میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در27 آگوست 2020 ساعت 11:31 ق.ظ سرویس:برگزیده ها, یادداشت 3 دیدگاه 463 بازدید

«عالی» طبعی که «طالب» خیر «شد»

«عالی» طبعی که «طالب» خیر «شد»

آفتاب لارستان: متن پیش رو یادداشتی به قلم «سیدمحمد زندوی» تقدیم به روح زنی پیشرو، تحول ساز و الهام بخش دیگر زنان در بیرم است. «مرحومه سیده عالیه طالبی» که توانست با جد و جهد خود ضمن ایجاد تحول در فرهنگ عزاداری زنان بیرم برای آنها شغل و محیطی آموزشی نیز تدارک ببیند. برای آشنایی بیشتر با وی این یادداشت را بخوانید:

***

سيد محمد زندوي:‌ در فرهنگ ادبیات فارسی دو واژه «بودن» و «شدن»  دو  بار معنايي متفاوتی دارند. «بودن»، سکون ، عدم تحرک و ماندن در گذشته را تداعی می کند؛ اما «شدن» همراه با پویایی، حرکت و  رو به آینده است.

سال۱۳۳۴هجری شمسی در سلسله‌ی جلیله‌ی سادات بیرم، کودکی متولد شد که پدرش در سیادت و سخاوت شهره‌ی شهر بود و مادرش در کمال و معرفت شهره فامیل؛ چه او در محضر بزرگانی چون «آیت الله آیت اللهی» و بیت ایشان تحصیل فضل نموده بود و در مصاحبت با فقیه عالیقدر شهرش، «آيت الله حقانی» کسب فیض.

پدر و مادرش در خانه «عالیه» صدایش می کردند و در سه جلد رسمی ، نام «شمسی» برایش برگزیدند. دو نامی که به راستی دو دوره‌ی پر بار از زندگی او را به خوبی نمایندگی می کند.

خانم«سيده عالیه طالبی» در کودکی تا ششم ابتدایی در بیرم به تحصیل علوم جدید پرداخت و به صورت متفرقه و با تحمل سختی های فراوان در رفت آمد به شهرستان لار، موفق به کسب درجه دیپلم می گردند. بی گمان او را می توان در زمره‌ی اولین زنان منطقه دانست که توانسته بود، فرهنگ صعب و سخت مردسالاری را در تحصیلات بشکند و پا به پای مردان به کسب دانش و معرفت بپردازد.

در این میان با راه اندازی تشکّل «پیکار با بی سوادی» در پیش از انقلاب، خانم طالبی به آن می پیوندد و مقطعی را به عنوان معلم به تدریس می پردازد. از طرفی لطافت طبع و نازک خیالی‌شان، او را به سمت حرفه نقاشی سوق می دهد و طبیعت درون و آرزوهای خاموشش را بر صفحه‌ی سخت و صیقلی بوم نقاشی، نگارگری و جاری می سازد و اینگونه گرد و غبار زندگی روزمره را از جان و تن بر می گیرد و  می شوید.

باری ! انقلاب اسلامی۵۷ از راه می رسد و خانم «سيده شمسی طالبی» هم آوا با جریانات سیاسی مذهبی جامعه فرصتی می يابد تا بُعد دیگری از شخصیت خود را بروز دهد و جامعه تشنه‌ی آن روزها را با اندوخته های دینی-مذهبی خود سیراب سازد.

پس از مدّت ها فراغت از تحصیل و تدریس، شوق آموزاندن و پروراندن که از سالهای کودکی و نوجوانی با آن مأنوس شده بود؛ رهایش نمی کند و از همان کنار خانه‌شان، از «حسینیه‌ی فیض آباد» شروع می کند. با تشکیل کلاس های آموزش قرآن و احکام برای بانوان و استقبال بی نظیر از این کلاس ها، ضرورت مکانی مستقل و مناسب برای فعالیت بیشتر احساس می کند.

در اوایل دهه هفتاد از زمینی که در کنار منزل، از مادرشان به ارث برده بود؛ با همکاری دایی‌شان سنگ بنای مرکزی فرهنگی مذهبی می گذارد و نام با مسمّای «زینبیه» را بر تارک آن می نشاند.

«زینب» زنی بزرگ منش و در میان بستگان، عزیز و محترم و در خاندان خود ارجمند بود. زینب، «زین»، «اَب» بود. زینب افتخار پدر بود.

زینب اخلاق و فضیلت را در هم آمیخته بود. زینب از نظر دانش در جامعه آن روز به مرتبه‌ای رسیده بود که بسیاری از زنان مدینه نزدش می آمدند و از درس تفسیر او بهره می بردند. حلم و بردباری او، مدارا و مدیریت او ودیعه‌ای بود که خداوند بر قلبش جاری ساخته بود.

حالا اولین مرکز اجتماع بانوان منطقه‌ی بیرم با عنوان «زینبیه» شهرت يافته و رونق گرفته بود. با پیگیری های مضاعف خانم طالبی و مساعدت خیرین، زینبیه بیرم تجهیز شد.کتابخانه‌ای در آن راه اندازی شد؛ کلاس های مختلف آموزشی برای بانوان دایر گردید.«زینبیه» به مرکز  بی همتایی برای بانوان بيرم تبدیل شده بود.

با رونق یافتن این مرکز، نیاز به مکانی فراختر احساس می شد. دوسال پس از فعالیت زینبیه، اینک سنگ بنای زینبیه دوم نیز زده شد. قطعه زمینی در جوار همان زینبیه‌ی نخست که متعلق به خانواده‌ی «مظفرپور» بود خریداری شد؛ فرزندان آقای مظفرپور اما پول زمین را نگرفته و در ساخت این مرکز دینی سهیم شدند.

زینبیه‌ی نخست، تبدیل به مرکز خیریه علی بن ابیطالب(ع) شد و در آنجا بانوان زیادی آموزش خیاطی مي ديدند و بسیاری از آنها نیز مشغول به کار شده و توانستند خرج زندگی خود را از این طریق تامین و تدارک ببینند. بعدها بخشی از این ساختمان برای آموزش دانش آموزان در اختیار «خانه ریاضی» بیرم قرار گرفت.

حالا «کانون فرهنگی مذهبی زینبیه» مرکزی شده بود تا بسیاری از زنان کم سواد، «قرآن خوان»، دختران کم رو و مأخوذ به حیا «سخنران» و بانوان بسیاری «کتاب خوان» شوند.

و اما خانم سيده شمسی طالبي به اینها اکتفا نکرد و در کنار تمامی این فعالیت ها به توصیه و تشویق پدر، در فضای مردسالار سیاست ایران، کاندیدای اولین دوره انتخابات شورای اسلامی شهر بیرم شدند و به عنوان منتخب اول، مورد اقبال اکثریت مردم قرار گرفته و روانه شورا شدند. کاری که در شورای سوم نیز تکرار نمود و برای بار دوم رأی اعتماد مردم را از آن خود کرد. او از معدود زنانی شد که در ایران آنروز، در اولین دور انتخابات شوراها رداي نمايندگي مردم را بر تن كرد.

و اما واپسین آرزو و تلاش خانم طالبی تأسیس حوزه علمیه‌ی خواهران در بیرم بود که بارها برای آن به قم سفر کرد و حتی با برخی از مراجع تقلید نیز دیدار نمودند که متأسفانه بخت با او همراه نشد و نتوانست این مهم را به سرانجام برساند.

می گویند: آدمی وقتی «سفر» می کند، «حذر» می کند؛ ولی انگار این جمله برای مرحومه شمسی طالبی معنای خودش را از دست می دهد. خانم طالبی با بنیان گذاشتن کانون فرهنگی مذهبی زینبیه و تربیت صدها بانوی پیر و جوان، و بازکردن راه و افق جدیدی برای زنان منطقه بیرم، نه تنها با مرگش، حذر نکرده است که در کنار و نزدیکمان است.

خدمات مؤثر و ماندگار او نشان می دهد که چراغی که برافروخته است همواره آگاهی و امید می آفریند و بنیاد خیریه‌اش هماره دست گیری می کند. وارسته‌ای که حیات و مماتش و عملکرد بی همتایش، برگی از تاریخ پر افتخار منطقه‌ی بیرم را به زیبایی ورق زده است.

از این نویسنده بخوانید:

ما با خودمان چه کردیم؟!

لزوم عبور از «محله‌گرایی» به «شهروندمحوری»

در ستایش شرافت، رقابت و مشارکت همگانی


3 نظر

  1. سید حجت زندوی گفت:

    0

    0

    زحمات سرکار خانم شمسی طالبی برای بانوان قابل تقدیر است.وچه زیبا سید محمد عمر گرانبار این بانوی فداکاررا با قلم زرین خود پاس داشته است.

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      بیرم از این خادمان بی ادعا زیاد داشته و دارد و باید از همه به نیکی یاد کرد تا در غبار فراموشی ننشینند. مرحوم پور محمد .مرحوم ملا عبدالکریم و خیرین بزرگوار دیگر که خدا غریق رحمتشان کند

  2. علیرضا گفت:

    0

    0

    روح این خانم والا مقام قرین رحمت الهی باد

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان