشته که همه ی آن ها و تعدادی از اشعارش از بین رفته است. ( صحبت لاری، ۱۳۵۴: یک/ نظمی تبریزی، ۱۳۷۸: ۳۲۵).

دیوان صحبت تا امروز چهار بار تجدید چاپ شده است. اولین چاپ دیوان صحبت به همت فرزند زاده ی او به نام «علی  اکبر ابن ابوالفیض» در بمبئی در سال ۱۳۱۲ صورت گرفت. ( صحبت لاری، ۱۳۵۴: یک/ داور، ۱۳۷۱: ۳۵۱)

چاپ دوم دیوان در سال ۱۳۱۷ هـ .ش. به همت کتاب فروشی معرفت شیراز صورت گرفت و پس از زمان اندکی نایاب شد. کتاب فروشی معرفت در سال ۱۳۳۰ تصمیم به چاپ سوم کتاب و تحقیق در مورد بقیه ی اشعار صحبت گرفت و در روزنامه های کثیر الانتشار از اساتید و ادیبان کشور خواست تا اگر اطلاعاتی در این مورد دارند، ارائه دهند که هیچ پاسخی به دست نیامد و تمام اطلاعات منحصر شد به لغت نامه ی دهخدا و فارس نامه و تذکره ی دلگشا.

به هر حال چاپ سوم آن در سال ۱۳۳۳ هـ .ش. با تعداد ابیات سه هزار و نهصد و شصت و نه بیت رو به پایان بود که یکی از اساتید، آقای مهذب را به عنوان کسی که از صحبت اطلاعات دارند به آقای معرفت معرفی کردند. آقای مهذب نسخه ی خطی از دیوان صحبت در اختیار ایشان گذاشتند که هر چند تاریخ و رقم کتابت نداشت ولی احتمال می دادند به خط شخص صحبت و در روزگار او نوشته شده باشد. به هر حال با یافتن نسخه ی خطی، پنج هزار و صد و پانزده بیت به چاپ قبل افزوده شد و کتاب رونق انجمن و ماده تاریخ ها و مراثی همه در چاپ چهارم آورده شد. ( صحبت لاری، ۱۳۵۴: یک تا سه)

چاپ چهارم دیوان که اکنون در دست است، چهارصد و شانزده صفحه دارد. اشعارش شامل پنجاه و دو قصیده است. در میان قصاید، یک قصیده شصت و شش بیتی در مدح پیامبران و امامان. یک قصیده ی هشتاد و دو بیتی در مدح حضرت علی (ع)، یک قصیده ی هفتاد و شش بیتی در مدح علی بن موسی الرضا (ع) و یک قصیده ی ، هفتاد و هفت بیتی در مدح حضرت قائم (عج) وجود دارد که به همین ترتیب در اول دیوان آمده است. پس از آن غزلیات آغاز می شود که سیصد و بیست و چهار غزل است. سپس یک مخمس و ترجیع بند است که در ادامه ی آن صد و سی و چهار رباعی و مثنویات آمده است. بعد از آن پانزده مرثیه و مثنوی از نسخه ی خطی متعلق به کتاب خانه ی شخصی آقای مهذّب است. سپس کتاب «رونق انجمن» شروع شده است. بعد از اتمام آن دوباره قصاید مدحی و مراثی و در پایان بیست و یک رباعی دیگر آورده شده است. گفته شده است که دیوان او در تهران هم چاپ شده است. ( مورخ لاری، ۱۳۷۱: ۱۶۸/ آرین پور، ۱۳۸۲: ۱۳۲/ خاتمی، ۱۳۸۰، ج ۱: ۲۲۴) اما مشخص نشد کدام چاپ و چه زمانی بوده است.

دیوان حاضر دیوان به هم ریخته ای از انواع شعرهاست. هیچ ترتیبی در آوردن قصاید، رباعی و… رعایت نشده است. و هیچ شعر یا بیتی شماره ندارد. حتی فهرست موضوعی کتاب هم مرتب نیست. ابتدا غزل ها  فهرست شده است بعد قصاید؛ در صورتی که چهارده قصیده در اول کتاب و قبل از غزلیات آمده است. و شاید یکی از علل بی توجهی به دیوان صحبت بی نظم و ترتیب بودن آن است. به نظر می رسد علت دیگر این گمنامی، غلط های چاپی و املایی فراوانی است که در بعضی موارد، فهم ابیات را مشکل و گاه غیر ممکن می سازد.

۶- سبک شعری صحبت:

با توجه به زمان تولد و وفات صحبت،  او را باید از شاعران دوره ی اول بازگشت ادبی (اواسط سده ی دوازدهم تا اواخر سده ی سیزدهم) به شمار آورد که هم چون معاصران خود از شاعران سده های ششم، هفتم و هشتم پیروی می کند:

«صحبت از شاعران توانای عصر قاجار است که غزلیات و بعضی اشعارش شهرت فراوان یافته است و میل او به غزل سرایی بیشتر آشکار است». (مراد، ۱۳۷۷: ۳۷۰)

و تقلیدهای بسیاری از شاعران معروف در دیوانش وجود دارد مانند:

سرخ بیغازه رخ و تازه لب از باده و مست/ رفته از غایت مستی گل و بادام ز دست

(غ ۶۴، ص ۳۸)

که تقلید از غزل حافظ است با مطلع:

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست

پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست

(حافظ، ۱۳۸۳: ۲۶)

یا

بادی به گذار آمد تا باد چنین بادا/ زان بوی نگار آمد تا باد چنین بادا

(غ ۱۸، ص ۲۱)

که تقلید از غزل مولوی است با مطلع:

معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا/ کفرش همه ایمان شد، تا باد چنین بادا

(غزلیات شمس تبریزی، ۱۳۳۵: ۱۹-۱۸)

هر چند صحبت شاعری مقلّد است که آن هم اقتضای آن دوره بود، اما در بسیاری از تقلیدهایش موفق بوده و شاعران توانا را تتبع کرده است و شاید اگر اشعار خود را گزینش می کرد و بهترین ها را به دیوان تبدیل می کرد. دیگر این گونه بی نام و نشان نبود و صحبت  امروز نبود.

صحبت «در انواع عروض فارسی طبع آزمایی کرده». (امداد، ۱۳۷۷: ۳۷۰)

و اوزان تازه ای که در اشعار دوره ی بازگشت مطرح است، در غزل های صحبت نیز دیده می شود مانند چهار بار فعلاتتن یا متفاعلن.

به مراد دل رسی آن سحر که ز سوز سینه دعا کنی

به خدا که فیض دعا رسد سحری که رو به خدا کنی

( شمیسا، ۱۳۶۹: ۲۰۰-۱۹۲)

و هم در غزل صد و شصت، صفحه هفتاد و شش:

سحری ز شعله ی آه من به سپهر اگر شرری رسد

نه به خرمنش فتد آتشی که أمان خشک و تری رسد

یا چهار بار مفاعلاتن در غزل هفت، صفحه شانزده:

ملاف زاهد به زهد و تقوی که در حقیقت به مذهب ما

چه پند ناصح چه صوت نایی چه دین مومن چه کفر  ترسا

شعر دوره ی اول بازگشت، وابسته به دربار است و شاعران این دوره بنا بر اقتضای زمان، برای گرفتن صله و گذراندن روزگار، وابسته به دربار بودند. اما مناعت طبع صحبت او را دلبسته ی دربار نکرد.

چنان که خود گوید:

ولی از خدیوی نخواهم صله/ که گر ندهدم گیرمش در گله

بلی گر دلم چشم دار عطاست/ ز گلگون کفن پنجم آل عباست

گرم لطف ایزد بود دستگیر/ کنم ختم این نامه ی دل پذیر

(صحبت لاری، ۱۳۵۴: ۲۰۸)

و شاید هم به گفته ی نویسنده «بر بال شتاب عشق» دور بودنش از مراکز قدرت، این امکان را از او گرفت ( انصاری لاری، ۱۳۸۰: ۷) اما به نظر می رسد که در آن روزگار مهاجرت از شهر خود و اقامت در دربار ممدوح کار دشواری نبوده است.

صاحب «تذکره ی انجمن خاقان» در انجمن سوم کتاب، حسب و نسب شاعرانی که به درگاه سلطانی راه یافته  اند بیان کرده است. ( گروسی، ۱۳۷۶) که در هیچ قسمت نامی از صحبت برده نشده است و همین ادعای ما را تأیید می کند و هم  این عدم تعلقش به دربار، پرده ی فراموشی است بر نام صحبت و دیوانش.

 

[۱] – به نظر می رسد نام روستا یا بخش باشد، اما در میان اسامی روستاهای گاوبندی، این نام ها یا مشابه آن یافت نشد.

[۲] – رونیز دهی از بخش مرکزی شهرستان فسا بوده که به «رونیز بالا» و «رونیز جنگل» نیز معروف است. (دهخدا: واژه ی رونیز)

[۳] – «مرغک» نام نزهتگاهی است در کوه جنوبی «رونیز علیا» (صحبت لاری، ۱۳۵۴: ده)


1 نظر

  1. رستمی گفت:

    0

    0

    سپاس از خانم دری به خاطر مطلب جامع و مفیدشان

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان