نظرتان در مورد طراحی این سایت چیست؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۲۷ اسفند ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۱۴ ق.ظ سرویس:مطلب شما 71 دیدگاه 9,083 بازدید

«مانی» پیامبر ایرانی را بشناسيم

۲۷ اسفند روز شهادت «ماني» پيامبر ايراني است

«مانی» پیامبر ایرانی را بشناسيم

zohrevandاسد زهره وند: رسلا قد قصصنا علیک من قبل و رسلالم نقصصهم علیک…(ای پیامبر) پیش از این داستان زندگی برخی از پیامبران را برایت بازگو کردیم و زندگی برخی دیگر را برایت نگفتیم]سوره ی نسا،آیه ی۱۶۴[

فرمانروایی ساسانی به وسیله موبدان زرتشتی برپا شده بود و ایشان می خواستند که دولتی آنگونه که خود می پسندیدند برپا کنند.

برخلاف قرنها رواداری و آزادی دینی در ایران روزگارِ هخامنشیان و اشکانیان، به زودی مردم دیدند که روحانیان زرتشتی ساسانی با هر دین دیگری مبارزه می کنند و به خشک اندیشی وتعصب دینی در ایران دامن می زنند وآن را گسترش می دهند.

«کارتیر» پیشوای روحانی زرتشتی که وابسته به دربار ساسانیان بود در سنگ نوشته خود با افتخار درباره سرکوب و سختگیری بر ادیان غیر زرتشتی و ویران کردن پرستشگاه های ایشان سخن می گوید و به درهم کوبیدن کلیساهای مسیحی و نیایشگاه های بوداییان و «صابئین» می بالد.

در این میان پیامبری از تبار اشکانیان در شهر بابل که در نزدیکی پایتخت ساسانیان قرار داشت برخاست: «مانی» فرزند «پاتیگ» همدانی که از پیروان حضرت یحیی و بر دین صابئین بود.

در آن روزگار جامعه دینی صابئین بسیار سختگیر بودند و روشی دشوار برای پرستش خدا و رسیدن انسان به رستگاری داشتند. همچنین ازسوی اکثریت زرتشتی جامعه و حکومت زرتشتی ساسانی مورد آزار و بی مهری قرار داشتند.

2دین زرتشتی نیز که دین اکثریت حاکم بود روشهایی سختگیرانه داشت و از دین صابئین در سختگیری چند پله بالاتر بود. جزای مرتدان زرتشتی چنانکه در وندیداد آمده زنده پوست کندن بود. غیر زرتشتیان نجس شمرده می شدند. انواع کیفرها وآیین های کفاره برای آلوده کردن یا آمیختن آب و آتش و خاک و یا آسیب رساندن به جانورانی مانند سگ و آیین غسل نه شبه که آنرا «برشنوم نه شبه» می نامیدند و با حضور کاهنان در جایی دور از شهر به نام «برشنومگاه» انجام می گرفت. این آیین کهن برای دست زدن به لاشه جانداران مرده یا تماس با غیر زرتشتیان انجام می گرفت. مومنان زرتشتی را در گردابی از وسواس و استرس گرفتار می ساخت و راه رسیدن به رستگاری برای ایرانیان زرتشتی را از دین مصریان باستان نیز دشوارتر می کرد.

در چنین روزگاری مانی پیامبر همه مردم را به احترام نهادن به باورهای یکدیگر فرا خواند. در دین مانوی لشکری از موجودات فراطبیعی و نیز فرشتگان و پیامبران نورانی و مهربان می بینیم که خداوند برای رهایی و نجات بشر فرستاده است. اینان برای کمک به انسانها خود را به خطر می افکنند و از قلمروی نور و روشنایی به سرزمین تاریکی که قلمروی اهریمن است و روان نورانی انسان در آنجا به اسارت دیو جهل و دیو شهوت و… درآمده وارد می شود مورد آزار و شکنجه قرار می گیرند. گاهی نیز به زندان می افتند و یا حتی جانشان را فدا می کنند تا انسانها را از اسارت جهل یا آتش خشم وکینه رهایی بخشند. این موجودات حتی یک دم بیکار نمی نشینند و شب و روز مشغول نجات روح آدمیانند که مانی این کار را «روان، چینی» می نامد.

3به هنگام مرگ هر پیشوای ماموی یک پیر یا دیناور دیگر جانشین او می شد و به کارروان چینی ادامه می داد. روان پیامبران و جانشینان درگذشته و یا شهدا نیز همچنان مانند روزگار زندگی خود مشغول کمک به مردم هستند افزون بر اینها خداوند عناصر (آخشیج های) نورانی دیگری را آفریده تا هر دم روان آدمیان را از بندها و زنجیرهای مادی رهایی بخشند: ماه خورشید، ستارگان، آب، آتش، گیاهان و… همه بخشی از سپاه روشنایی هستند که خداوند با هدف یاری و رهایی انسانها آفریده و فرستاده است.

مانی با اینکه قوانین نسبتا سختی برای دیناوران (روحانیان) مانوی برنهاده بود تا به مادی گرایی و دنیا پرستیی که روحانیان زرتشتی سقوط کرده بودند درنیفتند اما با مردم مدارا می کرد. مانویان روزی سه بار نماز می خواندند پیش از نماز وضو می گرفتند و مسح می کشیدند و اگر آب نبود با خاک تیمم می کردند و در هر نماز دوازده بار سجده می کردند. در سال یک ماه روزه می گرفتند و در پایان ماه روزه نیز جشن «بما» برپا می شد. (بما به معنی منبر است.)

روحانیان سختگیر و خشک اندیش زرتشتی ساسانی پیام مهر و دوستی و وحدت و یگانگی مانی را تاب نیاوردند و «کارتیر» مفتی اعظم (دستوران، دستور) ساسانی بر ارتداد مانی فتوا داد و او را مرتد (أشَموغ) خواند. او را به زنجیر کشیدند و پس از یک ماه شکنجه در ۲۷ اسفند به شهادت رساندند. به گفته ابن ندیم او را دو پاره کردند و از دروازه واز دروازه های شهر جندی شاپور آویختند تا دیگر کسی از عشق و محبت و صلح و دوستی سخن نگوید و منافع روحانیان زرتشتی ساسانی را به خطر نیندازد:

در زلف چون کمندش ای دل مپیج کانجا/ سرهابریده بینی بی جرم و بی جنایت

آخرین سخنان مانی به هنگام شهادت چنین بود:

ای سآغاز عدالت

به صدای این رنجیده گوش فرا ده

نجاتبخش، ای کامل

ای روشنی پاکدامن

روان مرا به خود فرا خوان

به بیرون از این مغاک

تو مرا رسالت دادی

و فرستادی…

به استغاثه ام گوش کن

بی درنگ

رها کن این اسیر را چنگ

کسانی که چیره اند بر او

زنجیر شده را از زنجیرهایش رها کن

[فرانسوادکره، مانی و سنت مانوی، ترجمه عباس باقری، تهران نشر فروزان،۱۳۸۳ ص ۵۲ـ]

 

همچنان که زرتشت پیامبر به هنگام زادن به جای گریه می خندید مانویان نیز در سالروز شهادت پیامبرشان جشن می گرفتند:

میارید بر گور من جز رَباب/ مریزید بر قبر من جز شراب

پیروان مانی هرسال پس از ماه روزه در روز شهادت پیشوایشان جشن و سرور برپا می کردند چرا که باور داشتند روان پاک او زندان تن را رها کرد و از مغاک خاک پرگشود و به اوج افلاک رسید و روانش، خود «ناوِرهاییِ» (کشتی نجاتِ) روانهایِ مردمان، خواهد بود.

حجاب چهره جان شد غبار تنم/ خوشا دمی که پرده از آن چهره برفکنم

چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیست/ روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک/ چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

اما به زودی دین مانی جهانگیر شد و از سرزمین چین تا «بوسنی» و جنوب فرانسه پیش رفت و در مصر گسترش یافت. دین او همانند اسلام و مسیحیت، دین هندو و بودایی، دینی جهانی بود و اگر مسیحیت نبود امروز دینِ بخش بزرگی از مردم جهان مانوی بود.

اما در زادگاه این دین یعنی ایران تبلیغ کیش مانی ممنوع بود و با آن به سختی پیکار می کردند. به فتوای دستورانِ (مفتیانِ) زرتشتی ساسانی همه آثار مانوی محو و نابود گشت و امروز هر چه از مانی و کیش او می دانیم از آثار باستانی مانویان چین بدست آمده است.

باهمه آزارها و کشتارها باز هم مانویان در جای جای ایران حضور داشتند. یکی از این جایگاههای مانویان سرزمین کهن لارستان است. امروزه نامهای کهنی مانند «بمان» و «ماندنی» بقایای نام و یاد «مانی» می باشد.

روحانیان زرتشتی ساسانی نمی دانستند هرگاه با دینی بجنگند آن دین نیرومندتر می شود زیرا که پس از آن تبلیغات و انجام آیین های آن دین به شکل پنهانی وزیر زمینی در می آید و تاثیر بیشتری در دلها و اندیشه های مردم برجای می گذارد و نیز نمی دانستند که با جنگ ابزار نمی توان به جنگ دین و اندیشه رفت بلکه باید با تبلیغ به جنگ تبلیغ با فرهنگ به جنگ فرهنگ رفت زیرا با هیچ جنگ ابزاری نمی توان دینی را که در ژرفای دل و جان مردم جای دارد نابود کرد.

به هنگام فتح ایران بدست مسلمانان عرب همگان دیدند که در طول پانصد سال حکومت ساسانیان دین مانوی از میان نرفته و گروههای بسیاری از مانویان در ایران زندگی می کنند. اگر موبدان خشک اندیش ساسانی سخنان روشنگر مانی و دیگر خردمندان ایرانی مانند مزدک را می پذیرفتند و آن همه ستم نمی کردند ایران بدست تازیان (اعراب) فتح نمی شد و دین و آیینشان بر نمی افتاد و ریشه کن نمی شد.

دیناوران (روحانیان) مانوی منبری برمی نهادند («بِما» به معنی منبر است) تصویر پیامبرشان را بر آن منبر می نهادند و بر گِرد آن به جشن و پایکوبی و ستایش و نیایش و سرودخوانی می پرداختند. ایشان بر این باور بودند که روح مانی در این جشن و سرور حضور می یابد. در این آیین دیناوران، جامه، ردا و عمامه ای سراسر سپید بر تن داشتند همانند روحانیان صابئین و برخلاف جا مه ارغوانی موبدان زرتشتی و جامه سیاه کشیشان ِ آن روزگار. امروز نیز موبدان، سپید جامه اند و از یک دین زرتشتی که تحت تأثیر اسلام و کیش مانوی و مزدکی اصلاح و دگرگون شده پیروی می کنند چرا که دیگر آن دین کهن و سختگیر پاسخگوی نیاز پیروانش نبود.

4کیش مانوی تا قرن هفتم هجری در جهان بود و تأثیر فراوانی بر مسیحیان و مسلمانان بر جای نهاد در تأثیر آن همین بس که که مولوی فرمان داد که پس از مرگش بر گور او پایکوبی کنند و جشن و سرور برپا کنند و تا به امروز هفتصد سال است هر ساله پیروانش چنین می کنند.

در قرن هفتم هجری شیخ شهاب الدین سهروردی پس از بررسی نوشته های مانویان، پیروان ادیان و نیز پیروان مذاهب گوناگون اسلام را به وحدت و یگانگی و دوستی فرا خواند و متعصبان روزگار او نیز پس از آنکه همچون مانی جلسه ای بحث و جدل با او براه انداختند و همانند مانی از پاسخ به سخنان خردمندانه او درماندند فتوای قتلش را صادر کردند و سرانجام همچون مانی به گونه هولناکی او را کشتند و جسدش را به آتش کشیدند غافل از اینکه امروز و تا ابد جز نام نیک از پیروان مهر و دوستی نمانده و مردمان بدون اینکه بدانند نام فرزندانشان را مانی و مزدک و شهاب (الدین) و… می گذارند و ایشان را آفرین می گویند و از خشک اندیشان متعصب جز نامی به نفرین برجای نمانده و نخواهد ماند.

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق/ ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما

برپایی هرساله آیین های آغاز سال نو چون جشن نوروزی، سیزده بدر و… نشان از این دارد که ایرانیان همانگونه که می خواهند مسلمان و دین باور باشند، همچنین می خواهند هویت ملی خود را نیز حفظ کنند.

ولقد بعثنا فی کل امه رسولا ان اعبدو الله و اجتنبوا الطاغوت …

همانا در میان هر امتی پیامبری فرستادیم که به آنها بگوید خدا را بپرستید و از طاغوت دوری کنید… سوره نحل آیه (۳۶)

56 7 8

 

 

 

 


71 نظر

  1. مجید ب گفت:

    Thumb up 3 Thumb down 1

    درود بر جناب زهره وند . شما “یک نکته از این معنی گفتید و همین باشد” و
    ما خود حدیث مفصل خواندیم از این مجمل

  2. علی گفت:

    Thumb up 1 Thumb down 3

    ببخشید صابئین در اهواز تا قبل از انقلاب با مسلمانان بخصوص نبی اکرم (ص) دشمنی شدیدی داشتند و مسلمانان را نجس می شمردند چگونه از آن ها دفاع می کنید ؟ من از یک خوزستانی شنیدم که آن ها بچه ها را دزدیده و نام محمد را بر او نهاده و پس از چند روز نگه داری و محبت بیش از حد به او وقتی با آن ها اخت می گرفت طی مراسمی دوره نشسته و او را صدا می زدند تا نزد آن ها بیاید در این هنگام کاردی در شکم وی فرو می کردند و دیگری او را دا می زد و او راه به طرز فجیعی می کشتند

    • ناشناس گفت:

      Thumb up 1 Thumb down 2

      علی جان درود بر شماسپاسگذارم که مطلبم روخوندی وزحمت کشیدی دیدگاهتو گفتی .مانند گفته ی شما رو درباره ی یهودیاهم شنیدم اکه همین الان بری به کشوری که ۸۰میلیون غیرشیعه داره و۲۰تنهاهزارنفرشیعه(شمار صابئین کشورمون)واکثریت اون کشوردر پی تحقیق نیستن وتنها به شنیده ها اعتمادمی کنن اونوقت ممکنه بهت بگن:می دونی این شیعه ها روز عاشورایک بچه ی غیرشیعه رومی گیرن سرمی برن وباگوشتش خورش قیمه درست می کنن وبرای تبرک می خورن

    • زهره وند گفت:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      همه ی پاسخ ها روخودم نوشتم اسمم رو فراموش کردم پوزش از همگی

    • جواد گفت:

      Thumb up 1 Thumb down 0

      با سلام خدمت دوست عزیز. من هم در مورد اینکه مثلا در فلان دین مردان با خواهران خود ازدواج می کنند زیاد شنیده بودم. ولی وقتی بعد از اشنایی با یکی از انها و زمانی که با اکراه این سوال را از او پرسیدم ان شخص در در پاسخ گفت این امر در بین حیوانات شاید رایج باشد. ایا ما را انسان نمی بینی؟!

  3. اسماعیل گفت:

    Thumb up 1 Thumb down 3

    با سلام و تقدیر از نویسنده مقاله
    مقاله را مطالعه کردم چیزهای جدیدی در مورد زرتشتیان و آیین مانوی فهمیدم . آموزنده بود.

  4. آزاد گفت:

    Thumb up 1 Thumb down 1

    سلام. ممنون استاد. هیوم ، سه اصل مهم زندگی رو اینطوری وارد فلسفش میکنه، میگه همه چیز رو در دنیا در قالب سه چیز دیدم ،

    دین
    فلسفه
    هنر

    در تعریف فلسفش، مانی گویی های فراوونی داره.

    لذت بردم از متنتون

    موفق باشید

  5. ناشناس گفت:

    Thumb up 4 Thumb down 1

    درود بر زهره وند عزیز نگاه دین مدارانه فاخر شما حاکی از مطالعات گسترده می باشد .

  6. محمد گفت:

    Thumb up 6 Thumb down 0

    روحانی اهل پژوهش من خیلی کم دیدم
    دست مریزاد

  7. هادی گفت:

    Thumb up 1 Thumb down 0

    دوست و استادم زهره وند؛ نوشته شما را خواندم و لذت بردم من همچنان همه ادیان را بدون در نظر گرفتن روحانیان آنها دوست دارم لیکن شما را که عامل وحدت میان همه ادیان هستید دوست تر میدارم ! امیدوارم زودتر شما را ببینم . درود بر شما . رستگار باشید…

  8. حاجی زاده گفت:

    Thumb up 3 Thumb down 0

    سلام عالی بود جناب زهره وند اطلاعات جدیدی از پیامبر ایران باستان گرفتم و با فضای دینی و اجتماعی دوره ساسانیان بیشتر آشنا شدم.
    اگر در مورد فلسفه تهیه شرینی های عید نوروز در لار هم که بی ارتباط با مطالب بالا نبود مرقوم می داشتید بهتر می شد. در هر حال موفق و موید باشید. سپاس

  9. کریمی گفت:

    Thumb up 1 Thumb down 0

    درود بر فرهیخته ی گرامی، جناب زهره وند، استفاده کردم و منتظر مطالب آینده ی شما هستم

  10. سمیه گفت:

    Thumb up 1 Thumb down 0

    سلام مطالب زیبای دانشمند لاری در زمینه ادیان را خواندم که البته لباس روحانیت شیعی بر تن دارد ؛دوست دارم ایشان که قطب وحدت منطقه ماست بتواند لباس دیگر ادیان و مذاهب هم بپوشد و مصلح این شهر و دیار باشد . با آرزوی چنین روزی.ایدون باد!(ه…)

  11. علیرضازمانی گفت:

    Thumb up 1 Thumb down 0

    مداد العلما افضل من دما الشهدا
    شاید سراغازی شوی در شکفتن که مقارن شدی با بهار ….

    • زهره وند گفت:

      Thumb up 1 Thumb down 0

      سپاس تک تک شما خوبان وخردمندان می تونید قطب وحدت باشید .به امید صلح میان همه ی بشریت سخنانتان بی گمان مایه ی دلگرمیست

  12. ناشناس گفت:

    Thumb up 1 Thumb down 0

    درود بر جناب زهره وند عزیز

  13. سروش گفت:

    Thumb up 1 Thumb down 0

    درود بر استاد زهره وند عزیز
    نوشته بسیار نو و آموزنده ای بود
    پاینده باشید

  14. احسان کارگزارفرد گفت:

    Thumb up 1 Thumb down 0

    درود بر جناب زهره وند؛
    چه نیکوست احوال دیگر پیامبرانی که کمتر از اونا یاد شده رو به صورت یه سلسله مطالب هفتگی در سایت منتشر کنید .

  15. علی زمانی گفت:

    Thumb up 1 Thumb down 0

    ممنون از شما زیبا بود

  16. علیمیرزا زمانی گفت:

    Thumb up 1 Thumb down 0

    ممنون زیبا بود وجالب

  17. مهرداد گفت:

    Thumb up 1 Thumb down 0

    رفيق مقالتو خوندم اميدوارم حضوري بيشتر راجع بهش صحبت كنيم

  18. سامان گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    با عرض سلام و ادای احترام
    نوشته هاتون رو با دقت خوندم و این نشان از مطالعات عمیق، عقلانی و منطقی شماست. جای تشکر و سپاسگزاریست. منتظر تحقیقات بعدیتون خواهم بود.
    موفق و پیروز باشید.

  19. شینتو گفت:

    Thumb up 1 Thumb down 1

    با دروود فراوان از شما بسیار شنیدم استاد عزیز . اما تا به حال کم سعادتی از ما بووده که نشده حضوری خدمت برسم . اول از همه فلسفه جز علم انسان فریبی نیست و دوم شاید خودتون هم قبول داشته باشین اگر دست باز باشه و انسان به راحتی بتونه تحقیق کنه و مطلب بنویسه بدون شک […] هم قابل نقض هست و نمیتوان به عنوان وحی حتمی از آن یاد برد و قسم خورد به رووی توهمات اما همه و همه آیین ها و باور های دینی برگرفته از میتراییسم و مهر پرستی ایرانی هست ۹۰ تا ۹۵ در صد از باور هایی که امروزه مسیحیان دارند به جرات میتوان گفت میتراییسم ایرانی هست بسیاری از باور هایی که در شینتو ژاپن وجود داره میتراییسم ایرانی هست و اما بسیاری از تفکراتی که در بوودا وجوود داره میتراییسم هست بسیاری از مسالک اسلامی از آیین مانوی گرفته شده و در کل تمام آیین ها برگرفته از یک آیین بود زیاد خودمون رو نباید گیج کنیم استاد عزیز .

  20. الهه آریایی گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    سلام و سپاس از جنابعالی.
    داشتم درباره ی مانی پیامبر تحقیق می کردم(برای کار کودک) به اینجا رسیدم و از مقاله ی ارزشمندتون بسیار بهره بردم. پیامبران ایرانی خیلی باکلاس بودن ها! 🙂
    ایدون باد.

    • زهره وند گفت:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      درود بر شما کتاب مانی پیامبر صلح و دوستی نوشته ی امین مالوف و ترجمه ی ماه منیر مینوی انتشارات بهجت هم بسیار زیبا و سودمند است البته این کتاب یک رمان زیباست که درباره ی زندگی مانی نوشته شده و جناب امین مالوف یک نویسنده ی لبنانی هستند و از فرهیختگان عرب می باشند

  21. سينا رستمزاده گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    سلام…..برادر لطفا اطلاعات غلط نديد دست مردم…ماني پيامبر نبوده….سند و منبع دقيق و قانع کنندش رو تو اين ادرس ببين:
    http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa27301

    • زهره وند گفت:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      حتی بنده پس از مطالعه ی کتاب مقدس « تائو ته چینگ » کتاب دین تائو این باور را پیدا کردم که « لا ئوتزو » هم یکی از انبیا بوده

  22. ناشناس گفت:

    Thumb up 2 Thumb down 0

    مفاهیم گنوسی/غنوصی قرآن:

    ۱- اصحاب قریه (آل یاسین): اشاره به مانویان و سه نبی شهید (مانی، سیس، اینای). یاسین از ریشه “یأس” و اشاره به دعای ندبه (خستوانیفت) مانوی است.
    ۲- اصحاب صفه: اشاره به اصفیا (برگزیدگان مانوی) و برخی از قریش و مهاجرین غنوصی-مسلک که زندگی زاهدانه یی داشتند. در قرآن، اصطلاح “اصحاب صفه” نیامده، ولی در توصیف آنان آیاتی هست. گمان میرود واژه “صوفی” از این ریشه باشد؛ اما برخی آن را مشتق از “سوفیا/صوفیا” (ایزدبانوی گنوس یا حکمت و معرفت الاهی) میدانند.
    ۳- صابئین: در معنای عام به مفهوم “مهرپرست” و هر که ایزد میترا را در محراب (مهرآب) یا رو به خورشید و ستارگان نماز میگزارد است؛ ولی در معنای خاص، اشاره به غنوصیان مغتسله حرانی (پیروان ادریس/هرمس) و غنوصیان مغتسله بطایح (مندائیان پیرو یحیای تعمیدگر) و “سماعون مانوی” (که با آب جاری رودها و چشمه ها وضو میگرفتند) دارد. بر همین منوال، مورخین مسلمان در نخستین سده های پس از یورش اعراب به ایران، به دفعات واژه ی صابئین را برای نامیدن مانویه بکار برده اند. درضمن فرقه صابئی دیگری وجود داشت که پیروان مستقیم خضر نبی (الیاس یا الکسایوس/الخزای) بودند و مانی درمیان آنها پرورش یافت. بیشتر آنها به دین مانی درآمدند.
    ۴- مجوس: (برگرفته از واژه ی “موگوش” پارسی – مردمانی که موهای بلند داشتند و از کناره های گوش ادامه مییافت) اشاره به مهرپرستان، مانویان، مزدکیان و شمعونیان (پیروان “شمعون مغ” پیامبر سامری). مجوس یا مغ به معنی زردشتی نیست. پیشوایان زردشتی موبد و هیربد نامیده میشوند. اکثر مانویان و مزدکیان شبه جزیره، ایرانی تبار بودند و از دست بهدینان پادشاهی ساسانی به آنجا مهاجرت کرده بودند. هم مانویان و هم گروه کوچکتر مزدکیان مکه خود را مزدیسنان (پیرو مزدا) و مجوس مینامیدند. در عربستان زمان محمد، ایرانیان زردشتی (مزدیسنان بهدینی) بسیار کمتر از مزدیسنان مانوی و مزدکی بودند و بهدینی تنها نزد اعراب بنی تمیم یافت میشد. مزدکیان مهاجر که از ستم ایرانیان زردشتی (مزدیسنان بهدینی) به عربستان رفتند، از طرف مانویان که پیشتر در آنجا ساکن شده بودند، به گرمی پذیرفته شدند. مزدکیان و مانویان در عربستان یکی شدند و تمایزی بین آنها وجود نداشت. همچنین برخی از بزرگان قریش، درشمار باورمندان یا پشتیبانان کیش غنوصی و مانوی درآمدند.
    ۵- نصارا: اشاره به ناصوریان یا نزاریان پیرو عیسای ناصوری/نزاری است نه عیسویان (کاتولیک ها یا ارتودکس ها). نصارا یا ناصوریان همان غنوصی های اسنی (پیروان “بهرام راستکردار” پیامبر در کوه کرمل و کناره رود اردن در فلسطین)، مرقیونی (پیروان حضرت مرقیون نبی)، دیصانی (پیروان حضرت بردیصان/ابن دیصان نبی) و… بودند که به حلول مسیح آسمانی در سلسله یی از پیامبران زمینی (ازجمله عیسای ناصوری) باور داشتند؛ و نه تنها تورات موسا و سایر نوشته های عهد عتیق یهود را دستکاری شده، پراشتباه و نامطمئن میدانستند، بلکه غالبا از کتب مقدس و اناجیل دیگری دنباله روی میکردند که نویسندگانشان موضوعاتی چون ثنویت نور و ظلمت (خیر و شر، روح و ماده)، تناسخ ارواح، بی آزاری مطلق، و فضایل گیاهخواری را تعلیم میدادند. آنها مریم مادر عیسا و مریم مجدلیه را از جماعت خود و دو تجلی از ایزدبانویی به نام “دوشیزه روشنی” (سوفیا) میدانستند؛ میگفتند مریم مادر عیسا را برای نزول پسر خدا بر زمین آموزش داده اند؛ و مریم مجدلیه نیز همزاد (نیمه ی زنانه) عیسای ناصوری است که با او از آسمان حلول کرده است. با ظهور مانی، بسیاری از ایشان به دین مانی درآمدند. همچنین مانویان مغرب زمین (دینداران)، مانی را عیسای ناصوری میخواندند و خود را نصارا یا عیسوی نصرانی مینامیدند.
    عیسویان کاتولیک خود را “مسیحی” (عیسوی مسیحی) مینامیدند نه “نصارا” (عیسوی نصاری). مسیحیان مدام در تعقیب نصارا بودند و آنها را میکشتند. به همین منوال، شبه جزیره عربستان پناهگاهی امن برای فرار نصارا از دست مسیحیان شده بود.
    اعتقاد به مصلوب نشدن “روحانی” عیسا بر صلیب با نامیدن دشمان مسیح یعنی یهودیان بعنوان “شبهیون” (یعنی یهودیان “پنداشتند” که او را بر صلیب کشتند یا امر بر یهودیان مبنی بر مصلوب کردن او “مشتبه” شده است) از باورهای مشترک همه نصارا (دوسیتانی، اسنی، مرقیونی، دیصانی، مانوی و…) است. این باور در عیسویان کاتولیک بهیچوجه پیدا نمیشود و درواقع نوعی بدعت است. قرآن از این مفهوم “نصرانی” در آیه ۱۵۷ سوره نساء برای توبیخ یهودیان (البته به باور اکثر مفسرین قرآن به صورت مصلوب نشدن “جسمانی” عیسا) به خوبی استفاده کرده است: «و ما قتلوه و ما صلبوه و لکن شبه لهم».
    ۶- حنفاء: در آیه ششم از سوره صف میخوانیم: «و (به یاد آور) هنگامى را كه عيسى پسر مريم گفت اى فرزندان اسرائيل، من فرستاده خدا به سوى شما هستم؛ تورات را كه پيش از من بوده تصديق میکنم و به فرستاده ‏یى كه پس از من میآید و نام او احمد است بشارتگرم. پس وقتى (فرستاده ما احمد) براى آنان دلايل روشن آورد، گفتند اين سحرى آشكار است».
    از آنجا که مانویان، مانی را با القابی چون “احنف الرجل” (پاکدین ترین و استوارترین مردان)، “احنف الاحناف” (پاکترین پاکان)، “حنیف الصدیق” (پاکدین و راستگوترین/راستکردارترین)، “احمد الحنیف” (ستوده تر و پاکدین)، “احمد ابوالحنفاء” (ستوده تر پدر مومنین)، “احمد الفارقلیط” (ستوده تر و شفیع/منجی/تسلی دهنده/روح القدس) و “احمد الصدیق” (ستوده تر و بسیار راستگو) میخواندند؛ و جمله پایانی آیه فوق به روشنی نشان میدهد “احمد” پیامبری است که پس از عیسا و پیش از محمد آمده؛ و همچنین از آن روی که بسیاری از مردم عرب، صابئین را همان حنفاء یا جزو آنان میدانستند، میتوان نتیجه گرفت که مانویان گروهی از حنفاء مکه و اطراف آن بودند.

  23. بهار گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 2

    درود بر شما مهربان.سپاس از متنی ک گذاشتین.اگه میشه در مورد آیین زرتشتی هم مطالبی بزارین.تشکر مهربان.و اینکه هانی و مانی با هم بودن چرا اسمی از هانی نبود در این متن؟!؟

    • زهره وند گفت:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      درود بر شما برای اثبان پیامبری زرتشت کتاب ارزشمند زمان و زادگاه زرتشت نوشته ی گراردو نیولی و برگردان سید منصور سید سجادی انتشارات آگاه بسیار سودمند است قران نیز نام مجوس را که مردمان عرب به پیروان زرتشت پیامبر می گفتند در کنار مسیحیان و یهودیان آورده که نشان از الهی بودن ایشان است و نیز امام علی ( د ) درباره ی ایشان فرمودند که : پیامبری داشتند که او را کشتند و کتابی داشتند که سوزاندند و نیز به مسلمانان فرمودند سنو بهو سُنَةَ اهل الکتاب یعنی مانند اهل کتاب با ایشان ( زرتشتیان ) رفتار کنید اما درباره ی هانی که شما فرمودید بنده چیزی نمی دانم اگر شما مطلب مستندی دارید بفرمایید تا من هم بیاموزم البته مانی بزرگ نیز همانند مسیح همراهانی داشته که در مسافرت های تبلیغی همراه ایشان بوده اند

  24. ناشناس گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    جناب زهره وند اطلاعات شما برخي درست و برخي غلط بود.

    • زهره وند گفت:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      البته بنده همه را درست می دانم اگر موارد نادرست را بفرمایید ممنون میشوم البته تنها متنی که کاملاً درست و بی غلط است قران می باشد

  25. پیروز گفت:

    Thumb up 1 Thumb down 1

    سلام،اطلاعات شما در برخی موارد غلط بود.به عنوان مثال:
    مانی پیامبر نبود و منابع اسلام و دین اسلام با مانی و مانویان مشکلات زیادی داره.
    صبی بودن مانی:پدر مانی یعنی فاتک بین صبی ها زندگی میکرد اما صبی نبود زیرا آیین مندایی تبشیری نیست یعنی نه ورودی دارد و نه خروجی.
    مانی آدم دروغ گویی بود طوری که به ترکستان رفت و آذوقه ی یک سال را فراهم کرد سپس گفت که به آسمان میرود تا وحی دریافت کند سپس به مدت یک سال درون غار بودو در همانجا ارژنگ را نقاشی کرد و گفت این کتاب که سراسر نقاشی است از طرف خدا بر من نازل شده.
    ادیان الهی از نظر اسلام پنج تا هستن:
    یهودیت
    زرتشت
    منداییت
    مسیحیت
    اسلام
    لطفا دفعه ی بعد نکات تاریخی را بیشتر رعایت کنید.
    با تشکر.

    • زهره وند گفت:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      لطفاَ ایه ای که در سراغاز مطلب نوشتم مطالعه بفر مایید دوست عزیز به گفته ی استاد مطهری و دکتر شریعتی حتی کتاب های « گیتا » ی هندوها و « اوپه نیشَد ها » وحی الهی بوده که بر انبیایی ا زهند نازل شده خود قران گفته که نام همه ی انبیا را نیاورده اما بر همه ی امت ها پیامبرانی فرستاده شده پس ادیان الهی محدودبه این ها که شما می فرماید نبوده

  26. ناشناس گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 2

    سلام
    روزی یک از علمای سنی که از قضا سید هم بوده با تمسخر به یکی از علمای شیعه میگه شما شیعیان در دعاهاتون میگید که به اماما شیعه مصیبت وارد شده ؛ چه مصیبتی به آنان وارد شده ؟ آن عالم شیعه هم چون تمسخر اون رو میبینه با عصبانیت میگه چه مصیبتی بالاتر از این که کسی مثل نو از نسل آنان است ولی دشمن آنان
    بله آقای زهره وند جریان شما نیز همینگونه است بنده خدمت […] تسلیت عرض میکنم که کسی مثل آقای زهره وند لباس علمای دین اسلام را پوشیده ولی علیه اسلام مینویسد شما یکبار دیگر این قسمت را بخوانید :
    ((اگر موبدان خشک اندیش ساسانی سخنان روشنگر مانی و دیگر خردمندان ایرانی مانند مزدک را می پذیرفتند و آن همه ستم نمی کردند ایران بدست تازیان (اعراب) فتح نمی شد و دین و آیینشان بر نمی افتاد و ریشه کن نمی شد.))
    البته بنده از حمله اعراب به ایران حمایت نمیکنم ولی از اینکه اسلام وارد ایران شد خوشحالم اما ظاهرا شما دوست داشتین که دین اسلام وارد ایران نمیشد و دین زرتشتی یا مانوی و… باقی میماند اما در عجبم که شما چرا لباس روحانیت اسلام را به تن کرده اید […]

    • Roham گفت:

      Thumb up 1 Thumb down 0

      چرا در عجبي. هميشه كه همه چيز نبايد يك طرفه گفته يشه هميشه كه نبايد به ديگر اديان توهين و ناسزا گفته بشه !
      اين اديان در نوبه خود يكي از زيباترين اثرات را به جامعه هاي ما عرضه كردند
      چرا بايد نظري اينچنين داشته باشيد
      درحاليكه زرتشت و ماني از تاثير گذارترين أفراد تاريخ بشر هستند
      در گاثا ها كه سخنان خود زرتشت پيامبر به زيبايي هاي خرد و عالم معنا رو در ميابيم
      و در ارژنگ با پيامبري عارف ،شاعر و هنرمند اشنا ميشيم ،چرا نبايد افتخار كنيم كه واقعا فهيم بودند
      پدران ما و اسلام هرچيز كه داره از پدران ماست
      اگر اسلام هنري هست بنام تذهيب ،پيشينه ساساني
      و كتابت مانوي است و هنرمندان و خوشنويسان ايراني نام ايران در ايران پس از اسلام ميدرخشه ،اگر معماري اسلامي هست تحت تاثير
      عناصر پيش از اسلام ، و بقول خود پيغمبر اگر دانش در ثريا باشد مردان سرزمين پارس بدان دست پيدا ميكنند
      اگر پيغمبر گفته باشه مطمين باش مردان سرزمين پارس
      همان زرتشتيان تازه مسلمان بوده اند، اين دانشمندان و هنرمندان گبركاني بودند كه خوار شمرده ميشدند توسط اعراب.

    • زهره وند گفت:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      لطفاَ ایه ای که در سراغاز مطلب نوشتم مطالعه بفر مایید دوست عزیز به گفته ی استاد مطهری و دکتر شریعتی حتی کتاب های « گیتا » ی هندوها و « اوپه نیشَد ها » وحی الهی بوده که بر انبیایی ا زهند نازل شده خود قران گفته که نام همه ی انبیا را نیاورده اما بر همه ی امت ها پیامبرانی فرستاده شده پس ادیان الهی محدودبه این ها که شما می فرماید نبوده

    • زهره وند گفت:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      دریافت شما و داوری شما دوست عزیز اشتباه است بنده گفته ام اگر چنان نمی کردند چنین نمی شد اما نگفتم که از مسلمان شدن ایرانیان متاسفم بلکه ایران بدست اعراب نمی افتاد البته این طبیعی است که همیشه ادیان پیشرفته جای ادیان قدیمی را خواهند گرفت اگر ایران فتح نمی شد هم امروز ایرانیان مسلمان بودند

  27. ناشناس گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 1

    اینها که نوشته اید کفر است.کاش اگر راست می گفتید نام چند تا کتاب معتبر را هم می بردید که در عقل هم بگنجد.

    • زهره وند گفت:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      کتاب اسطوره ی افرینش در آیین مانی نشر کاوران و نیز سروده های روشنایینشر اسطوره و هنر مانوی هر سه از دکتر ابوالقاسم اسماعیل پور ایرانشناسس و مانی شناس بزرگ که ایشان از کشور آلمان نیز دکترای مانی شناسی دارند ( البته ایشان درباره ی پیامبر بودن مانی بحثی نکرده اند ) یکی از کتاب های مشاهیر و مفاخر ایران باستان به نام مانی جلد ۳ انتشارات قلم نو و نیز کتا ب در جستجوی دینی گمشده ( دین مانی ) از کورنلیا رومر ترجمه ی امیر حسین اکبری نشر پازینه و نیز کتاب آیین مانی دکتر امید بهبهانی انتشارات بندهش و ادبیات مانوی دکتر مهرداد بهار و دکتر ابوالقاسم اسماعیل پور و کتاب زبور مانوی نشر اسطوره از دکتر اسماعیل پور دوست عزیز اگر ما مسلمانان دیدگاه خود را درباره ی ادیان دیگر به روز نکنیم و تفسیر های تازه و جدید از این دیدگاه ارائه ندهیم باید هر چند وقت یک بار شاهد ظهور فرقه هایی مانند داعش در جهان اسلام باشیم

  28. بماند گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    درود بر شما من مطلب را خواندم اما یک چیز مانی در کتابش ارتنگ مینویسد:(( من احمد مسیحم اوشیدر بامی زرتشتم همانیم که یهود پیام امدنش را داده من امده ام تا کامل ترین دینی که همه منتظر امدنش بودن را به مردم معرفی کنم )) بابا این رسما خودشو حضرت محمد فرض کرده اقا اصلا هیچی میشه در پاسخ تعدادی از معجزات مانی را بنویسید ممنون میشم

    • زهره وند گفت:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      دوست عزیز کتاب ارتنگ مانی در قرن هفتم به هنگام یورش مغول ها به شرق ایران نابود شده و اصلا چیزی از این کتا ب پیدا نشده اما از کتابی که از کتابخانه ی مرو بدست امده اشکار می شود که کتاب ارتنگ یا ارزنگ در ان کتابخانه بوده

  29. Roham گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    شما گفتيد زرتشتيان امروز بخاطر احكام سختي كه در گذشته داشتند تابع ايين هاي مسيحيت و اسلامند!
    من احساس ميكنم جامعه زرتشتيان زمان ساسانيان
    همانند جامعه امروز با دين رسمي اسلام
    و مذهب شيعه كه روحانيان شيعي همانند روحانيان سخت گير
    زرتشتي رفتار ميكنند ،
    ريشه و باورهاي اديان پاك هست ،هرچه هست از دين داري روحانيان و پيروان آن هاست
    بيشتر صفاتي كه به روحانيون زرتشتي إطلاق كرديد […]،
    درمورد ارتداد هم إعدام در نظر گرفته شده ،
    امروز در جامعه ي امروز ايران كه هرچيزي جرمي تلقي ميشود
    هرحركت مفهومي ! امروز هم ما به اجبار وزور خيلي مسايل را قبول كرديم !
    خب چه فرقي با جامعه ساساني هست!

  30. Roham گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    ببينيد اين مردم بي سواد و كژفهم به شما نظر سو دارند
    هنوز هم فكر ميكنيد
    اديان مشكلي دارند
    بهتره بدونيد نه ،
    هرچه هست از پيروان متعصب و افراطي هست ،
    احترام قائليم ،درحالي كه محترم نشمردند،
    “” نمیکنم ولی از اینکه اسلام وارد ایران شد خوشحالم اما ظاهرا شما دوست داشتین که دین اسلام وارد ایران نمیشد و دین زرتشتی یا مانوی و… باقی میماند اما در عجبم که شما چرا لباس روحانیت اسلام را به تن کرده اید […] “”

    • زهره وند گفت:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      اگر تازیان به ایران نمی تاختند نیز اکنون ایرانیان مسلمان بودند چنانکه اندونزی پر جمعیت ترین کشور مسلمان جهان تنها به دست بازرگانان و مبلغان ایرانی مسلمان شدند نه با جنگ و ستیز

    • زهره وند گفت:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      ببخشید از پاسخ قبلی بنده شما چنانکه در « » گیومه گذاشتید پاسخ شخص دیگری را داده اید با عرض پوزش ار روهام عزیز

  31. ناشناس گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    امام صادق(ع) در درس‌های معروف خود به مفضّل در مورد مانی می‌گوید: «تعجب است از مانی سرگشته؛ در حالی‌که ادعای دانستن علم اسرار را دارد ولی از دلائل حکمت چشم‌پوشی می‌کند».[۲۷]
    صحبت از مانوی‌ها در بسیاری از کتاب‌های اسلامی وجود دارد و بخش اعظم آن به مناظرات میان مسلمانان و آنها ارتباط دارد. از جمله این مناظرات، مناظره بین ائمه شیعه و مانوی‌ها است. در این نوع روایات به پیروان مانی، معمولاً زندیق و در حالت جمع زنادقه گفته می‌شود که به معنای ملحد و کافر است.[۲۸] البته این لفظ برای افراد و گروه‌های دیگر نیز استفاده شده است.
    در روایت دیگری وقتی امام صادق(ع) با یکی از مانوی‌ها مناظره می‌کند و اعتقادات آنها را به چالش کشیده و زیر سوال می‌برد، با این پرسش طرف مقابل روبرو می‌شود که: مانی چگونه شخصیتی بوده است؟ امام(ع) در جواب فرمودند: مانی فرد کاوشگری بود که قسمتی از آیین مجوس را با قسمتی از آیین مسیحیت به هم در آویخت (یعنی با توجه به این دو دین، دین مستقلی را شکل داد) اما حق هیچ‌کدام از دو دین را ادا نکرد و از هر دو فاصله گرفت …».[۲۹]

    • زهره وند گفت:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      من هم این روایات را دیده ام که البته نیاز به اثبات دارد اما بی شک مانی تاثرات مثبتی بر جهان و انسان ها نهاده فراموش نکنیم که قران تنها از انبیا به نیکی یاد نکرده بلکه از لقمان حکیم و مومن آل فرعون و ذوالقرنین هم که پیامبر نبوده اند به نیکی یاد کرده پس همانگونه که قران کریم می فرماید که ما نام بسیار ی ا زانبیا را نبرده ایم پس ب یشک نام بسیاری ا زحکیمان را نیز نبرده است برا ی همین ما می توانیم بودا و یا کنفسیوس و یا سقراط را نیز جزء حکیمان به شمار آورده و احترام نماییم

  32. رامین گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    دوست عزیزم از اینکه در مورد مانی و مانویان مطالبی نوشتید ممنونم ولی اگر دین مانی بر حق بود وبر اساسی که ادیانی همچون مسیحیان و یهودیان ومسلمانان زردشتیان ماندگار میبود نه که از بین میرفت و فقط از ان دین نامی باقی میملند مانی درست است که انسانی بسیار دانشمند و دانا بود ونیز به گفته الامه مجلسی حکیم ولی پیامبر نبود و دین او امیختای از دینهای زردشتی مسیحی بود و پیامبری موسی ،ع، رد میکرد درست است که دین مانی نکات مثبتی فراوان داشت ولی دارای ضعفهای فراوانی هم بود دکل دوست عزیزم باید سعی کرد تا اطلا رسانی درستی انجام دهیم تا دیگران که مطالعه میکنند برداشتی درست و اگاهی صحیحی از مطالب بر خوردار شوند اگراین بنده حقیر جسا تی کرده وبه شما دوشت عزیز ایرادی گرفته باشم به بزرگ وا ی خود ببخشید ممن‌ن از بزرگوا ی شما دوشت عزیزم .

    • زهره وند گفت:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      رامین عزیز نه تنها دین مانی از میان نرفته بلکه هیچ دین دیگری هم از بین نرفته امروز در ريالان کریم د رسوره ی نور ایه ی ۳۵ د رباره ی شجره ی مبارکه سخن می گوید در حالیکه در متون مانوی و نیز فرسک ها و دیوار نگاره ها از درخت زندگی در دین مانی هم پیدا شده و شما امروز تاثیر بسیار اندیشه ی مانی بر عرفان مولوی و حافظ را به خوبی می توانید ببینید در همان سوره ی مبارکه ی نور درباره ی تقابل نور و تاریگی ایات بسیار جالب هست تاثیر مانی بر اندیشه های شیخ شهاب الدین سهروردی را هر گز نمی توان انکار کرد که شما عزیز می توانید به مقاله ی بنده به نام شیخ شهاب الدین سهرورد یهم نگاه کنید در وقع عناصر یک دین در دین های بعدی به روشنی و خوبی دیده می شود و هر گز هیچ دینی نابود نمی گردد پیامبران نیز ادیان پیشین را تنها اصلاح کردند و هر گز نابود نکردند چنان که اسلام آیین حج را از بین نبرد فقط انرا اصلا ح کرد درود بر شما

    • زهره وند گفت:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      در قران کریم در سوره ی نور . . .

  33. محمود گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    سلام.به همه ی دوستان.ایا تورات یا انجیل را مطالعه کرده اید.در بعضی از کتب تورات وانجیل تناقضات شدیدی با قران مشاهده میشود. آیا موسی بد بوده یا عیسی.؟ یا دست افراد سودجو ودنیاپرست در کاربوده.؟ مانی پیامبر خدا بوده البته با شرایط زمان خویش وبا همان افراد سودجو ودنیا پرست. مثل بعضی از روایاتی که متاسفانه به نام معصومین به خورد عوام داده میشود. ایزد این دنیا را آفریدبا عشق ومحبت وپیامبرانی فرستاد برای ترویج عشق ومحبت وفرمودمقربترین نزد من نیکوکارترین شماست.پس به جای جدل در مواردی که دچار تحریف شده است به فکر کار نیک وپسندیده باشید و ازخانواده مخصوصا پدرومادر خود شروع کنید.یاحق

  34. مانی گفت:

    Thumb up 1 Thumb down 0

    با سلام
    استاد فرهیخته از توضیحات جامع شما در وصف مانی پیامبر بی نهایت سپاسگزار و از مطالعه آن بسیار آگاهی کسب نمودم به امید موفقیت شما
    یاحق

  35. فرهاد گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    درود بر جناب زهره وند و همچنین درود بر بازدید کنندگان این مطلب.
    دوستان همگی داناتر و فهمیده تر از این بنده حقیر هستند اما لازم دیدم سهمی از انچه به فهم ناقص خود صحیح میدانم به مطلب اضافه کنم تا شاید گوشه ای از خرد جمعی برای روشنتر شدن مساله باشد.
    خداوند در هر زمانی در هر مکانی فرستاده ای برای افزایش آگاهی بندگانش فرستاد.
    نکته در همین افزایش اگاهی می باشد.
    ادیان با تایید مذاهب پیشین و با دقیق تر کردن جزییات ادیان پیشین و با صلاح دانستن خداوند به بشر هدیه شدند و هر فرستاده ای از طرف خداوند وظیفه دارد و ان را عمل میکند، چه بسا که هر انسانی به مقصود خاصی بر زمین پا مینهد و ما نیز سهمی هرچند کوچکتر از خواص ولی به هر حال نقشی در این سناریو پر و پیمان خلقت داریم.
    قضاوت در مورد شخصی که از نظر زمانی فاصله ی بسیاری از ما دارد کاری ناشایست است.
    روزی کسی به بنده گفت پیامبر اسلام وجود نداشته و همه ساختگی است.
    بنده بفکر فرو رفتم و جواب را در قلب خود جستم.
    وجود دارد.
    البته وقتی از کودکی طفلی با عقایدی بزرگ میشود خواه نا خواه آن باورها در استخوان آن شخص ریشه دوانده چه صحیح چه غلط آن باورها را حقیقت میپندارد.
    به عنوان مثال افرادی که فکردمیکنند با قتل تعدادی از انسان ها آخرت بخیر میشوند در باور خود عملی الهی و صحیح انجام میدهند.
    اما جوابی که در قلب خود یافتم از باورهای کودکی ام نشات نگرفته بلکه در مورد حضرت مانی) در قلب خود شایسته ی این عنوان میدانم ایشان را( الهی و حقیقی همچون پیامبر اسلام میدانم.
    البته باوری شخصیست و هر کس میتواند باور شخصی خود را داشته باشد.
    تا میتوانید مطالعه کنید در این موضوع چه نظرات تایید کننده چه نظرات تکذیب کننده.
    تمامی نظرات را با منابع تطبیق دهید زیرا همیشه عده ای از تنبلی که باعث عدم تحقیق و تطبیق با منابع معتبر میشود استفاده میکنند و براحتی با استناد به منبعی و ادرسی نظری نادرست را درست به ما میخورانند و ابایی از دروغ نوشتن از جانب پیامبران و امامان نیز ندارند.
    پیچیده تر شدن مسایل زمانی به اوج خود میرسد که گاهی منابع نیز در طول سالیان ممکن است دستخوش نگارش های سلیقه ای و گاهی عمدی شده باشند.
    خداوندا حقیقت را بر همگان روشن نمودی.
    پرده از دیدگانمان بردار.
    جسارت پذیرش انچه دگر از باورهای ماست به ما عطا فرما
    تعصب و تحجر از ما دور بدار
    پرحرفی مرا ببخش
    زاویه دیدی بیصتر از نوک بینی ام عنایت بفرما
    هرآنچه بمن دادی به دیگران هم بده که هیچ بد از تو نخواستم که صمیمی تر از لحن حرفایی که برای بقیه نوشتم با تو صحبت کردم.

  36. عزيز گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    أديان و مذاهب با پيشرفت سريع علم و تفاهم بين إنسانها بيشتر مسائل ديني زير سؤال رفت البته
    هستند كساني از دين نان مي خوردند شما جوانان امروز را ببينيد در همه جاي جهان روزانه ميليونهاي اطلاعات به هم رد و بدل ميكنند هزاران پديد تازه كشف مي شود حالا يكي لابد پيدا ميشه داستان حض

    • زهره وند گفت:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      درود بر عزیز عزیز بشر می تواند با اصلاح و به روز کردن اندیشه های دینی همیشه با دین زندگی کند چون به باور بنده انسان همیشه به دین نیاز مند است اما اگر دین خود را به روز نکند و تفسیر درستی از آن ارائه ندهد خودش و دینش و جامعه اش را به هلاکت کشانده است اینکه گروهی بیدون دین زندگی می کنند دلیل نمی شودکه کل بشریت می توانند بدون دین زندگی کنند

  37. زهره وند گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    دوستان عزیز می توانند در گوگل این مطلب را سرچ بفرمایند : نکات اشتراکی که بین اسلام و دین بودا وجود دارد در سایت آفتاب لارستان . البته اگر مایلند مطلب بنده را در این مورد مطالعه بفرمایند ممنون و سپاسگزارم

  38. زهره وند گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    بنده سایتی را که برخی از عزیزان به عنوان منبع اطلاعات خودشان به آن مراجعه کرده بودند را دیدم اما ای کاش به جای استفاده از اینتر نت به عنوان تنها منبع اطلاعات خودمان به منابع مستند رجوع می کردیم اکنون که با کوشش باستان شناسان کتاب های مانوی در سرزمین چین استان «خوچو » و کشور مصر و سرزمین های دیگر از زیر ویرانه های باستانی مانویان بیرون آورده شده و با کوشش زبانشناسان محترم این خطوط از هم گسیخته ترجمه شده و در اختیار همه گان قرار گرفته جای تاسف است که به جای مطالعه ی کتاب های ارزنده و مستند تنها و تنها سند ما سایت های اینتر نت باشد اکنون لازم می بینم که بگویم همه ی ادیان همانند زنجیرهایی به هم پیوسته هستند تا جایی که اشتراکات آنها مایه ی شگفتی شما خواهد شد و به همه ی در گیری ها ی میان پیروان آنها به تعجب نگاه خواهید کرد و همه را بیهوده خواهید یافت به شرطی که به این فرمایش قران عمل کنیم که وَ جَعَلناکُم شسعُباَ وَ قَبائِلَ لِتَعارَفوُا یعنی شما را گروه گروه و قبیله قبیله ساختیم تا یکدیگر را بشناسید متا سفانه به علت ترسی که از کودکی در ما نهادینه کرده اند و بخشی از وجود و شخصیت ما شده از فکر کردن و برخورد منطقی و درست داشتن با هر دین و آیینی به غیر از دین و مذهب خودمان به شدت می ترسیم و این ترس منجر به نفرت از آن اندیشه ها شده امام علی ( د ) می فرماید ک الناس اَعداءُ ما جَهِلوُا یهنی مردم دشمن چیزی هستند که آنرا نمی شناسنددر حالیکه اگر شناخت بدست آوردیم دشمنی نیز از میان خواهد رفت دوستان عزیز که بر این مطلب انتقاد دارید و بیشتر هم از عزیزان مذهبی و مسلمان هستید اگر در متون مانویان می خواندید که جنا ب مانی درباره ی نبردی میان « شهزاده » ی روشنایی و پادشاه تاریکی در کرانه های فرات روی خواهد داد سخن گفته باز هم چنین ناراحت و خشمگین می شدید ؟ در کتاب مقدس زبور مانوی ترجمه ی دکتر ابوالقاسم اسماعیل پور نشر اسطوره صفحه ی ۲۰۸ سطر ۱۲ جوانی را در عالم مکاشفه در کرانه ی فرات می بیند که « آکنده از عطر زندگی » است و به قلبش می گوید که همانند « کوهستانی برای من [ استوار ] باش » این جوان که در متون مانوی « هُرمَزد بَغ » نامیده شده به روایت مانی بزرگ روح مقدسش پیش از آفرینش نخستین مرد و زن آفریده شده و در حقیقت نا خدای « ناو رهایی » ( سفینةُ النجات ) می باشد وهمانند چراغ روشنی برای هدایت مردمان است و دقیقاَ ما را به یاد روایت معروف انَ الحسین مصباح الهُدا و سَفینَةُ النجاة می اندازد او با کشتی نجات خود روان های مردمان را نجات می دهد و به ساحل بهشت روشنایی می رساند فرمانروای تاریکی با لشکرش بر اومی تازد و فرزندانش را به اسارت می گیرد و دارایی هایش را به یغما می برد و او را با تنی خونین در ته ِمُغاک ( گودال ) رها می کند . همچنین در عالم مکاشفه جناب مانی دوازده اِئوُن ( نور ) را می بیند که در پیشگاه عرش الهی ایستاده اند و سروری دارند که مانی او را « اِئوُنِ اِئُون » ها یا نورِ نور ها می نامد و نیز بانویی که او را « دوشیزه ی روشنایی » می نامد و او را در اسمان مشاهده می کند که همیشه مشغول نجات ارواح مردم و نجات دادن ایشان و رساندن آنها به « ساحل رهایی »که نخستین نقطه ی« بهشت روشنایی » است می باشد بله عزیزان من ای کاش تنها مرجع ما اینتر نت نبود و این همه از ادیان دیگر ترس و وحشت را از بچگی به ما نیاموخته بودند جناب مانی خیلی بیشتر از این ها بر گردن همه ی ما وکل بشریت حق دارد افسوس که به قول مسیح ( د ) و پیامبر اسلام ( د ) پیامبران در شهر خودشان مورداحترام نیستند و بیگانگان بیش از هم میهنانشان قدر شان را می دانند

  39. زهره وند گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    ضمنا ً باید عرض کنم که جناب مانی این مطالب را هزار و هشتصد سال پیش بیان فرموده یعنی چهارصدسال قبل از دین اسلام

  40. عارف رفیعی گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    سپاس فراوان جناب زهره وند

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان