میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در19 می 2020 ساعت 2:15 ق.ظ سرویس:برگزیده ها, مطلب شما 13 دیدگاه 436 بازدید

ما با خودمان چه کردیم؟!

ما با خودمان چه کردیم؟!

نقدی بر طومارنویسی اخیر در بیرم برای انتزاع از لارستان

سید محمد زندوی/ بیرم: روایت قصه‌ی پرغصه‌ی این روزهای ما و چهار دهه‌ی کم فراز و پر نشیب این منطقه شبیه رمان های های کمیک-تراژیکی شده است که نمی دانیم برای آن بخندیم یا گریه کنیم!

هنوز چند روزی از خیزش شورانگیز و اتحاد مثال زدنی کمک به بیمارستان بیرم و دستگیری از افراد بی بضاعت منطقه نگذشته است که بحث طومار و طومار کشی نُقل محافل و سرگرمی شبهای مجازیِ‌مان شده است؛ مباحثی که نه حلاوت «نُقل» در آن نهفته است، نه لذت سرگرمی؛ بلکه مواضع پراکنده و رنگارنگی است که می تواند به سان شعله‌ی آتش اختلافی دوباره زبانه بکشد و لهیب سوزان آن دامان ما و نسل های بعد از ما را بسوزاند و «سرزمین سوخته‌! تری» را عایدمان سازد.

افاضات گوناگون و نظرات ملّون گون این روزهای بعضی ها ما را یاد سال‌ها مشاجره های بی پایانی می اندازد که تنها چیزی که در آن غایب بود منفعت عامه‌ی مردم بود و مصلحت شهری به بزرگیِ اسم و رسمش در منطقه!

راستی ما در این چند دهه با خودمان چه کرده‌ایم که امروز پس از چهل سال به نقطه‌ای رسیده‌ایم که دوباره در پی احیای مناسبات منطقه‌ای و مراودات قدیم محلی شده‌ایم؟! آیا همین دغدغه ها خود به تنهایی نشان نمی دهد که راه را اشتباه آمده‌ایم و تصمیمات گذشته‌ی مان بی اشکال نبوده است؟ تصمیماتی که منجر به جدایی بیش از ۵۰ روستا و آبادی از بخش بیرم و الحاق آن به شهرستان لامرد گرديد.

باری! هرچه بود و هرچه گذشت، یک نکته روشن است که دفاع ماندن در زیر چتر لار به همان میزان غیر کارشناسی و غیر منطقی است که افتادن بی چون و چرای ما در دامان لامرد.

سالها پیش در میانه دهه هشتاد برای ساخت مستند «درد مشترک» علیرغم اصرار مکرر به نمایندگان وقت لارستان برای مصاحبه و عدم پذیرش آنها مصاحبه‌ای کردم با «پدر لامرد جدید».

ایشان با تأسف از وضعیت به وجود آمده برای منطقه‌ی بیرم، با حرارت و امید از چشم انداز یکپارچگی منطقه می گفت و آمال و آرزوهایش را برای آینده «کتمان» نمی کرد؛ ولی مگر می توان کتمان کرد که پیشرفت و آبادانی شهر و منطقه تنها در گرو خیرخواهی و اتحاد و هماهنگی بین «خودمان» است و این درد مشترک بدون از خودگذشتگی و دوراندیشی درمان نمي شود.

و اما علاوه ‌بر این، مهم ترین راهکار عملی خروج از این بن‌بست توجه به ظرفیت های درونی و به کار گیریِ پتانسیل های بالقوه‌ی شهری و منطقه ای در تمامی ابعاد خودش می‌باشد. همه باید تلاش کنیم تا رقبای دیروز و مدعیان امروز به ما نیازمند شوند.

منطقه‌ی بیرم در ابعاد مختلف درمانی، ورزشی، مذهبی، بازار و نیروی انسانی دارای ظرفیت های بالقوه‌ای می باشد که باید با درایت و عدم تنگ نظری به فعلیت برسانیم.

به طور مثال ما در بعد درمانی اقدام به تقویت بیمارستان نمودیم. همین توجه باعث شد تا حتیٰ شهروندان مرکز شهرستان لامرد نیز به ما نیازمند شوند و بسیاری از امورات درمانی خود را در بیمارستان بیرم پیگیری نمایند.

در زمینه‌ی ورزشی نیز ساختارهای بسیار قوی و ارزشمندی داریم که می توانیم در آینده با برنامه ریزی میزبان بسیاری از مسابقات منطقه‌ای و استانی باشیم.

در زمینه‌ی مذهبی نیز بیرم از دیرباز مرکز ثقل و توجه دیگران بوده است. علاوه بر برگزاری مناسبت های گوناگون و وجود فضای مذهبی مناسبی که در سطح شهر حکمفرماست، ما تنها در زمینه‌ی امام زاده شاه زندو(ع) در طول سال حتیٰ زوارینی از فسا و داراب داریم که با اندکی برنامه ریزی و تبلیغ می توانیم زمینه‌ی گردشگر مذهبی را گسترش دهیم.

البته برای جذب گردشگر مذهبی علاوه بر تقویت مراکز مذهبی باید شهرسازی و مبلمان شهری و مراکز تفریحی‌مان نیز نوسازی و روزآمد کنیم. موضوعی که متأسفانه سال‌هاست با بی برنامه‌گی و کج سلیقه‌گی مواجه بوده است.

بیرم نیز همانند بسیاری از شهرهای کوچک تقریبا دارای دو خیابان اصلی است که متأسفانه توجه لازم به آن نکرده‌ایم. این بی توجهی به مرحله‌ای رسیده است که شهر با تمامیِ ظرفیت های نهفته در آن، ذهنیتی فرسوده و مخروبه تداعی می کند.

و اما در زمینه‌ی بازار باید تنها افرادی که دیدگاه کارشناسی و اقتصادی دارند میدان داری کنند و جا را برای عوام با نگاه قومیتی و محله‌ای تنگ و آن ها را از گردونه‌ی تصمیم گیری خارج کنیم.

به طور مثال میدان تره بار بیرم که پایه‌ی آن حدود ۲۰ سال پیش در شورای شهر اول و توسط اولین شهردار منتخب گذاشته شد؛ باید راه اندازی کنیم.

ظرفیت منحصر به فردی که سالیان زیادی است اسیر دیدگاه های غیرکارشناسی و محله محور شده است. مکانی که می تواند روزانه صدها نفر از سراسر منطقه سرازیر بازار بیرم کند و رونق و شکوفایی شهر را دو چندان نماید.

مگر از قدیم ایام یکی از جاذبه های شهر لار برای ما بیرمی ها بازار و میدان تره بارش نبوده است؟ حالا ما همین نقش را می توانیم برای منطقه بازی کنیم و فارغ از مرزبندی های کاذب سیاسی آن ها را وابسته و نیازمند خودمان نماییم. راه اندازی این مرکز مهم اقتصادی عیار مناسبی است تا قدرت و دوراندیشی مدیران شهر سنجیده و به بوته آزمایش گذاشته شود.

و اما در ارتباط با نیروی انسانی، ما هنر وافری در پراندن نیروهای کارآمد و خلاق در تمامی ابعاد اقتصادی، اداری و اجتماعی داریم.

تقریباً یک نسل از نیروهایی باقابلیت و با بنیه مالی قوی و افراد تحصیلکرده‌، یا خانه نشین کردیم، یا مورد بی توجهی قرار دادیم یا روانه‌ی شهرستان ها و مراکز استان نمودیم. مع الاسف حالا دیگر تصمیم گیری برای آن ها دیر شده است. نه سودای بازگشت دارند و نه توان آن؛ عجالتاً حداقل جوانان با استعداد و با اعتماد به نفس امروزی را دریابیم و از داشته ها و معلومات آنها در توسعه و شکوفایی شهر استفاده کنیم.

کوتاه سخن اینکه نه باقی ماندن در زیر سیطره کسانی که سال هاست امتحانشان پس داده‌اند درست است و نه تمنای رفتن بی چون و چرا زیر بیرق لامرد؛ هرچند خطاهای پی‌درپی این چند دهه ما را به جایی رسانده است که انتخاب میان یکی از این دو گزینه، گریزناپذیرمان کرده است.

تنها راه خلاصی از این وضعیت خود خواسته و رهایی از بن‌بست به وجود آمده «اتحاد و انسجام داخلی» و نگاه به «درون و داشته‌هایمان» می باشد.

از این نویسنده بخوانید:

لزوم عبور از «محله‌گرایی» به «شهروندمحوری»

در ستایش شرافت، رقابت و مشارکت همگانی


13 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    کاملا درست
    ما یاغیها هم درد شما داریم
    در کل باید بگویم فداغ بیرمی است در ابعاد کوچکتر

  2. لاری کارمند گفت:

    0

    0

    حالا چرا برگشت به لامرد بروید زیر نظر گراش وبخش ارد هم بدهند به شهرستان اوز زیرا که بخش ارد به اوز نزدیک تراست

  3. از بیرم کارمند گفت:

    0

    0

    فعلا که هر کجا بروید اسمان خدا یک رنگ است وقتی دولت امکاناتی ندارد واوصاع اقتصادی اینجوری باشد برای بیرم چه فرقی میکند که تابع لار باشد ویا لامرد متاسفانه بخش بیرم ازنطر وسعت وجمعیت هم خیلی کوچک است ونمیتواند هم از نظر تقسیمات کشوری بک شهرستان شود

  4. خوشدل گفت:

    0

    0

    برگشت به لامرد بسا بهتر از این دست و پا زدن های بیخود و تکراری همینجور که برای چاهورز و شیخ عامر ماندن در کنار لامرد بهتر شد

  5. گراش گفت:

    0

    0

    تقریبا فداغ و بیرم شاید حدود سه هزار نفر تفاوت جمعیتی داشته باشند .بیرم شهری هست که حتی فداغ حاضر نشد زیر مجموعه این شهر بماند و با تجمع روبرو مجلس و رفتن به تهران و استانداری فارس از زیر نظر بیرم بیرون اومد. علت اینکه فداغ زیر مجموعه گراش شد رسیدگی همشهریان گراشی برای ساخت مسجد و مدرسه از حسین آباد گرفته تا خلیلی و فداغ بود .مثلا همان خلیلی از مدرسه و حسینیه و… بیشتر کمک خیران گراشی بوده هست .الانم از نماینده منطقه می خواهیم که تعداد رای خود در فداغ و خلیلی را فراموش نکند .الان ۶۰۰رای فقط مردم خلیلی دادند که کم هم نیست. بخش ارد که می گویید به اوز نزدیک هست پس لار هم به بندرعباس و ما باید جز هرمزگان باشیم .گراش تا صحرای باغ تنها ۱۵کیلومتر فاصله دارد و تنها با یک تونل می شود مسیر را کوتاه کرد .متاسفانه جاده کشی نکردن و افتتاح کامل نشدن جاده چک چک باعث شده که هنوز گراش در فقدان جاده از همه شهرها عقب تر باشد .گراش با لامرد مرز مشترک دارد و به نظرم بیرم اگر به گراش بدهند بار مسئولیت کمتر می شود ولی باید خودشان بخواهند چون به نظرم مردم بیرم با لارستان هستند .

  6. ناشناس گفت:

    0

    0

    مناسفانه باز پروسه ای عم انگیز قرار است شروع شود وقتی دیده اند لار دیگر نماینده ای در مجلس ندارد به تکه تکه کردن ان طمع کرده اند یک سال ونیم اینده خدا به خیر بگدراند

  7. بیرمی در پاسخ گراشی گفت:

    0

    0

    من فکر می کنم به نفع همه منطقه وبخش بیرم است که تابع گراش باشد وبخش ارد هم به علت نزدیکی باید تابع شهرستان اوز شود زیرا که بیرم از نظر جغرافیایی هم دیگر به لار وصل نیست ومابین بیرم ولار شهرستانهای اوز وگراش واقع شده است

  8. معلم از بیرم گفت:

    0

    0

    از نظر تقسیمات کشوری ارتباط بیرم با لار به علت فاصله ای که شهرستانهای اوز وگراش ایجاد کرده اند دچار مشکل شده است تکلیف بیرم باید روشن شود یا به گراش ویا به لامرد ملحق شود وانصافا بخش ارد هم خیلی مناسب الحاق به اوز است زیرا خیلی خیلی به اوز نزدیکترست

  9. لار گفت:

    0

    0

    من زمان حسنی دعا می کردم خداکنه همه بخش ها رو از لار جدا کنه ولی نکرد
    پیشنهاد دادم جعفرپور این کار رو کنه ولی نکرد
    خدا کنه حسین زاده انجامش بده
    .
    اگر ۱۱ سال قبل جدا شده بودند الان لار تکلیف خودش مشخص بود و گیر و دار تقسیمات نبود
    خدایا دو بخش دیگر را هرچه زودتر از ما جدا کن

  10. معلم. لاری گفت:

    0

    0

    خوشبختانه. دیگر. هیچکدام از بخشهای. لارستان. شرایط. ارتقای به شهرستان. را ندارند. جویم. وبیرم از نظر. جمعیت. وزیر ساختها و…..‌…کوچک. هستند. وقابلیت. ارتقا. را ندارند. فعلا هم. دولت قصد. تقسیم. لارستان. را تا ۱۰. سال اینده. ندارد. این. قانون تقسیمات کشوری. است. تا ۱۰. شهرستان مادر. دیگر. تقسیم. نمی سود

  11. اوزی گفت:

    0

    0

    زمانی که شما ل ا ر ی ها حق مردم می خوردید، می بایست گمان می کردید که همه بخواهند از شما جدا شوند. در گذشته کار شما فقط همین بود *حق خوری*.
    در آینده جویم هم شاید جدا بشود چون هم روستا زیاد دارد، سابقه دارد و تا شهر ل ا ر تقریبا ۱۱۰ کیلومتر فاصله دارد.

    • لار گفت:

      0

      0

      انشالله جویم هم زودتر جدا بشه والا به نفع ما هم است ولی چند مسول قدیمی تفکرات قدیمی دارند
      اما شما لطفاً مصداق حق خوری را بنویسید.
      مصداق خدماتی که ۱۲ سال از غیر لاری گرفتید بنویسید.
      مصداق خدماتی که جهت م به بخش خفر داده بنویسید
      مصداق لامرد
      مصداق بین مهر و گله دار و …
      یه سری امکانات هست که در آینده دولت قراره در منطقه مستقر کنه از الان بگیم فردا بنام نزنید

    • لار گفت:

      0

      0

      البته ته دلم میگه اوزی نیستی

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان