میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۱۵ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۴۷ ق.ظ سرویس:آفتاب, برگزیده ها 4 دیدگاه 372 بازدید

قصیده خواندنی «سیدمهدی عسکری» در مدح پیامبر اعظم

قصیده خواندنی «سیدمهدی عسکری» در مدح پیامبر اعظم

سیدمهدی عسکری، شاعر و هنرمند اهل بیرم لارستان به تازگی و به مناسبت میلاد باسعادت پیامبر اعظم(ص) قصیده ای سروده است که در ادامه می خوانید:

***

الف لام… حا دال میمِ مکرر

بیابان و بُستان و بازار و بندر

موافق، مقابل، مجاور، مقارن

مرصّع، مجلّل، مزیّن، معطّر!

بهاری که گُل کرد در پای پاییز

از اردیبهشتی که سر زد در آذر!

تو نامِ مُقدّم، تو حق مُسلّم

تو شعر مجسّم، تو وحی مصوّر!

به غیرت، مسیحا؛ به عترت، مُعلّا

به صحبت، مُقفّا؛ به صورت، منوّر!

به گفتار، صادق؛ به کردار، صالح

به پیکار، صفدر؛ به پیکر، صنوبر

تویی مرکزِ چشمهٔ هفت‌دریا

تویی شاهِ شاهانِ هفتاد کشور!

تو داعی و شاهد، سراجاً منیرا

تویی شهر دانش، همان که علی دَر!!

– علی شیرمردی که با دست خالی

به سَر تاخت تنها به میدانِ بستر!

کسی که به حق بود قرآن ناطق

جهان را خبر داد در فتح خیبر

علی، جانِ دفتر؛ محمد، مظّفر-

هم او خیلِ پرگار و تو خالِ محور

تو مهتاب و مهتاب با تو مصادف

تو خورشید و خورشید با تو برابر…

…نبود و نخواهد شد آن جز غباری

نبود و نخواهد شد این غیر از اخگر!

زِهی عطر گیسوت، باغ معلق

خوشا خاک پاهات، مُهرِ مطهّر

صدف، غارِ تاریخ و تو دُرِّ پنهان

به تار تننده، به تخم کبوتر!

خدا قطبها را به سویت ورق زد

تویی قبلهٔ نو؛ تو «بیتُ‌المُقدّر»!!

تو زلزالَهَاالارض در خاکِ خوابی

که هرجا پُر از زنده در گور، دختر

قلم شد دو دستِ بُتِ جاهلیت

به یُمن سه تا آیه شد برتر اَبتَر!

تو را بُرد معراج، ایثارِ کاثِر

تو را جاودان بود میراثِ کوثر

عرب بدعت آورد اما در اسلام

«ابازر»! هدر داد گنج ابوذر

زمان، روسیاه است در آب زمزم

زمین، بی‌بقیع است در صحن مرمر!

نبودی ببینی که بعد از تو قرآن

سرِ نیزه‌ها رفت در «شامِ احمر»!!

نبودی ببینی که بعد از تو کعبه

شده سنگرِ امَّتی خاک بر سر!!

برادرکُشی باز در حال تکثیر

و میمون نشسته‌ست بر تخت و منبر!!

ابوجهل‌ها باز ارباب مردم

بشر بازگشته به دوران بَربَر 

نه مِهری‌ست در دل، نه هُرمی‌ست بر لب

همه گوشها کر، همه چشمها تر

اَلا لعنتُ‌الله بر قوم ظالم!

اَلا لعنتُ‌الله بر آل کافَر!

مَعَ‌الوصف! صلّوا عَلَی نورِ اَبیَض!

جمیعاً سلامٌ عَلَی نارِ اَخضر!


4 نظر

  1. شاهد لاری گفت:

    0

    0

    بسیار عالی… احسنت

  2. احمد گفت:

    0

    0

    درود بر شما
    شعر سید مهدی عسکری واقعا عالیه و قدرت کلاسیک سرایی و دایره‌ی گسترده واژگانی و معانی ایشان را به خوبی نشان می دهد. ضمن اینکه زبان متناسب با فرم و قالب پیش میرود اما بوی کهنگی و زنگار نمی دهد و ذهن شاعران امروز در آن به وضوح پیداست.
    قلمتان نویسا شاعر جان

  3. نسیمی گفت:

    0

    0

    با سلام. قصیده ای باارزش است. ضمنا” بنده معنی ((شاعر و هنرمند)) را نفهمیدم. مگر شاعر و هنرمند از هم جدا هستند؟! عزیزجان! شاعر، هنرمندترین هنرمندان است. شعر سرور هنرهاست.

  4. ناشناس گفت:

    0

    0

    به به مه مه عجب شعري بازار و بندر ، مجلل مرصع به قاموس شبدر … به صحراي محشر..
    ببين چه ها كرده يار همه را خر يار كرده

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان