میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۲۴ فروردین ۱۳۹۷ ساعت ۲:۳۲ ق.ظ سرویس:آفتاب, برگزیده ها یک دیدگاه 105 بازدید

عاشقی چیز دردناکی بود/ شعر تازه «کورش آریایی منش»

عاشقی چیز دردناکی بود/ شعر تازه «کورش آریایی منش»

کورش آریایی منش، شاعر و عضو انجمن شعر آفتاب لار به تازگی شعری خواندنی سروده که رد ادامه می خوانید:

***

بی محابا لگد زدم به خودم

شوت شد زندگانی ام در تو

پیر شد روزگارم، از وقتی

که هدر شد جوانی ام در تو

سالها از پیِ خودم گشتم

تا که دیدم نشانی ام در تو

 

بغض و تنهایی و سکوتِ عمیق

پس کجا رفته شانه هات رفیق؟

 

هرچه با خود حساب می کردم

زندگی جبر بود و منطق بود

پشت لبخند های یخ زده ام

یک بغل درد بود، هق هق بود

گریه با چشم هام بیعت کرد

گریه با چشم من موافق بود

 

من خودم خالق ِغم و دردم

 تو بغل کن مرا که برگردم

 

فکر کردم خدا تویی که شبی

سایه ت افتاده بر سرِ خورشید

در خودم ذره ذره آب شدم

مثل یخ در برابرِ خورشید

آیه ی «بِسْمِ رَبِّکَ ألٌظُلْمَت»

حک شده روی سردرِ خورشید

 

منبع کُلّ مشکلات شدی

از تو بُت ساختیم و «لات» شدی

 

در تو دنیای من به غارت رفت

به خدایی که نیستی سوگند

کارد تا مغز استخوانم زد

شعرهایی که از تو می گفتند

آیه ی سوره ی «غم» ما شد

«قُلْ أَعوُذُ بِمَرٓگْ بَرْ لَبْخَندٌ»

 

این تنِ خسته را به تن دارم

با خودم جَنگِ تَن به تَن دارم

 

حالم از زندگی به هم خورده

تو ولی در اتاق خوابی که

من، کنار دریچه ای بسته

تو، در آغوشِ رختخوابی که

در تو آزادی ام به چالش رفت

نرسیدم به انقلابی که

 

بی مهابا لگد به بختت خورد

دیگری میوه ی درختت خورد

 

در خدای تو اعتقادم مُرد

لایِ نشریه ی اکاذیبش

هر که در عشق پافشاری کرد

آخرالامر دید آسیبش

تُف به این روزگار بی همه چیز

مرگ بر آن بهشت و آن سیبش

 

عاشقی مثلِ کرمِ خاکی بود

عاشقی چیزِ دردناکی بود

 

از این شاعر بخوانید:

بی تو/ نوغزلی از «کوروش آریایی منش»


1 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    همه نو لحنی توش بود با مطلعش هم نتونستم ارتباط وزنی برقرار کنم

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان