میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۲۰ دی ۱۳۹۶ ساعت ۴:۲۸ ق.ظ سرویس:اجتماعی 7 دیدگاه 1,012 بازدید

فرنگ بدون روتوش/ دانشجویان لارستانی آمریکا، هلند، کانادا و سنگاپور از شرایط تحصیلی و زندگی خود می‌گویند

فرنگ بدون روتوش/ دانشجویان لارستانی آمریکا، هلند، کانادا و سنگاپور از شرایط تحصیلی و زندگی خود می‌گویند

آفتاب لارستان: مجید حجتی سردبیر «قدمگاه» در شماره پنجم این مجله گفت و گوی خواندنی و مفصلی با پنج دانشجوی لارستانی دانشگاه های مختلف دنیا کرده است. «منصور عطایی» اهل دهکویه لار از دانشگاه کانادا، «حامد کراماتی» اهل اوز از دانشگاه سنگاپور، «امین کرم نژاد» اهل لار از دانشگاه هلند و «محمدجواد نجف پناه و سحر قوی» زوج لاری از دانشگاه آمریکا در این گفت و گوی «واتساپی» شرکت کرده و به پرسش های متنوع سردبیر قدمگاه پاسخ داده اند.
بررسی تفاوت سطح علمی، امکانات، اساتید و درکل شرایط دانشگاه های خارج و مقایسه آن با دانشگاه های ایران، شرایط شغلی، رفاهی و معیشتی و موضوعات فرهنگی مثل میزان آرایش زنان، مزاحمت های خیابانی، تبعیض نژادی و… محور این گفت و گوست که غالبا با نگاه مثبت این دانشجویان به کشور، شهر و دانشگاه هایی که در آن تحصیل می کنند همراه است.
در ادامه این گفت و گو را بخوانید:

***

قدمگاه: بارها از منابع و تریبون های مختلف درباره وضعیت دانشگاههای خارج و دلایل مهاجرت نخبگانمان به آن مراکز سخن شنیده ایم. این بار بنا داریم یک مباحثه‌ی فرامرزی و ناهمزمان، با برخی از دانشجویان فرهیخته لارستانی حاضر در کشورهای پیشرفته جهان، این ویژگی ها را واضح تر جویا شویم. تلاش شد تا نمایندگانی از سه قاره آسیا، اروپا و آمریکای شمالی در این مباحثه حاضر باشند. «منصور عطایی» از جوانان آبرومند اهل «دهکویه»، در کانادا زندگی می کند. «حامد کراماتی» از فرهیختگان شهر «اوز» است که در سنگاپور به تحصیل می پردازد. «امین کرم نژاد» از جوانان فاضل لاری است و در کشور هلند روزگار می گذراند و بالاخره یک زوج دانش پژوه لاری، «محمد جواد نجف پناه و سحر قوی»، کشور آمریکا را برای زندگی و تحصیل خود برگزیده اند. سه نکتۀ مهمی که در کلام این دانشوران لارستانی دستگیرمان شد؛ تواضع، ادب و دقت در کلام بود. به شما پیشنهاد می‌شود تا انتها این مباحثه را مطالعه بفرمایید.

لطفا از رشته ، دانشگاه و شهر محل تحصیلتان بگویید.
منصور عطایی:
مهندسي مكانيك، مقطع دكترا، دانشگاه واترلو، شهر واترلو، كانادا.
سحر قوی:
مهندسي شيمي، مقطع دكترا، دانشگاه ايالتی نيومكزيكو، شهر لاس كروسس، ايالت نيومكزيكو.
حامد کراماتی:
مهندسي پزشكی ، مقطع دكترا، دانشگاه ملی سنگاپور، در شهر سنگاپور.
امین کرم نژاد:
مكانيك (محاسباتی) دانشگاه صنعتي دلفت، شهر دلفت، هلند{البته ایشان تمایلی ندارند که بگویند مشغول گذراندن مقطع فوق دکتری هستند.}
محمد جواد نجف پناه:
بايواينفورمتيك، مقطع دکترا، دانشگاه ايالتی نيومكزيكو، شهر Las Cruce (لاس کروس) مشغول ادامه تحصيل در دوره دکتری به همراه همسرم هستم.
چند وقت هست که در این کشور ساکنید؟
منصور عطایی:
دو ماه ديگه ميشه چهار سال.
سحر قوی:
دو سال و نه ماه.
حامد کراماتی:
مجموعا حدود شش سال در سنگاپور زندگی كردم.
امین کرم نژاد:
شش سال.
محمد جواد نجف پناه:
حدود دوسال و سه ماه .
آیا آمار کلی یا دقیقی از دانشجویان و اساتید ایرانی حاضر در دانشگاهتان دارید؟
امین کرم نژاد:
آمار دقيق ندارم اما چهار استاد ايرانی می شناسم در »دلفت« و ايراني هاي مشغول در مقطع ليسانس، فوق و دكتري فكر كنم ٢٠٠-٢٥٠ بشه.
محمد جواد نجف پناه:
چند تا استاد ايرانی تو دانشگاه ما هستند كه من دوتاشون رو می شنا سم از گروه مهندسي شيمي هستند. دانشجوهاي ايراني هم حدوداً ٧٠ نفري می شيم كه همه دكترا و ارشد هستند. يه تشكل دانشجوهای ايرانی هم داريم كه پل ارتباطی ايرانی های اين شهر هست.
حامد کراماتی:
آمار دقيقي ندارم. ولي فكر مي كنم تعداد ايرانی هاي دانشگاه ملي سنگاپور زير ٣٠ نفر باشه كه همگی دانشجوی دكترا هستند. تقريباً همين تعداد دانشجو هم در دانشگاه صنعتی » نانيانگ« هستند. من استاد ايرانی نمي شناسم. البته تعدادی از دانشجويان سابق به عنوان فوق دکترا يا به صورت قراردادی بم مشغول كار پژوهشی و بعضاً تدريس هستند.
سحر قوی:
در حال حاضر سه استاد ايرانی هستند كه در سه رشته مهندسی شيمي، عمران و صنايع تدریس می کنند. يكی از استادان مهندسی شيمی هم كه ايرانی بود، دو سال پيش بازنشسته شد. تعداد دانشجويان هم حدود ٦٠ تا
هست.
منصور عطایی:
«واترلو» يكي از شهرهاييه كه تو كانادا معروفه به ايراني زياد داشتن. فقط تو دپارتمان مكانيك ما ، ٥ تا استاد ايرانی داريم و شايد بالای ٣٠ نفر دانشجوی ايرانی. كل دانشگاه هم با تخمين من بيش از ٢٠٠ نفر دانشجوی ايراني داره.
از جهت علمی، فرهنگی و رفاهی دانشگاه شما چه تفاوت هایی با دانشگاهی که در ایران تشریف داشتید، دارد؟
امین کرم نژاد:
تفاوت علمی بیشتر مربوط به امکانات دانشگاه میشه تا کیفیت اساتید. بودجه تحقیقاتی که هر گروه داره، خیلی بیشتره. به راحتی میتونی مثلاً به کنفرانس¬های مختلف در کشورهای مختلف بری درحالی که در ایران، جتی هزینه کنفرانس¬های داخلی رو دانشگاه نمی¬داد.
فرهنگي: نكته جالب كه من خوشم اومد رابطه صميمی بین استاد و دانشجو هست. حداقل در مقطع دكترا دانشجو و استاد همديگه رو به اسم كوچك صدا می كنن و استاد بيشتر تو رو مثل يه همكار می بينه تا دانشجو. برخورد كارمندهای دانشگاه و سيستم اداری هم بسيار محترمانه هست با دانشجو. در صورتی كه به شخصه در ايران تجربههای بدی داشتم از معدودی از كارمندان و اساتيد. البته کلاس های مختلف ورزشی و موسیقی و … هم جای خود دارن و بسيار گسترده تره.
رفاهی هم در كل بهتر هست. خوب دانشگاه های ايران خوابگاه در اختيار می ذارن ولي اينجا بايد ازفاندیی (پولی) كه دريافت می كنی خودت خونه تهيه كنی. اما مثلاً هزينه پرينت؛ بخشی از رفت و آمد؛ كمك هزينه براي مثلاً استفاده از امكانات ورزشی، رو دانشگاه می ده.
محمد جواد نجف پناه:
علمی: من فارغ التحصيل دانشكده کشاورزی دانشگاه تهران هستم. به نظرم در حال حاضر سطح علمی شايد از نظر تئوری تفاوت چندانی نداشته باشه اما از نظر پروژه های اجرایی تفاوت بسيار زياد هست. اساتيد و دانشجوهايی كه واقعاً تلاش می كنن می تونن ايده های جديد رو مطرح كنن و از دولت بودجه دريافت كنن. بطور كلی ، اينجا علم رو توليد و بهره برداری می كنن و ما براحتی اینو با چشم می بينيم.
فرهنگی: به نظر متفاوت فرهنگی بسته به ايالت و حتی شهر درآمریکا متفاوت هست. مردم شهر »لاسكروسس« و دانشجوهای دانشگاه ، بطور كلی برخورد اجتماعی خوبی دارن و با ما خیلی مهربون هستن و خيلي خيلي كم برخورد نژادپرستانه تو اين شهر شنيديم. خيلي به حقوق اجتماعی همديگه احترام ميزارن ،مثلاً واسه معلولين بسيار احترام قائل هستن و بهترين امكانات رو براشون فراهم ميكنن.
دانشگاه تهران هم من تاجايي كه يادم هست دانشجوی بینالمللی داشت از کشورهای اطراف و تو خوابگاه و دانشگاه با هم برخورد داشتيم و به هم احترام می ذاشتيم. از نظر نظم و انضباط كاری و اداری و مسئوليتي كه هر كارمند داره، اينجا فوق العاده پيشرفته تر هست و سيستم اداری و حتي كاغذ بازي اداری سرعتش بالاتره. قوانين رانندگی و پاركينگ هم به نظر من، مردم اینجا خیلی بهتر از تهران رعايت ميكنن بویژه احترام واقعی(حق تقدم) به عابر پياده خصوصاً معلولين.
رفاهی: خوب اينجا با حقوق دانشجویی،میشه بهتر از خيلی كارمندان ايرانی زندگی كرد. دانشجوی تحصيلات تکمیلی دانشگاه تهران در زمان ما واقعاً با مشكل مالی، برخورد می كرد و با كمترين امكانات پروژه و پايان نامه رو انجام می داد. اما اينجا علاوه بر احترام خاصی كه می زارن به دانشجوهای دكترا، از بهترين و به روزترين فن آوری، نرم افزار و مواد آزمایشگاهی می تونيد در پروژه ها استفاده كنيد. اینجا پنج روز در هفته واقعاً همه مشغول كار و درس خوندن هستن و دو روز تعطیلی آخر هفته هست كه واقعا ميشه تفريح و مسافرت يه روزه رفت و خستگی دركرد با دوستان و خانواده. از نظر امكانات ورزشی و بيمه هم يه هزينه ثابت از حقوق همه دانشجوها كسر ميشه، ولی در عوض امكانات بسيار عالی داره. كتابخونه اينجا خیلی به روز نيست ؛ ولی اگه كتاب يا مقاله ای بخوای كه جديد چاپ شده و گرون هست بايد درخواست بِدی و برای شما فراهم می كنن.
ولي از همه اين قضايا كه بگذريم بحث بعد از فارغ التحصیلی در ايران و اينجاست. متاسفانه در ايران مشكل بيكاری در رشته تخصصی وجود داره ولي اينجا مشكل بيكاری تقريبا حل شده و هرچه رزومه قوي تری داشته باشی كار بهتر و درآمد بهتری خواهی داشت.
حامد کراماتی:
علمی: اول اينكه (من باب مقايسه) من فارغ التحصيل دانشكده مكانيك دانشگاه صنعتي اصفهان هستم. سطح علمي هم شامل بخش هاي مختلف هست كه به صورت جدا گانه عرض مي كنم.
سيلابس درسي: مواردي كه تدريس مي شه معمولاً علم روز هست و اساتيد (در مقطع ارشد و دكترا) علاوه بر اصول اوليه، سعي دارند كه از مقالاتي كه در دهه اخير منتشر شده استفاده كنند. البته سواد تئوري دانشجويان كارشناسي اينجا و دانشگاه سابقم تقريبا در يک سطحه.
روش تدريس: كلاس ها دوستانه تر اداره مي شه. احترام متقابل رعايت مي شه. سختگيري هايي كه در اداره كلاس توي دانشگاه صنعتی اصفهان می ديدم، اينجا ديده نميشه.
امكانات آموزشی و پژوهشی: تقريباً تمام كلاسها ويدئو پروژكتور، چندين نمایشگر و رایانه دارن. کتابخونه بسيار مجهزه. تمام دانشجويان و كاركنان علمی به تقريبا همه مقالات دسترسي دارند. تجهيزات آزمايشگاهها كامله و پول زيادي براي به روز نگه داشتن اونها هزينه مي شه. دولت و مؤسساپژوهشی به اساتیدی كه پروپوزال خوبي بدن بودجه های خوبي مي دن و البته از اونها انتظار بازدهي بالا دارند. به خاطر همين، فشار كاري روی اساتيد (بویژه) بر سنگاپوری ها بالاست. بالطبع فشار كار روی دانشجوها هم زياد میشه. انتظار زياده و تعادل كار و زندگی خيلي جالب نيست، خيلي ها تا ديروقت كار می كنن.
سطح پژوهش ها: سطح پژوهش ها، هم از نظر موضوع و هم از نظر كيفيت كار، به مراتب بالاتر از ايرانه. (البته برخي از پژوهش ها در ايران سطح بسيار بالايي دارن.) سنگاپوري ها به شدت علاقه مند به رعايت استانداردهاي جهانی هستند.
فرهنگي: تفاوت فرهنگی با ايران زياده ولی عادت كردن بهشون سخت نيست. مردم ، بسيار مؤدب هستند. رعايت قانون حرف اول رو می زنه. مردم به صورت معمول وجدان كاری دارند. به علت چند فرهنگی بودن اين شهر-كشور (اين كشور مخلوطی است از نژاد چينی، مالايی و هندی) تفاوت های فرهنگی تا جایی كه در چارچوب قانون باشن، محترم شمرده ميشن. مردم اينجا نژادپرست نيستند.
رفاهی: امكانات خوابگاه خوبه. هزينه خوابگاه و غذا (حتی در غذاخوری دانشگاه) به عهده دانشجوهاست. در كل هزينه زندگی زياده ؛ ولی حقوق دانشجوی دكترا به قدری هست كه اين هزينه ها رو پوشش بده (در حد زندگی دانشجويي). سطح زندگی دانشجویی اينجا از سطح زندگي خوابگاهي در دوره کارشناسی خودم نسبتاً بيشتره. بيمه و امكانات ديگه مانند چيزيه كه دوستان گفتن.
سحر قوی:
از نظر علمي تجهيزات آزمايشگاهي خيلي بهتري در اختيار دانشجو قرار داره، از نظر درسي و نحوه تدريس بيشتر به جنبه عملی توجه ميشه و نه تئوري.
از نظر فرهنگي دانشجو مهمتر از استاد هست و احترام بايد بيشتر به دانشجو گذاشته بشه و در صورت مشاهده هر گونه تبعيض برخورد جدي با استاد صورت مي گيره.
از نظر رفاهی برای دانشجويان مقاطع تحصيلات تکمیلی، خیلی بهتر از ايران هست، دانشجويان در كنار درس كار می كنند و حقوق می گیرند كه اين حقوق برای زندگی و مخارج تحصيل كافی هست.
منصور عطایی:
از لحاظ علمی وجه تمايز عمده اش امكانات آزمایشگاهی و بودجه پژوهشيه كه به ويژه تو رشته های مهندسی به خاطر ارتباط گسترده با صنعت به وجود اومده. ضمن اينكه دانشگاه »واترلو « برای دانشجوهای ليسانس طرحی به اسم طرح» كواپ « داره كه دانشجوها يك ترم درس می خونن و يه ترم كار می كنن كه اين طرح دانشگاه واترلو رو خيلي خاص و مخصوصاً تو رشته های مهندسی پر آوازه كرده.
از لحاظ فرهنگي: اين دانشگاه سعي داره تنوع نژادی، فرهنگی، مليتی و … داشته باشن و واقعا هم هفتاد و دو ملت رو ميشه اينجا ديد و انواع و اقسام برنامه های فرهنگی، توش برگزار ميشه.
از لحاظ رفاهی هم اينكه اگر چه دانشگاه خیلی جاي تفريح نيست ولي با بودجه ای كه دانشجوها می گيرن خیلی از دغدغه های مالی كه دانشجوهای تحصيلات تكميلي تو ايران دارند اينجا وجود نداره دانشجوها به راحتي می تونن هم بودجه و هم زمان كافی برای تفريح داشته باشن.
برخورد با دختران و پسران مسلمان و مذهبی در دانشگاه چطور است؟
امین کرم نژاد:
هلند چون كشوری هست که مهاجرهای زیادی از کشورهای مسلمان داره، برخورد با خانم های مسلمان هيچ تفاوتی با دیگر ادیان نداره و دين و اعتقادات فرد و پوشش، حداقل در محيط دانشگاه اصلاً مهم نيست.
محمد جواد نجف پناه:
قبلا هم عرض كردم شهر به شهر، اين مسئله متفاوت هست. ولی خوشبختانه در اين شهر و دانشگاه به اعتقادات هم احترام می ذارن و تبعيض قائل نميشن. کلاً بحث و گفتگوی سياسی و مذهبی در محيط دانشگاه يه جورایی منع شده و هيچ كس حق توهين و بي ادبی به اقليت ها رو نداره و ميشه از نظر قانونی شكايت هم كرد.
حامد کراماتی:
١٥ درصد جمعيت سنگاپور مسلمان هستند. بنابرين نه تنها مشکلی با مسلمونا ندارن، بلكه تمهیداتی هم هست. البته اين تمهيدات براي تمام اديان هست. البته افراط دینی و توهين به ديگر اديان و عقايد تحمل نميشه. صحبت های سیاسی قابل قبول نيست. در كل اگه كسی به حقوق بقيه احترام بذاره ،كسی كاريش نداره.
سحر قوی:
اينجا كسی به صورت قانونی حق نداره در مورد دين و مذهب كسي بپرسه چون يك نوع تبعيض تلقی می شه. آزادی دين وجود داره و برخورد با همه اديان طبق قانون دانشگاه يكسانه.
منصور عطایی:
همان طور كه در جواب سوال قبلی گفتم چون تنوع فرهنگی توی دانشگاه و كلاً توی كانادا به عنوان يك ارزش تلقی ميشه و مردم هم آدمها با فرهنگ های متفاوت زياد ديدن، حداقل تا جايي كه من ديدم هيچ مشكل خاصي وجود نداره و خيلي هم احترام مي ذارن.
آیا آزادی بیشتری در کلاس دارید؟ مثلا نوع نشستن، غذا خوردن، خوابیدن …
امین کرم نژاد:
فکر کنم بخشی از این سوال رو در یکی از پرسش های قبلی جواب دادم. والا نشستن ایناتفاوتی با ما نداره .
دکتر سحر قوی:
آزادی در كلاس اينجا خيلي بيشتر هست، البته خوابيدن در كلاس جالب نيست و معمولاً من نديدم، ولي غذا خوردن مشكلي نداره مگر اينكه جزو قانون اون اتاق خاص باشد كه خوردن ممنوع باشه مثلا کلاس هایی كه رایانه دارند ،محدوديت بيشتر هست. من همه مدل نشستن ديدم.
حامد کراماتی:
هر كاری كه باعث ضايع شدن حقوق ديگران نباشه و البته با نفس حضور در كلاس مغايرت نداشته باشه (مثل خوابيدن! كه فكر می كنم مزاح كردين) مانعي نداره. مثلاً خوردن آب، قهوه يا ساندويچ اگر اخلالي در كلاس ايجاد نكنه مشكلی نداره.
محمد جواد نجف پناه:
بله، به نظر من آزادی در كلاس های اينجا بيشتره و خوردن غذا و نوشیدنی عادی هست ولي تا حالا نديدم كسی بخوابه تو كلاس.
منصور عطایی:
غذا خوردن سر كلاس آزاده، بستگي به نوع كلاس هم داره. كلاً اينجا دانشجوها آزادی و قدرت بیشتری دارن.
آیا جملۀ «خسته نباشید» آنجا هم به کار می رود؟!
امین کرم نژاد:
نه این جمله بکار نمی ره.
سحر قوی:
خير اين جمله بكار نمی ره.
محمد جواد نجف پناه:
نه اين جمله کاربردی نداره، استاد خودش رأس ساعت درس رو تموم می كنه.
حامد کراماتی:
اگه دانشجویی نخواد سر كلاس بمونه، كلاس روترك می كنه. چرا بايد بگه خسته نباشين؟ در ضمن معمولا دانشجوها دوست دارن تا آخر كلاس بمونن؛ هم به خاطر ادب هم شايد چون دارن شهريه میدن و به ازای هر ترم اضافه ،كلی بايد پول بدن.
منصور عطایی:
اينجا كلاس ها سر ساعت شروع ميشه و استاد بايد سر ساعت تموم كنه. حتی دو دقيقه هم اگه استاد بخواد بيشتر طول بده غير عاديه و ممكنه دانشجوها شاكی بشن و از اون طرف هم تا زماني كه جزء وقت قانوني كلاسه ، اگه دانشجو انتظار داشته باشه كلاس تموم شه غير عاديه.
آیا در مناسبت های فرهنگی سیاسی آن کشورها، در دانشگاه مراسمی گرفته می شود؟ یا شخصیتی برای سخنرانی دعوت می شود؟
امین کرم نژاد:
دانشگاه خیلی سیاسی نیستش. بیشتر فرهنگی هست و علمی. برای مثال در دانشگاه انجمن های زیادی وجود داره. انجمن ایرانی ها هست که مراسم سنتی خودمون رو برگزار می کنن. مراسم خاص خودشون هم دارن .مثلا برای ایام کریسمس، یا سال نو چینی ها و مراسم هندی ها. شخصیت های هم که دعوت میشن معمولا علمی هستن. مثلاً در قالب سخنرانی های TED . شخصیت سیاسی تا حالا ندیدم دعوت بشه .
سحر قوی:
مراسم معمولا فرهنگی هست و بنا بر مراسم، هر انجمن برنامه ای ترتيب ميده كه شركت در اون، معمولاً براي عموم آزاد هست.
حامد کراماتی:
مناسبت های فرهنگی تماماً دانشجویی هستن. یعنی دانشجوها اين برنامه ها رو اداره می كنن. سخنرانی فقط برای سمينارهای تخصصی هست. مسئولين حکومتی (از هر رده ای) معمولاً فقط در مراسم خيلی رسمی حاضر می شن و فقط در مواردی كه در تخصصشون هست ، ممكنه سخنرانی مختصری بكنن.
محمد جواد نجف پناه:
مناسبت های زیادی مي گيرن ولی از شخصيت سياسی، تا الان نشنيدم دعوت كنن. شايد سناتور ايالت يا شهردار رو دعوت كنن. سخنرانی و دعوت از اساتيد و دانشمندان دانشگاه ها و موسسات معتبر خيلی باب هست و همه گروه ها اين كار رو می كنن.
منصور عطایی:
آره. تشكل های دانشگاه برنامه می ذارن كه معمولاً زياد هم استقبال نميشه. نخست وزير هم بياد، زياد كسي نميره مگر دانشجوها و انجمنهایی كه درس و كارشون مرتبط باشه.
آیا در آن کشور هم اساتید از دانشجوها مقاله می خواهند که بعد اسم اول مقاله خودشان باشند؟!
دکتر امین کرم نژاد:
برای فارغ التحصیل شدن داشتن مقاله لازمه. ترتیب اسم بر اساس میزان همکاری در نوشتن مقاله هست. معمولاً اول اسم دانشجو میاد بعد اسم استاد.
سحر قوی:
برای فارغ التحصیلی در مقطع دكترا حتما بايد مقاله داشت و معمولا اسم استاد به عنوان آخرين اسم میاد.
محمد جواد نجف پناه:
اينجا معمولا اسم دانشجوها اول مقاله هست.
حامد کراماتی:
مقاله كه حتما می خوان. ولي اسم دانشجو به عنوان نويسنده، اول نوشته مي شه.
منصور عطایی:
بستگی به استاد هم داره، اساتيد جوون ممكنه مقاله براشون مهم باشه. ولي در كل زياد هدف از از پژوهش، مقاله دادن نيست. حتی براي دفاع دكترا هم مقاله دادن شرط نيست.
آیا از زمانی که در این دانشگاه مشغول به تحصیل شدید مجبور هستید(به نسبت دانشگاه ایران) خیلی بیشتر درس بخوانید ؟
امین کرم نژاد:
نحوه درس خوندن برای من متفاوت نبود.
سحر قوی:
درس خوندن خير ولی كار آزمایشگاهی خيلي بيشتره.
محمد جواد نجف پناه:
درس خوندن تقريباً يكي هست و براي نمره خوب بايد واقعاً درس خوند در طول ترم. ولي پروژه ها بسيار وسيعتر و پيچيده تر از ايران هستند.
حامد کراماتی:
مقدار درس خوندن خیلی فرقی نكرده.
منصور عطایی:
خيلي كمتره.
مزاحمت های خیابانی و نگاه های بد مردان به جنس مخالف چقدر هست؟
دکتر امین کرم نژاد:
من در این مدت شش سال حتی یک مورد هم ندیدم.
حامد کراماتی:
هيچ موردي از مزاحمت خياباني مشاهده نكردم و نشنيدم. حتی پوسترهايي در مترو و اتوبوس ديدم كه از طرف پليس نصب شده بوده كه به خانم ها توصيه مي كرد در صورت تجربه تعرض در خيابون و مترو و اتوبوس به هيچ وجه فكر نكنن مقصرن و با شدت شكايت كنن و از مردم و پليس كمك بخوان.
محمد جواد نجف پناه:
حقيقتش اينجا شايد حجاب وجود نداشته باشه ولي حريم شخصی واقعا جدی هست و رعايت ميشه. هم واسه خانوما و هم واسه آقايون. ولي بالاخره آدمهای بد هم تو همه جوامع پيدا ميشن ، كه مزاحمت ايجاد كنن ولی تعدادشون خیلی محدوده.
سحر قوی:
من فقط در ايران اين موضوع رو ديده بودم .
منصور عطایی:
تقريباً نيست. اين قدر غير عاديه كه اگر كسي همچين رفتاري بكنه جرم تلقي ميشه و به راحتي طرف ممكنه پليس رو خبر كنه.

شنیده ام در کشورهای پیشرفته انسجام و همبستگی اجتماعی و کمک به همنوع کمرنگ هست و کسی کاری به کار کسی ندارد. درست است؟
امین کرم نژاد:
اتفاقاً کاملا برعکس. کمک کردن به افراد مسن یا کسایی که مشکل دارن بسیار زیاده. خود من روز اولی که رسیدم ساک های سنگینی داشتم. در قطار و برای بالا پایین بردن اونها چندین نفر بدون اینکه من چیزی بگم، بهم کمک کردن.
حامد کراماتی:
موافق كمرنگ بودن انسجام در كشورهاي پيشرفته نيستم. اگر نياز به كمك داشته باشی يا ازشون بخوای بهت كمك مي كنن. در ضمن موسسات خيريه زیادی هم وجود داره.
محمد جواد نجف پناه:
اتفاقاً كاملا اشتباه به عرضتون رسوندن. آمريكا علاوه بر اينكه سازمانهایی براي كمك به نيازمندان، كساني كه سرپرست ندارن، معلولين، وكساني كه حقوق سالانه شون پايين هست كمك مالی و تسهیلاتی ارائه ميده. مردم هم خودشون كمك می كنن به ديگران و اسمش هم دونيشن (Donation) هست. واسه بيماران سرطاني يا ساير بيماري ها هم قبض هايي ديدم تو فروشگاه ها كه می تونی كمك كنی.
سحر قوی:
اينجا اصلا اين طور نيست، مردم خيلي به همنوعان خودشون كمك مي كنند و در همه جا صندوق هایی برای كمك وجود داره.
منصور عطایی:
مشكل بزرگ اينه كه اينجا کسی براي برآوردن نياز هاش به بقيه نياز نداره و همه چيز تقريباً فراهمه. اما اگه كسی به كمك نياز پيدا كنه ،واقعا مردم مهربون هستن و دريغ نمی كنن.
آرایش زن ها و دخترها در آنجا چطور است؟
امین کرم نژاد:
استفاده از لوازم آرایش کمتر هست و سادگی در پوشش بسیار زیاد.
حامد کراماتی:
خانم ها غالبا در محيط كار آرايش غليظ ندارن. توي خيابون هم همينطور. ولي اگر کسی علاقه داشته باشه آرايش غليظ داشته باشه هم کسی مزاحمش نميشه. آرايش يه مساله كاملا شخصی تلقی می شه. در اينجا خیلی از مردها هم گوشواره می ندازن و موهاشون رو رنگ مي كنن.
محمد جواد نجف پناه:
آرايش و زيوآلات در قشر دانشگاهی خيلي مطرح نيست. بطور كلی اينجا خانم های مسن، بيشتر آرايش می كنن نسبت به دخترای جوون.
سحر قوی:
به نظر من اين يك چيز كاملا شخصی هست و ظاهر هر فرد هيچ ربطی به كسي ندارد. همه براي هم احترام قائل هستند.
منصور عطایی:
زياد نياز به آرایش ندارن و زياد هم مرسوم نيست مگر در مراسم خاص.
آیا مردم تمایلی به شب نشینی و تا نصف شب بیدار ماندن دارند؟
دکتر امین کرم نژاد:
آخر هفته ها و روزهای تعطیل بله
حامد کراماتی:
آخرهفته ها، تا حدي.
محمد جواد نجف پناه:
مردم شهر ما در طول هفته شب ها زود ميخوابن و صبح ها هم زود بيدار ميشن و بكار روزمرشون ميرسن. اما آخر هفته ها و يا تعطيلات شب ها رو با دوستان و خانواده می گذرونن و حداكثر تا دوازده ، يك شب تموم ميشه شب نشينی شون.
دکتر سحر قوی:
بيشتر مردم ، شب زود مي خوابند؛ چون بايد صبح زود سر كار باشند
منصور عطایی:
نه، زود مي خوابن. آخر هفته ها و برنامه های دور همی شايد.
شنیده ام به شهروندانی که بیکارند و وضعیت مالی مناسبی ندارند حقوق می دهند. درست است؟
امین کرم نژاد:
بله، اینجا حقوق بیکاری میدن برای یه مدت مشخص. اما فرد باید فعال باشه و دائما دنبال کار بگرده و با اداره کاریابی در ارتباط باشه و گزارش بده
حامد کراماتی:
فكر نمی كنم در سنگاپور به شهروندان خودشون حقوق بيكاری بدن. به خارجی ها كه مطمئنم نمی دن.
محمد جواد نجف پناه:
آره كاملا درسته. اداراتی وجود داره كه از بودجه دولتی به افراد نيازمند كمك مالی می كنن و حقوق ميدن و از ماليات هم معاف ميشن اين افراد.
سحر قوی:
بستگی داره. به کسانی كه پير باشند يا از كارافتاده كمك می كنند؛ولی به اين صورت هم نيست كه هر كس بيكار شد، حقوق بگيره در حالی كه می تونه كار ديگه ای پيدا كنه.
منصور عطایی:
درآمد اگه از يه حدی (كه خیلی هم كم نيست) كمتر باشه انواع و اقسام حمايت هاي ملی و ایالتی وجود داره كه توضيحش مفصله.
آیا رفتار مثبتی بین مردم دیده ایدکه لازم است ما هم بدانیم؟
دکتر امین کرم نژاد:
احترام مردم به قانون و همدیگه. در ادارات بیشترین تلاش رو برای انجام کارت انجام میدن و دیگه اینکه همه چیز بر اساس اعتماد هست و البته مردم هم پاسخگوی این اعتماد هستند. برای مثال در وسایل حمل و نقل عمومی به ندرت بلیط رو چک می کنن اما همه بلیط میخرن!
حامد کراماتی:
رفتار مثبت كه زياد ديدم. مثلا خیلی به هم اعتماد دارن. غالبا كارشون رو با وجدان كاری انجام می دن. اهل دعوا نيستند و مشكلاتشون رو قانونی حل می كنن. رشوه گرفتن و رشوه دادن كلاً بی معنيه.
محمد جواد نجف پناه:
اينجا به معلولين و افراد مسن بشدت احترام می ذارن. من اين رو بارها ديدم كه خیلی خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم. يه رفتار خوب ديگه كه اينجا خيلي ديدم اينه كه درهای ساختمون يا كلاس يا هر جای ديگه رو براي نفر بعد نگه مي دارن و بعدشم تشكر می كنن از همديگه.
سحر قوی:
همه برای افكار هم احترام قائل هستند، در مورد مسائل شخصی سؤال نمی پرسند، هميشه لبخند به لب دارند.
منصور عطایی:
در مجموع رفتارهاشون همش مثبته.
چه نکات منفی دیده اید که شما را آزار می دهد؟
امین کرم نژاد:
ویژگی مردم اینجا ، رک بودنشون هست. بعضی مواقع این باعث رنجش میشه.
حامد کراماتی:
راستش كار اشتباهی كه منو آزار بده يادم نمياد.
محمد جواد نجف پناه:
به نظر من تعداد اندكی از مردم اينجا بهداشت رو خوب رعايت نميكنن خصوصا در دستشویی های عمومی.
سحر قوی:
من از رفتار مردم ، آزاری نديدم. اينكه ايران جز كشورهای تروريست به حساب مياد از نظر دولت و من چون ايران به دنيا اومدم نمي تونم از يك سری امكانات آکادمیک استفاده كنم مثل استفاده مستقيم از تجهيزات آزمايشگاه های ملی.
منصور عطایی:
چيزي به ذهنم نمياد.
پس از ورود شما و آشنا شدن با جامعه ای جدید و البته پیشرفته چه تغییراتی در شیوه زندگی شما به وجود آمده است؟
امین کرم نژاد:
یکی از کارهای خوبشون ،استفاده کمتر از خودرو و استفاده از دوچرخه برای رفت و آمد هست. هم ورزش هست هم به پاکی هوا کمک می کنه. این اولین عادتی هست که دانشجوهایی که اینجا میان بهش خو می گیرن. به دلیل ارتباط بیشتر با افراد در کشورهای مختلف، نگاه آدم به آینده شغلی گسترده تر میشه. شاید استفاده بهتر از وقت هم از موارد مثبتی بوده که سعی کردم تقویت کنم.
سحر قوی:
ديد بهتری نسبت به زندگی دارم و همچنين ذهن بازتری.
محمد جواد نجف پناه:
اول از همه برنامه ريزي كوتاه مدت و بلند مدت، كه خیلی مزيّت خوبی اينجا. اينجا ما پنج روز كار و درس داريم و دوروز هم استراحت و تفريح با دوستان. حقيقتش من از موقعی كه توی اين شهر زندگی می كنم ، معمولا شبا قبل از ساعت ده، می خوابم و صبح هم ساعت شش بيدارم؛ بجز آخر هفته ها. با داشتن برنامه مناسب طبيعيه كه مطالعه هم بيشتر خواهد شد. ما تو اين شهر اتلاف وقت در زمينه ترافيك شهری نداريم كه اينم يه مزيّت خیلی خوبيه.
حامد کراماتی:
برای من تفريح و مطالعه و خوابيدن خيلي عوض نشده. بيشتر تغييرها در مورد پذيرفتن و احترام به انواع مختلف زندگی و عقايد متفاوت بوده.
منصور عطایی:
من و تغيير! ما همونی هستيم كه بوديم. حالا جدا از شوخی كلاً خیلی ديد آدم باز ميشه.
به نظر شما چه مواردی را اگر رعایت کنیم جامعه ی ما هم به سمت توسعه یافتگی، پیش خواهد رفت؟
امین کرم نژاد:
اگر بخوام کلی بگم تعهد مردم و مسوولین به اجرای قانون هست و اولویّت قرار دادن منافع کشور و مردم.
سحر قوی:
ما مشكل فرهنگی ريشه ای داريم و با رعايت چند مورد، مشكلات جامعه ما حل نخواهد شد. اگه آموزش از سنين مهدكودك شروع شود ، شايد براي چندين نسل بعد يه اتفاق مثبت بیافتد.
محمد جواد نجف پناه:
من توی اين زمينه تخصص ندارم. ولی به نظرم، مشكل كشور ما بيشتر در سطح رؤسا و قانون _گزاران و مجريان قوانين هست، تا اون مشكلات حل نشه ،هيچ وقت كشور ما توسعه يافته نخواهد شد. ولي به هر حال، والدين نسل جديد كه اكثراً تحصيل كرده هستند، بهتره كه از كشورهاي پيشرفته در تربيت فرزندانشون الگو بگيرند و روی مدرسه و دانشگاه ايران حساب باز نكنن. آموزش موسيقي، ورزش و زبان های بين المللی رو حتماً در برنامه آموزشی فرزندانشون قرار بدن.
حامد کراماتی:
اول احترام به عقايد ديگران، وجدان كاري و دروغ نگفتن. بعد از اينها رعايت كردن دقيق استانداردهای جهانی و استفاده از كارشناس ها .
منصور عطایی:
خیلی سوال سختيه. از نظر من، دو تا فاكتور مهم و کلیدی، در توسعه جوامع نقش داره: آموزش و اقتصاد. هيچ ربطی هم به تجربه اينجا اومدنم نداشت جواب اين سوال!


7 نظر

  1. ناشناس گفت:

    3

    2

    مطلب خیلی مفیدی بود. دید ما را از دانشگاه های دیگر کشورها روشن کرد. جالب این است هرچه نهادهای رسمی و حاکمیتی در ایران تلاش می کنند تا تصویر نازیبا و نامناسبی از غرب نشان دهند هیچگاه باور پذیر نیوده و گواه این موضوع نیز همین اظهارات صمیمانه و واقعی این دانشجویان است.

  2. ناشناس گفت:

    3

    0

    چرا عكساشون نزديد كه لااقل اينا رو بشناسيم .

    • شهروند گفت:

      2

      0

      با سلام
      جهت دیدن عکس های این دانشجویان و مطالب خواندنی های دیگرمی توانید نسخه ۵ نشریه قدمگاه از نشریه فروشی های سطح شهر تهیه فرمایید.

  3. ابراهیم گفت:

    3

    0

    سلام. بسیارعالی مجیدجان.کاری جالب ونو ومتفاوت.

  4. مجید حجتی گفت:

    2

    0

    قربان لطف دوستان بزرگوارم.
    عکس های این اساتید بزرگوار رو روی جلد مجله ی شماره پنج نشریه کار کردیم. متاسفانه الان در دسترسم نیست.
    ارادتمند

  5. امیرمنفرد گفت:

    4

    0

    سلام..مصاحبه مجازی بسیار زیبا والبته قابل تعمق بود تا بیشتر متوجه نظام لجام گسیخته اموزشی کشور بشویم که فقط نمره مدنظر دارند وهدف عبوراز قیف …..است معذرت..
    انچه این گفتگو را شیرین کرده بی پرده وبدون تعارف صحبت کردن عزیزان دانشجو است.
    تشکراز شما که این گفتگو محازی را انجام دادید.تا دانشجویان تفاوت را احساس کنند.وبدانند اموزش صحیح فقط کسب نمره نیست بلکه اموختن عملی همراه علم روزاست که بنیان کشور رادراینده میسازد.
    امید که آینده ای آرمانی فراروی کشور باشد.

  6. علی گفت:

    1

    1

    با سلام و عرض خسته نباشید. مصاحبه بسیار جالبی بود متشکر ازشما.
    اما دوست داشتم چند تا نکته رو بگم.
    به نظر بنده توضیحاتی که عزیزان دادند برای بهبود وضعیت سیستم آموزشی کشورمون میتونه بسیار مفید باشه. در خیلی از مسائل میشه الگوبرداری کرد و باعث پیشرفت جامعه شد.
    اما به نظر این درست نیست که وضعیت یک کشور دیگه رو با توجه به صحبت‌های دانشجوهای ایرانی محصل در اونجا بشناسیم!

    شاید اگر خیلی از عزیزانی که در آمریکا یا اروپا مشغول تحصیل هستند، متولد اون کشورها بودن هیچ‌وقت وضعیت الانشون رو تجربه نمی‌کردند! دلیل اون هم هزینه غیرقابل باور تحصیل در اونجاست! برای مثال هزینه تحصیل در دانشگاه هاروارد سالیانه ۶۰۰۰۰ دلار هست. این در حالیه که دانشجوهای ایرانی در بهترین دانشگاه‌های کشور رایگان تحصیل می‌کنند و وقتی که باید ثمره اون فرد نصیب کشور بشه، جذب دانشگاه‌های مطرح دنیا میشن و برای تحصیل حقوق دریافت میکنند و این حقوق در برابر سودی که به اون کشور می‌رسونن تقریبا هیچه!

    ایرانیان ساکن آمریکا و اروپا جمعیت بسیار خاصی هستند. عمده‌ی اون‌ها (به خصوص در دو دهه‌ی اخیر) دانشجویان رشته‌های مهندسی و به صورت محدودتر علوم پایه هستند که برای ادامه‌ی تحصیل به آمریکا یا دیگر کشورها آمده‌اند. این عده معمولاً جهت تحصیل به دانشگاه‌های متوسط به بالا آمده‌اند که معمولاً در شهرهای نسبتاً مدرن قرار دارن. لذا حشر و نشرشان بیشتر با یک قشر خاص از آمریکایی‌ها یا مردم دیگر کشورهاست که عمدتاً طبقه‌ی متوسط رو به بالای شهری هستند.

    این افراد معمولاً پس از چند سال تحصیل میتونن یک شغل با درآمد خوب و زندگی تقریبا بی‌دغدغه‌ای رو داشته باشند. این مسئله باعث میشه تصویر واضح و روشنی از واقعیات نصیب ما نشه. کافیه با پزشکان مهاجر به آمریکا یا دانشجویان رشته‌های علوم تجربی یا انسانی در امریکا صحبت کنید تا مشکلات رو بهتر درک کنید.
    راه دیگه برای شناخت یک کشور اینه که به سراغ آمارهایی که میانگین وضعیت مردم در کشورهای مختلف رو به نمایش میذاره بریم. نتایج مقایسه اون آمارها به واقعیت نزدیک تره.
    ببخشید طولانی شد. متشکر از شما

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان