میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در28 دسامبر 2013 ساعت 9:46 ب.ظ سرویس:آفتاب 5 دیدگاه 2,521 بازدید

شعري از دكتر «حسين طاهري»

شعري از دكتر «حسين طاهري»

رویای دستهای خدا بودند

هفتادسنگ قبر تراشیده

وقتی که گریه حاصل نامت بود

بر کل سنگهای خراشیده

وقتی سکوت کثرت آیینه است

در شکلهای هندسی فریاد

تو یک جزیره داخل خشکی …،من

اصوات موج و بطری بی ایده

نام تو سنگ چندم خاموشی است

نام تو زنگ چندم خاموشی است

این آیفون سکوت پر از تصویر

دستی که روی زنگ نلغزیده

احساس عاشقانه ی جسمی که

کرم زوال ،گریه ی کوتاهیست

مرگ من است کوچک و غمگینتر

عکسی که توی کیف تو پوسیده

دریاست موجهای سرانگشتم

این چیز نیم مرده ی استمپی

من خاطرات آبی مواجم

اینجا سند به نام تو خشکیده

برگشتن گوریل به باغ وحش

این سرنوشت قصه ی کینگ کونگ است

من قهرمان زشت رمانس تو

-زیبای خفته!-هیچ نخوابیده!

این سنگ قبر کوچک گمنامی ست

مردی که خاک شد ته یک گلدان

مردی که پیچک همه ی خانه ست

مردی که سالهاست نروییده

لبریخته در این عطش بیوقت

هفتاد سنگ قبر گمت کردم

این سنگ را به نام تو می نامم:

تهران!…حسین طاهری… آژیده!

دواثر از یدالله رویایی:هفتادسنگ قبر و لبریخته ها(ی بیوقتی)

آژیده: نام محل سرایش غزل درتهران.


5 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    اقای دکتر سلام که گفته که ان چه که خواهی نتوانی گفت . ان هم به گفته کسی که اعتراف می کند غزل و قصیده را نمی شناسد و دستی از دور بر شعر ۵۰ سال دور خود دارد.
    این ایفون سکوت پر از تصویر /دستی که روی زنگ نلغزیده و این چیز نیم مرده…تا گوریل و کینگ کنگ
    حتمن غزل زیبای/دستش از گل چشمش از خورشید سنگین خواهد امد / را خوانده ای “که نام قطعه به دیوان( حسین طاهری نیست .) حسین منزوی است” ا-گ

  2. تو گفت:

    0

    0

    تو اون دکتری که اظهار نظر عجیبت اداره لارو بدبخت کرد
    همه جا رو درگیر کردی با اون کارت از خدا عوضت بده حسین
    آخرشم هم هر چی دست و پا زدی شاگردت استان نرفت…
    انشا نماز سال ۸۹-۹۰
    همه بخش های اداره آموزش پرورش رو درگیر کردی
    و یه عده هم حال کردند
    ولی پدر ما در اومد تو اداره

    • حسین طاهری گفت:

      0

      0

      من هنوز اداره ی آموزش و پرورش را از نزدیک ندیده ام!
      هرگز هم دانش آموز نداشته ام!
      با این حساب انشا هم به من ربطی پیدا نمی کند!
      هیچوقت هم در هیچ جایی اظهار نظر نکرده ام!
      والبته پدر و مادر کسی را هم درنیاورده ام!
      حالا می توانید نفس راحتی بکشید!اشتباه گرفته اید!

  3. رضا گفت:

    0

    0

    آقای حسین طاهری یادتون نمیاد میومدیم انجمن داشتیم داستان وشعرامون رو میخوندیم و شما نقد میکردید
    داستان نویسی رو بهمون یاد میدادید
    پیر شدین به این زودیd:
    تو کانون شهدا هم بودیم اگه یادتون باشه

  4. 0

    0

    سلام دکتر
    خواندمت…
    مانا باشی عزیز
    سری به سایت ما هم بزنید

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان