میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۲۴ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۴:۵۲ ق.ظ سرویس:برگزیده ها, یادداشت 4 دیدگاه 219 بازدید

ما نسل «تعمیر» نیستیم!

ما نسل «تعمیر» نیستیم!

سعیده آرین: یادتون میاد وقتی جاروبرقی، سشوار، چرخ خیاطی و… تو خونه هامون خراب می شد چیکارش می کردیم؟ می بردیم یه تعمیرگاه تو محله یه مدت اونجا می موند تا نوبتش بشه و بعد می آوردیمش خونه؛ گاهی هم بدقلقی می کرد و دوباره می رفت و برمی گشت و تا مدت ها کار می کرد.

هرچند که تو خونه ما بابا وسیله های خراب رو می برد تعمیرگاه و مامان هی غر می زد که پس چی شد و بابا  یادش می رفت که مثلاً رادیو رو کدوم تعمیرگاه برده، چش بوده و کی باید بگیره و نهایتا هم ول می شد می رفت پی کارش! اما درستش این بود که وسیله های خراب رو می بردن تعمیرگاه و صبوری می کردند تا درست بشه.  یه وقتایی قطعه می خواست، گیر نمی اومد و نمی شد اما خیلی وقت ها درست می شد و تا سال ها بعدش سرحال کار می کرد.

مدت هاست دیگه این تعمیرگاه رو نمی بینم، خیلی کم شدند، قبلا تو هر کوچه پس کوچه ای یکی از این تعمیرگاه ها پر وسیله می دیدی که دل و روده وسیله برقی ها رو میز کارشون ولو شده بود. انگار جمع کردن رفتند. چرا بمونن وقتی مشتری نیست، الان دیگه کی وسیله اش رو تعمیر می کنه؟

همین من از اول ازدواجم سه تا مخلوط کن سوزوندم و نو خریدم. انگار تعمیرگاه بردن از یادمون رفته، اینجوری شدیم دیگه حال تعمیر نداریم، می ندازیم بیرون و نو می کنیم.

نه فقط با وسیله ها، با آدم ها هم همینیم، تا میان بدقلقی کنن از برق می کشیم و تمام. یه افاده های روانشناسی طوری هم مد کردیم که هر آدمی باعث آزارت می شه رو بذار کنار، حذف کن از زندگیت! شنیدید دیگه، تو این سال ها خیلی تکرار شده.

ما نسل تعمیر نیستیم، صبر و حوصله اش رو نداریم شاید واسه همینه که روابطمون دوام زیادی نداره، دوستی های چندماهه، ازدواج های ناموفق، بی اعتمادی های کاری… شاید لازمه مثل قدیم سر و کله زد و صبر پیشه کرد. شاید بد نباشه خرابی رابطه هامون رو ببریم تعمیرگاه شاید درست شد و تا سال ها کار کرد.

از این نویسنده بخوانید:

چرا «اینطور» شده ایم؟!

تشریفاتی که همه ما را می بلعد!

رویایی که فراموش نشد!

سلام دوباره شقایق های لارستان و بایدهای ما

المپیک کاراته ندارد

شطرنج هم شد ورزش؟

هنر یا موریانه، مسئله این است!

کف بازی!

وقتی آقاجون مرده بود!

نوستالژی درخت لیموی خانه پدری

حنایی که برایم خیلی رنگ داشت

شهری با پاییز بی کلاغ!

زلزله ای که تمام خاطرات کودکی ام را آوار کرد

خوش رحمت

قصه های ناتمام «کَل حاجی»

شکلات‌های دزدکی با طعم دلهره!

«پشه بند»های سوراخ شب های لار

«مینی بوسِ» اشتباهی اول مهر!


4 نظر

  1. فاطمه محسن پور گفت:

    0

    3

    خیلی چیزها به خصوصیت های اخلاقی و وضع اقتصادی مردم مربوط می شن چه بسا که خود بنده به جای خریدن چندین دفتر ، چندین مداد و پاککن می خریدم. اینکه ما نسل چی هستیم و چی نیستیم بسیار حساس تر از اون چیزی هست که شما توی تعدادی سطر خلاصه کردید و با۴الی۵ مثال بی سرو ته نتیجه گیری کردید. پیشنهاد من به شما این هست قبل از اینکه مدار بکشید ابتدا به درجات و اندازه گیری ها توجه کنید.

  2. ۷۰۰ گفت:

    0

    0

    سعیده خانم دقیقا همین‌طور است که توصیف کردی.
    تعمیر نکردن اشیاء ناشی از روحیات برآمده از اقتصاد سرمایه‌داری و مصرف گرایی است
    و
    دوام نباوردن رابطه‌ها ناشی از فردگرایی مدرن.

    روز به روز سبک زندگی و ارزش‌های حاکم بر زندگی ما بیشتر غربی می‌شود.
    سبک زندگی سنتی مزایای زیادی داشت که ما آنها را به قیمت کمی به زندگی مصرفی و فردگرایانه تمدن غرب فروختیم.

  3. ناشناس گفت:

    1

    1

    چه مثال بی خودی…..شما هم حالت قابل تعمیر نیست

  4. مهران امیدی گفت:

    0

    0

    واقعا هم همینطور هست. مقایسه جالبی بود.

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان