میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۱۶ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۲:۰۸ ب.ظ سرویس:مطلب شما یک دیدگاه 121 بازدید

قلبم برای پیوند، مغزم برای پوسیدن!

قلبم برای پیوند، مغزم برای پوسیدن!

فاطمه واحدپور: مرا به خاک برنگردانید! که نه گریه های بی قراری مادرم و التماس دفن شده پشت غرور و تعصب پدرم، دست هایم را برای امضا سست نکرد.

نه که میل به متلاشی شدن باشد نه!… بلکه اشتیاق به گریز از اسارت خاک است.

همه چیزم را بگیرید حلالتان اما… مغزم را بگذارید بپوسد! بگذارید بمیرد این خاطره های نکبت زده، این عقاید شلاق خورده…

مگذارید تنی دیگر متحمل شود این مرگ تدریجی را. همان بهتر که خوراک مورچگان شود… اگر زبان بسته ها را مسموم نکند!

قلبم اما در پس ناگواری ها، معصومیت خود را حفظ کرده است. به امید آنکه رسوا نشویم… قلبمان هم برای شما!

وقتی قلب کسی را پیوند می دهند، آدم های داخلش چه می شوند؟!

از این نویسنده بخوانید:

بر آستان جانان


1 نظر

  1. سامان مجیدی گفت:

    0

    0

    چه نگاه جالبی داشتید به این مسئله باید بگم نظرمون کاملا متفاوته ولی خیلی جالب بود از این زاویه بهش نگاه نکرده بودم از نظر ادبی ترکیبهای خوبی داشت این متن مثل اسارت خاک ،عقیده شلاق خورده و جمله آخر (وقتی قلب … )یک احساس عمیق و حساس و قوی دخترانه پشت این جمله بود نتیجه یک نگاه تا حدودی بکر کمی هم ناز کردنهای شیرین یک دختر برای پدر و مادر تاثیر گذار بود

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان