میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در16 می 2014 ساعت 10:34 ب.ظ سرویس:برگزیده ها, فرهنگ و هنر 4 دیدگاه 1,930 بازدید

ما همه تئاتر هستیم!

ما همه تئاتر هستیم*!

با تاخیر برای روز جهانی تئاتر

ffgeferفرزاد قناعت پور: ۱) قریب به شصت سال است که به پیشنهاد انستیتو بین المللی تئاتر (ITI) روزی جهانی برای بزرگداشت این هنر بنیادین و کهنسال در نظر گرفته شده است. روزی برای بزرگداشت تئاتر اما، روزی برای پاسداشت زندگی است. به گفته ی اگوستو بوآل: «برخی به تئاتر مشغول اند چون تئاتر، حرفه و هنر و ذوق آنهاست؛ اما همه ی مردان و زنان روی زمین تئاتری در خود دارند… ما فقط بازیگر و تماشاگر خود نیستیم، بلکه نمایشنامه نویسانی هستیم که متن خود و آن بخش از گفت و گوهای صحنه ای را که در آن قرار داریم، می نویسد. صحنه آرایی هستیم که لباس ها را بسته به مکانی که در آن هستیم ( خانه، محل کار و…) انتخاب می کنیم و نیز کارگردانی که بازی هایمان را به صحنه می آورد، بنابر این هر انسانی به تنهایی یک تئاتر کوچک است… تئاتری که ما همگی در آن حضور داریم.» تئاتر اصیل هم مثل هر هنر با اصالت دیگری از سرچشمه های زندگی می نوشد و سیراب می شود و با غم و شادی زندگی است که غمگین و شاد می شود، این موجود زنده در تمام ادوار حیات خویش در شتاب برای رسانیدن و نزدیکی بیشتر جلوه های مادی و دیداری خویش به این سرچشمه بوده است؛ طرح مفهوم شکست «دیوار چهارم»، تعدیل رویکرد گفتمانی با تاکید بر نمایش وضعیت، فاصله گذاری برشتی، تئاتر سرکوب شدگان و سیستم ژوکر بوآل، توجه به حساسیت های اجرایی در برابر وسواس های زبانی، جذابیت های امروزین پرفرمنس آرت و تئاتر خیابانی و نیز، حرکت از «تئاتر مونولوگ» به «تئاتر دیالوگ» همه در این راستا ارزش خواندن و باز خواندن دارند.

۲) در خبرها خواندیم که عضو ارشد مرکز هنرهای نمایشی فارس در روز گرامیداشت تئاتر گفته است: «… باید رویکرد تئاتر به سمت شاد کردن تغییر کند، ما نتوانستیم در دهه ی اخیر مردم را شاد کنیم». این گزاره مشکوک است! اعوجاج دارد،  بوی سیاست زدگی می دهد و  بوی سطحی نگری و ما تنها نظاره می کنیم که چگونه متولی فرهنگی و هنری، از ساده ترین مفاهیم هستومند در هنر و به ویژه تئاتر درمانده است و سپس کف می زنیم و به گفته ی ژان کوکتو، جهل خود را تشویق می کنیم. «تئاتر اصیل» اما، سر فصل خود را «اندیشه ورزی» می داند، در بیان و یا اجرا و یا هر دو، و  هر چه پس از این رخ می دهد مثلا رخداد غم یا شادی، ذیل این مفهوم اتفاق می افتد؛ چه آنکه زندگی بی اندیشه مردابی بیش نیست و تئاتری که خود را زندگی می داند نمی تواند بی اندیشه بماند.

تئاتر، احساس را هم پاس می دارد اما نه افسار گسیخته و نه در بند که هر دو از بی اندیشگی می آید. تاکید بر این شادی بی پشتوانه تنها تکیه بر مفهوم «تئاتر به مثابه ابزار است». مسکنی برای آرامش موقت جامعه، جامعه ای که ما آن را بد مدیریت می کنیم و حالا بار خلق تحمل را بر دوش هنر و به ویژه هنرهای نمایشی می اندازیم. شکلی دیگرگونه از عادت به مهندسی معکوس، بلایی که به جان تکنوکراسی و فناوری ما هم افتاده است. این عادت در عرصه ی اجتماعی، می شود چشم فرو بستن بر واقعیات زندگی و تنبلی در کشف روابط، حالا به هر دلیل. چرا متولی ما امتناع دارد از این که بگوید جامعه و تئاتر ما در مسیر اندیشه هزار راه نرفته دارد؟ موانع پيش رو چيست؟ چرا آنچنان که باید درگاه های اندیشه را باز نمی گذاریم تا راه های نرفته رفته شود و لااقل بخش کوچکی از شادی از دست رفته حاصل؟ حالا مسائل و مصائب سخت افزاری را هم علاوه کنید.

و از اینگونه غافل از آنیم که تئاتر هم یکی از همین مردم است، خود این مردم است؛ تئاتر هم، چون ایشان غمگین است و تئاتر هم کم مصیبت ندیده است. هیچ گاه نباید به متافیزیک افراطی و فضای فانتزی موجود در امروز جامعه، فرصت جولان و تمامیت خواهی داد و خاستگاه مادی را فراموش کرد و به یاد باید داشت که وقتی تئاتر ما غمگین است، وقتی تئاتر ما ناموفق است یعنی جایی از زندگی ما می لنگد، جایی از این زندگی غم دارد؛ اگر ما این سخن را از تئاتر و امثال آن نشنویم، یا هوش نداریم یا گوش و یا شاید هم وجدان و در این صورت است که هم زندگی را از دست می دهیم و هم تئاتر را، هنر را.

* شعار مرکزی در رویکرد  تئاتری  اگوستوبوآل (سیستم ژوکر)


4 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    البته تئاترهاي زيادي هستند كه هم مي خندانند و هم انديشمندانه هستند.

  2. لاري گفت:

    0

    0

    مطلب مفيد و بجايي بود.

  3. آرش زاده گفت:

    0

    0

    نقد فرزاد مثل همیشه تیز و برنده و قاطع دمت گرم و نفست چاق

  4. 0

    0

    آفرین بر قلم شما
    تاتری که در آن اندیشه نباشد مضحکه ای بیش نیست.

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان