میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در9 فوریه 2015 ساعت 1:15 ب.ظ سرویس:مطلب شما 9 دیدگاه 1,199 بازدید

كدام سمت ديوار، ديوانه خانه است؟

در ادامه کشف بیماریهای عجیب و غریب

كدام سمت ديوار، ديوانه خانه است؟

حامدپور: بعضی بیماریا هستن که مردم نه تنها از داشتنشون خجالت نمی کشن، بلکه ممکنه هی پزشو هم بدن؛ سردرد، دل درد، کمردرد، کلیه درد، آب مروارید، خار پاشنه، واریس، دیسک، آرتروز و غیره از این دسته بیماریاس.
بعضی بیماریای دیگه هستن که ملت روشون نمی شه بگن چشونه. یعنی من که ندیدم یکی تو یه مجلس بشینه بلند بلند بگه: «خانوما، آقایون ببخشین من چون اسهال دارم، باید زودتر مجلس رو ترک کنم!» البته بیماری های این جوری کم نیستند. یبوست، شقاق، بواسیر، پروستات، حبس ادرار، شب ادراری و غیره و خیلی بیماری های دیگه که نمی شه اسم برد. مثلا اگه از این جور آدما بپرسی «چته که داری به خودت می پیچی؟»، یا اسم یه بیماری دیگه رو می یارن، یا یواشکی سرشونو می کنن تو گوشت و اسم بیماری رو با خجالت بهت می گن.
دسته ی سوم بیماریایی هستن که آدما اصلا وجودشون رو انکار می کنن، البته نه به خاطر این که اسم ضایعی دارن، بلکه به این خاطر که اصلا نمی دونن اون بیماری رو دارن. یعنی آدما حاضرن بگن هزار درد جسمی دارن، ولی حاضر نیستن یه کلمه بگن روانی هستن. شیزوفرنی، مازوخیسم، سادیسم، عقده های سرکوب شده و غیره از این جمله بیماریاس.
اصلا شما بگین، دیوونه خونه کجاس؟! اون جایی که بیمارای بنده خدا رو می اندازن رو یه تخت و هی بهشون داروهای آرام بخش می دن یا اون جایی که داری رانندگی می کنی، یهو با یه تغییر مسیر می پیچن جلوت و تازه چپ چپ هم بهت نگاه می کنن؟!

جایی که در و دیوار اتاق رو تیره می کنن و به پنجره حفاظ می زنن که بیمار در نره یا اون جایی که دم در خونه ات پارک می کنن اگه اعتراض کنی پاچه تو می گیرن؟ اون جایی که آدما با خودشون حرف می زنن و نمی تونن با دنیای بیرون ارتباط برقرار کنن یا اون جایی که داری تو لاین خودت رانندگی می کنی، یه طرفه می یان تو دلت، دو قرت و نیمشون هم باقیه تو باید دنده عقب بری؟
این ور دیوارهای دیوونه خونه، همه دیوونه ترن!


9 نظر

  1. مونا گفت:

    0

    0

    میگن در زمان طاغوت ‍[…] مصوب می کنه که برخی از افراد که تمکن مالی دارن و البته نیاز دارن واسه کاراشون از هلیکوپتر یا هواپیمای اختصاصی برخوردار باشند می تونن هواپیما یا هلیکوپتر رو تحت شرایطی بخرند و واسه انجام کاراشون ازش استفاده کنن.به هر حال میزنه و یه روز یه بنده خدایی با هلیکوپتر وسط میدان شهیاد(آزادی فعلی) فرود میاد و با زن و بچه هاش پیاده میشن و هلیکوپتر هم دوباره بلند میشه و میره.مردم هم هاج و واج از این اتفاق.پلیس میاد ببینه قضیه چیه و یارو مدارکش رو در میاره میگه هلیکوپتر ماله خودمه و این هم مجوز و از این حرفا.بعدش تازه معلوم میشه منظور از مجوز استفاده از هلیکوپتر و هواپیما نه برای خرید رفتن و گردش در شهر واسه کارای شخصی بلکه واسه کسایی که مثلا” کارخونه ای خارج از شهر اون هم با فاصله زیاد از شهر و یا پروژه ای در مناطق بیابانی و کوهستانی دارن که باید مرتب به اونا سرکشی بشه و برای اینکه مدیر یا صاحب اینها وقتش کمتر در اتومبیل تلف بشه بوده.یعنی اینکه هنوز فرهنگ استفاده از برخی وسایل ایجاد نشده.در مورد استفاده از اتومبیل هم همینه دیگه.با اینکه سابقه استفاده از اتومبیل تقریبا” با خیلی از کشورهای پیشرفته یکی است اما فرهنگ رانندگی ما کجا و اونا کجا.

  2. عبدالرضا گفت:

    0

    0

    آفتاب داری خودتو زیر سوال می بری این چه یادداشتی بود دیگه مسخره بازی شده سایت دست بعضی ها ………

  3. شهین گفت:

    0

    0

    من در دنیایی زندگی می کنم که دیوانگی مُد شده است و عقل، تاریخ گذشته!

    مرا ببخشید اگر «توجیحی» برای کارهای عقلانی ام ندارم!

    پ.ن. می دونم «توجیه» درسته. عمدن نوشتم «توجیح» چون برای این کار یه دلیل عقلانی دارم

  4. بازرس گفت:

    0

    0

    آره حق با شماس، مدارک من هم نشون میده این ور دیوار زیاد موارد مشکوک و تابلو وجود داره!

  5. مجید ب گفت:

    0

    0

    مطلب بی کیفیتی بود . با عبدالرضا موافقم .

  6. سکینه گفت:

    0

    0

    واقعا درست وبجا نوشته شده ، به قول دوستی درایران ۷۰ میلیون دیوانه با مسالمت کنار هم زندگی می کنیم و …. آفرین موشکافی وقلم نویسنده

  7. محسن گفت:

    0

    0

    میگرن کلاسیک اسمش روشه، می گیره اونم به شیوه ی کلاسیک. بیماری قرن بیستم و زندگی ماشینیه که همه ی نویسنده ها بهش مبتلان. ما هم ایضا. ایضا مال نویسندگی نبود، مال این بود که بگیم ما هم میگرن داریم. اما مریضیای دیگه هم هس که بعضا مال شغلای خاصه، مثلا رفتگرا و آرایشگرا و دربون ها و دندونپزشکا واریس دارن. یا املاکیا و بنگاه اتومبیلی ها و آژانسیا بواسیر. بدم نیس. خنده م نداره. دانشجوام که اکثرن یا سنگ کلیه دارن یا گاستریت. چلوکبابیا و کله پاچه ایا هم نقرس دارن و بازاریام یا به فشار خون مبتلان یا دیابت.

    چیطو مریضیای جسمی خنده نداره که هیچ، اتفاقا دلسوزی و همدلی هم داره؟ خب بیماریای روانی دیگه بدتر. از جمله بیماریای روانی، بی شعوریه که البته چند نوع داره. بی شعوری خفیف، مزمن و حاد. حالا بخوایم بگیم این بیماری مال کدوم شغله، باید بگیم شاید یکی ازمعدود بیماری هایه که به شغل ربطی نداره. اگه هم بخوایم بگیم چه جورآدمایی بهش مبتلان، شرمنده، بگیم سه سوت ازمون دلخور می شن و شاکی. اما تشخیصش کار سختی ن

  8. محسن گفت:

    0

    0

    مسخره
    آفتاب جان؛ از سطح یک وبلاگ هم پائین تر میبینمت

    • تیزبین گفت:

      0

      0

      این همه وبلاگ و سایت، چرا نمی ری بخونی؟ من به شخصه نظرم اینه که این آفتاب واقعا آفتاب هست و یکی از آزادترین سایت های کشور. بعدش هم اگه از نظر متن ها مشکلی داریم، باید بدونی که ما یک شهرستان هستیم. نباید این سایت رو با سایت های معروف و پر حامی مقایسه کنیم. خود شما چرا مطلب نمیدی یا چهار تا پیشنهاد سازنده برای بهتر شدن کار؟ واقعیت اینه که ما بیش از این توان نویسندگی در شهرستان نداریم. البته منظورم نویسنده ی این متن نیست و کلی عرض کردم.

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان