میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در15 آوریل 2020 ساعت 1:01 ب.ظ سرویس:مطلب شما بدون دیدگاه 328 بازدید

فروپاشی حقیقت با ضرب نیرنگ

فروپاشی حقیقت با ضرب نیرنگ

یادداشتی بر فیلم تحسین شده «انگل»

فاطمه محسن پور:‌ فیلم «اَنگَل»، در تعریفِ انسانِ معتمد است. انسانِ بهره مند از این خصوصیت، انسانِ وانِمودگر، و انسانی که بویی از آن نبرده است.

فیلم انگل، درباره ی اهمیت خانواده و اضمحلال آن است. ساخته ی یک ذهن نمُو یافته در فروپاشی حقیقت با ضربه شستِ نیرنگ. فیلم با ریا شروع می شود و فورا، کُد می دهد و نخستین حروف الفبای یک پاراگراف نمودار می شود. مادر، پدر و اعضای یک خانواده کُدهای بعدی اند و نمونه ای از ریای تعامل یافته برجسته می شود. کُدِ بعدی گویای فلاکت درمعاش به شکل دراماتیک است و بعدی اش گستاخی در مکالمه است. و آن استرسی که به هیچ وجه در ادای احترام به مافوق منظور نمی شود. این ها ده دقیقه ی طلایی یک فیلمی است که قرار است مهم ترین جایزه ی قرن فعلی را از آن خود کند. فیلم پیش از اهدای کالا با ما تسویه حساب می کند و کاراکترها پیش از گریم به ما صورتشان را نشان می دهند.

فیلم درتلاش برای ایجاد یک ماجرای جعلی ست. ماجرایی که برای مخاطب جعل می شود که اندک انتظاری برای ماجرای جدید و واقعی نداشته باشد. فیلم، بحران در بحران در بحران است. ضمن اینکه خیال می رود کل فیلم یک شوخی است. چطور می شود یک نفر یک عمر در نقطه ی کوری زندگی کند؟ خب این تصمیم نویسنده است و به هیچ کس هیچ ربطی ندارد. او توانسته که این ساختار پیچیده را مثل یک کروموزوم انسجام یافته آماده ی انتقال ژن کند البته با کلی دردسر. اهمیت رویدادهایی مانند مردن، زندگی کردن، قتل، رحم و مروت در این فیلم فوت می شود.

فیلم دریک توهم بزرگ به پایان می رسد. توهمی که دارای یک توجیهِ جاوادانه است. جاودانگی اینکه تمام انسان های روی زمین را فرا می خواند به پاسخی که می تواند به شیطانِ افکار هرکسی داد که آیا واقعا ارزشش را دارد؟

این شوخی باورنکردی، چندین قربانی هم دارد و این قربانی هایی که شوخی شوخی می میرند هیچ هدفی جُز جِزِّ جگر دادنِ مخاطب و تاثیرِ اندوه بیش ازحد به او، ندارند. علاوه براین تمام عناصر دیگر فیلم، جهت تسریع یک ماجرا و دریافت اطلاعات کوچکی از زندگی روزمره اند. زندگی که تحت تاثیر جبر است و می تواند توام با بدبختی یا خوشبختی باشد. مثل آن وقتی که کورت ونه گات در کتاب سلاخ خانه ی شماره ی پنج بعد از هرپاراگراف تکرار می کند، بله رسم روزگار چنین است.


ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان