میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۱۴ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۵:۲۴ ب.ظ سرویس:آفتاب بدون دیدگاه 668 بازدید

شعر تازه و خواندنی «خلیل روئینا» برای روح بلند امام خمینی

شعر تازه و خواندنی «خلیل روئینا» برای روح بلند امام خمینی

خلیل روئینا شاعر نامی لارستان و دبیر انجمن شعر آفتاب لار به تازگی و در حال و هوای سالگرد رحلت امام خمینی(ره) شعری خواندنی سروده که در ادامه می خوانید:

***

رفتی و شیشه شیشه عطر و گلاب

شیخ عطار از دکانش ریخت

 

بال سیمرغ منطق الطیرش

جمله در سوگ همزبانش ریخت

 

مولوی رفت و با دفش آمد

تا که گوید به شمس خود برگرد

 

تا تو رفتی شراب چل روزه

چکه چکه از استکانش ریخت

 

«چون ز مرغ سحر فغان برخاست ناله از طاق آسمان برخاست

صبح چون در دمید از پس کوه

آتشی از همه جهان برخاست»

 

سعدی  از گلستان خود سخنی

گفت از کوچ برگ از چمنی

 

«ترک جانان نمی توان گفتن»

بی تو از باغ و بوستانش ریخت

 

حافظ از حافظیه اش پر زد

آمد و خانه ی ترا در زد

 

خواست تا حال دل به تو گوید

بیت زیر از لب و دهانش ریخت

 

«حال خونین دلان که گوید باز

وز فلک خون خم که جوید باز

شرمش از چشم می پرستان باد

نرگس مست اگر بروید باز»

 

رستم شاهنامه اش بودی

چون یلی در ادامه اش بودی

 

تا که فردوسی از  غم تو سرود

گریه از سقف هفتخوانش ریخت

 

بیدل دهلوی برایت خواند

از فراسوی شبه قاره ها

 

گفت حرف دل ترا ای دوست

این دو بیتی که جسم و جانش ریخت

 

«دوستان از منش دعا مبرید

زنده‌ام نامم از حیا مبرید

خاک من دارد انفعال غبار

کاش بادم برد شما مبرید»

 

شد چو شیرین قصه بی فرهاد

آمد از کوه و تیشه اش فریاد

 

تا تو رفتی کتیبه ی شیرین

از نظامی و داستانش ریخت

 

از کویر آمدند از دشتت

آمدند عاشقان به گلگشتت

 

وحشی از بافق آمد اهلی شد

پیش توبیت بیتش اینسان ریخت

 

«وقت برقع ز رخ کشیدن نیست

رخ بپوشان که تاب دیدن نیست

بر من خسته بین و تند مران

که مرا قوت دویدن نیست»

 

شاعران جملگی که جمع شدند

مثل پروانه دور شمع شدند

آخر الامر محتشم آمد

این غزل خواند و آسمانش ریخت

 

«ای قدت همچو نیشکر نازک

تنت از پای تا به سر نازک

 

همچو عضو تو سر و قد زیبا

همه جای تو سیم بر نازک

 

از زمین ارم به آب حیات

ندهد چون قدت شجر نازک

 

بی خبر زد کرشمه‌ات رگ جان

بودش از بس که نیشتر نازک

 

هست از روی نازک اندامان

کف پای تو بیشتر نازک

 

بسته خوش طاقهای ابرویت

دست قدرت به یکدگر نازک

 

جان مجنون گداختی لیلی

گر بدی خویش آن قدر نازک»


ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان