میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۳۱ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۴۶ ق.ظ سرویس:اجتماعی, برگزیده ها بدون دیدگاه 445 بازدید

قول حمایت «گراشی از دوبی» از تاسیس تشکلات «مردم نهاد»

یازدهمین بخش از یادداشت‌های «گراشی از دبی»

قول حمایت «گراشی از دوبی» از تاسیس تشکلات «مردم نهاد»

آفتاب لارستان: دو نوشتار قبل «گراشی از دوبی» یعنی نوشتار نهم (اینجا) و دهم(اینجا) را اگر خوانده باشید متضمن موضوعات مهم «تحلیل رفتار سرمایه داران و جوانان جویای کار» و «بررسی نقش ساکنان کشورهای حاشیه خلیج فارس بر اقتصاد و فرهنگ منطقه ما» بود.

این نویسنده و تحلیلگر در ادامه این دو بخش و در یازدهمین قسمت از سلسله نوشتارهای خود ضمن جمع بندی موضوعات اخیر پیشنهاد جالب تقبل هزینه و پذیرش نقش اسپانسر برای طرح هایی که خود آنها را تعریف و راهبری کرده همچنین تاسیس تشکلات مردم نهاد را می دهد. بخوانید:

***

بحث من در اینجا مطرح کردند و ریشه یابی این ناهنجاریها رفتاری افراد در چگونه کارکردن آنها نیست بلکه خواستم اشاره ای داشته باشم به این که اغلب سرمایه داران و خیرین منطقه به اولویت دادن سرمایه گذاری و کار آفرینی در زادگاه خود آگاهند و تمایل و علاقه دارند که دست و بال عده ای از آشنایان و همشهریان خود را به کاری بند کنند ولی وقتی با نگرشهای فکری و نا هنجاری های رفتار کاری نوظهور مثل فزون خواهی، جویده خوری، تنبلی و کم کاری، کاهلی و بدست آوردن پول و ثروت در اسرع وقت ممکن به هر راه و هر رفتار از مردمان جویای کار منطقه مشاهده می کنند از خیر این اولویت می گذرند و همت خود را صرف کارهای خیر که در اولویتهای بعدی خودشان است می کنند.

تا آنجا که من تحقیق و مطالعه دارم نگرش فکری و هنجارهای سنتی و اجدادی اغلب مردمان منطقه همواره مبتنی بر قناعت، پرکاری، صبوری، راستی و امانت داری بوده است. حال چه اتفاقی افتاده که با تغییرات ناصواب روبرو گشته ایم و داریم ضرر می کنیم جای بحث و سخن دارد.

درست است که ما امروزه متوجه شده ایم که همه افراد در هر جایی و هر مقامی از فساد صحبت می کنند که به معنای آن است که فساد در کشور از قباحت افتاده است و همچنین می دانیم که بدلیل ساختار ویژه حکومتی و دولتی در ایران عامه مردم ایران و تولید کنندگان بهره ای از توزیع منابع کشوری نبرده اند و نمی برند و بیشتر سواره های غیرمولد سخنور یعنی کسانی که رانتی هستند و یا برخوردار از چایگاه و منزلت سنخی و خانوادگی خود هستند از ثروت و درآمد کشور مستفید بوده اند و خواهد بود؛ ولی نمی دانم منطقه ما که تاریخاَ و سنتاَ چندان وابسته به درآمد و منابع کشور نبوده و نیست چرا باید متآثر از الگوهای بد کشوری شویم و حسنات داشته خود را از دست بدهیم که پایه اعتماد همکاری محلی از بین برود.

نوشته های من در ارتباط با سرمایه گذاری و کار آفرینی در این جا به پایان می رسد ولی دوست دارم نکته ای که در نوشته هایم بدان اشاره ای نداشته و از قلم افتاده است را به اختصار اشاره کنم:

درست است که خیّرین و فعالان اقتصادی ساکن و شاغل منطقه در کشورهای جنوبی خلیج فارس  در آبادانی و توسعه شهرها و روستاهای اجدادی خود بخصوص در بخش بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و ساخت دانشگاه ها و امکان فرهنگی و ورزشی نقش محوری دارند ولی نباید خواست و کوشش مسئولین دولتی در همکاری و به نتیجه رسانیدن مجموعه کارهای انجام شده را ناچیز و نادیده انگاشت بخصوص اداره و مدیریت اجرایی و روزانه مجموعه ادارات و تشکیلات دولتی. این عزیزان مسئول و خدمتگزار که به واسطه و یا توان خود کارمند دولت و حکومت شده اند تا آنجا که توان داشته باشند کوشش می کنند و در وسع و حیطه تشکیلات اداره خود در حد اجازه و محدوده  سازمانی خود کار کرده و خواهند کرد. آنها در جایگاه خود مامورند و معذور ولی این دولتیان همانند هر انسان دیگر دوست دارند بیشتر معروف شوند و یادگاری خوبی از خود بجاه بگذارند. لذا وظیفه ما اهالی منطقه حسن نیت داشتن و همکاری با آنهاست و فرهیختگان و «سمن»های تخصصی هر شهر نیز می تواند نقش مشاور و کمک کننده آنها باشند برای عمران و آبادی بیشتر شهر خود. این عزیزان که در اصل کارمند دولت هستند و بایستی انتظارات ما در حد جایگاه آنها باشد و نه بیشتر و آنها هم اگر دوست دارند خدمتگزار مردم باشند و حقوق ناچیزی که می گیرند برایشان حلال باشد خود را در جایگاه خان و سلطان تصور نکنند و در عمران و آبادی محل خدمت خود بیشتر کوشا باشند.

صوفی ابن وقت باشد ای رفیق (حضرت مولانا)

جمع بندی و نتیجه گیری نوشته هایم در ارتباط با سرمایه گذاری و کار آفرینی در منطقه را بصورت واضح و روشن در آخرین نوشتار پیشین نوشته بودم و برای یادآوری و راحتی خوانندگان آنرا بصورت کوتاه نویسی در اول این نوشتار دوباره آورده ام که تأکیدی بر جمع بندیم باشد.

این نتیجه گیری مشتق از برایند دو مولفه بوده است در یک محاسبه بر باور دیدگاه ابن وقتی (یعنی مبنی بر امکانات، اطلاعات و واقعیتهای اقتصادی، مالی و سیاسی امروز و پیش بینی های کوتاه مدت مالی و سیاسی  منطقه و کشور)؛

اولین مولفه: چشم انداز افق سرمایه گذاری و کار آفرینی توسط دولت، حکومت و یا شرکتهای خصولتی (شرکتهای اقتصادی کلان و بزرگی که از امکانات و رانتهای حکومتی و دولتی استفاده می کنند ولی خود را جزیی از بخش خصوصی می دانند) درشهرستانهای لارستان، خنج، گراش، بستک و لنگه حدالاقل تا یک آینده نا روشن ده ساله.

دومین مولفه: دیدگاه، نگرش، خواست و علاقمندی  صاحبان سرمایه و فعالین اقتصادی منطقه در کشورهای جنوبی خلیج فارس برای سرمایه گذاری و کار آفرینی در شهر و روستای اجدادی خود در این مقطع زمانی. اطلاعات و بحثهای مختلف  مربوط به مولفه دوم در مجموعه نوشته ها پیشین به گونه شرح و بسط موضوعهای قطعا مطالعه کرده و بیاد دارید و تتمه ی آن شرح و بسطهای که فکر می کنم ضرورت مطرح کردن آن بوده در این نوشتار خوانده اید و باور دارم خوانندگان نیز کم و بیش با من هم نظر هستند و نتیجه گیری مرا بخوبی درک کرده و نیاز به توضیح و استدلال بیشتری نیست؛ ولی مولفه اول که جای بحث و گفتگوی فراوان دارد در نوشته های پیشینم به آن اشاره ای نداشته ام. نتیجه گیری و جمع بندیم مبنی بر این مولفه بیشتر برپایه شناخت و برداشت شخصی خود از چگونگی مشکلات ساختاری و وضعیت شبه بحرانی و گره خورده امروز اقتصاد و کسب و کار در کشور می باشد و چون مجموعه گره خوردگی این بحران اقتصادی که بخش کار آفرینی و سرمایه گذاری آن که در این فراخوان مورد نظر و بحث ما بوده به تصمیمات سیاسی وابسته است با توجه به مناظره های کاندیداهای ریاست جمهوری در انتخابات اخیر من بحث روشن و کار گشایی ندیدم و برداشت من این است که با توجه به درآمد مشخص و روشن کشور از استخراج و فروش نفت و مشتقات آن حتی اگر هم همین دولت اعتدالی در کشور سرکار باشد تا ده سال آینده سرمایه و پولی مازادی نخواهد بود که بشود و یا بتوانند در منطقه ما سرمایه گذاری و کار آفرینی قابل توجه ای انجام دهند و حتی فکر نمی کنم که پروژه ای در خور و قابلی در عمران و آبادی هم نصیبمان بشود.

روال کار و گردش بودجه های شهرستانهای منطقه نیز همانند این چند سال اخیر خواهد بود بدون اینکه در دیدگاه و نگرش مسئولین دولتی و حکومتی نسبت به این منطقه تغییر چندانی روی دهد.

حال با توجه به این دو مولفه من سرمایه گذاری و کار آفرینی کلان و قابلی را در آینده نزدیک ده ساله مشاهده نمی کنم و در این وانفسای بی کسی راه حلی هم نداریم جز پیشنهاد همکاری مشترک همانگونه که در اول این نوشتار آمده است. حال این همکاری های مشترک در چه موضوعها و چه زمینه ها باشد که هم حس همکاری و هم یاری مان تقویت کند و هم موجب سرمایه گذاری و کار آفرینی در منطقه شود سئوالی است که بایستی فرهیختگان و کنشگران فرهنگی و اجتماعی که در (NGO) های مختلف فعال هستند با کمک فکری شوراها و مسئولین حکومتی و دولتی در منطقه پاسخگو باشند. البته من چند پروژ عملی و ضروری مشترک در دست مطالعه و بررسی دارم که در صورت امکان با انجمنها و یا (NGO)های فعال آن رشته در میان خواهم گذاشت.

نیست فردا گفتن از شرط طریق (حضرت مولانا)

در نوشتار پیشین نوشته بودم که بهترین روش همکاری و هم اندیشی استفاده و بهره گیری از نیروهای تحصیل کرده و علاقمند به کار و کوشش و جستجو است و… و در انجمن ها و تشکلهای مردم نهاد (NGO) مانند فعالیت می کنند و یا دوست دارند بصورت تشکلهای هم فکر هم و هم سنخ دور هم جمع شوند …. و الا آخر. همچنین اضافه نموده بودم که هر تشکل می تواند به همکاری اسپانسر مالی علاقمند به موضوع فعالیت آن تشکل امیدوار باشد و برای پیدا کردن ساپورت مالی و همکاری با خیّرین علاقمند بکوشد …. الا آخر

بقول حضرت مولانا فردا گفتن شرط همراهی و طی طریق نسیت لذا چون خود به فعالیتهای جوانان و اعضای تشکلهای و (NGO) ها موضوع و هدف محور اعتقاد دارم و دوست دارم که هر چه زودتر، بهتر و فعالتر کار خود را در منطقه شروع کنند خود را ملزم می دانم که بعنوان یک اسپانسر مالی از همین امروز با آنها همکاریم را شروع کنم و به اعضا و فعالین آنها بگویم که فردا گفتن شرط همراهی طریق با آنها نیست.

خاضعانه و فروتنانه اعلان می دارم من نویسنده این سطور و نوشتارهای پیشین در ارتباط با فراخوان یک گراشی از دبی برای سرمایه گذاری و کار آفرینی در منطقه؛ همانگونه که در اولین نوشته ام آمده است از درآمد و سرمایه در قد و قواره متوسط قشر اکثریت شاغلین منطقه در کشورهای جنوبی خلیج فارس هستم که توصیف و شرح احوال آنها در این نوشتار آورده ام. دوست دارم به اطلاع خوانندگان و علاقمندان برسانم که مایل هستم اسپانسر مالی سه تشکل فعال را به عهده داشته باشم و برای پیدا کردن اسپانسرهای مالی بیشتر از بین فعالین اقصادی همزبان در خلیج  برای این سه تشکل و یا تشکلهای دیگر با آنها همکاری داشته باشم.

از این سه تشکل دوتای آن در ارتباط با تحصیلات و تجربه کاری، صنعتی و دانشگاهیم می باشد که هر دوی آنها از ضروریات و نیازهای فوری منطقه بوده و توان تبدیل شدن  به پروژه های صنعتی و تجاری در آنها بالاست و سومی از آن اطلاع چندانی ندارم فقط صرفه علاقه و عشق به فرهنگ، زبان و تاریخ خودمان می باشد و می توان گفت به نوعی اکسیر وحدت و همدلی همه ی مردمان منطقه در آن خواهد بود. سه (NGO) های مورد توجه و نظرعبارتند از:

۱) گروه، تشکل و یا هر انجمن مردم نهاد و تخصصی که موضوع کار و فعالیتهای آن مربوط باشد به آب و یا برق و یا هر دو با هم برای تضمین و تامین اصولی و پایدار هر دو عامل آب و برق درکل منطقه کهن پارسیان برای بوجود آوردن یک آینده روشن و طولانی مدت مطمئن این دو عامل اساسی

۲) گروه، تشکل و یا هر انجمن مردم نهاد و تخصصی که موضوع کار و فعالیتهای آن مربوط باشد به علم و دانش، فناوری و تحقیقات مثل تلاش برای تاسیس شرکت های دانش بنیاد، کارهای علمی و تحقیقاتی نخبگان و دانش آموزان و یا بنیادهای علمی و فناوری دانش آموزی و دانشجویی در منطقه باشد.

۳) گروه، تشکل و یا هر انجمن مردم نهاد که موضوع کار و فعالیت آن مربوط باشد به زبان و فرهنگ و تاریخ منطقه و تلاششان باشد برای اعتلا و غنی سازی اشتراکات فرهنگی و زبانی مان در راستای هویت سازی فرهنگی و زبانی بر مبنای تحقیقات علمی و تاریخی و یکسان سازی نوشتاری وگفتاری زبانمان بر مبنای یک اصول درست علمی زبان شناسی و مردم شناسی مثل بنیاد نیا پارسیک در گراش.

برای همکاری و همیاری با این سه نوع تشکل شرط و شروطی خاص نیست ولی مایلم تاکید کنم که علاقمندان و یا انجمنهای موجود در این سه موضوع در هر شهر و یا روستایی که باشند بایستی موضوع کار و فعالیتشان برای کل منطقه باشد و بسمت و سوی یگانگی و وحدت حرکت کنند.

هر شهر و روستا می تواند انجمن خود داشته باشد ولی کمک مالی و همکاری پیشنهادی زمانی عملی خواهد شد که در مجموع بصورت یک تشکل همکار و همیار متحد شده باشند و موضوع کار و فعالیتشان بر کل منطقه استوار باشد.

من سعی می کنم آنچه از چگونگی فعالیتهای یک NGO تخصصی برای کار و فعالیت مشترک درمنطقه می دانم در نوشتار آینده برای هر سه تشکل فوق الذکر بنویسم تا آن زمان فعالین و علاقمندان به این سه نوع انجمنهای تخصصی اگر مایل باشند می توانند نظرات و ایده های ارشادی خود و یا هر آنچه انتطار از فعالیت و کار انجمن خود دارند با ایمیل با نویسنده در تماس باشند.

«به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی»


ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان