میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۲۳ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۹:۰۳ ق.ظ سرویس:برگزیده ها, یادداشت 25 دیدگاه 775 بازدید

قلم را قلم نکنیم!

قلم را قلم نکنیم!

پاسخ «ابراهیم مهرابی» به نوشته‌ی «حامد توانا» در باب عنوان زبان اچمی و لارستانی

آفتاب لارستان: همانطور که پیشتر خواندید، در پاسخ به یادداشت امیرحسین نوبهار با عنوان «بدون تعارف اچمی هستم»، حامد توانا، یادداشتی با عنوان «هویت‌یابی نومتعصبان با حمله به زبان لارستانی» نوشت.

در ادامه نیز جواب نوبهار(اینجا) و جواب مجدد توانا(اینجا) نیز منتشر شد. اکنون دکتر ابراهیم مهرابی، دکترای مبانی نظری اسلام (فلسفه و کلام) از سابقین انقلابیون منطقه و فعال سیاسی، اجتماعی و استاد بازنشسته دانشگاه، جوابی به نوشته‌ حامد توانا نوشته اند که در ادامه می‌خوانید.

***

دکتر ابراهیم مهرابی*: در چند روز اخیر، پدیده مبارکی در سایت ها رخنمایی کرد. ۱+۱+۳ جوان اوزی، بستکی، گراشی و لاری با احساس تکلیف، در باب یکی از مسایل اختلافی، قلم زدند.

من این پدیده را مبارک می دانم. چرا که خاطره تاریخی تلخی در یادمان مانده است؛ آن روز که برخی از پیشینیان، برای رفع مسایل اختلافی خود با تفنگ از رقیب پذیرایی کردند. در همین قرن بود که بزرگان یک شهر، فرشِ میزبانی خود را به خون ۷۲ تن از بزرگان گراش، ناجوانمردانه، رنگین کردند و نیز به طور وحشیانه در حق بزرگان یکی دیگر از شهرهای منطقه، اَعمال شنیعی را اِعمال کردند که قلم از بیانش، شرم دارد! هم از این روی است که حقیر جنگ قلم ها را مبارک می دانم.

بی شک منطقه وقتی به سمت قلم و بیان سیر کرد، خود، طلیعه هم_باوری و هم_راهی جمعی خواهدبود. در واقع اینک و برخلاف اسلاف، جوانان منطقه، شجاعانه، برای بیان آراء و تمایلات خود، به قلم پناه آورده اند و لذا متعصب یا نومتعصب نامیدن آنان، جفایی آشکار و احتمالا از سر کوتاهی ذهن و قصورِ ضمیر و و میل به تداوم رفتار اسلاف است. کسی با تعصبِ آشکار، نباید جوانان نوظهور و آینده دار را نو متعصب بخوانَد، مگر این که سودای رفیق سازی داشته تا در این نقیصه، دیگران را نیز چون خود متعصب بداند و از تنهایی وحشت زا، نجات یابد! مسلما این نوع تورمِ رگِ غیرت و  از کف دادن عنانِ قلم ، از جهاتی قابل قبول و درک است اما قابل تایید نیست! زیباتر می بود اگر نویسنده محترم نیم نگاهی به نجابت قلم داشتند و از تحقیر وتوبیخ نویسندگان ثلاث ، پرهیز و در نقد اصل مطالب، ترکیز و تاکید می فرمودند.

اما چند نکته در باب نوشته ی جناب آقای حامد توانای عزیز:

۱_ ایشان در فقرات ابتدایی مقاله خود، فرموده اند مطالب ۳جوان اوزی، بستکی و گراشی در باره زبان اچمی، مایه تعجب اهل دانش و فرهنگ شده است!

_می توان پرسید منظورشان کدام اهل دانش و فرهنگ است؟

بر خلاف ادعای این برادر خوب لاری من،  اتفاقا خیلی از اهالی دانش و فرهنگ از  اقدام  قلمی جوانان خوش آتیه منطقه، خوشحال و مسرور شده و به فال نیک گرفته اند. البته تعداد اندکی نیز از این مقالات، ناراحت شده اند. شاید جناب توانا فقط دایره تنگ اطراف خود را دیده و به مغالطه ( خود، همه پنداری) مبتلی شده اند؟! این نقیصه ی خود_ محور پنداری و خود_ حق پنداری از وساوس و دسیسه های مهلک ابلیس بوده که گاه، آدمی را به یک نوع خود شیفتگی و اِعجابِ از نفس دچار می کند.

۲_ یقینا جناب توانا می دانند و اگر نمی دانند از سازمان آمار کشور بپرسند تا متوجه شوند که در نظام کشورداری ایران حداقل تا سال ۱۳۶۵ عنوانی به نام لارستان برای لار بکار نمی رفته است. درمهر سال ۸۰ تلاشی صورت گرفت و واژه لارستان به جای لار انتخاب و قالب شد. * با این توصیف، عمر کلمه لارستان (برخلاف لار) به طور رسمی در نظام حکومتی،  بسیار کم است . وقتی اصل کلمه، نوزا است پس اتصاف یک گویش(زبان ) دیرینه به آن نیز به طریق اولی ، جدید و نوپا است. شاید واژه اچمی برای گویش(زبان) مردم منطقه، به مراتب قدیمی تر و توده پسندتر از لارستانی باشد.

۳_ اصولا گزینش واژه ها، پروسه است و نه پروژه! لذا در صورت جا افتادنِ (روا یا ناروای)  اصطلاح اچمی، تلاش برای انصرافِ مردم از این کاربرد، چندان قرین  توفیق نخواهد بود. (نمونه: اگر ده تا تابلو بزنند اینجا میدان فلان لار است، مردم عادی باز هم می گویند : میدان خروس!!)

۴_ اگر قبول کنیم که در عمق تاریخ، اصطلاح زبان لارستانی بر زبان(گویش) مردم منطقه اطلاق می شده (که چنین نبوده)، تغییر آن عنوان به اچمی، امری غیر مرسوم و غیرمعقول تلقی نمی شود.  نمونه بارز این تغییر تسمیه، اطلاق کلمه ایران ( اِئر+ان = ائر+وان= سرزمین نجبا) بر سرزمین ما است. این تغییر تسمیه نه برای تحقیر قومی بود و نه تفخیمِ  دیگری!  نیز انتخابِ پروسه ایِ واژه ی اچمی، نه موجب تحقیر لار است و نه تعظیم دیگر شهرستانها و استانها.

تاکید بر صحتِ  اطلاقِ واژه نوپای لارستانی بر زبان (گویش) منطقه، نه علمی است و نه تاریخی بلکه همچون واژه اچمی صرفا عاطفی و حاصل انتخاب بخشی ازتوده است. در این خصوص جناب دانا، خود به دفاع از مساله غیرعلمی و غیر تاریخی  همت گمارده در حالی که آن سه جوان عزیز رابه آن متهم کرده است!

۵_ شاید برخی به مرحوم دکتر احمد اقتداری گراشی( در عنوان کتابشان)  استناد کنند، اولا باید گفت بزرگان نیز ممکن است اشتباهات بزرگی مرتکب شوند، ثانیا دفاع آقای نوبهارِ لاری_ گراشی نیز می تواند مهم تلقی شود.( آقای نوبهار محصول مشترک لار وگراش هستند) ؛ استعمال ترکیبِ ( زبان لارستانی) از طرف دکتر اقتداری و تایید( زبان اچمیِ)  آقای نوبهار ، هریک در زمان خود می تواند قابل تایید ویا مناقشه باشد.

۶_ بی شک جایی به نام لر، بلوچ، عرب، ترک و … نداریم تا بگوییم زبان لری، بلوچی، عربی،ترکی و… ماخوذ ا ز

آن مکان است.

حال این که چرا باید بر انتصابِ زبان(گویش)  مردم منطقه به  لارستانی تاکید شود، قابل درک نیست.  امروزه حتی نمی گویند زبان کردستانی، زبان لرستانی و…. بلکه آن دو زبان را  به قوم خاصی منتصب می کنند ونه واحد جغرافیایی! آیا لارستانی، قومیت خاصی است؟!

۷_ جناب توانا و امثال ایشان، راجع به نظر دکتر وثوقی چه پیشنهادی دارند؟

دکتر وثوقی در تماس تلفنی حقیر به نقل از فرد مورد وثوق خودشان،  فرمودند که دست نخورده ترین زبان پارسی قدیم در محله ناساگ گراش باقی مانده است، اگر نام گذاری به حکمِ تاریخ و قدمت باشد، در این باره پیشنهاد علمی و تاریخی معینی برای نامگذاری زبان(گویش) منطقه افاضه نمی فرمایند؟!

پیشنهاد:

۱_ بزرگان علمی و آگاهان تاریخدان منطقه، به صورت پروژه ای،  به کنکاش و گزینش بهترین عنوان برای گویش(زبان) منطقه همت و به مردم پیشنهاد کنند تا در صورت پذیرشِ عام، به این بگومگوها خاتمه دهند.(که صعب الوصول است)؛ قدرتِ اصلاحات پذیرفته شده ی توده(مثلا اچمی) بر قدرت اصطلاحات پیشنهادی نخبگان( مثلا لارستانی) می چربد و غالبا بر آن غلبه دارد!

۲_ اجازه دهیم مردم منطقه، به صورت پروسه ای، خود هرچه را که دوست داشتند برگزینند و به کار ببرند.( که سهل الوصول است)

درپایان باید از هر۱+ ۱+۳ نفر مقاله نویسان بزرگوار تشکر کرد.
————

* بنده با سه نفر دیگر از لار و لامرد در سال ۶۵ جهت آموزش آمارگیری و آموزش دهی آمارگیران شهرستان  به شیراز اعزام شدیم، دقیقا در این دوره آموزشی واژه لارستان، برای نماینده سازمان، چالشی شده بود و ما را از بکار بردن آن منع می کرد. وقتی آقای دکتر شاکری( اکنون استاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد در رشته آمار پزشکی  است) نیز به لار اعزام شد، همیشه درگیر کاربرد این‌ واژه ی غیر مضبوط در آن زمان بود و لذا زیر بار اصرار دوستان ما از لار نمیرفتند. او ظاهرا قانونمدار بود و می گفت دقیقا همان واژه مضبوط در اسناد دولتی( لار) را بکار ببرید. لازم به ذکر است که ۶مهر ۱۳۸۰ تغییر نام لار به لارستان در هیئت دولت به تصویب رسید.

**دکترای مبانی نظری اسلام( فلسفه و کلام) از سابقین نیروهای انقلابی منطقه، فعال سیاسی، اجتماعی و  استاد بازنشسته دانشگاه


25 نظر

  1. دیده‌بان! گفت:

    3

    4

    جناب دکتر بحث ثبت قانونی نام لارستان یک مقوله است و بحث اطلاق نام لارستان و وجود این نام برمنطقه وسیع جنوب ایران از زمان های بسیار دور مقوله ای دیگر… خودتان را از تجاهل العارف بودن برهانید..
    کتب تاریخی قرون گذشته را بخوانید و از کاربرد عنوان لارستان و ایالت لارستان هم اطلاع پیدا فرمایید!!

  2. رسول احمدلو گفت:

    3

    2

    باسلام و احترام.از انجایی که تخصص این حقیر مطالعات لارستانی است بر حسب وظیفه نقدی بر مطلب جناب آقای دکتر مهرابی دارم.
    در منابع تاریخی صفویه تا قاجار واژه لارستان بکار رفته است. در اسناد ارشیوی دوره پهلوی اول و در مکاتبات مسئولین لارستان
    از حکومت لارستان و مضافات نام برده شده است.
    مطلب جناب آقای دکتر مهرابی که در نظام کشورداری ایران حداقل تا سال ۱۳۶۵ عنوانی به نام لارستان برای لار بکار نمی رفته است. درمهر سال ۸۰ تلاشی صورت گرفت و واژه لارستان به جای لار انتخاب و قالب شد. با این توصیف، عمر کلمه لارستان (برخلاف لار) به طور رسمی در نظام حکومتی، بسیار کم است از اساس اشتباست و به نظر می رسد ایشان در خصوص تاریخ لارستان هیچ آشناییت ندارند و متعصبانه و بدون آگاهی اقدام به نوشتن این مطلب نموده اند.

  3. ناشناس گفت:

    1

    2

    منطقه ما قرن ها از زمانی که نقشه های تاریخی منطقه خلیج فارس ترسیم شدند به نام منطقه لار در کنار شهر لار وبعضا لارستان نامیده شده است این که گفته شده است واژه لارستان واژه جدیدی است واقعا از سر جهالت ویا تعصب از سر بی سوادی ویا خود را به ناآگاهی زدن افرادی از یک خانواده ریشه دار وپر افتخار که چون با عمو زادگان خود اختلاف پیدا کرده اند از سر کوته نظری ریشه وهمه گذشته پر افتخار خود را تکذیب مینمایند.

  4. خلیل رویینا گفت:

    2

    1

    با احترام به همه ی عزیزانی که این چند روزه به یک بحث انحرافی پرداخته اند عرض می نمایم که این بحث تا قیامت هم ادامه داشته باشد هر کسی بنا به تعصب حرف خود را به کرسی خواهد نشاند و هیچ نتیجه ای جز بیرون زدن رگ گردن حاصل نخواهد شد .منطقه آنقدر کمبودهایی از همه دست دارد که این بحث انحرافی آب را به آسیاب انانی که می خواهند سر به تن منطقه ی نجیب لارستان نباشد خواهد ریخت . متاسفانه ما عادت داریم در هر مقوله ای خود را کارشناس معرفی نماییم .این مقوله فقط از عهده ی زبانشناسان متعهد نه متعصب بر می آید .بگذارید نام این زبان یا خرده زبان را از لابلای کتابهای محققین ، پژوهشگران زبانشناسی چند صد سال اخیر ایرانی و بین المللی در آوریم که گواه امر خواهد بود . حالا هر کسی بنا به عشق و تعصبش هر نامی بر این مقوله بگذارد بگذارد . پژوهشگران بی تعصب کار خود را کرده اند . .همه ی عزیزان در حوزه ی تحصیلات خود صاحب نظراند و قابل احترام .من چند بیت شعر می گویم و جز این حوزه در هیچ جایی بحث دیگری نخواهم کرد چون سوادش را ندارم . بحث بنده کلی بود و صرفا به یک شخص خاص اطلاق نمی شود

  5. ناشناس گفت:

    1

    0

    خواهشمند است که در پاسخ به ادعاهای برادر و همشهری عزیزمان (چون اینجانب همه مردم منطقه لارستان اعم از لاری ، گراشی، اوزی ، بستکی و.. را همشهری و بلکه فراتر از آن می دانم) نقشه های باستانی لارستان که قدمت برخی معادل قدیمی ترین نقشه های موجود از منطقه خلیج فارس می باشد و جهت سایت ارسال خواهم نمود منتشر نمایید. نمی دانم چرا بایستی میراث پر ارزش و پر افتخار تاریخی خود را که هزاران سال قدمت دار فدای اختلافات زود گذر نماییم .

  6. با انصاف گفت:

    1

    0

    همین دیشب بود که با یکی از لاری ها چت می کردیم و می گفت شما تاریخ نمی دانیم منم در جوابش گفتم که اگر قرار بر واکاوی تاریخ هست اتفاقات لار و منطقه باعث روسیاهی می شود .زمانی که ۴۰سال فتعلی جراشی بر لار و ایالتش حکومت کرد و نه تنها لار تجزیه نشد بلکه مرمت بازار قیصریه و ساخت کاروانسراها و اب انبار و حمام از کارهای او بود.ان زمان که مرکز حکومت لارستان بزرگ کلات گر اش بود.الان هم تعداد زیادی هستند بخاطر حکومت مبارک ایشان بالای کلات و کارهای بزرگ مرد بر کلات گراش ادا احترام می کنند و حتی به کرات عده ای جوانان لار تا نزدیکی گراش می آیند و تا تقریبا پلیس راه نسبت به کلات گراش ادا احترام می کنند و بر می گردند .کلات گر اش از ۱۰کیلومتری لار قابل دیدن هست جای که حدود ۴۰سال مرکز حکومت ایالت و بنادر بود ولی متاسفانه بعد از ایشان جرقه تفرقه را در صور دمیدند و بعد از برکنار کردن ایشان در پی اختلاف و تفرقه بودند و تنها پیشرفت خود را در اختلاف دیدند و چون مردم این دیار با این بزرگمرد خو گرفته بودند اصلا تصور نمی کردند عده ای با تفکرات پلید و ضد انسانی و تروریستی که پرچم سفید را بالا برده بودند و تفنگ ها را کنار گذاشته بودند از آنان با گلوله پذیرایی شود و دراینجا بود که مردانگی مرد و بدتر از آن اجساد این خوانین بخاطر ملحد خواندنشان خوراک سگ های ولگرد بود و حتی می گویند سگ های اون زمان چون گوشت انسان خورده بودند خونخوار شده بودند و مشکل برای مردم آنجا بود .بگذارید به گذشته بر نگردیم گذشته ای تاریک و تاسف بار و صد البته گراشی ها با حمله تلافی کردند و این وسط بخاطر خوانین احمق لار مردم لار ضرر دیدند و غارت لار بدست اوزی ها و فیشوری ها و گراشی ها صورت گرفت و ای کاش فقط غارت بود.ولی به هرحال این اتفاق چون مال کمتر از ۱۵۰سال قبل است همیشه در ذهن مردم هست .

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      با انصافشون که تو باشی وای بر احوال بی انصافشون شما که گناه لاری های صد و پنجاه سال پیش رو بر گردن هفتاد هزار نفر زن و کودک و پیر و جوان امروز لاری می اندازید شما که مردم لار را نه تنها مسلمان نمی دانید بلکه دوست و همزبان و هم وطن و همسایه ی خود هم نمی دانید چه توقعی از مردم لار دارید شما که از فجایعی که بر سر زن و مرد و کودک لاری در گذشته آمده خوشحال هستید چه توقعی از مردم دارید در حالیکه هرگز من ندیدم مردم لار در غم شما شادی کنند یا بخاطر کشتاری که در گذشته از شما شده و یا نشده شادی کنند این وسط شرمندگی مال شماست نه مردم لار متاسفانه بزرگان شما هم که دارن به این حرفها دامن میزنند ما هم توقعی بیشتر از شما نداریم از کوزه همان برون تراود که در اوست اما ما هم از شرمندگی شما بیرون خواهیم آمد و انصاف شما را جبران خواهیم کرد مطمئن باش

  7. با انصاف گفت:

    0

    0

    نکته ای که فراموش کردم این هست که اونی که تهران نشسته اصلا براش لار و …مهم نیست .اون زمان چون چند اسم مشابه در ایران به نام لار داریم از جمله لار زاهدان و منطقه مرزی لار میر جاوه و لار تهران بخاطر تشابه اسمی تغییر دادند تا اشتباه نشود .الان بعضی فکر می کنند بخاطر بزرگ بودنش هست و این اشتباه هست و بخاطر تشابه اسمی هست .به نظر می رسد بعد زلزله لار تعداد زیادی کوچ کردند و اون لار قدیم از بین رفت و حتی جهرم که زیر نظر لار بود به فسا الحاق شد .

  8. ناشناس گفت:

    1

    0

    موضوع دیگری که جای صحبت دارد این مطلب است که اصل در منطقه بر گفتگو و دوستی بوده است خصوصا از جانب بزرگان اهل سنت هر چند که فجایعی در برخی برهه های اخیر رخ داده، از کودکی بیاد دارم که اطرافیان (مردم لار) از رویداد های مربوط به قتل مرحوم فریدی با تاسف و نارضایتی یاد می کردند و این حرکت حاصل برخی سرخوردگی و علل وعواملی بوده که راه به ناکجا آباد برده است مردم لارستان اساسا اهل گفتگو و احترام اند و نه اهل برخورد ومهاجمه.

  9. 1

    0

    عجب ادم با انصافی همه اش مسایل قدیمی وتفرقه انداز بارک الله اقای با انصاف

  10. ناشناس گفت:

    2

    0

    تخم کینه وتفرقه را صفویه در منطقه لارستان کاشتند.

  11. 0

    0

    این بحث ها به جایی نمیرسد اگر صد سال هم ادامه یابد بازم هرکس حرف خودش را میزند وبرتی خودش دلایلی دارد لطفا مسول سایت به نحوی شایسته انرا ختم نماید این حرفها مطلبی را روشن نمی کند وبه تعصبات وکینه ورزی همه شهرهای مجاور دامن میزند

  12. معلم گفت:

    1

    1

    جالبه که چرا دکتر مهرابی از بحث زبان به بحث کشت و کشتار و اتفاقات ناخوشایند تاریخی منطقه رفته؟
    نکند ایشان می خواهند با پیش کشیدن چنین مباحثی، به طور غیر مستقیم بعضی مسائل را واکاو کند و کاه کهنه را بر باد دهد؟
    همین جنگ قلم ها هم ممکن است به سایر جنگ ها منتهی شود؛ پس لطفا بزرگان قوم دست از اختلاف و لجبازی و شاخ و شانه کشیدن بردارید و به بگذارید زمان ثابت کند خیلی چیزها را.

  13. درست شویم گفت:

    0

    2

    بیایید حقیقت را بیان کنیم .زمانی به خور می گفتند شهرک صنعتی خور ولی به مرور زمان به شهر خور تبدیل شد و فرماندار پذیرفت که نمیشه یکی را محدود کرد .زمانی ورودی روستای باین نوشته بودند خیابان آیت اللهی ولی الان با بلوار زیبا و قشنگ نوشتن روستای باین و این نشان می دهد باید با دور بری ها مدارا بود و نمیشه یه جمعیت را نابود کرد و الانم دیگه خود بزرگان لار به این نتیجه رسیدن که نباید کینه توزی کرد چون بالاخره کاری که باید بشود می شود .الان همان گراش اگر لار پیشرفت کند گر اش هم پیشرفت می کند و از هم تاثیر می پذیرند .به نظرم باید به فکر اقتصادی و کار برای جوانان بود نه باعث تفرقه شد .دیگر گذشت تاریخ قبل منطقه و خوب اشتباهاتی بوده و نباید تکرار کرد .به نظرم باید در مسیر آبادانی گام برداشت نه اختلاف بی مورد .باید قبول کرد زمانی زبان لاری بوده ولی الان بعد از تجزیه دیگه هرکس اسمی گذاشته و مهم هم نیست .

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      نباید هویتمان را به فراموشی بسپاریم نباید خود را کوچک بشماریم زمانی زیر نام لارستان دارای شکوه وعزت بودیم

    • دلسوز گفت:

      2

      0

      خخخخ کدام شکوه و عظمت
      الان شکوه عظمت جهرم دارد لامرد دارد و حتی گراش دارد دلخوشی زیاد به گذشته جالب نیست

  14. ع.ش گفت:

    3

    1

    آقای مهرابی این چیزی که به دولت قالب شد تصویب نام لارستان نبوده چراکه از قدیم الایام به همین نام بوده…چیزی که به دولت قالب شد همانا شهرستان شدن گراش بود که خداییش هر جوری محاسبه کنی لیاقت شهرستان شدن نداشت مگر از طرق غیر قانونی!

  15. لارستانی گفت:

    0

    0

    جناب مهرابی . قصد توهین به کسی ندارم و عقیده هر کسی چه درست چه غلط محترم است ولی آقای دکتر از شما بعید است که با چنین اطلاعات ضعیف مبادرت به چنین تحلیلی کنید درنقشه های داخل و خارج کشور در آن زمانهای دور که نقشه متخصصان امر با دست ترسیم می کردند جنوب ایران در تمام نقشه ها مزین به نام لارستان می باشد پس از انقلاب عده ای معلوم الحال سعی کردن نام لارستان را به لار تنزل دهند که مدتی خیلی معدود موفق به این کار شدن که با اعتراض مردمی در زمان نمایندگی آقای دکتر کشفی نام لارستان مجدد”اجایگزین وبه صورت قدیم خود باز گشت آنهایی که به دنبال نفرت انگیزی و تفرقه افکنی و تشویش اذهان عمومی هستند باید بر خورد قانونی شود‌ آزادی بیان است ولی آزادی برای آنهایی که به دنبال تفرقه و تشویش اذهان عمومی هستند که مجرم
    محسوب می شوند نیست

  16. گراشی گفت:

    2

    0

    چند روز دیگر شهرستان شدن اوز اعلام خواهد شد…اونوقت انصاف و مدارا با اطرافیان را از شما لاریها خواهیم دید…

  17. یک سوال گفت:

    0

    0

    جناب مهرابی این جمله شماست: در همین قرن بود که بزرگان یک شهر، فرشِ میزبانی خود را به خون ۷۲ تن از بزرگان گراش، ناجوانمردانه، رنگین کردند
    (من از عدد ۷۲ تن خیلی خوشم می آید)
    یک سوال از شما دارم
    آیا می توانی شما از ۷۲ تن کشته حداقل نام ۲۰ نفررا ذکر کنید؟

  18. لاریها. وزبان. فارسی گفت:

    2

    0

    در لار. ونخبگان. این شهر. وقت. تعصب. دارند که. نام. ایبن. زبان. لاری. باشد. وبس. وگرنه. اکثرا. با. بچه. های. خودشان. فارسی. صحبت. میکنند. وگویش. محلی. را بی کلاسی. می. دانند

  19. ناشناس گفت:

    1

    0

    ممنون ازجناب دکتر مهرابی که سخنی رابرزبان راند که قلم تاب آن را ندارد ودر سوگ مینشیند
    سالها بعدازجنگ جهانی دوم میگذرد وهنوز مردم چین از سردمداران ژاپن میخواهند بخاطر جنایاتشان از ملت چین معذرت خواهی کنند
    مامردم بزرگ گراش از سردمداران لار میخواهیم به جای پاره کردن صفحاتی ازتاریخ به وجدان خویش برگردند وبخاطر جنایات اجدادشان از مردم شریف گراش عذرخواهی کنند
    وازمردم شریف لار میخواهیم دست ازدنباله روی سردمداران خودخواه خویش بردارند وگرنه همانگونه که حق خود یعنی شهرستان شدن راازشما ستاندیم با اتحاد برای احداث استان پارس جنوبی ، لاررابرای همیشه به قعر زباله دان تاریخ میفر ستیم
    البته اگر عاقلانه وبه دور ازتعصب برخورد کنید وحق مناطق راادا کنید وازکارشکنی درامور دیگر شهرستانهاازجمله خنج وگراش واوز دست بردارید به نفع خودتان ودیگر مناطق باشکوه منطقه خواهد بود

    • اوزی گفت:

      0

      0

      لاری ها بخاطر واقعی معروف سیاسی لار، به اوزی ها هم بدهکار عذرخواهی اند!
      آن کشتار از یادمان نخواهد رفت.

  20. اوزی گفت:

    1

    0

    جناب مهرابی مقاله شان را بسیار وزین و محترمانه نوشته است. شایسته نیست که برخی با الفاظ اهانت بار به ایشان پاسخ داده اند.هرگاه منطق غایب باشد اهانت جایش را می گیرد.

  21. عابدي راد گفت:

    0

    0

    دوست ارجمند جناب مهرابي سلام و تحيات. همدلي از همزباني بهتر است. ☘️☘️☘️☘️☘️☘️ باور دارم جنابعالي از متدينين و معروف به تعهد هستيد و هر گز حاضر نخواهيد بود بارگناهي را كه با منشا عدم اطلاع كافي است و مسئوليتي نا خواسته وبال خود سازيد. مسير حقيقت را به چالش بكشيد و با ظن و گمان مسئوليتي شرعي را به دوش كشيد. جناب مهرابي موضوعي كه بدان اشاره كرده ايد , مربوط به سه نسل قبل است و مرور ايام , گرد و غبار سنگيني بر ان پوشانيده. و به همان سادگي و رواني كه شما گروهي و يا شهري را تكفير و گروه و يا شهري را تقديس كنيد نيست، شما در برابر تاريخ و وجدان و معتقدات ديني مسئوليت سنگيني خواهيد داشت. ميدانيد در مشروطيت ، همانند انچه در همه انقلابات رخ مينمايد. بدنه جامعه به دو دسته ي موافق و مخالف تقسيم شدند و در اين بين چه بسا افراد خوشنام و صاحب فكر و انديشه و ارمانخواه در جبهه ازاديخواهان سعي وافر نمودند از استبداد قاجاريه كشور را برهانند . در لارستان انچه را در اسناد ميتوان غور و مداقه كرد ، عناصر فكري و مذهبي وسياسي متعدد از تمامي بلاد لارستان از جمله ي ازاديخواهان و طرفدار مشروطيت بوده اند كه در اين بين ميتوان از مصباح ديوان اوزي از اهالي اوز ..حاج ملا علينقي رحماني جويمي جد جناب صادق رحماني. از جويم ..و رئيس عليمراد بنارويي از بنارو ..شيخ زكرياي دارابي از داراب ..غلامحسين خان وراوي از وراوي ..سيد حاجي بابا بيرمي از بيرم و دهها نيروي سياسي فكري كه هر يك نقش عظيمي در جبهه ازاديخواهان و مشروطه طلبان داشته اند ياد كرد. در جبهه دولتيها هم خوانين حاكم بر لار و تفنگچيان تحت امر و بخشي از اهالي منطقه همراهي ميكرده اند . بديهي است در مواجهه و درگيري ، تلفات به هر دو طرف وارد مي ايد. اينكه مسئوليت كشته شدن گروه دولتيها بر عهده يك شهر قرار گيرد و شهري تكفير شود اصلا صحيح نيست . مگر شما عادلانه به قضاوت بنشينيد و دهها شهيد مشروطيت از لار و جويم و بنارو و گراش و اوز و ساير مناطق را در كفه ترازوي منصفانه قضاوت قرار دهيد خواهيد فهميد. در جنگ بين مشروطه طلبان و دولتيها، امار كشته هاي مشروطه طلبان و ازاديخواهان دهها برابر بيشتر از تلفات قواي دولتي بوده و سه بار غارت شهر لار را نيز بر ان بيفزاييد. به نظر ميرسد واكاوي جريانات سه نسل قبل بايستي توسط افراد خبره و با رجوع به اسناد و وارسي منصفانه در ظرف زماني ان دوره صورت پذيرد. گر چه بحث از نام زبان شروع شد كه انهم انصاف بر اين است كه به اساتيد زبان شناس و ادبيات رجوع كرد امثال اقايان دكتر نوروزي و دكتر اورنگ و سايرين كه متخصص اين رشته هستند. اما وظيفه ما در اين مقطع همدلي و همسويي و اتحاد و برادري است.. در جهاني كه كشورهاي بزرگ با مليتهاي مختلف و بعضا متضاد و متخاصم طرح وحدت و همدلي رقم مي زنند . ما وظيفه داريم با پرهيز از به پيش كشيدن جرياناتي كه يكصد سال و بيشتر , از ان سپري شده ،شرايط را براي همدلي و برادري اهالي دو شهر و سراسر منطقه را فراهم اوريم و گناه ايجاد اختلاف و دويت را براي خود سنگين نسازيم. …………………………. اي بسا هندو و ترك همزبان. اي بسا دو ترك چون بيگانگان. پس زبان محرمي خود ديگرست. همدلي از هم زباني بهتر است. مولوي

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان