میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در24 اکتبر 2014 ساعت 5:16 ب.ظ سرویس:آفتاب 10 دیدگاه 3,124 بازدید

شب استقبال از ماه محرم

گزارش جلسه اين هفتگي انجمن شعرآفتاب لار

شب استقبال از ماه محرم

عبدالرضا مفتوحي: جلسه ي اين هفته ۲۹ مهرماه انجمن شعر آفتاب ساعت ۸/۳۰ شب در فرهنگسراي مرتضوي لار با خير مقدم فرزاد قناعت پور مجري جلسه شروع شد و بلافاصله مسعود شجاعي شروع به ارائه ي تازه هاي ادبي هفته ي گذشت كرد.

5

بعداز شجاعي خليل روئينا به نمايندگي از شاعران به حميد عدالت تسليت گفت و سپس به زندآسا و ميثم زرگري كه جلسه ي اول حضورشان بود خوش آمدگفت. اسد گرامي طبق معمول به تفسير دو شعر از مولوي و شاملو پرداخت كه هر كدام فضاي خاص خود را داشتند. قرائت او همچون هميشه شيرين بود اما به احترام جمع، زماني را كه در اختيار داشتند نيز مديريت كردند و كلام را خلاصه نمودند. سپس سيد علي هاشميان چند دقيقه اي درباره ي «تن تتن» در شعر مولوي توضيحاتي داد. در ادامه حاضران در انجمن ۱۰دقيقه اي وقت داشتند تا چاي بنوشند و به صحبت هاي متفرقه بپردازند تا در ادامه ي انجمن سراپاگوش باشند.

نمي شود نحوه ي نوحه نوشتن را به كسي تحميل كرد
خليل روئينا به درخواست حاضران به توضيحاتي درباره ي شعر عاشورايي پرداخت و آن را به دودسته تقسيم كرد: دسته ي اول كه شاعر در فضاي شخصي تري مي نويسد و دسته ي دوم اشعاري كه به صورت نوحه در مي آيند و ساده تر اند و مردم نيز راحت تر با آن ارتباط برقرار مي كنند. روئينا گفت: نمي شود نحوه ي نوحه نوشتن را به كسي تحميل كرد و متاسفانه اكثر شعرايي كه نوحه مي نويسند حرف هيچ كس را قبول ندارند! وي افزود: نوحه خوان بايد فهم معنايي و فهم ريتميك نوحه را درك كند.

نوحه خوان بايد با معنا و ريتم شعر آشنا باشد
هاشميان در تكميل صحبت هاي روئينا ادامه داد: براي سينه زني لاري انتخاب سبك نوحه سرايي بسيار مشكل است و نوحه خوان نيز بايد ريتم را بشناسدكه بتواند با اشعار ارتباط برقرار كند پس بايد نوحه خوان نيز هم فهم معنايي داشته باشد و هم آشنايي با ريتم داشته باشد.

4
در ادامه جلسه قناعت پور شعري از پگاه احمدي خواند و از منصور پدرام خواست كه شعرش را قرائت كند. پدرام كه البته بعد از مدتها در انجمن حضور پيدا كرده بود بدون دفتر شعرش آمده بود و شعري نخواند.

روئينا و ناظره ي بيغرض هر كدام شعري عاشورايي خواندند و ميثم زرگري كه خود را دوست و همكار حميد منشي معرفي كرد عاشقانه اي از خودش خواند  و چون رسم انجمن امتناع از نقد مهمانان در جلسه اول است، به وجود مشكلاتي در قافيه ي شعرش بسنده شد. توران طاهري نيز شعري خواند و قبل از خواندن به مشكل وزني بيت آخر خود اعتراف كرد.

جاسم زندآسا نيز نوحه اي را كه سروده بود خواند ومفتوحي پيشنهاد داد با وجود شاعران نوحه نويس كاش انجمن نوحه سرايي تشكيل بدهند كه هم نوحه سرايان پيشرفت كنند و هم جلسه شعر از چارچوب و روالي كه داشت دور نگردد. بخشوده از انجمن جويم نفر بعدي بود كه غزلي خواند و پس از او خانم پرتو غزلي از معيني كرمانشاهي قرائت كرد. حميد عدالت ۳دقيقه وقت خواست و مختصر رو به دوستان گفت كه اگر مي خواهند شعر خوب و پر مغز بسرايند بهتر است شعر و رمان زياد مطالعه كنند.

خانم حيدري نيز يك غزل با اشكالات وزني خواند و چون مي خواست منتقدين را خلع سلاح كند يك شعر عاشورايي تركي خواند! قناتي، آهوپاي، خوشه چرخ و اخضري هم هريك شعري خواندند. مفتوحي كه ديد وزن خواندن اشعار عاشورايي سنگين تر است به دو بيت شعر عاشورايي البته از نوع طنز بسنده كرد! با رسيدن به ساعت ۱۱چراغ هاي فرهنگسرا يكي يكي خاموش شدند تا جلسه ي بيرون از انجمن پشت در هاي بسته آغاز گردد!

3 1 2


10 نظر

  1. محسن پور گفت:

    0

    0

    تا اونجایی که ما اطلاع داریم تَ هست و تَن ..
    تتن این وسط چیست دیگر؟؟

  2. ناشناس گفت:

    0

    0

    جواب به خانم یا آقای محسن پور
    بحرالعلوم هم باشید این گونه ادبیات و نکارش دور از دانش پژوهی است.
    تن تننم از افاعیل موسیقی است. یا شاید نام دستگاهی در زمان مولوی باشد.
    تو زخمه زنی من تن تننم
    ب ب ک/ ب ب ب / ک ک ب
    مستفعل / مفعولن / فعلن
    هجای ی۱ هم دارای اختیارات زبانی است

    • فاطمه محسن پور گفت:

      0

      0

      تا اونجایی که بنده مشاهده کردم در کتاب هنروادبیات فارسی فصل چهار صفحه ی ۸۰ به این مبحث میگن فنِ تقطیع یا دانش شناخت وزن شعر!
      معادل قرار دادی به این شکل هست :
      تَ:هجای کوتاه…. تَن:هجای بلند
      مکن ناله از بی نوایی بسی
      مکن نا / له از بی / نوایی / بسی
      تَ تَن تَن / تَ تَن تَن / تَ تَن تَن / تَ تَن
      U/_ _ U / _ _ U /_ _ U _

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      همه اين سوء تفاهم ها به دليل اشتباه تايپي گزارش نويس است. كلا پشت هر فاجعه اي يك عدد مفتوحي نهفته است. (شوخي)

  3. ناشناس گفت:

    0

    0

    خانم محسن پور یا مولوی را نیم کت نشین کنید تا مطالب صفحه ۸۰ کتاب … را بیاموزد یا انشااله در تصحیح خود تن تننم را تن تنم ضبط و ثبت کنید. سند هم دارید. کتاب .. فصل ..
    صفحه …

  4. ناشناس گفت:

    0

    0

    آن گاه که احساسات از منطق کلام تبعیت نمی کند – نمی تواندتبعیت کند- اصوات را دست افشان ، رقص کنان ,به یاری می خواهد و با تصویر صوتی نیاز عاطفی را بیان می کند.مولانا بیش از دیگران چنین کرده است و غزلش را به موسیقی تنیده است . شادی ها و غم های روز مره و شدید اطرافیان و صداهایی که از آن ها می شنویم دلالت بر این امر دارد.
    سر نهم آن جا که سرم مست شد / گوش نهم سوی تنن تن تنن / مولوی
    موضوع جالبی است برای پربار کردن یکی از سه شنبه ها
    این طنز که در ناخودآگاه مفتوحی طنازی کرده و به جای این کلید باز هم این کلید را فشرده به قول آن دوست مفتوحی نهفته است , که دانستیم کسانی تقطیع می دانند . بیایند
    اسداله گرامی

  5. حسین طاهری گفت:

    0

    0

    بحثی که بین سرکار خانم محسن پور و دوست ادب دوست ناشناس درگرفته در واقع ماجرای انگور و اوزوم است!
    در شعر برای ایجاد وزن تقطیع وجود دارد و ارکان آن را افاعیل عروضی می گویند،در موسیقی هم برای ایجاد ریتم همین مساله لحاظ میشود با این تفاوت که آن را اتانین ایقاعی می نامند.حالا وقتی ریتمی دارای اجزای کوتاه و بلند باشدبه قول خانم محسن پوربه صورت ت و تن(معادل هجای کوتاه و بلند )به آواز درمی آید، اما یک سوال می پرسم از ایشان پس معادل هجای کشیده ی عروضی در اتانین چه می شود؟؟؟؟؟؟جواب این سوال برابر است با صحت گزارش!حالاگیریم در این گزارش به جای ن،ت نوشته شده باشد.
    *
    مطمینا جناب هاشمیان –با توجه به دانششان از علم موسیقی کلاسیک-بحث خوب و دقیقی داشته اند و گزارش نویس محترم هم نقشان مشخص است:انتقال شنیده ها.با تشکر از هردوی این عزیزان.

  6. محسن پور گفت:

    0

    0

    هیچیک تقصیری نداریم….ماجرا از آنجا شروع میشود که آقای هاشمیان درباره شعر مولوی حرف میزنند و در اینجا اشتباه تایپی صورت میگیرد و بنده هم آن را با یک چیز ماورایی اشتباه میگیرم.
    و در اینجاست که به قدرتِ آقای نقطه پی میبریم!:)

  7. عبدالرضامفتوحي گفت:

    0

    0

    با سلام ممنونم از تك تك شما دوستان ببخشيد كه اينكاره نيستم و از روي اجبار كزارش را به عهده كرفتم ٠فكر كنم خدا خواست كه ناخواسته يك نقطه كمتر يا بيشتر بكذارم تا افتخار اين را داشته باشم كه دوستان عزيزم زير اين نوشته ي بر از نقص كامنت بكذارند٠جناب كرامي تشكر دكتر طاهري عزيز سباس حميد عزيزم دستت درد نكنه خانم محسن بور افرين به دقت و توجهت ووودست تمامي دوستان را مي بوسم٠البته فقط اقايان

  8. صدف گفت:

    0

    0

    سلام آقاي مفتوحي من اصلا ازشب شعرتون خوشم نمياد برسي كنيدممنون ميشم

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان