میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۴ دی ۱۳۹۷ ساعت ۶:۳۲ ب.ظ سرویس:اندیشه, برگزیده ها بدون دیدگاه 429 بازدید

طلوعِ ماهِ مشروطه/ یادداشت روزنامه «سازندگی» درباره کتاب جدید «مریم کامیاب»

طلوعِ ماهِ مشروطه/ یادداشت روزنامه «سازندگی» درباره کتاب جدید «مریم کامیاب»

جریده‌نگاران نوشته‌ی مریم کامیاب از تاثیرِ انقلابِ مشروطه بر شکل‌گیری نوعِ تازه‌ای از نوشتن و روزنامه‌نویسی می‌گوید

آفتاب لارستان: روزنامه سازندگی اول دی ماه در یادداشتی به قلم «میلاد حسینی» کتاب «مریم کامیاب» نویسنده لاریِ کتاب «جریده نگاران» را بررسی کرده است که در ادامه می خوانید:

***

میلاد حسینی: مشروطه انقلابی سیاسی بود که مفاهیم‌اش باید برای مردم شرح داده می‌شد و مطبوعات وسیله‌ای بودند برای تشریحِ اهداف. «جریده‌نگاران» گزارشی کوتاه و موجز است از اهمیت و تاثیرِ مشروطه‌ی ایرانی بر ادبیات فارسی که شکل‌گیری روزنامه‌نگاری نوین را مرور می‌کند. مریمِ کامیاب در این کتاب بازگو می‌کند که چگونه صفحات روزنامه‌ها و دلایلی که باعث شد نویسنده‌گانِ وقت به نظم و طنز رو آورند و کارکردی تازه از زبانِ فارسی بیرون بکشند. مسیری که در سال‌های مشروطه طی شد نویسنده‌گان را به برخوردی نزدیک‌تر با مخاطب رساند. مخاطبی که سوادِ چندانی نداشت و شعرهای منظوم و تصنیف‌های عامه کلمات را ذهن‌شان ماندگار می‌کرد. همین احساس نیاز رفته‌رفته زبانِ فارسی را از پوسته‌ی مغلق‌اش خارج کرد و واردِ مسیرِ تازه‌ای کرد که در روزنامه‌نویسی و شعر و طنز خودش را نشان داد و دهه‌ها بعد اثرش را بر داستان‌نویسی هم گذاشت. «جریده‌نگاران» مروری کوتاه و سریع بر همین روند است و با جمع‌آوریِ نقل‌وقول‌هایی از منابعی پرشمار، سعی می‌کند به نتیجه‌ی مطلوب‌اش نزدیک شود. اما بیش‌تر اهمیتِ کتابِ حولِ همین مرورِ تاریخی و گزیده‌ها شکل‌ می‌گیرد. نکته‌ی جالب روشی‌ست که برخی جریده‌ها در این دوره طی کردند و بیش‌تر به دنبالِ اثباتِ فرضیه‌ی خود بودند تا کشف و انتقادشان از وضعِ موجود هم زیرمجموعه‌ی همین تعریف بود. «جریده‌نگاران» ادعای افزودنِ حرفی جنجالی و تازه درباره‌ی ادبیاتِ مشروطه ندارد و تمامِ حرف‌اش برمی‌گردد به شکل‌گیری ادبیاتِ بیداریِ دوره‌ی مشروطه آن‌هم در غالبی ساده و منظوم که نمودش در زبانِ طنزِ روزنامه‌ای بود که بهترین روش برای بیانِ انتقاداتِ سیاسی بود. اما نکته‌ی دیگری که جای کارِ بسیار دارد و خود می‌تواند موضوعِ پژوهشِ دیگری باشد، رابطه‌ی دو طرفه‌ی زبان ناپخته‌ی عامه در پیوند پیشینه‌ی زبان فارسی‌ست. نویسنده در این کتاب به طور کوتاه اشاره می‌کند که روندِ تاریخیِ طی‌شده در این دوره به بالندگی زبان فارسی هم کمک کرد.

آینه‌ی آزادی‌خواهی

نویسنده‌ی «جریده‌نگاران» در ابتدا خلاصه‌ای از چگونه‌گی شکل‌گیری انقلاب مشروطه ارائه می‌دهد و ریشه‌های رسیدنِ جامعه‌ی ایران به مشروطه‌خواهی را شرح می‌دهد. در این تکه گزارشی موجز از روندِ تاریخی مشروطه عرضه می‌کند که بخشی لازم برای کاری آکادمیک است و در حجمی خلاصه چرایی مشروطه بیرون کشیده می‌شود و می‌تواند برای مخاطبی که با این تکه از تاریخ آشنا نیست جذاب باشد و دست‌اش بیاید چه گذشته در دورانی که آزادی‌خواهی و مشروطه بدل به کلماتی نو و زیبا شده‌بودند. اما هنوز روایتِ اصلی کتاب شروع نشده و بعد از مرورِ تاریخچه‌ی دورانِ مشروطیت و صحبت از فضای سیاسی و اجتماعی دهه‌ی هشتادِ قرنِ سیزدهم خورشیدی، به اوضاعِ ادبی ایران در دورانِ مشروطه می‌رسد و با بیانِ سیری تاریخی اولین رگه‌های روزنامه و مطبوعات تصویر می‌شود.

مریم کامیاب شماره به شماره دلایلِ ظهور و سقوطِ مشروطه را برمی‌شمارد و در این میان اهمیتِ مطبوعات را یادآوری می‌کند تا اساسا اهمیتِ چنین پژوهشی جا بیفتد. او آگاهانه فضا را به سمتی می‌برد که تاکید کند مطبوعات هم در شکل‌گیری مشروطه نقش داشته و هم تا قبلِ کودتای رضاخان چگونه از فضای ایجاد شده استفاده می‌کردند و چه اثری روی فرهنگ و زبانِ مردم داشتند. مردمی که تشنه‌ی روایاتِ مطبوعات شده بودند و روزنامه‌نگارانِ آن دوره به آن‌ها خوراکِ ذهنی می‌دادند. این میل و نیاز به جایی رسید که تعدادِ زیادی از روزنامه‌های مشروطه در دوره‌ای خارج از ایران و در لندن و پاریس و استامبول و قاهره و ببمئی منتشر می‌شد تا از فضای سانسور و توقیف دور بمانند و بتواند شرایطِ اجتماعیِ ایران و ضعف‌ها و فسادهای‌اش را بدونِ حذف بازگو کنند.

سانسورِ ازلی

مسئله‌ی سانسور هم‌چون موتیفی پیوسته در لایه‌لایه‌ی بررسی وضعیتِ مطبوعاتِ دورانِ مشروطیت دیده می‌شود و عملا مسیرِ شکل‌گیری و خلقِ قالب‌های ادبی به‌طورِ غیر مستقیم از سوی سانسور هدایت شده. به‌طوری که بسیاری از انواعِ نوشتن برای رهایی از گزندِ تیغ و حذفِ سانسور شکل گرفته و نویسنده‌گان و روزنامه‌نگارانِ مشروطه رو به طنز و لطیفه آوردند. ایهام و کنایه امری‌ست پیوند خورده با خلقیات و فرهنگِ ما ایرانیان که استبداد هم در پررنگ‌شدن‌اش موثر بوده. حرف‌ها و نیش‌ها باید طوری بیان می‌شد که در زمانه‌ی استبداد به حاکم برنخورد. همین شد که برای بازنماییِ لکه‌های سیاهِ جامعه و عاداتِ منفی و اختناقِ وقت، جریده‌نگاران رو به طنز آوردند و در این میان طنز پررنگ‌تر و البته عامیانه‌تر از گذشته واردِ شعر فارسی شد و فرهنگِ عمومیِ تازه‌ای را بنا نهاد. چهره‌های زیادی در روزنامه‌های دوره‌ی مشروطیت قلم می‌زدند که نویسنده‌ی «جریده‌نگاران» در فصلی شیوه‌ی نوشتن و آثارِ آن‌ها را کامل زیرِ ذره‌بین برده و بازگو کرده که چگونه نوشتن‌شان بدل به مبارزه‌ای سیاسی و اجتماعی شد و چرا نام و کارشان اهمیت یافت.

از کاغذاخبار تا روزنامه‌نویسی

روزنامه‌های عصرِ مشروطه به معنای امروزینِ کلمه روزنامه نبودند. اولین باری که در ایران چنین پدیده‌ای شکل گرفت کلمه‌ی «کاغذ اخبار» که برابرِ تحت‌الفظیِ لغتِ انگلیسی‌اش قرارداده شد و دهه‌ها بعد روزنامه که معنای دیگری داشت، در کالبد و فرمی نو قوام یافت. پیش از روزنامه به یادداشت‌هایی که وقایعِ روزانه را ثبت می‌کرد اطلاق می‌شد. بخشی که نویسنده در این کتاب از اوضاعِ ادبیاتِ مشروطه می‌گوید تکه‌ای‌ست مهم چون از دلایلِ شکل‌گیریِ نوعی ادبیاتِ تازه حرف زده می‌شود. این دوره را حتا می‌شود آغازِ مسیری دانست که دهه‌ی بعدش محمدعلی جمال‌زاده به ضرورتِ نوشتنِ داستان پی می‌برد و قصه‌نویسی را شروع می‌کند. دغدغه‌ای اجتماعی و سیاسی با ادبیات پیوند می‌خورد و نویسنده‌گان و جریده‌نگاران راهی تازه جستند تا اندیشه‌ی آزادی‌خواهانه‌شان را ابراز کنند. پیش از رسیدن به داستان به عنوانی فرمی نو در ادبیات داستانی، صفحاتِ روزنامه غالبا پرشده با شعرهایی طنز بود و روش‌های خلاقانه برای جلوگیری از حذف امتحان می‌شده. روزنامه در این دوران تبدیل به یک رسانه‌ی مهم می‌شود که اشعارِ طنز جای مهم در آن دارد. وضعیت و اتفاقاتی که در سال‌های مشروطیت رقم می‌خورد و رویکرد نویسنده‌گان که بیش‌از وجه زیبایی‌شناختی و فلسفه‌ی ادبیات، به رساندنِ پیغام و معنایی از تعهد فکر می‌کردند، از همان زمان این مطلب را جا انداخت که ادبیات فقط و فقط باید در خدمتِ مردم و حرفِ مردم باشد. در این میان روشی که برای سرکوب از سوی حاکمیت به کار گرفته می‌شد، حقانیتِ جریده‌نگاران را بیش‌از پیش اثبات می‌کرد. گرچه خبری از ساختار و زیبایی‌شناسی در متن‌های ادبی نبود و یا اگر بود کم بود.

ادبیاتی که در روزنامه‌های عصرِ مشروطیت به کار گرفته شد، زبانِ فارسی و زبانِ عامه را وارد مرحله‌ی تازه‌ای کرد و کارکردهایی بیرون کشید که با جلو رفتن و پیش‌رت در دهه‌های بعدی، به بارروی و توان‌مندیِ زبانِ فارسی منجر شد و این زبان را از لحنی مغلق و اداری در آورد. اهمیتِ این قضیه رابطه‌ی دو طرفه‌ی فرهنگِ عامه و زبان است که هر دو به روی هم اثرگذار بودند.

جریده‌نگاران چه کسانی بودند و روزنامه‌ها چه بودند؟

نسلی از روشنفکرانِ ایرانی که انقلابِ مشروطه و فراز و فرودهای‌اش را شاهد بودند و عده‌ای سرخورده شدند، عده‌ای ترکِ وطن کردند و عده‌ای منزوی نشدند و ادامه دادند. روزنامه‌ی ملانصرالدین به مدیریتِ میرزا جلیل محمدقلی نخجوانی، صوراسرافیل به کوشش میرزا قاسم تبریزی و میرزاجهانگیرجان و علی‌اکبرخان دهخدا هر هفته منتشر می‌شد. صوراسرافیل که از مشهورترین روزنامه‌ی دوره‌ی مشروطیت بود پس تعطیلی در ایران با رفتنِ دهخدا به سوییس، سه‌شماره‌اش در شهرِ ایوردون منتشر شد و سپس عمرِ صوراسرافیل که بخشِ زیادی از شهرت‌اش مدیونِ «چرند و پرند» دهخدا بود برای همیشه خاموش شد. کامیاب در کتاب‌اش می‌گوید «دهخدا درست زمانی زبانِ توده را دست‌مایه‌ی نوشتنِ خویش قرار داد که امواجِ انقلاب، توده‌های مردم را به صحنه‌ی مبارزاتِ سیاسی و اجتماعی کشانده بود و این افراد که خود قربانیِ این نظامِ اجتماعی بودند، می‌کوشیدند نظمی نوین بنا کنند.» دهخدا به وجهِ تکنیکی و زیباشناسی متن توجهی ویزه داشت و تحولی در طنز ایجاد کرد. ادیب‌الممالکِ فراهانی، تقی رفعت، میرزاده‌ی عشقی، عارف قزوینی و نسیمِ شمال از دیگر جریده‌نگاران سرشناس و ماندگار عصرِ مشروطه بودند که در «جریده‌نگاران» روایتی کوتاه از سرگذشت‌شان جمع شده.

با همه‌ی این‌ها «جریده‌نگاران» پژوهشی آکادمیک و روان است که تصویری از وضعیتِ روزنامه‌نگاریِ عصر مشروطیت را ارائه می‌دهد که می‌تواند برای مخاطب بدل شود به آشنایی نسبی با چگونه‌گی شکل‌گیری ادبیات مشروطه.


ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان