میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در19 می 2020 ساعت 3:02 ق.ظ سرویس:دسته‌بندی نشده 5 دیدگاه 255 بازدید

شما قوم لاروی هستید یا پارسی؟!

شما قوم لاروی هستید یا پارسی؟!

نقدی بر گفتار دکتر کاظم رحیمی نژاد در باب عنوان زبان مردم منطقه

غلامحسین محسنی*: دکتر رحیمی‌نژاد در مصاحبه‌ای که با تیتر «لاری عنوان یک قوم بزرگ است نه فقط مردمی که در شهر لار زندگی می کنند»(اینجا) در مورد اطلاق صفت «لاری» گفته‌اند: «این عنوان متعلق به یک قوم بزرگ بوده که پراکنده بوده‌اند در جنوب، تا حتی سواحل هند. اینها خودشان را لاری یا لاروی می‌دانسته‌اند. به خاطر این که شهر لار مرکزیت داشته به لحاظ تجاری و فرهنگی و علمی، خب این عنوان هم شده لار.» اما سند این گفته کجاست؟

دکتر رحیمی‌نژاد به نظر می‌رسد بر پایه‌ی نوشته‌ای از دکتر وثوقی این اظهار نظر را می‌کنند. دکتر وثوقی درباره‌ی ترکیب قومی و نژادی مردمی که در ناحیه لارستان قدیم (شهرهای بندرلنگه، لامرد، بندرعباس و لارستان) زندگی می‌کنند نوشته‌اند که این اقوام در سه دوره مختلف به این ناحیه مهاجرت کرده، در آن ساکن شده‌اند. «دوره اول که از قرن اول تا پنجم قمری تداوم داشته است، در این دوره دو گروه قومی بزرگ وارد منطقه لارستان شده‌اند. گروه اول در تاریخ به نام اقوام لاری و لاروی از تیره‌های اصیل آریایی محسوب می‌شوند و به زبان ویژه‌ای معروف به لاری تکلم می‌کرده‌اند. سکونت‌گاه اولیه آنان مناطق صیموره، سوباره و تانه معروف به سواحل لاری در مجاورت دریای لاروی، از سواحل جنوبی هندوستان، بوده است.۱» ایشان ادامه می‌دهند: «احتمالا اقوام لاری در حمله نیروهای مسلمان به سواحل هند، ناگزیر به مهاجرت گسترده به سمت خلیج فارس و نواحی پس‌کرانه‌ای آن شده‌اند.۲» همچنین می‌نویسند: «مهاجرت گسترده‌ی طوایف جَت، از آریایی‌های اصیل نواحی نامبرده به سمت لارستان قدیم، در اوایل قرن پنجم قمری و پس از حمله گسترده سلطان محمود غزنوی به منطقه سومنات صورت گرفته است.۳» و نتیجه می‌گیرند: «شواهد تاریخی نشان می‌دهد که این گروه مهاجران در قرن پنجم قمری مرکزی برای استقرار خود پیدا کرده، آنجا را «لار» نامیده‌اند.۴»

اما این برداشت دو موضوع را زیر سوال می‌برد: یکی قدمت «لار»، که آن را به عصر کیخسرو کیانی، پادشاه افسانه‌ای ایران باستان می‌رسانند که برابر بیت شعری منسوب به فردوسی (که تاکنون در هیچ شاهنامه‌ای، چه خطی و چه چاپی، دیده نشده است) «لاد» را به گرگین میلاد داده است. دیگری ادعای آنها درباره‌ی تاریخ «سلسله‌ی پادشاهی میلادیان لارستان» که ۴۰۰۰ سال تداوم داشته است؛ چه اگر مردمانی در گروه قومی بزرگ در قرن پنجم قمری از سواحل جنوبی هندوستان به این ناحیه مهاجرت کرده و «مرکزی برای استقرار خود پیدا کرده، آنجا را «لار» نامیده‌اند»، که قدمت شهر لار به حدود ۹۰۰ سال پیش بازمی‌گردد، و این با داستان کیخسرو و گرگین میلاد و … مغایر است.

مهم‌تر این که اگر مهاجرین هندی، حال چه اقوام لاری و چه «جَت» (زَط) هندوستان، از آریایی‌های اصیل هم باشند، «پارسی» نبوده‌اند. در حالی که مردم «سرزمین پارس» از اقوام «پارس»، یکی از شاخه‌های سه‌گانه‌ای که امپراتوری جهان باستان را پایه‌گذاری کرده‌اند می‌باشند، یعنی شاهنشاهی هخامنشی و ساسانی که همه متفق‌القول آنها را «پارسی» می‌شمارند. باید اینجا بیفزایم که این مطلب را از راه نژادپرستی و یا سروریِ قومی بر قوم دیگر عرض نمی‌کنم، چرا که به آن اعتقادی ندارم.

آگاهی ما از تاریخ این است که «قوم پارس» در پی مهاجرت به سرزمین ایران به بخش جنوبی آمده، در آن سکنا گزیده، و می‌توان گفت نخستین شاهنشاهی تاریخ بشر را در این خاک پایه‌ریزی نموده است. دریایی که در جنوب این سرزمین قرار دارد نیز به نام همین قوم که در کنار آن زندگی می‌کرده و می‌کنند، به نام «دریای پارس» یا «خلیج فارس» نامگذاری شده است و این نامی ماندگار در درازای تاریخ بوده و خواهد بود.

حال چرا تاریخ‌نگاران و نویسندگان لاری خود را از اقوام «لاری» و «جت» می‌دانند؟ پاسخ ساده و آسان است. چون تا نیمه سده‌ی هشتم هجری، از «لار» در هیچ کتاب تاریخی و جغرافیایی یاد نشده است. برابر برداشت این عزیزان، سابقه‌ی بنای شهر لار به قرن پنجم هجری برمی‌گردد، در حالی که مدعی ۴۰۰۰ سال سلسله‌ی پادشاهی هستند. من این موضوع را در کتاب «خطه‌ی لار، بررسی متون تاریخی در پیوند با لارستان» که تازه منتشر کرده‌ام (خبر در گریشنا)، باز نموده‌ام و عزیزان را به مطالعه این کتاب دعوت می‌کنم. در آن تحقیق، به بیشتر این پرسش‌ها پاسخ داده شده است، البته همراه با سند و مدرک.

سوال اینجاست که اگر در قرن پنجم هجری، لار به دست مهاجران هندی ساخته شده، چرا ابن بلخی که «فارسنامه» را در آغاز قرن شش هجری نوشته است، «یادی از آن نکرده است»۵؟ پاسخ عزیزان لاری به این پرسش این است: چون لار در قلمرو سلجوقیان و … نبوده است. اما آیا در جغرافیای فارس هم نبوده که ابن بلخی از آن نام نبرده است؟

چیزی که جا دارد درباره‌ی «اقوام لاری هندوستان» اضافه کنم این است: نوشته‌اند چون سلطان محمود غزنوی به «سرزمین لار بزرگ» گجرات (شبه‌جزیره‌ی کاتیاوار) حمله کرد و بت‌خانه‌ی سومنات با آن ثروت افسانه‌ای را غارت نمود، مردم آن خطه در پی «حمله‌ی نیروهای مسلمان ناگزیر به مهاجرت گسترده به سمت خلیج فارس و پس‌کرانه‌های آن شده‌اند…۶». به بیان دیگر، اقوامِ لاریِ هند از ترس مسلمانان به دل سرزمین‌های اسلامی پناه آورده‌اند! اما مگر در قرن پنجم هجری این مناطق (جنوب فارس) مسلمان نبوده و این سرزمین در سیطره‌ی خلفای عباسی قرار نداشته است که اقوام لاریِ «هندو» به آن پناه آورده‌اند؟ تازه، در تاریخ عکس این موضوع صورت گرفته است: با حمله‌ی اعراب مسلمان به ایران، ایرانیانی که نمی‌خواستند دین آبا و اجدادی خود را رها کنند، از این سو (ایران) به هند مهاجرت کرده‌اند و اکنون فرزندزادگان آنها به نام «پارسیان هند» در آن خاک به سر می‌برند. عزیزان مناطق جنوبی فارس که به کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس سفر می‌کنند، با این هموطنان پیشین برخورد داشته و دارند. شنیده‌اید که برخی تعریف می‌کنند که کسانی در دبی و … هستند که درباره حضور اجداد خود در جنوب فارس (شهرهای لار، گراش، اوز و …) داستان‌ها نقل می‌نمایند و از آثار به‌جای‌مانده از اجداد خود یاد می‌کنند.

به هر حال، ما مردم گراش که در چند کیلومتری لار زندگی کرده و می‌کنیم، ایرانیانی از قوم باستانی «پارس» می‌باشیم و نسبت قومی با هندوان و جَت هندوستان نداریم، هرچند از یک نژاد آریایی بوده باشیم. مردمان شهرهای بندرلنگه، لامرد و بندرعباس هم شاید چنین نظری داشته باشند.

* پژوهشگر تاریخ، نویسنده کتاب «خطه‌ی لار: بررسی متون تاریخی در پیوند با لارستان»

مآخذ:

۱ تا ۴. دکتر محمدباقر وثوقی. «از ایران چه می‌دانم / ۲۰ / لارستان» از صفحه ۳۷ به بعد

۵. دکتر محمدباقر وثوقی و دیگران. «تاریخ مفصل لارستان / جلد ۱» صفحه ۱۷۵

۶. دکتر محمدباقر وثوقی. «از ایران چه می‌دانم / ۲۰ / لارستان» از صفحه ۳۷ به بعد

*این یادداشت پیش از این در سایت «هفت برکه»(گریشنا) نیز منتشر شده است


5 نظر

  1. ص گفت:

    1

    0

    حبیب الله انصاری در منتخب التواریخ (نسخه خطی متعلق به ۱۱۷۶ ه.ق) قدمت حکومت در سرزمین لارستان را به سال ۵۰۳۸ بعد از هبوط آدم برابر با ۵۶۲ ق.م میرساند: براساس مندرجات دو نسخه خطی لارستان بنام هایدره التواریخ و منتخب التواریخ قدمت این شهر به پارس بن پهلو بن سام بن نوح(ع) میرسد.

    • باید دقت کنی گفت:

      1

      0

      به کاهدون زدی غلامحسین محسنی
      از این معتبر تر!؟ تو کی باشی که میخوای لار و خطه‌شو زیر سوال ببری!؟
      دمت گرم با این نظر کوبنده‌ت
      فرض کن بشینی ‌کلی استدلال جمع کنی و آخرش هیچی… سخته خیلی هم سخته… باهات همدردی میکنم غلام
      کاش شما که این همه زحمت کشیدی مثل متن های اولیه که در باب زبان لاری و زیر سولل بردنش نوشته بودن اینقدر ضعییییف عمل نمیکیردی
      قطعا این یه چشمه هست وگرنه که مطمئنا اگر میخواستی ببینی میفهمیدی که لار قدمت داره، حالا اینکه چرا نخواستی و اینطور مغرضانه نوشتی الله اعلم
      امیدوارم خدا از سر تقصیرات همه بگذره ان شاء الله
      و پناه می برم به خدا از شر دو رویی، نیرنگ، کینه و حسادت و دروغ

  2. ناشناس گفت:

    1

    0

    علم وسواد خودرا در راه وحدت خرج کن نه تفرقه. شما یک دبیر بازنشسته هستی ودر حد یک معلم نه محقق وپژهشگر سواد داری
    چرادر مورد شهر خودت نمی نویسی؟ گراشیا از چه قومی هستید؟
    واگر در مورد شهرهای دیگر می نویسید با علم وآگاهی کاملتر در مورد شهر لارستان بنویسید.
    شما روی جلد کتابت دروازه گراش صد سه اعلام کرده اید خوب اگر اینجوریه که بخش شدن وشهرستان شدن شما از نظر قانون تقسیمات کشوری زیر سوال می رود.

  3. ص.کامجو گفت:

    1

    0

    قابل توجه جناب محسنی و دیگران…
    گزارش گروه باستان شناسان سازمان( وزارت) میراث فرهنگی وگردشگری در سال قبل که از منطقه بنارویه. جویم و اوز داشته اند.
    بررسی و شناسایی باستان شناسی شهرستان لارستان، فارس ،۱۳۹۸
    علیرضا سرداری
    استادیار پژوهشکده باستان شناسی
    sardary@yahoo.com احمد سرخوش
    کارشناسی ارشد باستان شناسی دانشگاه تربیت مدرس
    نتیجه گیری
    شهرستان کنونی لارستان، در واقع بخشی از قلمرو لارستان بزرگ یا لارستان کهن در جنوب فارس به شمار می آید. از جانب دیگر، لارستان منطقه بینابینی و ارتباطی فرهنگ های پیش از تاریخی و تاریخی حوزه مرکزی فارس )انشان( با سواحل و پسکرانه های خلیج فارس محسوب می شود. این منطقه از منظر تاریخی ،می توان به عنوان حوزه فرهنگی- تاریخی مستقلی نیز درنظر گرفت که براساس مدارک باستان شناسی پیشینه سکونت در آن از دوران پارینه سنگی میانی به اثبات رسیده است. پس از آن، شواهدی از جوامع دوره مس سنگی معروف به فرهنگ باکون نیز در این منطقه شناسایی شده که تداوم آن تا دوره هخامنشی ادامه یافته است. شواهد باستان شناسی نشان می دهد که لارستان در دوران اشکانی، ساسانی و اسلامی یکی از سرزمین های پرجمعیت ایران بوده که حضور بقایای زیادی استقرارها، شهرها و بناهای این دوران مانند قلعه ها ،آتشکده ها ،قنات ها ،آب انبارها ،پل ها و همچنین گورهای پشته سنگی منتسب به عشایر کوچرو دلالت بر این امر دارد و با مدارک تاریخی و زبان شناسی تاریخی نیز همخوانی دارد .
    بررسی های باستان شناسی شهرستان لارستان که در بهار ۱۳۹۸ انجام گرفت، تقریباً نصف این شهرستان را تحت پوشش قرار داده است که درواقع می توان به عنوان فصل اول این مطالعات درنظر گرفت. از این منظر، امید است برنامه ریزی برای ادامه این بررسی ها جهت تکمیل نهایی شهرستان صورت پذیرد و در قالب فصل دوم تأمین اعتبار شود تا اطلاعات ما از وضعیت گاهنگاری، پراکندگی استقرارها و محوطه ها و چشم انداز آینده باستان شناسی لارستان روشنتر و تکمیل گردد .

  4. محمود گفت:

    0

    1

    اقایی ناشناس شما جواب قانع کننده ای نداری الکی گیردادی خیلی هم مطالب مفیدوخوبی بود وما مردم مناطق از شماها خیلی رنجیده ایم

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان