میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۲۴ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۴:۵۸ ق.ظ سرویس:برگزیده ها, یادداشت 10 دیدگاه 403 بازدید

مرور خاطرات «آیت الله خلخالی» در لار/ از اقامه نماز جمعه در «پارک» تا مشاجره با شیخ نخبه الفقهایی و شیخ نوروزی

مرور خاطرات «آیت الله خلخالی» در لار/ از اقامه نماز جمعه در «پارک» تا مشاجره با شیخ نخبه الفقهایی و شیخ نوروزی

آفتاب لارستان: اگر خاطرات آیت الله خلخالی اولین حاکم شرع دادگاه های انقلاب را خوانده باشید وی در بخشی از این کتاب که توسط نشر سایه از سال ها پیش منتشر شده است به خاطرات خود در شهر لار نیز اشاره می کند.

این روحانی مبارز پیش از انقلاب اسلامی توسط حکومت پهلوی به شهر لار تبعید می شود و در خاطرات خود از برخی شخصیت ها مثل سید نسابه، سیدمجتبی موسوی لاری، سیدعبدالحسین آیت اللهی، شیخ نخبه الفقهایی و شیخ نوروزی نام می برد که البته طبق نوشته وی همواره با دو شیخ نخبه و نوروزی درگیری و مشاجره داشته است.

سیدهادی طباطبایی، محقق و نویسنده شناخته شده اهل بیرم به تازگی در مطلبی کوتاه بخشی از خاطرات آیت الله خلخالی در لار را مرور کرده است که در ادامه با کمی دخل و تصرف توسط سایت آفتاب لارستان می خوانید.

لازم به ذکر است که این سایت آمادگی دارد روایت های دیگر از حضور آیت الله خلخالی در لار را نیز منتشر نماید.

***  

سید هادی طباطبایی: شیخ صادق خلخالی روحانی تند مزاجی بود. امام خمینی به او نام ه­ای نوشته و گلایه کرده بود که ناراحتی اعصاب باعث شده برخی سخنان را باور کنید. آیت الله خمینی همچنین به او هشدار داده بود که عواطف شما باید بر اعصاب غلبه کند.

اما به نظر می­ رسید که این توصیه­ی امام خمینی هم چندان کارگر نیفتاده بود. او در ماجرای فعالیت هایِ پیش از انقلاب، بعضاً تندی هایی با مراجع تقلید هم داشت. به عنوان نمونه، زمانی که برخی مراجع، به تهران رفته بودند تا به دستگیری امام خمینی اعتراض کنند، خلخالی بر سرشان فریاد زده و به طعنه گفته بود که: «آقایانی که جمع شده­اید، بیایید و همگی فتوا بدهید که آقای خمینی مهدور الدم است و بنشینید تا حکم اعدام ایشان را صادر کنند… این چه وضعی است که شما درست کرده ­اید و اصلاً برای چه به تهران آمده ­اید»؟(۱)

فعالیت های انقلابی خلخالی سبب شد تا حاکمیت پهلوی، او را به لار تبعید کند. او فروردین ماه ۱۳۵۷ به این شهر تبعید شد. در ابتدای ورود به لار، وی را به کلانتری آنجا تحویل داده و پس از ثبت مشخصات، او را رها می ­کنند.

خلخالی به خانه­ی سید عبدالحسین آیت اللهی می­ رود. این دو در درس اسفار علامه طباطبایی با هم شرکت می­ کرده­اند و سابقه­ ی آشنایی داشتند. آقا سید مجتبی موسوی لاری نیز در این زمان، در منزل سید عبدالحسین حضور داشته است. سید مجتبی قصد داشته که به منزل خود برود اما با دیدن خلخالی بر می­ گردد و ساعتی را در منزل آقا سید عبدالحسین گفت و گو می­کنند. خلخالی در وصف سید عبدالحسین گفته بود که: «آقای حاج سید عبدالحسین، اهل علم و شخص متدین و مهربان و نزد مردم لار و جهرم بسیار محترم است».

خلخالی به مدت ده روز را در منزل سید عبدالحسین می­ ماند. پس از این مدت، حجه الاسلام نسابه منزلی را در شهر جدید برای خلخالی اجاره می­ کند.

خانه به مدت یک سال اجاره شده بود و ماهیانه مبلغ دو هزار تومان به صاحبخانه -آقای قائمی- پرداخت می­شده است. با این وجود، صاحبخانه که از طرف شهربانی و ساواک تحت فشار بوده، اصرار می­ کرده که منزل را تخلیه کنید. خلخالی اما تا زمانی که در لار بود، در همین خانه ساکن می­ شود و آنجا را ترک نمی­ کند.

مرحوم خلخالی در این مدت، نماز جمعه و جماعت را در لار برپا می­ کرده و جوانان بسیاری را اطراف خود جذب می­ کند. در این میان، خلخالی از دو روحانی یاد می­ کند که صراحتاً با او مخالفت می­ کرده­ اند. یکی شیخ نخبه الفقهایی و دیگری شیخ نوروزی. خلخالی با این دو روحانی در منزل سید عبدالحسین نیز به مشاجره پرداخته بود. وی همچنین گفته بود که این دو روحانی نه تنها با بنده، بلکه امام خمینی و آقای ربانی شیرازی را […] معرفی می­ کردند. در همین مجادلات بوده که نزاع فیزیکی نیز میان آنها در می­ گیرد و «من که چاره­ای نداشتم، کتاب المنجد را که کتاب قطوری است، برداشتم و […]».(۲)

خلخالی که از شیخ نخبه الفقهایی گلایه­ ی بسیار می­کند، در وصف او اینگونه می­ گوید که: «خدا می­ داند که […]. آنها با پلیس علیه من همکاری می ­کردند و هر زمان که می­ خواستند مرا به شهربانی ببرند، آقای نخبه الفقهایی در سر راهم می­ ایستاد و اظهار خوشحالی می­ کرد»(۳)

سخنان خلخالی در حالی است که مرحوم نخبه الفقهایی در لارستان روحانی وجیه المنظری است و مردم لارستان همواره از وی به نیکی یاد می­ کنند.

خلخالی در لار نماز جمعه را بر پا می­ کرده و جمعیت زیادی در آنجا حاضر می­ شدند؛ اما پلیس درب مسجد را می­ بندد و از حضور مردم جلوگیری می­ کند. خلخالی چاره را در این می­ بیند که نماز جمعه را در پارک برگزار کند. گفته می­ شود که در این نماز نیز شیعه و اهل تسنن حضور داشته­ اند. اما در جمعه­ های بعد، نیروهای امنیتی حکومت، پارک را با ماشین اشغال می­ کنند و مانع از اقامه­ ی نماز می­ شوند. همین گونه فعالیت های خلخالی در لار بوده که سبب می­شود ژاندرم­ ها صبح زود به خانه­ی خلخالی حمله می­ کنند و وی را کتک زده و او را به بانه تبعید می­ کنند.

خلخالی در مدت تبعید در لار، هر روز صبح زود به زیارت قبور صحرای باغ در شش کیلومتری لار می­ رفته است. در آنجا به مزار حدود پنجاه نفرکه به دست فردی به نام سرتیپ اشرفی به شهادت رسید­ه­ اند سر می­زده است. عبا را کنار می­ گذاشته و برای هر یک از آنها فاتحه می­ خوانده است. خلخالی پس از انقلاب نیز دو بار دیگر به لار رفت. او از این دو سفر، به نیکی یاد کرده است.

پی نوشت:

۱)خاطرات آیت الله خلخالی، نشر سایه، جلد اول صفحه ۱۱۹

۲)همان، صفحه ۲۱۷

۳)همان، صفحه ۲۱۷

از سید هادی طباطبایی بخوانید:

وارسته ای از خاندان دستغیب

سیاست ورزی سیدعبدالحسین لاری

شیخ محمد حقانی، عالم بلاد بیرم

کاریزمای روحانیت در لارستان


10 نظر

  1. صمد کامجو گفت:

    0

    0

    در این مقاله نوشته شده که ایشان تا آخر در خانه قائمی در شهرجدید مانده است در صورتیکه بنده یاد می دهم که بعد از این خانه آمد در شهر قدیم منزل ساعدی محله قنبربیگی سکنا گزید.وبنده ایشان را هرروز می دیدم که با پای پیاده بطرف خور می رفت.

  2. همشهری گفت:

    0

    0

    فقط تعجبم از این هست که این همه شهر و روستا تو ایران بوده؛ چرا به لار تبعید شده؟؟!!

  3. لارستانی عیر لاری گفت:

    1

    0

    حرکت های تند ورادیکال ایشان در اذهان تاریخی همه مردم ایران باقی مانده است وبا خو وخصلت مردم لارستان که ادمهایی ارام ومصلحت اندیش هستند سازگاری نداشت به همین جهت با روحانیونی مانند اقای نخبه ونوروزی و……. چندان مرواده وروابطی نداشت به نظر میرید که مرور شخصبتهای با سواد تاریخی وروحانیون با سواد ایران بیشتر کمک به نسل امروز جامعه میکند تا افرادی مانند خلخالی

  4. ناشناس گفت:

    0

    1

    خدا را شکر که […] از مرحوم شیخ علی ادبی(نخبه الفقهایی) به بدی یاد میکند .در صورت تعریف و تمجید خلخالی از ایشان باید در صداقت و درستی خانواده نخبه الفقهایی شک میکردم

    • بانوی لاری گفت:

      0

      0

      احتمالا مواجبی بدون زحمت را از شما قطع کرده اند وگرنه خانواده نخبه القفهایی و ادبی از قدیمی ترین خاندان لار هستند و کسی از درستی رفتار و کردار ایشان از گذشته تاکنون بی خبر نیست… وقتی فردی مانند خلخالی […] با آنهمه […] و رفتارهای تندرو در کارنامه معرف حضور هست و خانواده خود وی در آخر عمر از او دوری گزیدند نیازی به بزرگداشت وی نیست تاریخ خود بهترین گواه هست … امورات مهمتر از خاطرات خلخالی در مملکت برای پیگیری می باشد

  5. شهروند گفت:

    0

    0

    در مورد بررسی حاطرات دربین همه پیغمبران شما جرجیس انتخاب کرده اید

  6. فرقی نمیکند یکی از ۹۵هزار نفرمردم لار گفت:

    1

    0

    متاسفانه راوی اشراف به تاریخ این دوره نداشته
    مسلما جناب خلخالی فامیل زنده یاد ادبی را اشتباه نمیکردند
    اگرچه فامیل برادرانش نخبه الفقهایی بوده است
    بنظر من در نوشتن تاریخ در زمانها ی نه چندان دور باید کمی مطالعه کرد
    چرا که هنوز تعداد زیادی از آن زمان در قید حیات میباشند
    و نمیتوان بی گدار به آب زد هرچند تنها در نامها نیست که بتوان‌ایراد گرفت
    برای نویسنده آرزو میکنم به اهدافشان برسد

  7. عصر بیداری گفت:

    0

    0

    سید عبداحسین غلط است سید عبدالعلی صحیح است

  8. جناب نویسنده گفت:

    1

    0

    در شرایط فعلی این قدر مطلب ومساله مردم دارند که خاطرات فردی مانند خلخالی با ان سوابقش و……. را که شما به ان پرواخته اید قوز بالا قوز است لطفا وقت خود ومردم را خراب نکنید

  9. فتحی گفت:

    0

    0

    من دران زمان دانش امور کلاس چهارم دبی ستان بود م ابتدا اعلام شد نماز جمعه در مسجد جامغع شهرقدیم اقامه میشود اما وفتی به انجا رفتیم شهید نصیری لاری اعلام کرد باید برویم برزن شهر جدید لذا درهوای گرم داخل پارک روی زمین داغ مهرمان بیشتر سنگ بود جمعیتمان بسیار کم شده بود و البته نقش اجراییی را بیشتر شهید نصیری ایفا میکرد البته به نظرم نماز دیگیری اجر ا نشد و من به یاد ندارم پیشنهاد میکنم نویسنده از افراد زنده هم تحقیق کنند چون بسیاری زنده هستند و به نوشته ایشان تنها اکتفا نشود نقش محقق نباید خلاصه نویسی از خاطرات ایشان بود چرا که اگر اصل را بر صحت نظر ایشان باشد دیگر چه نیاز به نوشتن مطلب جدید

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان