میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در3 ژوئن 2014 ساعت 5:07 ق.ظ سرویس:آفتاب, برگزیده ها 9 دیدگاه 3,115 بازدید

شبنم/ غزل تازه «صادق اخضري»

Untitled-1شبنم/ غزل تازه «صادق اخضري»

شبنم

دور گل هر خنده اي گلدان شبنم

پشت تمام بغض ها باران شبنم

جاری نه تنها در بيابان هاي خشک است

دریا و رودند عرصه ي جولان شبنم

سیل است؟! نه! نه! سيل می داند که او هم

گم می شود در لحظه ي طغيان شبنم

شب های تلخی را به خاطر آورم که

کابوس وحشتناک و بی پایان شبنم…

من گريه مي کردم ولی با آن همه اشک

جبران نمی شد ذره اي فقدان شبنم

حالا دوباره معجزه رخ داده است و

جاری است در من جویی از جريان شبنم

تا زنده باشم می کنم با شوق با عشق

هر روز جانم را فداي جان شبنم


9 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    مثل هميشه اشعارتان بسيار زيبا و تاثيرگذار است.

  2. عبدالرضامفتوحی گفت:

    0

    0

    آفرین صادق جان شما از افتخارات انجمن ادبی آفتاب هستید.درود بر شما

  3. امین کریمی گفت:

    0

    0

    بسیار زیبا بود. لذت بردم

  4. محبوب گفت:

    0

    0

    غزلتان خیلی عاشقانه بود.
    گویا کسی را به نام شبنم در ذهن داشته اید.

  5. خوشه چرخ گفت:

    0

    0

    درود بر جناب اخضرى شاعر بزرگ شهرمان

  6. شريفي گفت:

    0

    0

    شعرتون مثل هميشه زيبا و جذاب بود.بسيار عالي

  7. ابوالفضل نیاوند گفت:

    0

    0

    واقعا زیبا و دلنشین است.
    افتخار می کنم به خویشاوندی با شما
    پاینده باشید

  8. ناشناس گفت:

    0

    0

    من گریه می کردم ولی با ان همه اشک /این بیت دقیقا بر احساس مخاطب انگشت می گذارد.
    .افرین بر جناب اخضری ا.گ

  9. گلپونه گفت:

    0

    0

    نترس صادق جان چون روزی شبنم به رود می پیوندد و رود به دریای بی پایان

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان