میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در14 دسامبر 2014 ساعت 1:34 ق.ظ سرویس:یادداشت 2 دیدگاه 1,774 بازدید

ما نگفتیم، تو تصویرش کن!

ما نگفتیم، تو تصویرش کن!

در نسبت عکاسی بحران و بحران عکاسی در دومین نمایشگاه گروهی انجمن عکاسان لارستان

ffgeferفرزاد قناعت پور: انجمن عکاسان لارستان زودتر از آنچه انتظار می رفت دومین تظاهرات گروهی خود را به نمایش گذاشت. این بار با پیشنهاد نهاد کتابخانه های عمومی شهرستان و ذیل عنوان کتاب و کتاب خوانی. یکی از نشانه های حرفه ای شدن در کار هنر، داشتن شاخک های تیز و حساس برای درک و دریافت مسائل و مصائب اجتماعی است. سفارش اجتماعی که مایاکوفسکی شاعر روس از آن سخن می گوید و آن را لازمه ی ادبیات و هنر می داند از این مسیر قابل ارزیابی است. شناخت این دغدغه ها و عرضه ی آن اما از ارتباط مستقیم هنرمند با جامعه ای که در آن تجربه ی زیسته دارد، حاصل می شود. آن گاه، هنرمند واقعی که در کار خود حرفه ای است این سفارش را پیش از آنکه منوط به پیشنهاد نهاد و یا متولی خاصی کند مستقیماً از شخص جامعه می گیرد و به یمن ارتباط ارگانیک و زنده ی خود با آن و شناخت نانوشته ها و نا اندیشیده هایش گامی از ساختار اداری و سیاسی جلو می افتد تا رها از الزامات احتمالی، نقشی مهم در ساختار اجتماعی زمانه داشته باشد و بدین گونه، ضمن برساختن یک ایدئولوژی مشخص برای خود، از دامچاله ی ایدئولوژی زدگی بگریزد. آسیبی که گاهی بی آنکه خود بداند بر او اثر می گذارد.

7

جوامع انسانی همیشه با بحران روبرو بوده است. از لحظه ی هبوط آدم به زمین، مفهوم بحران همسایه ی دیوار به دیوار انسان شده است. این بحران یا بحران های شوک زا و آشکاری چون جنگ و سیل و زلزله بوده است و یا بحران های خاموشی که از لحاظ گستردگی موضوعی و زمانی و شدت تخریب فیزیک و روان زندگی آدمی، اثرگذارتر از آن گونه ی نخست خود را نشان داده است. بحران، شرق و غرب، کوچک و بزرگ و کلان شهر و خرده شهر نمی شناسد. هم اکنون ما در میان طیف وسیعی از بحران ها زندگی می کنیم حتا در همین شهر کوچک. بحران مطالعه و اندیشه، بحران انزوا، بحران آشفتگی، بحران دیالوگ و گفتگو، بحران طبقاتی و به گونه ای آشکار، بحران مصرف گرایی. پرسش این است: چه میزان به این موضوعات نزدیک شده ایم؟ چه میزان شجاعت تحلیل و به  تصویر کشیدن آنها را داشته ایم؟ جایگاه این مسائل در زیبایی شناسی کار ما  و عصر ما چه بوده است؟ هنرمند ما در میانه ی این میدان نمی تواند خود را تنها دلخوش به «هنر برای هنر» کند که نتیجه ای جز غلبه ی «تکنیک» بر «معرفت» ندارد. و به تزی  دل ببندد که خود در برابر آثار بزرگ، و مانده و ماندگار در حافظه ی بشریت و نیز در پاسخگویی به مسایل  ولو جوامع خاصی چون این جامعه، متزلزل است. عکس به عنوان هنر عصر که از مسیر ارائه ی کیفیت نوین بصری و در ذات خویش همچنان پایبند بودن به عنصر واقعیت و توانا در به تصویرکشیدن جلوه های متنوع و نادیده ی آن، خود را همچنان به روز و مؤثر نشان داده است ، در این میان، رسالت خطیرتری دارد. عکس و عکاس ما باید بتوانند این بحران را به تصویر بکشند. سلف خلف ایشان هم نسبت به این موضوع بی اعتنا نبوده است. کاوه گلستان عمری را در بحران های اجتماعی زیست و تصویرگر آنها شد و جان خود را هم در آن راه گذاشت. گلستان از تصویرگری آلونک نشینان تهران پیش از انقلاب در بحرانی طبقاتی تا دفاع مقدس و سرانجام تهاجم آمریکا و جنگ عراق بر بستر بحران شوک زای منطقه ای و جهانی، حضوری مؤثر داشت. گلستان، تکلیف خود را با خود، تاریخ و نسل فردا روشن کرده بود. آنجا که در برابر توقیف و سانسور عکس هایش گفت: «من می خواهم صحنه هایی را به تو نشان دهم که مثل سیلی به صورتت بخورد و امنیت تو را خدشه دار کند و به خطر بیندازد. می توانی نگاه نکنی، می توانی خاموش کنی، می توانی هویت خود را پنهان کنی، مثل قاتل ها، اما نمی توانی جلو حقیقت را بگیری، هیچ کس نمی تواند.»  و در همان سالها، شاملو در مواجهه با بحران اختناق  و در چالش زبان و تصویر، برای «ایران درّودی»  نقاش می نویسد: تمامی الفاظ جهان را در اختیار داشتیم / و آن نگفتیم که به کار آید/ چرا که تنها یک سخن/ یک سخن  در میانه نبود/ آزادی!/ ما نگفتیم/ تو تصویرش کن!

و از این گونه اند بهمن جلالی و عباس عطار و… آری تمام حرف این است: تو تصویرش کن! صادق دلی ها و صمیمیت غریضی عکاسان جوان ما خواسته – ناخواسته آنها را به سوی موضوعات و عناصر اجتماعی سوق داده است و گاهی در آثار برخی از ایشان تفاوت ها و حرکت هایی قابل شناسایی است اما در برابر بحران باید مسلح بود. برخورد در سطح  و خنثی با مقوله ی بحران، بحران را قوی تر می کند. همچنین، رویکرد ترویجی و تبلیغی که در غالب آثار دومین نمایشگاه انجمن عکاسان به چشم می خورد زمانی مؤثر خواهد بود که بحران، تصویر و مشخص شده باشد. بحران عمیق و ریشه دار، بحران نزدیک، که آدمی را در احاطه ی خود دارد، خود را به آسانی نشان نمی دهد، مثل هوا و مثل خدا (که از رگ گردن نزدیک تر است) برای بسیاری در این روزها! عکس، قدرت این افشا و این بیداری را دارد.

غرض این نیست که عکس های ما شعار زده و یا همه مبتنی بر رویکرد مستند و عکس بردارانه باشد بلکه، در مواردی که خواسته یا ناخواسته مرتبط با بحران می شویم به ویژه بحران های خاموش، باید دانست که حتا در عکس های هنری و عکس سازی ها هم می توان ضمن تعهد به عناصر تکنیکی و زیباشناسانه چنین نگاه و جهت گیری ای را داشت تا لااقل در ارائه ی موضوعی که از موارد بحرانی امروز جامعه ماست، خود اسیر همان بحران نشویم و در برابر موج های آن، با افشای آن، مقاومت کنیم. مخلص کلام اینکه، «گروه» شدن عالی است، «موج شکن» بودن سخت و اما وای به حال «موج سواران»!

IMG-20141212-WA0013 IMG-20141212-WA0014 IMG-20141212-WA0012 IMG-20141212-WA0015



 


2 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    هم ولایتی عزیز سلام هم ولایتی استالین به دامچه ای ،نه دامی درافتاد تا هر اینه خیال خلاقش چون ابری شلوار پوش شود . فرمان ارتش هنر و وسیله اش – شاعر – را سرباز تولد شعر دانستن فرار از دام چه ای به دام است . وطنی اش را می شناسی ؟ یکی از اثر مثرای تو شهر کوچیک موچیک بودن خشن مشن خشنا شدنه تا هیچ کی نتونه مثل من تو او شیار بندازه ….. نه با تیزی میزی با تپان چه مپان چه یا تبل و مبل غازی امبرتولاریکا کهنیکا بزرگیا

  2. 0

    0

    ممنون آقا فرزاد 🙂

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان