میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در26 ژانویه 2015 ساعت 6:47 ب.ظ سرویس:گفتگو 4 دیدگاه 3,342 بازدید

۸۳ درصد كاركنان ما بومي لارستان هستند

20141217_155814گفت و گو با عليرضا ميرسپاسي؛ مديرعامل شركت سيمان لارستان

عمده صادرات سيمان سفيد ايران به عراق «سيمان لارستان» است/ ۸۳ درصد كاركنان ما بومي لارستان هستند

آفتاب لارستان: نشريه «بشارت نو» در شماره جديد خود با مديرعامل سيمان لارستان يك گفت و گوي تفصيلي انجام داده است. متن كامل اين گفت و گو در ادامه مي آيد:

براي شروع گفت و گو اگر موافقيد به گذشته برگرديم. شركت سيمان لارستان از كي و چگونه راه اندازي شد؟

تاريخ ثبت سيمان لارستان در سال ۱۳۶۹ است كه به صورت سهامي عام ثبت شده است و عملا بايد از آن تاريخ فعاليتش شروع مي شد اما متاسفانه با توجه به مسائل خاصي كه در جذب سرمايه وجود داشته و به نحوي عدم اشراف مجموعه مديريتي وقت به صنعت سيمان، عملا اتفاق خاصي از سال ۶۹ نيفتاد و سهام فروخته شده به اقشار مختلف مردم در منطقه لارستان نتيجه اي به بار نياورد. فقط براي خط ۷۰۰ تن سيمان خاكستري يك قرارداد خريد ماشين آلات خارجي با يك شركت چيني به صورت فاينانس خارجي بسته شد كه ماشين آلاتش وارد شد ولي راه اندازي نگرديد.

تا اينكه در سال ۸۱ سيمان كارون به جمع سهامداران شركت اضافه شد و بخشي از سهام شركت را خريداري كرد و از آن تاريخ فعاليت پروژه سرعت بيشتري گرفت و با تغييراتي كه در مجموعه مديريتي شركت به وجود آمد در شهريور ۸۵ خط توليد ۷۰۰ تن در روز سيمان خاكستري راه اندازي شد. پس از آن خوشبختانه با تلاش و فعاليت متخصصين شركت، ظرفيت اسمي ۷۰۰ تني خيلي سريع به ۸۵۰ تن در روز رسيد و با كيفيت بسيار مناسب توليد خود را ادامه داد به طوري كه محصول آن در نقاط مختلف كشور مورد استفاده قرار گرفت ازجمله در قسمت اعظم فاز دوم اسكله شهيد رجايي، فازهاي پارس جنوبي و عسلويه، مصارف خانگي و صنعتي اطراف لارستان و غيره.

اما اين شركت الان سيمان سفيد توليد مي كند. از كي خط توليد را به سيمان سفيد تغيير داديد و چرا؟

با توجه به شرايط اقتصادي و بازار نامناسب سيمانِ خاكستری، هيئت مديره اين تصميم را گرفت چراكه سيمان سفيد در آن مقطع زماني بازار مناسبتري داشت. تصميم سختي بود البته با توجه هزينه هاي زيادي كه به عهده شركت مي گذاشت. برآورد اوليه حدود ۳ ميليارد تومان و مقدار زيادي ارزبري بود. بايد متخصصين خارجي مي آمدند و تغييراتي را در ماشين آلات و بخشِ خنك كنِ كلينكر ايجاد مي كردند همچنين شناسايي در مواد اوليه بايد انجام مي شد اما خوشبختانه با حضور مشاوران داخلي و متخصصانِ خود شركت اين كار ۱۰۰درصد با توان داخلي و مشاوران داخلي و با حداقل هزينه انجام شد و شركت توانست در سال ۹۱ خط توليدش را از سيمان خاكستري به سيمان سفيد تبديل كند.

siman-larestan

حالا كه سيمان اين شركت سفيد شده، در روز چند تن توليد مي كنيد؟

با توجه به تغييراتي كه در مواد اوليه و سيستم پخت و خوراك كوره به وجود آمده ظرفيت توليد افت كرده و ما الان ۴۵۰ تا ۵۰۰ تن ظرفيت توليد سيمان سفيد روزانه داريم.

توليد كلينكر يا سيمان؟

توليد كلينكر. [ماده اي كه با آسياب آن سيمان توليد مي شود]

وضعيت و جايگاه سيمان سفيد لارستان در كشور و منطقه چگونه است؟

تا دو سال پيش در كشور فقط ۵ كارخانه سيمان سفيد وجود داشت. ساوه، بنويد، نيريز، اروميه و دماوند. پس از اينكه سيمان لارستان به سيمان سفيد تغيير كرد سيمان اكباتان هم اين مسير را انجام داد و جديدا هم كارخانه اي در شرق كشور به نام سيمان شرق به توليد سيمان سفيد پرداخته است. ما الان بين اين هفت، هشت كارخانه به جز سيمان شرق و ساوه كه ظرفيت حدود ۱۰۰۰ تن كلينكر دارند، با بقيه سيمان ها مشابه هستيم.

به لحاظ كيفي چطور؟

البته نبايد زياد از خودمان تعريف كنيم اما از آنجايي كه كارخانه هاي ديگر غير از ما و اكباتان، طراحي شان بر اساس سيمان سفيد بوده و با توجه به اينكه ما تغيير تكنولوژي هم انجام نداده ايم با اين شرايط و با تلاش پرسنل و مشاورين شركت، الان از نظر مقاومت و گيرش شايد حرف اول را در كشور بزنيم. سيمان توليدي ما دارای قليايي بسيار پايين است كه تاثير بسيار زيادي بر كيفيت سيمان مي گذارد و در دراز مدت طول عمر و مقاومت سيمان را بيشتر مي كند. از نظر رنگ هم شايد يكي دوتا از سيمان هاي كشور سفيدتر از سيمان لارستان توليد كنند اما بقيه در طيف رنگي ما هستند. كلينكر ما هم عملا جزو بهترين كلينكر توليدي كشور محسوب مي شود اما به دليل تجهيزات فعلی آسيابِ سیمانِ ما كه سيستم باز است نمي توانيم سفيدي كلينكر را در سيمان هم داشته باشيم.

وضعيت فروش سيمان لارستان چگونه است؟

بعد از اينكه سيمان خاكستري به سفيد تبديل شد در ابتدا بازار داغي داشتيم و حتي سيمان خود را پيش فروش مي كرديم و نقدينگي بسيار خوبي به شركت تزريق شد و خيلي از هزينه هاي ما را چه در طرح توسعه چه در هزينه هاي جاري پوشش داد ولي مانع بزرگي كه به وجود آمد طرح هدفمندي يارانه ها بود و با توجه به اينكه سوخت مصرفي ما مازوت هست به یکباره از ۹۷ ريال به ۲۰۰۰ ريال تغیر پیدا نمود و هزينه بسيار سنگيني به شركت تحميل و بخشي از آن نقدينگيِ و فروش بالاي ما را صرف تامین مازوت كرد. تا تابستان سال گذشته البته بازار سيمان سفيد داغ بود اما با توجه به ركود اقتصادي ايجاد شده و توقف رشد ساخت و ساز از آن تاريخ تاكنون افت فروش داشته ايم. در اين مدت چند كارخانه ديگر هم به توليد سيمان سفيد اضافه شدند و نوساني هم در صادرات سيمان سفيد به وجود آمد كه همگي بر فروش سيمان ما تاثير گذاشته اما در مجموع به طور ميانگين ۸۰ درصد توليدمان را مي توانيم در داخل و خارج بفروشيم.

سيمان سفيد لارستان به كجا ارسال مي شود؟ 

در داخل كشور كه سيمان لارستان به استان هاي مختلف مي رود؛ استان هاي جنوبي و جنوب غربي، مركز و غيره؛ در صادرات هم بازار هدف اصلي ما صادرات به كشور عراق بود بعد از آن كشور امارات، كويت و جديدا هم قسمتي به قطر و عمان و بخش جزئي ديگر به آسياي ميانه و افغانستان رفته كه موردي است. برنامه ريزي آينده ما حفظ بازار عراق و توسعه بازار خليج فارس است.

رضايت خريداران از سيمان سفيد لارستان چطور بوده؟

به تبع کیفیت مناسب و رشد صعودی فروش رضايتمندي هم وجود دارد و خدارا شكر موردي نداشتيم كه محصولمان برود و به دليل عدم كيفيت يا مشكلات مشابه برگشت بخورد. برعكسش اينكه وقتي وارد بازار صادرات به عراق از مرز شلمچه و چزابه شديم چندين شركت رقيب داشتيم اما بعد از ورود ما به دليل كيفيت مناسب سيمان لارستان اكنون عملا اين دو مرز را در اختيار گرفته ايم و غالب صادرات سيمان سفيد  از كشور در اين دو مرز را سيمان لارستان به خود اختصاص داده است. همچنين از نظر كيفي كشورهاي حوزه خليج فارس خيلي سخت مي گيرند و استاندارهاي سختي رعايت مي كنند و همين كه بازار امارات و كويت را حفظ كرده ايم و قطر و عمان هم از سيمان ما استقبال كرده نشان دهده كيفيت خوب اين محصول است.

آقاي مهندس؛ تعداد سهامداران سيمان لارستان دقيقا چقدر است؟

ما بیش از ۹هزار نفر سهامدار داريم كه غالبا از خود منطقه لارستان هستند. بخشي هم در خارج از كشور هستند كه در واقع لارستاني هاي مقيم كشورهاي حوزه خليج فارس محسوب مي شوند و يك سهامدار عمده به نام شركت سيمان كارون كه ۵۵ درصد سهام سيمان لارستان را دارد.

اشاره كرديد تعداد زيادي از سهامداران شركت، مردم لارستان هستند. اما گويا تاكنون سودي به آنها نپرداخته ايد؛ درست است؟

سود سهام پرداخت شده اما مبلغ بسيار ناچيزي است. در سالهاي اوليه هم چون سودي نكرديم به تبع سودي به سهامداران نيز تعلق نگرفت. ضمن اينكه در سالهایی که سود داشته عمدتا این منابع در طرح توسعه جدید شرکت مصرف شده که انشااله پس از بهره برداری از طرح توسعه، سود شرکت چندین برابر خواهد شد که کلیه سهامداران از آن منتفع خواهند گرديد.

چند سال را سود نداديد؟

حدود سه سال اول. ولي بعد هم كه سوددهي داشت ميزان اين سود بالا نبود. همچنين با توجه به تعريف طرح توسعه يعني احداث كارخانه ۳۳۰۰ تني، سهامداران در مجمع عمومي شركت تصميم گرفتند بخش اعظم اين سود را در طرح توسعه هزينه كنند كه البته تصميمي كاملا منطقي بود. يعني بجاي اينكه اين سود را به سهامدار بدهيم و دوباره از سهامدار براي افزايش سرمايه و مشاركت در طرح توسعه پس بگيريم، بخش اعظم همين سود را در طرح توسعه صرف كرديم و البته بخش بسيار ناچيزي را هم تقسيم كرديم.

لازم است تاكيد كنم بعد از اينكه سيمان سفيد توليد كرديم سوددهي شركت خيلي خوب شد و در سال مالي گذشته شركت، حدود ۵ ميليارد تومان سود داشتيم و تقسيم سود هم انجام شد و البته بخشي را به عنوان سود انباشته به حساب سهامداران گذاشته ايم يعني اگر مبلغي هم پرداخت نشود به عنوان سود انباشته در حساب آنها ذخيره مي شود و ارزش سهامشان بالا مي رود و در واقع سرمايه شان بيشتر مي شود. همچنين لازم است اين خبر را اعلام كنم كه در يكي دوماه آينده بخشي از سودي كه مجمع تصويب كرده را بين سهامداران تقسيم مي كنيم. سودي كه سال هاي قبل هم واريز شد اما بسيار ناچيز بود ولي امسال اين مبلغ بيشتر خواهد بود.

كلا چند نوبت تاكنون سود پرداخت كرده ايد؟

فكر مي كنم سه سال سود تقسيم شد كه مبلغ ناچيزي بود و بيشتر حالت نمادين داشت.

براي هر سهم چقدر سود پرداخت شد؟

شايد براي هر سهم حدود سه ريال ولي براي امسال ۲۳ ريال براي هر سهم سوددهي درنظر گرفته ايم كه تقسيم مي شود ولي هر سهم، خيلي بيشتر از اين مبلغ سود داشته اما همانطور كه گفتم به عنوان سود انباشته در حساب هر سهامدار ذخيره مي شود.

الان ارزش هر سهم ۱۰۰ توماني چقدر شده است؟

مبلغ اسمي سهام ۱۰۰ تومان است اما مبلغ واقعي اش با توجه به اينكه نماد ما در فرابورس باز شده بر اساس عرضه و تقاضا قيمت گذاري شده و برآورد ما حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ تومان است كه قابل معامله است. از طرفي الان تعداد سهام هر سهامدار با همان مبلغ اوليه كه واريز كرده است بسيار بيشتر شده است.

يعني هم تعداد سهامشان بيشتر شده هم سهم ۱۰۰ توماني شان الان به ۱۳۰ تا ۱۴۰ تومان رسيده است؟

درست است.

اما الان بيش از ۲۰ سال است كه سهامداران مشاركت كرده اند و سود مورد توقعشان محقق نشده است. با اين اوصاف سهامداران چطور بايد براي سرمايه گذاري در طرح توسعه انگيزه داشته باشند؟

با حرف شما موافقم. البته از سال ۶۹ تا قبل ۸۱ را بايد كنار بگذاريم چرا كه شركت به صورت سنتي اداره مي شد و ايده آل ها متفاوت بود و فعاليت اصلي شركت از سال ۸۱ شروع و تا سال ۸۵ كه كارخانه راه اندازي شد زمان مناسب و كوتاهي بود و با قيمت مناسبي خط توليد به راه افتاد و با ظرفيت مناسب و با خريداري ماشين آلات طرح توسعه و غيره. اما متاسفانه در ادامه با شرایط ركودي مواجه شديم و همه كارخانه هاي صنعتي بخصوص سيمان به آن دچار شدند و اميدواريم در آينده اين مشكل حل شود و ساخت و ساز رونق بگيرد و اثرش را در مصرف سيمان و تزريق نقدينگي داشته باشيم.

چرا در طرح توسعه شركت از سود سهامداران استفاده كرده ايد؟! مگر از دولت تسهيلات نگرفته ايد؟

يكي از مشكلات ما در طرح توسعه عدم استقبال بانکها از طرحهای تولیدی بلند مدت می باشد و متاسفانه حتي تسهيلاتي كه تصويب شده را هنوز دريافت نكرده ايم. از محل صندوق توسعه ملي تسهيلاتي داريم كه از منابع استاني تأیید شده اما هنوز نهايي نشده است.

1PANORAMA-LarCement-Amir-Gh

 

پس حق بدهيد كه سهامداران براي سرمايه گذاري در طرح توسعه بي انگيزه باشند!

كارخانه متعلق به سهامداران است و هرقدر كميت و كيفيت اين شركت بيشتر شود در واقع به دارايي هاي سهامداران افزوده مي شود. انگيزه مهم تر هم اينكه اين كارخانه در منطقه كمتر توسعه يافته لارستان احداث شده و جوانان اين منطقه شاغل شده اند. شغل مستقيم و غيرمستقيم بيشتري نيز با راه اندازي طرح توسعه ايجاد مي شود. اين موضوع فارغ از اينكه در كوتاه مدت سود زيادي براي سهامدار نداشته است اما باعث رونق اقتصادي منطقه مي شود و به نفع مردم لارستان است. توصيه ما به سهامداران اين است كه صبر پیشه نمایند و اميدوار باشند با تزريق منابع بانكي و مشارکت سهامداران سريعاً طرح توسعه را به توليد برسانيم و آن زمان است كه مردم منطقه و سهامداران استفاده زيادي مي برند.

الان سيمان لارستان به بازار بورس هم وارد شده است؟

ما الان در فرابورس پذیرفته شده ایم و در واقع تمام صورتهای مالي سالانه و نظارت بر افزايش سرمايه و عملكرد شركت تحت كنترل بورس است. همه صورتهاي مالي در دوره هاي سه ماهه، شش ماهه و يكساله حسابرسي شده و از طریق شبکه کدال در دسترس کلیه سهامداران است. به بياني ديگر تمام فعاليت هاي شركت با مجوز بورس انجام مي شود و كاملا كنترل مي شويم.

يعني سهامداران اكنون مي توانند سهام خود را خريد و فروش كنند؟

بله الان مي شود در چارچوب قوانین فرابورس اين كار را بكنند. بازار بورس هم پيش زمينه ايي دارد كه در آينده نزديك به بورس اصلي وارد مي شويم. خريد و فروش سهام ازطريق شركتهاي كارگزاري انجام مي شود. کلیه سهامداران و یا متقاضیان خرید سهام شرکت می توانند به یکی از کارگزاریهای بورس مراجعه و نسبت به خرید و فروش سهام اقدام نماید.

به سهامداران حق مي دهيد كه از سرمايه گذاري خود ناراضي باشند؟

اگر سهامداران غير بومي باشند مي توانيم به آنان حق بدهيم اما سهامدار اين منطقه كه پسرش و دخترش و همشهري اش اينجا شاغل شده موضوع را متفاوت مي بیند.

يعني مي فرماييد سهامداران سود معنوي كرده اند؟!

سود مادي و غيرمعنوي هم كرده است؛ از اين منظر كه سيمان لارستان امروز ۲۳۰ شغل مستقيم و نزديك ۵۰۰ شغل غير مستقيم ايجاد كرده است و طرح توسعه كه راه بيفتد به اين عدد ۵۰۰ شغل مستقيم ديگر اضافه مي شود و ۱۵۰۰ شغل غير مستقيم كه هم نفع مادي دارد هم معنوي ولي تكرار مي كنم كه حق مي دهيم هركسي پول آورده بايد مستقيم هم منتفع شود و تاحدودي هم منتفع شده است. حالا شايد فيزيك دريافت پول محقق نشده اما ارزش دارايي هايش در شركت بسيار بالا رفته است. البته نه مثل بازارهاي دلالي و واسطه اي.

درباره فاز جديد سيمان لارستان سوالي كه مطرح مي شود اين است كه آيا اين پروژه توجيه مالي دارد؟ وقتي از پسِ فروش ۷۰۰ تن سيمان خاكستري بر نمي آييم و آن را به سيمان سفيد تبديل كرديم حالا چگونه دوباره مي خواهيم ۳۳۰۰ تن سيمان خاكستري بفروشيم؟!

اين بحث شما به نحوي درست است و به نحوي نادرست. ببينيد با توجه به قيمت تمام شده محصول، اكنون ظرفيت زير ۲۰۰۰ تن براي كارخانه سيمان خاكستري صرفه اقتصادي ندارد و اصطلاحا بالاسريِ زيادي دارد. موضوع دوم اينكه بازار هدفمان براي سيمان خاكستري باتوجه به نزديكي بنادر جنوبي، كشورهاي خليج فارس و مخصوصا كشور قطر و كشورهاي شمال آفريقاست. كشورهايي كه مصرف كننده عمده سيمان هستند كه الان هم صادرات خوبي به اين كشورها مي شود.

چطور اينقدر مطمئن هستيد؟

ببينيد طبق آمار، انباشت سيمان و كلينكر كارخانجات سيمان كشور در سال جديد اضافه شده غير از كارخانه هاي جنوب كشور. يعني آنها كه به مسير دريايي دسترسي داشته اند نه تنها ذخيره هايشان اضافه نشده كه كم هم شده است و نياز به توليد بيشتر دارند و اين مزيت را ما هم داريم ولي براي كارخانه هاي بزرگ؛ نه ۷۰۰ تني.

سوالي كه در افكار عمومي سهامداران مطرح مي شود اين است كه چرا جلسات مجمع عمومي شركت سيمان در لارستان برگزار نمي شود؟

مي دانيد كه در جلسات مجمع عمومي همه سهامداران مي توانند حضور داشته باشند همچنين نماينده سهامداران مي توانند باشند. ما از همه براي جلسات مجمع عمومي دعوت مي كنيم ولي اين تصميم كه مكان مجمع كجا باشد را سهامدار عمده يعني سيمان كارون مي گيرد و باتوجه به استقرار دفترشان در تهران معمولا اين جلسات در تهران برگزار مي شود.

البته از ديد من به عنوان مدير، برگزاري جلسات و برگزاري مجمع در لار هم مناسب است و سهامداران جزء  هم مي توانند حضور پيدا كنند اما به اين نكته تاكيد كنم كه درست است حاضران جلسات محدود هستند اما همه مي توانند از تصميمات مجمع كاملا آگاه باشند چرا كه تمام تصميمات متخذه در مجمع از طریق شبکه کدال در اختیار سهامداران محترم قرار می گیرد و هر كسي مي تواند صورت مالي و سود و زيان شركت را ببیند و چيزي براي پنهان كردن وجود ندارد اما تكرار مي كنم كه اين شركت سهامي عام است و تصميم با اكثريت است و با شركت هاي تعاوني كه هر عضو يك راي دارد متفاوت است و سهامدار عمده مي تواند تصميمات را بگيرد.

البته تا امروز سعي كرده ايم با رايزني با سهامدار عمده، منافع منطقه هم در نظر گرفته شود و حقوق سهامدار جزء نيز تاكنون رعايت شده است. نمونه اش اينكه در افزايش سرمايه مي توانستيم به نحوي عمل كنيم كه سهامدار عمده سهام ديگران را هم بخرد و هر روز سهامش را افزايش دهد اما اين اتفاق نيفتاد و در همان حدود ۵۵ درصد رضايت داده تا سهامداران جزء هم بتوانند سهم خودشان را حفظ كنند. يعني تاكنون اين مساوات را تا حد زيادي رعايت كرده ايم.

پس حضور هر سهامداري در جلسات مجمع بلامانع است؟

بله ما آگهيِ زمان و مكان جلسات را در روزنامه هاي رسمي طرف شركت مثل اطلاعات و خبرجنوب و حتي در ميلاد لارستان كه رسمي هم نيست اما چون در منطقه توزيع مي شود اطلاع رساني مي كنيم و يك روز قبلش مي توانند بيايند و كارت حضور بگيرند و در مجمع شركت كنند. حالا شايد اياب و ذهابشان سخت باشد اما سهامداران می توانند نماينده معرفی کنند.

مي توانيد قول دهيد تلاش كنيد جلسه بعدي مجمع در لارستان برگزار شود؟

من به عنوان يكي از اعضاي هيئت مديره از سهامدار عمده درخواست مي كنم حداقل يك جلسه اين مجمع در لار برگزار شود و تمام سهامداران شركت كنند و انعكاس عملكرد شركت را ببينند.

بحثي كه عده اي مطرح مي كنند اين است كه پاسخگويي مجموعه مديريتي شركت به افكار عمومي و سهامداران ضعيف است؛ اين انتقاد را مي پذيريد؟

تاحالا نشده فردي بيايد و سوالي بپرسد و جوابي ندهيم. چه نشريه، چه سايت، حتي مردم عادي. آنچه كه قانون از ما خواسته اين است كه ما اطلاعات مالي و عملكرد شركت را به اطلاع همه سهامداران و عموم برسانيم كه اين كار دارد انجام مي شود. مردم همه اطلاعات را در سايت شركت و شبکه کدال مي توانند ببينند. اما براي اينكه اين شبهه هم برطرف شود ما سايت شركت را داريم تغيير مي دهيم و به روز رساني مي كنيم و پرسش و پاسخ مي گذاريم و فكر كنم ارتباطمان با مخاطبان با سايت جديدمان بسيار بهتر شود. از طرفي همانطور كه امروز در خدمت شما هستيم سعي مي كنيم با رسانه هاي محلي نيز ارتباط بيشتري داشته باشيم و اطلاع رساني را تقويت كنيم.

بخش بعدي پرسشها موارد داخلي شركت است؛ چند درصد پرسنل شركت سيمان را نيروهاي بومي لارستان تشكيل مي دهند؟

ما به صورت رسمي ۱۹۸ نفر شاغل در کارخانه داريم كه از اين تعداد تقريبا ۱۶۴ نفرشان بومي منطقه لارستان و روستاهاي اطراف هستند و حدود ۲۲ نفر اهل استان فارس و ۱۲ نفر از استانهای دیگر می باشند یعنی حدود ۸۳ درصد لارستانی و ۹۴ درصد اهل استان فارس هستند.

منطق ايجاب مي كند اگر در يك تخصص و مسئوليت در منطقه لارستان نيروي جوياي كار وجود دارد، از جاهاي ديگري نيرو وارد نشود؛ موافقيد؟

من فكر مي كنم داريم برعكس اين مورد عمل مي كنيم. يعني در كارخانه سيمان لارستان هيچ يك از نيروهاي بومي سابقه كار نداشتند و زحمت كشيدند و آموزش ديدند و تجربه كسب كردند و موفق هم بوده اند و ما در بخش هاي مختلف مكانيك و برق و تاسيسات و مالي و معدن و… نيروهاي بومي آموزش ديده داريم كه الان نيروهاي كليدي و متخصص ما هستند و به جايي رسيده اند كه كارخانه هاي ديگر نيز خواستار آنها هستند و مي توانند با شرايط مناسبتي جذب جاهاي ديگر شوند.

در بخش هاي مديريتي و سرپرستي هم از نيروهاي بومي استفاده مي كنيد؟

بله؛ در اكثر بخش هاي سرپرستي و مديريتي نيز نيروهاي بومي حضور دارند و فقط شايد در يكي دو قسمت ما نيروهاي خارج از منطقه را گزينش كرده ايم. اخيرا هم تصميماتي گرفته ايم كه آن يكي دوتا پست هم در اختيار نيروهاي بومي قرار بگيرد. خلاصه اينكه در اين شركت هيچ كس جلوي پيشرفت نيروهاي بومي را نمي گيرد. حتي بايد تاكيد كنم هيچ كارخانه اي از واگذاري پستهاي كليدي كه با حيات كارخانه مرتبط است، به نيروهاي بومي داراي ۵ يا ۶ سال سابقه استقبالي نمي كند اما ما اين اعتماد را به آنها كرده ايم و البته نتيجه اش را هم گرفته ايم.

در مورد حق و حقوق پرسنل و خدمات كارفرما به كارگران نقصي تاكنون وجود نداشته است؟

ما كه به لحاظ قانوني نمي توانيم حق و حقوق كارگر را ناديده بگيريم. اين ذهنيت هم نه در هيئت مديره و نه سهامدار اصلا وجود نداشته و ندارد. البته با توجه به شرايطي كه شركت داشته ممكن است در مواقعي، تحت فشار باشيم و عكس اين مورد هم صادق است يعني اگر شرايط مناسبي بوده امتيازهايي به پرسنل داده شده است. در مجموع و با توجه به اطلاعي كه از كارخانه ها و صنايع مشابه داريم فكر مي كنم كه جزو كارخانه هاي مناسب هستيم و پرداخت ها به موقع بوده كه البته حق پرسنل است.

وضعيت بهداشتي و ميزان آلودگي محيطي در اين كارخانه چگونه است؟

سعي كرده ايم حداقل شرايط استاندارد كاري را از نظر آلودگي و بهداشت محيط كارگري رعايت كنيم. ما هميشه در استاندارد آلايندگي بهتر از استاندارد هستيم و جايگاه مناسبي داريم. از نظر سلامتي پرسنل نيز تست هاي اقماري و آزمايشگاهي انجام مي شود و سلامتي آنها مرتبا چك مي شود.

اما در بحث قرارداد با پرسنل، بعد از قريب ده سال فعاليت، قراردادها را از يك سال به سه ماه تبديل كرده ايد؛ اين به معني تنگ شدن عرصه بر كارگران نيست؟

اين در واقع به دليل فشاري است كه ركود اقتصادي به شركت ها وارد مي كند وگرنه شركت براي پرسنلي كه برايش هزينه كرده و اينك متبحر شده است مشكلي ايجاد نمي كند. اگر امروز بخواهيم نيروي جديد بي تجربه جايگزين كنيم حتي يك كارگر بايد تازه كار یاد بگيرد؛ و اشتباهاتي كه مي كند و سعي و خطايي كه انجام مي دهد اينها ضررش زياد است. پس تمام تلاش شركت اين است كه نيروهايش را حفظ كند و اين موضوع برايش مهم است. اما اگر قرار باشد خداي نكرده يك روزي كارخانه تعطيل شود و شرايط اقتصادي سختي ايجاد شود آن وقت ديگر نيرويي نياز ندارد كه قراردادش سه ماه باشد يا يك سال يا شش سال.

الان قريب به اتفاق پرسنل با توجه به مدت زيادي كه در اين كارخانه مشغول هستند شرط سن را در استخدام ديگر واحدهاي صنعتي، از دست داده اند و نمي توانند به راحتي وارد شغل جديدي شوند. حق مي دهيد براي اين عده، كم شدن زمان قرارداد پس از ۱۰ سال موضوعي نگران كننده باشد؟

من موافق نيستم. اگر در اين يك سال كه قراردادها سه ماه شده ما بدون دليل به قرارداد فردي خاتمه داده باشيم حرف شما درست است. در ضمن با افزایش سن، تجربه و تخصص این نیرو بیشتر شده که بازار کار برای نیروی متخصص و با تجربه بیشتر از نیروی جوان بی تجربه است.

اما اين حق را بالقوه داريد كه پس از هر سه ماه كارگري را اخراج كنيد؟!

درست است؛ ولي اگر نيت خاصي پشت اين كار بود بايد در هر دوره سه ماهه تعدادي از نيروها ريزش پيدا مي كردند. ببينيد ما سابقا و در زمان شكوفايي شركت شايد تعديل نيرو داشتيم اما در اين يكي دوسال عملا فقط نيروهايي خارج شده اند كه خودشان خواسته اند بروند. مخصوصا پس از اينكه قرادادها سه ماهه شد هيچ يك از نيروهاي ما نرفته اند. ما دوست داريم از اين پرسنل حتي در طرح توسعه به نحو بهتري استفاده كنيم و جايگاه بهتري داشته باشند و بتوانند به نيروهاي جديد آموزش بدهند.

وضعيت بهداشتي و رفاهي داخل شركت ظاهرا مورد نارضايتي عده اي از كاركنان است؟

ما از نظر بهداشتي دپارتماني داريم كه ساخت آن را شروع كرده ايم كه البته مدتي است به دليل كمبود نقدينگي سرعت مناسبی ندارد. ان شالله اين دپارتمان سريعا تمام مي شود و تاثير مثبتي در بهداشت محيط كاري مي گذارد. از طرفي ديگر دپارتمان بهداشت حرفه اي را داريم كه پرسنل آن مشغول به كار هستند و اگر خداي نكرده حادثه اي رخ دهد سريعا با امكانات داخل کارخانه درمان مي كنيم و اگر نياز باشد به خارج كارخانه مراجعه مي كنيم. همچنين براي شادابي و ورزش پرسنل با يك باشگاه ورزشي در شهر قرارداد بسته ايم كه البته حداقلي است و دوست داريم اين امكانات را تقويت كنيم. از نظر مسكن هم خوشبختانه چون اكثر پرسنل در شهر و روستاهاي اطراف سكونت دارند با زحمت خودشان و امكاناتي كه شركت اختصاص داده تعاوني مسكن شكل گرفته و اكنون چندين واحد مسكوني در شهر مي سازد كه به نوعي مي تواند كمك به پرسنل محسوب شود.

ولي مي پذيريم كه بايد شرايط بهتر شود. براي كسي كه ساعات زيادي را در اين كارخانه كار مي كند بايد شرايط رفاهي و خدماتي بهتري ايجاد شود.

سال پيش در چند مقطع كارخانه تعطيل شد و پرسنل را به مرخصي اجباري فرستاديد. درست است؟

بله؛ دو مورد تعطيلي داشتيم؛ دليل تعطيلي كارخانه در مورد اول، تعيين نشدن نرخ مازوت و ناتواني شركت در خريد مازوت به قيمت آزاد بود. ما مجبور شديم تا اعمال تصميم جديد و درست دولت، كوره را متوقف كنيم. مورد دوم هم به دليل نداشتن بخشي از ماده اوليه يعني «كائولن» بود كه مجبور به توقف شديم. من هم البته جا دارد از پرسنل و كارگران كه همكاري كردند و خودشان را شريك مشكل شركت دانستند تشكر كنم.

در آن زمان ما سعي كرديم نيروهاي خاصي كه نياز بود را نگه داريم و بقيه را خواهش كرديم سر كار نيايند.

البته نمي خواهيم حقوقي از كاركنان ضايع شود و مطمئن باشند حقي كه داشتند و صرف نظر كردند را در زمان مقتضي حتما جران مي كنيم. اولويت اول شركت اين است كه قبل از هرچيز سرپا باشد؛ اين اتفاقات براي برپا بودن شركت است و درعوض و در زمان رونق قبل از هرچيز حقوق سهامدار و حقوق پرسنل و كارگر را تامين مي كنيم.

آقاي مهندس تاكنون كسي را از كار اخراج هم كرده ايد؟

كلمه اخراج مي تواند معاني مختلفي داشته باشد. ممكن است در پايان قرارداد پرسنل، شركت احساس كند به این نيرو نياز ندارد. شايد در آن جبهه كاري، فعاليت كم شده باشد يا شايد حضور يك فرد براي شركت و ديگر كاركنان بار بداخلاقي داشته باشد يا شايد عده اي مواردي را رعايت نكرده و حاشيه ساز بوده اند مثلا اعتیاد داشته اند و مواردي از اين دست. اما آنقدر كه در كارخانجات ديگر هست در اين شركت به ندرت اين موارد اتفاق افتاده است. لفظش هم بهتر است «پايان قرارداد» باشد و لفظ «اخراج» شايد زياد صادق نباشد چراكه كارفرما تصميم گرفته قرارداد را تمديد نكند. مواردي هم بوده كه در يك دوره سه ماهه با نيرويي تمديد نكرده ايم اما بعدا براساس بهبود شرایط دوباره خواسته ايم برگردد.

بحث گازرساني به شركت چه شد؟

لازم است در مورد گازرسانی من از فرمانداري و استانداري و حمايت قاطع آنها تشكر كنم. بين شركت سيمان، شركت گاز و شهرك هاي صنعتي تقسيم وظايفي صورت گرفته است. الان هم پيمانكار و مشاور تعيين شده از اداره گاز، كار طراحي و پروفايل خط را انجام مي دهند و ما منتظر نهايي شدن كار هستيم كه عمليات اجرايي شروع شود. ما براي طرح توسعه و خط فعلي نياز وافري به سوخت گاز داريم.

پرسش بعدي درباره طرح توسعه است؛ اين پروژه ظاهرا متوقف شده است. درست است؟

متوقف نيست اما از پيشرفت پروژه رضايت نداريم. نقدينگي طرح توسعه تاكنون، فقط از شركت تامين شده و نياز است كه هرچه زودتر به منابع بانكي وصل شويم. مسائل تسهيلات بانكي هم تاحدود زيادي حل شده است؛ استانداري و فرمانداري در اين مورد خيلي همكاري كرده اند و تشكر مي كنيم اما متاسفانه هنوز گره نهايي باز نشده است.

در صورت رفع موانع، تسهيلات طرح توسعه چقدر خواهد بود؟

ما در واقع براي ۱۰۰ ميليارد تومان تسهيلات طرح توسعه برنامه ريزي كرده ايم. ۲۵ ميلياردش قرارداد مصوب با بانك صادرات داريم و قرارداد منعقد شده اما با موانعي خارج از حيطه شركت سيمان لارستان مواجعه شده ايم كه در حال رفع آنها هستيم. ۷۵ ميليارد هم از صندوق توسعه ملي طبق تاييد شهرستان و استان مصوب شده و وزارت صنعت هم تاييد كرده و به بانك عامل يعني بانک صادرات ابلاغ شده اما در اين بانك هنوز تاييد نهايي نشده است.

اگر اين ۷۵ و ۲۵ ميليارد به هم وصل شوند با مجموع ۱۰۰ ميليارد تومان، طرح توسعه در كوتاه ترين زمان ممكن و حداكثر دو سال آينده تمام مي شود و همه قول و قرارهايي كه به سهامدار و پرسنل و مردم منطقه داده ايم ان شاالله انجام خواهد شد.

 عكس ها: امير قيومي

 

 


4 نظر

  1. لار88 گفت:

    0

    0

    اي كاش اينو هم مي گفتند كه اين ۸۳ درصد هيچ سمت و مسووليتي در پست هاي كليدي ندارند

  2. ....... گفت:

    0

    0

    آقای مهندس میرسپاسی چرا میگید کسی رو اخراج نکردید از آدم باوقاری مثل شمابعیده بخدا
    من خودم به شخصه یکی از اون نیروهای به اصطلاح اخراج شده ام …..

  3. ....... گفت:

    0

    0

    البته باید زودتر از اینا این مصاحبه رو میخوندم اما چه کنم که برحسب اتفاق از این سایت سردرآوردم و …..
    به هر حال اینو میذارم اینجا شاید یکی هم برحسب اتفاق مثل من اومد و دید از این […]

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان