میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در1 جولای 2014 ساعت 12:34 ق.ظ سرویس:یادداشت 13 دیدگاه 2,947 بازدید

فوتبال ایرانی، غیرت ایرانی و شادی های زودگذر!

فوتبال ایرانی، غیرت ایرانی و شادی های زودگذر!

ayyoob-mahmoodi2ایوب محمودی *: شاید همه ما این روزها از نمایش خوب تیم ملی فوتبال کشورمان راضی باشیم. به ویژه نمایش آبرومندانه ما در برابر تیم پنجم رده بندی فیفا و یکی از امیدهای این جام برای قهرمانی. از سویی حمله عجیب عده ای به صفحات شخصی مازیچ داور صرب و مسی بهترین بازیکن جهان در سال های پیش هم دوباره همه را در حیرت فرو برده است. گرچه این حرکت بعد از شکست ما در برابر بوسنی بر علیه بازیکنان خودی هم صورت گرفت. آن هم توسط ما ایرانی ها که ادعا می کنیم کشور بافرهنگی هستیم و تمدن چندین هزار ساله را همیشه به رخ دیگران و مخصوصا کشورهای همسایه مان می کشانیم.

باید مراقب این نوع رفتارهای عجیب مان باشیم. ما با نیجریه تیمی که در رده بندی فیفا از ما عقب تر است مساوی کردیم و مردم ما برای شادی به خیابان ها آمدند. در برابر آرژانتین با گل دقیقه ۹۱ مسی باختیم و باز هم مردم برای شادی به خیابان ها آمدند. به راستی چرا؟ دچار کمبود شادی شده ایم یا نمایش تیم ملی کشورمان فراتر از آن چیزی بوده که تصورش را می کرده ایم؟ من پاسخ این سوالات را می سپاریم به دوستان جامعه شناس مان. آن ها بهتر می توانند تحلیل کنند و از این اتفاقات عجیب رمزگشایی کنند. این بازی خوب ما اتفاقا همزمان شده با نمایش دلچسب بچه های والیبالیست ما که در برابر قدرت های والیبال دنیا(برزیل و ایتالیا و لهستان) قدرت خود را به رخ کشیدند. خلاصه اینکه تب ورزش همانند هوای تابستانه لارستان، حسابی گرم است.

Iran-National-Footbal-Team-

این روزها همانقدر که درباره داعش و جنایات آن ها خبرهایی را می شنویم درباره جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل نیز خبرهای بسیاری به گوش می رسد. جام جهانی برزیل با طعم تظاهرات و جنگ. از یک سو نارضایتی مردم از سیاست های داخلی کشورشان و از سویی عشق و امیدشان برای قهرمانی برزیل در کشور خودش. حمله گروه تروریستی بوکوحرام به مردم نیجریه به بهانه تماشای فوتبال و مرگ سه چینی به خاطر چند روز بی خوابی جهت تماشای بازی های جام جهانی و… روزی نیست که این اخبار متفاوت را از رسانه های مختلف نشنویم. عشق مردم به فوتبال اما به راستی که چیز دیگری است. آن ها دوست دارند نمایش نماینده کشورشان را در بزرگ ترین تورنمنت فوتبالی دنیا ببینند و به کشورشان افتخار کنند.

شاید این روزها وقت مناسبی هست که ما یک ذره بر اطلاعات تاریخی و جغرافیایی خودمان هم بیافزاییم. شاید ما هیچ وقت انگیزه ای برای کسب اطلاع از وضعیت فرهنگی و اقتصادی کشوری مثل کاستاریکا نداشته باشیم. اما نمایش درخشان این تیم در برابر بزرگان فوتبال یعنی ایتالیا و اوروگوئه و انگلستان، آن هم در گروه مرگ کمی بر کنجکاوی مان می افزاید. اینترنت هم که خدا را شکر در دسترس هست این روزها. می رویم سراغ گوگل و می زنیم کاستاریکا. اولین لینکی که به ما پیشنهاد داده می شود طبق معمول ویکی پدیاست. تازه می فهمیم که معنی اسم کاستاریکا چیست. و چرا این کشور شصت و چهار سال پیش ارتش خود را منحل کرده و در این کشور ارتشی وجود ندارد اما با این حال یکی از باثبات ترین کشورهای آمریکای مرکزی به شمار می آید. سطح سواد مردم هم در این کشور خیره کننده ست. نزدیک به ۹۸ درصد. ترغیب می شویم رتبه سواد کشور خودمان را بررسی کنیم. رتبه ۱۲۰ دنیا! پس ما حداقل در این زمینه و البته فوتبال از همین کاستاریکای گمنام عقب تریم. نکته جالب اینکه با وجود گذشت سه دهه از تشکیل نهاد سوادآموزی هنوز بی سوادی به طور کامل در ایران ریشه کن نشده است در حالی که در مجاورت ما، آذربایجان، گرجستان و ترکیه دارای بالاترین نرخ های باسوادی در جهان هستند و در کشور ما هنوز چیزی حدود ۱۰ در صد جمعیت بی سواد مطلق اند! گرجستان ممکن است در نظر ما یک کشور معمولی باشد که حداقل در خبرهای تکراری رسانه های ما خبری از آن نیست اما نرخ باسوادی در این کشور ۱۰۰ درصد است. تازه دو تا از کشورهای عربی همسایه ما، یعنی کویت و قطر نرخ باسوادی بالاتری از ما دارند. گو اینکه ما از ترکیه و آذربایجان هم در این حوزه عقب تریم.

پس ما هنوز خیلی کار داریم. به یک تساوی بدون گل در برابر نیجریه و شکست با اختلاف فقط یک گل از تیم پنجم دنیا نباید دلخوش باشیم. کما اینکه شادی های ما با یک شکست به نهایت رسید. هوشیار باشیم که این شادی های کوچک ما را به خواب نبرد. همان خوابی که حماسه ملبورن ما را با خود برد و بعد از آن همیشه چشم به دنبال حماسه های تازه و حماسه سازان تازه بودیم. بدون آنکه کمی بیاندیشیم که برای رهایی از این بی برنامگی و نوسان نتایج تیم ملی و عدم حضور مقتدرانه اش در جام جهانی و ملت های آسیا چه باید کرد.

 ۱۶ سال از بازی تاریخی ایران و استرالیا می گذرد. ۸ آذر برای ما یک روز تاریخی است. هر سال در همین شب ما بازی ایران و استرالیا را دوباره بازپخش می کنیم و مردم ما با شور و شوق دوباره آن را می بینند و به آن روزهای پرخاطره فکر می کنند. روزهای پر تب و تابی که شاید کمترین کسی امید به صعود ایران داشت و جدای از قدرت بیشتر استرالیا در برابر ما حواشی مختلفی نیز ما را آزار می داد. تا جایی که سیاست دوباره پای خود را به زمین سبز باز کرده بود و تری ونه بلز سرمربی حریف و همکارانش ایران را کشوری خطرناک خوانده بودند و حتی به بهانه قحطی در ایران با خود آب برای نوشیدن آورده بودند!آن بازی هم گذشت و ما نشان دادیم مرد روزهای سخت هستیم و اگر اراده کنیم بیش از توان مان برای شاد کردن دل مردم مان از جان مایه می گذاریم. همان چیزی که خیلی از ما دوست داریم با نام غیرت ایرانی از آن یاد کنیم.

پس از ۱۶ سال اما ما هنوز هم برای صعود مستقیم و بی دردسر به جام جهانی چشم به دنبال معجزه هستیم. معجزه ای که به چشم نیامد اما کیروش و گوچی؛ پسری از تبار همان غزال تیزپای خراسانی که به فوتبال کشورمان معرفی کرد بازیگران اصلی آن بودند. کمی کنکاش در تاریخ فوتبال کشورمان نشان می دهد که همیشه تلاش ما در دیدارهای حساس و بازی های بزرگ، تحسین برانگیز بوده است و برای حداقل چند روز، شادی را به خانه های ما باز آورده است. نمونه اش دیدار ما در برابر آمریکا در جام جهانی ۹۸ فرانسه بود که به بازی قرن مشهور شد و هنوز که هنوزست تنها برد ما در چهار دوره حضورمان در جام جهانی محسوب می شود. جف آگوس، مدافع تیم آمریکا در آن زمان گفته بود: “ما در ۹۰ دقیقه کاری را کردیم که سیاستمداران در ۲۰ سال انجام ندادند.” و به راستی چنین بود. ورزش با روح مدارای خود دوباره نشان داد که چگونه می تواند دل ها را به هم نزدیک کند بدون آنکه بخواهد پای هزاران اختلاف ریز و درشت دیگر را بین ما و دیگران به میان کشد.

با این حال فراموش نکنیم که ما هیچ وقت با اقتدار و البته با آرامش خیال به جام جهانی نرفته ایم. از آخرین قهرمانی ما در جام ملت های آسیا ۳۸ سال می گذرد. همانطور که ۳۸ سال است که فوتبال ایران در حسرت حضور در بازی‌های المپیک به سر می برد! از آخرین قهرمانی ما در جام باشگاه های آسیا هم ۲۲ سال می گذرد. تازه در برابر کره ای که هشتمین حضور خود را در جام جهانی تجربه می کند و در کارنامه اش چهارمی دنیا به چشم می خورد و یا طوفان زرد آسیا که در جام جهانی ۱۹۶۶ باعث حذف ایتالیا شد و به مرحله بعدی صعود کرد و در دیداری که با سه گل از پرتغال اوزه بیو پیش بود و با بدشانسی باخت و یا همین عربستان که توانست با گل به یاد ماندنی العویران در برابر بلژیک به پیروزی برسد و در جام جهانی ۱۹۹۴ به یک هشتم نهایی برسد ما شاید کار چندان بزرگی هم نکرده باشیم. همیشه بازی های کشورهای حوزه خلیج فارس را تحقیر می کنیم و در عین حال اما بدترین بازی های خودمان را معمولا در برابر همین ها انجام می دهیم. همیشه می ترسیم که پای بحرینی دوباره در میان باشد!

پس به نظر می رسد که سوای شادی های کوچکی که این روزها همه به آن نیاز داریم؛ اما باید کمی واقع بینانه تر و البته آگاهانه تر به نتایج فوتبال کشورمان نگاه کنیم. ما هیچ وقت ساختار مناسبی در ورزش کشورمان نداشته ایم(سوای کشتی و برخی ورزش های انفرادی و تا حدی والیبال که به روزهای خوب خودش رسیده است).

جا دارد که این روزها که تب و تاب فوتبال بیشتر مردم کشورمان را پای تلویزیون ها می کشاند به آینده فوتبال کشورمان بیش از خوشحالی های زودگذر و نتایج تقریبا خوب کنونی بیاندیشیم. در باد شادی های کوچک امروز نخوابیم که شاید رویای قهرمانی ما در آسیا و یا حتی صعود ما از مرحله گروهی در جام جهانی به این زودی ها تعبیر نشود. ما دیر زمانی قدرت بلامنازعه فوتسال آسیا بودیم اما این افتخار را هم چندی است چشم بادامی ها از ما گرفته اند. به ورزش در مدارس مان بها بدهیم. کمی از شعارزدگی خارج شویم. با برنامه باشیم. فکر نکنیم همیشه ما فقط غیرت مند هستیم و می توانیم با توسل به همین غیرت ایرانی بر مشکلات عدیده مان در روزهای سخت فائق آییم. باور کنیم که صعود کاستاریکا به جمع ۸ تیم برتر دنیا در حالی که همه به حذف زودهنگامش از گروه مرگ رای داده بودند هم جز با غیرت و حمیت میسر نبوده است.

شاید وقت آن رسیده است که در شعار «هنر نزد ایرانیان است و بس» یک تجدید نظر اساسی کنیم!

*کارشناس ارشد فلسفه تعلیم و تربیت


13 نظر

  1. سلمان گفت:

    0

    0

    تحلیل بسیار خوبی بود. واقعا همین طوره که نوشته اید. ما متاسفانه همیشه احساسی با این چیزها برخورد می کنیم و نتیجه اش هم می شود همین شادی های زودگذر

  2. احمدی گفت:

    0

    0

    دقیقا همینطور است. همیشه هم خودمان را بهترین تیم آسیا می دانیم در حالیکه نزدیک ۴۰ سال هست رنگ قهرمانی آسیا را هم ندیده ایم.

  3. ناشناس گفت:

    0

    0

    شبیه همین مقاله تو بی بی سی هم بود . حداقل می زندی برگرفته از سایت بی بی سی

  4. یک دوست/ وات لارستان کهن گفت:

    0

    0

    جالب بود. بابرنامه های دقیق از همه نظر شاهد فوتبالی پویا تا چهارسال آینده باشیم

  5. ناشناس گفت:

    0

    0

    الانم که با دو تا نتیجه خوب کل مشکلات فوتبالمون فراموش شده و داریم خواهش می کنیم کیروش رهامون نکنه تو این وانفسا

  6. ناشناس گفت:

    0

    0

    قبل جام جهانی به کروش می تاختیم حالا داریم قربون صذقه اش میریم. همیشه همینطور بودیم. بی برنامه و احساسی

  7. ناشناس گفت:

    0

    0

    اولا: خوشحالم از بوسنی باختیم چون مردم ما جنبه شادی کردن درست ندارن و اینو بعد از بازی آرژانتین نشون دادند.
    ثانیاً: اصلاً فکر میکنید چیزی به اسم غیرت تو این تیم وجود داشت؟ در جایی که بازیکنان خط حمله و میانی عرضه یک توپ نگهداشتن برای جند ثانیه هم نداشتند و دفاع کاری جز سپردن همه چیز به دروازه بان نداشت آره با غیرت ترین بازیکنامون کسانی بودند که روی هم اندازه یکسال هم ایران نبودند که اونام الان دستشون میاد چه بخور بخوریه تو فوتبال و دیگه از این گافا نمیدن!
    ثالثاً: ایرانی یعنی کار از روی احساسات و بدون منطق و برنامه. ایرانی یعنی فقط خودم کار گروهی نه. باید خودم مطرح بشم اسمم باشه ولاغیر و تو این آشفته بازار اگه کسی بخواد خلاف جهت خواست همه عمل کنه له شده رفته همون بهتر که تو ایران کار گروهی نکنی آخه دورت میزنن، نابودت میکنن خودت باش وگرنه سوارت میشن این قانون کشور ماست. خب فوقشم اگه تو عرصه ای برنامه ریزی بشه به محض عوض شدن دولت همسوشون همه میره به باد بسکه سیاست زده ایم! این لعنتی سیاست از دانشگاه تا بازار و مدرسه و مد و سلیقه و خصوصاً ورزش قهرمانی و هر چیز ما رو تو دستش گرفته و داره میره مام دنبالش.
    رابعاً: کسی نمیتونه بزرگی کار و برنامه ای که باعث پیروزی های تیم والیبال شده رو انکار کنه حیف که والیباله و نه فوتبال! بله شادیهای بی اهمیت و زودگذر رو بزرگ میکنن تا ما حواسمون پرت بشه و نبینیم چقدر تو همه چیز ضعیفیم.
    خامساً: آره قدر شهدا رو بدونیم شهدا رفتند تا غیرتمونو تو انواع مسابقات هزینه بر و شرطبندیها برا فوتبال نشون بدیم و رفتند تا با پول بیت المال خیلیا هر غلطی خواستن تو کشور بکنن. رفتند تا… شهدای ما از جنس مردم عادی ما بودند طرفدار قرمز و آبی اما رفتند تا بزرگی و استقلالمون حفظ بشه نه اینکه همه زندگیمونو اگه تو جنگ نباختیم الان تو عرصه فرهنگی ببازیم.
    سادساً: جالبه همیشه تو بازیای جام جهانی و المپیک چرا اسرائیل وحشی تر میشه؟
    سابعاً: جام ۹۸ ما غیرت میدیدیم ایرانی میدیدیم اما حساب و برنامه نبود؛ الان هیچی وجود نداره بهتر نیست به جای ۱۲ ملیارد دادن به مربی خارجیو دلخوش کردن به معجزه ای که او قرار است برای ما بکند، بشینیم فکر کنیم که چه باید کرد و اهداف کوتاه مدت و میان مدت و بلند مدت برا فوتبال طراحی کنیم؟
    ثامناً: حیف که از من تا بقیه هممون حرفیم و شعار
    پس سخن کوتاه باید والسلام

  8. فاطمه گفت:

    0

    0

    ما بعد از هر شکست شادی میکنیم چون شادی برایمان عقده شده است
    و بعد از هر پیروزی هم شادی میکنیم چون باز هم شادی برایمان عقده است.
    ای مسئولین کمی به خود بیایید و برای شادیهای عقده شده ی مردم شهرکاری بکنید کارستان.

  9. م.م گفت:

    0

    0

    عالي بود آقاي محمودي

  10. لاری گفت:

    0

    0

    درود بر آقای معلم

  11. نراقی گفت:

    0

    0

    بسیار جالب بود

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان