میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در23 آگوست 2014 ساعت 9:50 ق.ظ سرویس:گفتگو 14 دیدگاه 2,825 بازدید

مسلمانم و مستقل/ از عناوين بلند و بزرگ بيزارم

دلخوشي ها و دلخوري هاي آيت الله نسابه در گفت وگو با «بشارت نو»

مسلمانم و مستقل/ از عناوين بلند و بزرگ بيزارم

7حميد منشي: در حافظه جمعيِ مردم لارستان، «نسابه» هميشه همان نسابه است؛ چه دهه ۴۰ و شروع مبارزات انقلابي او باشد چه دهه ۸۰ و در زمانه ثبات و قرار؛ چه داراي منصب و تريبوني دولتي باشد چه در گوشه و حاشيه قدرت! او تا بتواند تكلم كند و خطابه بگويد بر يك موضع است؛ فرقي هم نمي كند كه موضع او پشت تريبون نماز جمعه بيان مي شود يا روي تخت بيمارستان! از اين منظر مي توان گفت تقريبا هيچ بزنگاه تاريخي در منطقه نبوده كه نسابه با حضور يا خطابه خود در آن خبرساز نشده باشد. چه آن خبر، نطق هاي آتشين ضد شاه در حسينيه حاج تقي لار باشد چه حضور و سخنراني در اعتراضات مردمي بهمن ۸۸ در لار. خودش مي گويد «من هميشه با مردم هستم» و شايد همين كليد واژه باعث شده تا مردم لارستان در ادوار مختلف و در شعارهاي خود او را «نسابه قهرمان» خطاب كنند و پرپيداست براي مردمي كه هميشه براي تحقق مطالبات خود به يك قهرمان نياز دارند، نسابه يك قهرمان واقعي است!

نسابه اينك اما خود را بيشتر از هر زماني تنها احساس مي كند؛ كهولت سن و انجام چند عمل جراحي باعث شده تا ديگر مثل گذشته حداقل در كلام، حرارت نداشته باشد. طعم برخي حرف هايش نيز عليرغم لبخندي كه سعي مي كند بر چهره داشته باشد تلخ و گزنده است! اين را در يك گفت و گوي يك ساعته و در منزل قديمي و كوچكش در صبح يكي از جمعه هاي مردادماه ۹۳ متوجه شديم. در اين گفت و گو سعي كرديم بيشتر به حال و هواي شخصي و فردي اش نزديك شويم و پرسش هاي خصوصي تري بپرسيم. بخشي از پاسخ هايش را البته به دليل گزندگي زياد! و آنچه خود از آن به عنوان اظهارات «دردسر ساز» ياد كرد نمي توانيم درج كنيم اما خواندن همين حد نيز شايد بتواند به شما براي اطلاع از حال و هواي اين روزهاي يك قهرمان بازنشسته كمك كند!

***

لطفا براي شروع گفت و گو بفرماييد اين روزها چه مي كنيد؟! صبح تا شب شما چطور سپري مي شود؟

الان برنامه من محدود شده. يعني پزشكان محدودم كرده اند. دو ساعت صبح از ساعت ۱۰ تا ۱۲ مراجعيني مي آيند؛ مسائل شرعي دارند؛ سوال مي كنند. در مورد نماز، ارث، وصيت و اينها. سوال مي كنند و من هم مفصل جواب مي دهم. بعضي وقت ها هم تعدادي از جوانان مي آيند و سوالاتي در خصوص مذهب و دين مي پرسند و نكات مبهمي دارند. من هم مفصل و بعضي اوقات بيش از دو ساعت براي اينها صحبت مي كنم.

جواب تمام شبهات را مي دانيد؟

من براي اينكه اينها كتابخوان و اهل مطالعه شوند با اينكه جوابشان را معمولا حاضر و آماده دارم اما مي گويم فلان كتاب را مطالعه كنيد؛ پيدا كنيد. جواب سوالت در آن كتاب است. براي اين كه كتاب را بخوانند و ورق بزنند و مطالب ديگر را هم بفهمند.

13

از برنامه روزانه تان مي گفتيد؛ عصر تا شب را چه مي كنيد؟

عصرها ديگر نمي نشينم. بعد از عمل جراحي روي قلب و مثانه. ولي شب دوباره بعد از نماز مغرب و عشا تا هرچه لازم باشد. مردم مي آيند. اختلافاتي هست بين خانواده ها و مي آيند اينجا و ما صلحشان مي دهيم. گاهي اختلافات شديدي هم هست. اختلاف بين زن و شوهر؛ بين يك عده اي بر سر زمين مثلا كه دادگاه هم رفته اند، وكيل هم گرفته اند اما كاري نشده. ما با موعظه و ارشاد و خواهش، مصالحه اي بين اينها ايجاد مي كنيم. اين است كه رئيس دادگاه در زمان ما مي گفت بودن شما كار ما را آسان و سخت كرده است.

حاج آقا بعد از ماه رمضان هم نماز جماعت مي خوانيد؟

بله. نماز مغرب و عشا را در مسجد شازده مي خوانم.

كسالت شما دقيقا چيست؟

چند ماهي بعد از فوت آقا سكته اي در لار عارض شد. به قول دكتر امامي سكته وسيعي هم بود. جدار قلب حتي آسيب ديده بود. اينجا بستري شدم و بهبودي نسبي حاصل شد و گفتند بايد بروي شيراز آنژيوگرافي كني. آنژو كردم و سه تا از رگ ها تقريبا صد در صد گرفتگي داشتند. بعد مرا مستقيم بردند سي سي يو. دكتر شريف كاظمي گفت گرفتگي عروق طوري بود كه ترسيدم اگر رهايتان كنيم باز هم سكته كنيد لذا شما را مستقيم برديم سي سي يو. قفسه سينه را كه باز كرده بودند متوجه شدند كه دو رگ كوچك ديگر هم گرفته است. عمل مشكلي بود و من حدود ۹ ساعت بي هوش بودم. طوري كه اينها خيال كرده بودند من در كما رفته ام. دو روز در اتاق ويژه بودم و بعد دوباره من را به سي سي يو آوردند. بعد از ۲۵ روز از عمل اجازه دادند و رفتيم خانه. در منزل حالم به هم خورد و مجددا ما را بردند بيمارستان و در آسانسور مجددا سكته كردم. من را برده بودند بالا و دكترها خيلي تلاش كرده بودند. طوري كه اواخر ديگر مأيوس بودند اما به هر حال برگشتيم. من هم به شوخي بعدا گفتم مُردنِ آساني بود و اصراري براي بازگشت نداشتم و دكترها نعمتي، شريف كاظمي و معتمدي گفتند ما اصرار داشتيم. بعد از بستري شدن دوباره، چون از قبل و سال ها قبل هم خونريزي داشتم سونوگرافي كردند و گفتند طوموري سه در دو سانت در مثانه ات هست و بايد عمل كني. گفتم من تازه عمل كرده ام و نمي توانم. گفتند سه ماه فاصله مي اندازيم. خلاصه اينكه ۴، ۵ ماه بعد هم عمل مثانه انجام دادند.

الان هم كه ظاهرا دارو زياد مصرف مي كنيد؟

بله. من روزي ۲۰ قرص مصرف مي كنم.  قرص هايي كه عوارض منفي زيادي دارند. روي ريه، كليه معده و همه چيز.

دلخوشي اين روزهايتان چيست؟

هيچ دلخوشي ندارم. همه دلخوري است. ناراحتي و غصه براي قلب ضرر دارد اما در عين حال همه دلخوري است و هيچ نقطه روشني را نمي بينم.

دلخور چه هستيد؟

بيشتر به دليل مسائل و زندگي شخصي است.

حاج آقا نكند شما هم قسط بانكي داريد؟! [باخنده]

قسط كه نه ولي خُب مشكلات زياد است. دو پسر بيكار و بي خانمان دارم. [با خنده] با اينكه من نزديك ۳۵ سال انقلاب دست صدها نفر را مخصوصا زمان آقاي رفسنجاني و آقاي خاتمي از لار و شيراز و جهرم و داراب و غيره به كار دادم اما در كار بچه خودم مانده ام! در مورد خانه هم كه سال هاست اجاره نشين هستند.

خُب حاج آقا برايشان خانه بخريد. مگر وضعتان خوب نيست؟!

وضع من اتفاقا به لحاظ مالي بسيار بد است. از اول هم همينطور بوده. اين خانه اي كه مي بينيد ۵۰ سال عمر دارد. اين اتاق هم بازسازي شده. جايمان بسيار تنگ است و اگر مهماني بيايد نمي دانيم بايد كجا بخوابد. همين هم كه هست كهنه و فرسوده و داراي موش و مار و عقرب است. تازه همين خانه با همين وضع، گروي بانك ملي است و براي يكي از پسرها وام گرفتيم. بعد از ۵۰ سال هنوز يك خانه درستي در لار من ندارم.

پشمان نيستيد حاج آقا؟! اگر از همان اول به مسائل مالي توجه بيشتري مي كرديد بهتر نبود؟!

بله. رفقاي ما بيشتر به همين مسائل توجه كردند. قوم و خويش هاي ما و حتي شاگردهاي من [با خنده] الان بعضي از شاگردهاي من ميلياردر هستند. اين كه مي گويم مبالغه نيست.

يعني شما دوست داريد مثل آنها باشيد؟ پشيمانيد كه چرا اين راه را انتخاب نكرديد؟!

پشيمان كه نيستم اما بدي قضيه اين است كه آدم خودش مي سازد اما زن و بچه هاي بيچاره چه كنند؟!

شما بواسطه نفوذ و اعتباري كه در منطقه و استان داريد به راحتي مي توانيد با يك تلفن و توصيه به مسئول بانكي، وزير و وكيلي به راحتي مشكلاتتان را حل كنيد! تا حالا اين كار را براي خودتان نكرده ايد؟!

نه! من عارم مي شود! من رو نمي زنم. از اول هم اين كارها را نكرده ام. البته ديگران مي كنند و به همين علت ميلياردر شده اند.

8

دوست داريد مردم شما را با چه عنواني خطاب كنند: حجه الاسلام، آيت الله، چي؟

هر چه صدا بزنند فرقي نمي كند. نسابه تنها هم صدايم كنند بدم نمي آيد. ولي از عناوين بلند و بزرگ بيزارم. مي گويند ولي من خودم مشمئز مي شوم وقتي مي شنوم.

در چه سالي معمم شديد؟

در ۱۸ سالگي و در شيراز. قبل از اينكه بروم قم، چهار پنج سال شيراز طلبه بودم. آن موقع شيراز دارالعلم بود. بيش از ۵۰ سال پيش. به دست آيت الله حاج عالم كه پسر خاله ما بود و در تولد حضرت زهرا (س) معمم شدم.

چند سال قم بوديد؟

مجموعا بيش از ۳۰ سال قم بودم.

بعد از قم هم به لار آمديد. درست است؟

سال ۴۲ من آبادان منبر مي رفتم. مرحوم آقا [آيت الله سيد عبدالعلي آيت اللهي] كه پسر دايي و پدر خانم من بود گفت چه تصميمي داريد. گفتم مي خواهم آبادان بروم. گفتند صلاح نمي بينم. آبادان از لحاظ موقعيت در سال ۴۲ خيلي حساس بود. گفتم چه كنم و جواب دادند برويد لار. از همان سال ما آمديم لار و حسينيه حاج تقي شد كانون ما. اولش تعداد حاضران محدود بود و كم كم تكامل پيدا كرد و عده جوان ها زياد شد و پايگاهي براي انقلاب شد. البته در بين سال ها براي ادامه تحصيل به قم مي رفتم و بر مي گشتم تا سال ۵۷ كه به طور كامل مانديم.

به بعد از انقلاب بر مي گرديم اما پيش ازآن بفرماييد كه شما اخبار و اطلاعات مملكت را از چه منبعي كسب مي كنيد؟

من قبلا از راديو بي بي سي و تلويزيون داخلي خودمان. بعد كه از بي بي سي متنفر شدم.

كي متنفر شديد؟

از وقتي كه اينها و راديو فردا و بقيه در سال ۸۸ و جرياني كه بين لار و گراش ايجاد شد و سخنران جريان من بودم. صداي من را اينها پخش كردند و جملات را گزينش مي كردند. مثلا اين جمله كه «من به وعده هاي دولت اعتقادي ندارم» يا اين جمله كه «چرا گردان ويژه به لار آورده ايد؟!» را فقط پخش كردند. من از طريق اينترنت البته اعتراض كردم كه اين مسئله داخلي بوده و مربوط به تقسيمات وزارت كشور؛ نه ربطي به جنبش سبز داشت نه سرخ نه سياه! [باخنده]. يا آن عليرضا نوري زاده؛ كه عضو سيا هم هست مي گفت سابقه ندارد كه امام جمعه اي به طرفداري از ملت خودش روبروي دولت بايستد. براي همه اينها من پيام اعتراض خود را فرستادم. من نبايد خوراك راديوهاي بيگانه و دشمن باشم و از آن موقع از اين راديوها متنفر شدم و فقط تلويزيون ايران مي بينم. آن هم فقط اخبارش. و البته روزنامه ها را هم مي خوانم. چه روزنامه هاي اصلاح طلب چه اصولگرا و از مجموع اين حرف ها برداشت خودم را دارم. از اين گذشته افرادي را در تهران داريم كه بي طرف، عميق و مطلع هستند و اخبار جهان و داخلي را از آنها هم مي پرسم.

حاج آقا ماهواره هم در خانه داريد؟

خير؛ ندارم.

چرا؟!

نمي دانم؛ اين دخترمان و بچه ها نمي گذارند و با ماهواره مخالفند.

پس خودتان بدتان نمي آيد؟! [با خنده]

به هر حال بعضي اقوام دارند و وقتي خانه شان مي رويم نگاه مي كنم. [با خنده]

6

بر گرديم به سياست؛ حاج آقا مي توانيم بگوييم شما به يك جريان خاص سياسي تعلق داريد يا خير؟

خير؛ كسي پرسيد شما اصولگرا هستي يا اصلاح طلب و جواب دادم من مسلمانم و مستقل. خودم استقلال فكري دارم. البته بعضي اوقات افكارم با اصلاح طلبان جور است و برخي اوقات با اصول گراها ولي روي هم رفته دوست دارم مستقل فكر كنم.

سوال بعدي ام را مي توانيد جواب ندهيد. در انتخابات رياست جمهوري سال قبل به چه كسي راي داديد؟

به آقاي روحاني.

دوره هاي قبل چه؟

دوره آقاي خاتمي به خاتمي راي دادم و دوره آقاي رفسنجاني هم به رفسنجاني راي دادم. دوره آقاي احمدي نژاد را يادم نيست ولي فكر كنم در آن دوره هم به آقاي هاشمي رفسنجاني راي دادم.

حاج آقا؛ نهاد روحانيت كلا در تمام ادوار به محافظه كاري مشهور است. شما چرا اينگونه نيستيد؟! [باخنده]

امام خميني وقتي از پاريس آمده بودند شب ها در موسسه رفاه سخنراني مي كردند. بيشتر از هزار نفر از روحانيون شهرهاي مختلف آنجا بودند. مرحوم آقا و من هم بوديم. شبي امام به علما گفتند كه يك عده اي از شما علما، مردم هُلتان دادند و آوردنتان در صحنه. همينطور هم بود. ما يكي از مبارزاتمان با علماي محافظه كار بود از سال ۴۲٫ يعي اينقدر كه اينها ما را اذيت كردند و آزارمان دادند و كارشكني كردند حتي آنها كه بعدها در انقلاب منصب گرفتند، ساواك ما را اذيت نكرد [باخنده]!

حالا كه از محافظه كاري گفتيم مي شود نظر خود را در مورد موسيقي بفرماييد؟

مي شود اين را نپرسيد؟ دردسر براي من درست نكنيد! [با خنده]

شما محبوب تمام اقشار جامعه و بطور خاص جوان ها هستيد. از طرفي برخي اين ذهنيت را ايجاد كرده اند كه جايگاه روحانيت در بين جوانان كمتر از قبل شده است. شما اما مثال نقض اين ذهنيت هستيد. يعني اتفاقا بيشتر محبوب جوان ترها هستيد…

مخصوصا جوانان آسمان جُل [با خنده]

دليل اين موضوع به نظر خود شما چيست؟! چه چيز شما براي جوان ها جذاب است؟

علتش شايد اين باشد كه از سال ۴۲ كه آمده ام لار، كارم و عنايتم فقط روي جوان ها بوده و نه به سمت پولدارها و به قول اين روزها خيّرين. روزي يكي از همين خيرها به من گفت آقا يه خورده با ما هم گرم بگير. البته سلام و احوال پرسي و تواضع نسبت به همه اقشار داشتم و دارم اما عمده كار و حرارت و توجهم به سمت جوان ها بود. بحث هاي روي منبرم هم سعي مي كردم بيشتر جوان پسند باشد. حالا اگر محبوبيتي باشد نمي دانم.

شيرين ترين خاطره شما در طول زندگي چيست؟

خُُب بقيه اش بايد شيرين باشد كه من «ترينش» را بگويم [باخنده]. شيرين ترين خاطره زماني بود كه در تهران به استقبال امام خميني (ره) رفتيم كه از پاريس آمدند. در سالن فرودگاه كه امام نطق كوتاهي هم كردند. حضور من در آنجا شيرين ترين و لذت بخش ترين فصل زندگي ام بود.

فكر كردم مثل اكثر آقايان و احتمالا از روي ترس مي فرماييد ازدواج تان شيرين خاطره تان هست! [با خنده]

ازدواج هم شيرين بود ولي آن مسئله شخصي است.

خُب حالا تلخ ترين خاطره را بفرماييد.

ارتحال مرحوم آقا تلخ ترين خاطره زندگي من است. همچنين مجبور شدن مرحوم امام به قبولي آتش بس در جنگ و اينكه بگويد كاسه زهر را نوشيدم.

حاج آقا در زندگي تان اشتباه هم كرده ايد؟

كم نبوده.

لطفا يك شعر همين الان بخوانيد.

من كه از آتش دل چون خُم مي در جوشم/ مُهر بر لب زده خون مي خورم و خاموشم

هست اميدم عليرغم عدو روز جزا/ فيضِ عفوش ننهد بار گنه بر دوشم

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت/ من چرا ملك جهان را به جويي نفروشم

و آن شعري كه خيلي روي من تاثير مي گذارد كه حتي مرحوم آيت الله ملكي در قنوت آن را مي خوانده اين است:

صبح است ساقيا قدحي پر شراب كن/ دور فلك درنگ ندارد شتاب كن

زان پيش تر كه عالم فاني شود خراب/ ما را به جام باده گلگون خراب كن

البته من بجاي خراب كن مي گويم «كباب كن»!

حاج آقا خواندن شعر حافظ در قنوت نماز به لحاظ فقهي مشكلي ندارد؟

نبايد فارسي خواند. البته بعضي از فقها اجازه داده اند و مي گويند خداوند كه عرب نيست فقط عربي بگوييم. [با خنده]

خودتان هم تاكنون شعر گفته ايد؟

نه؛ يعني تصميم نگرفتم از اول شعر بگويم و الا مي توانم چيزي سر هم كنم. مثل بقه شعرا [با خنده]

تاليفي تاكنون داشته ايد؟

خير؛ من تاكنون فقط سخن گفته ام. اگر اينها را بخواهند چاپ كنند ده تا كتاب مي شود. در عرض ۵۰ سال. منبرها و خطبه هاي نماز جمعه. ۱۷ سال من فقط نماز جمعه خوانده ام.

حاج آقا شما خيلي خوب سخن مي گوييد و خطابه مي كنيد. اين موضوعي ارثي است يا با تلاش ايجاد شده؟

نه ارثي نيست. البته پدر من هم سخنگو بود ولي فكر كنم من بهتر از او حرف مي زنم! از اجدادمان هم حاج سيد عبدالحسين [لاري] بود كه او هم سخنران نبود. ديگري حاج سيد حسين از جد پدري بود. اين مورد بيشتر ممارست بوده. ما از زمان طلبگي و جواني در قم جلسات تمريني سخنراني داشتيم كه بعضي اوقات هر پنجشنبه يك نفر سخنراني مي كرد. اول از رو بعد از حفظ.

مرجع تقليد شما كيست؟

امام خميني (ره).

تعصب شما روي منطقه لارستان بر هيچ كس پوشيده نيست. در اعتراضات بهمن ۸۸ هم اين شما بوديد كه بين مردم آمديد و اعتراضات آنها را تأييد كرديد. هنوز هم به همين اندازه تعصب داريد؟

الان هم همين تعصب هست. من از بابت همين موضوع خيلي هم خسارت ديدم و هزينه پرداختم. البته محرك نبودم و مردم را به آرامش دعوت مي كردم ضمن اينكه شايستگي هاي لارستان، توانايي ها، قدمت، وسعت جغرافيايي كه از تنب بزرگ و كوچك شروع مي شد و اينكه شايستگي هر ارتقايي دارد را هم مي گفتم.

با اين اوصاف و به عنوان پرسش آخر بفرماييد مردم لارستان چقدر قدردان شما و امثال شما بوده اند؟

قدرشناسي تا حد اينكه بگويند با دعا همراهتانيم [با خنده]. من هيچگاه با اقبال و تعريف مردم ذوق زده نمي شوم با ادبارشان هم ناراحت نمي شوم؛ ولي نه، يك كمي ناراحت مي شوم. [با خنده]


14 نظر

  1. رحیم گفت:

    0

    0

    بر اساس فرمایشات حضرت مولای سخن نقل به مضمون می کنم که خرابی مملکت ها زمانی است که کارهای بزرگ به افراد کوچک سپرده شود و برعکس. انصافا ایشان حق بزرگی بر گردن همه چه جوانان سال ۵۷ چه جوانان زمان جنگ و چه جوانان الان دارند. کاش قدرشناس بودیم……

  2. رحیم گفت:

    0

    0

    سالها دل طلب جام جم از ما میکرد آنچه خود داشت زبیگانه تمنا میکرد
    خداوند سایه ایشان را بر سر ما مستدام بدارد

  3. 0

    0

    غمی که در قلب حاج آقا نسابه هست، با قلم زیبای شما، آقای منشی، بر قلب ما نیز نشست.
    خداوند روحانیون مستقل و دلسوز را افزون کند…

  4. ناظر سازمان حقوق بشر گفت:

    0

    0

    حضرت آيت الله نسابه هميشه غم دارد چون نقادي ، بر جسته ترين صفت ايشان است چه در زمان طاغوت بر عليه شاه چه بعد از انقلاب ، در نتيجه نقد چالش مي آ ورد و چالش اگر خوش كام باشد به كام ديگران ميرود و اگر تلخ كامي باشدبه كام خودش ارزاني ميشود ،

  5. ناشناس گفت:

    0

    0

    خدا سایه ی آقای منشی را از سر ما کم نکند
    چه بسا اگر ایشان را نداشتیم از بسیاری چیزها بی خبر می ماندیم

  6. x گفت:

    0

    0

    حضرت آقای نسابه در دوره احمدی نژاد به یاد ندارید به چه کسی رای دادید.می فرمایید فکر می کنید به آقای هاشمی رای دادید.حتما” منظورتان سال ۸۴ است.در مورد سال ۸۸ نگفتید.سال ۸۸ انتخاب شما چه کسی بود؟ شاید به یاد نمی آورید؟
    به نظر من یک مسلمان مستقل حداقل انتخاب خود را در انتخابات فراموش نمی کند و شجاعانه بدون ترس از هیچ کس نظرش را بیان می کند.من در سال ۷۶ اولین بار به خاتمی رای دادم.در سال ۸۰ هم همینطور.سال ۸۴ رای ندادم و در سال ۸۸ به موسوی رای دادم و سال ۹۲ نیز اول تصمیم نداشتم رای بدهم اما با حمایت هاشمی و بزرگان اصلاح طلب از روحانی متقاعد شدم که به روحانی رای دهم.آقای نسابه ای کاش همینطور که ادعای مسلمانی و استقلال فکری دارید کمی هم شهامت بیان حقایق را داشتید و با بهانه اینکه به یاد ندارید پنهانکاری نمی کردید.من که نظرم نسبت به شما بسیار تغییر کرد.متاسفم !
    ————
    مديريت: زود قضاوت مي فرماييد. اتفاقا ايشان در مورد انتخابات مورد اشاره شما اظهارات صريحي داشتند كه ما از نوشتن آن معذوريم.

    • x گفت:

      0

      0

      مدیریت محترم..ایشان در همین مصاحبه دقیقا” گفته اند در دروه احمدی نژاد یادم نیست به چه کسی رای دادم و در ادامه هم می گویند فکر کنم به هاشمی رای دادم و در مورد انتخابات سال ۸۸ هم هیچ مطلبی نفرموده اند .مگر می شود ادم یادش نیاید به کی رای داده؟حداقل اگر شهامت گفتن اینکه به چه کسی رای داده اند نداشتند می توانستند مثل خیلی های دیگر بگویند رای من همیشه مخفی بوده و امثال این صحبت ها.تعصب را رها کنید و واقع بین باشید.حال بفرمایید می بایستی چگونه قضاوت می کردم ؟ ؟ ؟
      ————–
      مديريت: در اين بخش گفت و گو مجبور شديم قسمتي از گفته هاي ايشان را حذف كنيم. اگر متن كامل گفت و گو را مي شد درج كرد اينگونه قضاوت نمي كرديد. به هر حال از اظهار نظر و توجه شما ممنونيم و از بيان توضيح بيشتر معذور.

    • x گفت:

      0

      0

      مجبور شدید قسمتی از گفتگو را حذف کنید ؟ ؟ ؟ ؟ ؟؟ چه کسی شمار را مجبور کرد؟از چه کسی ترسیدید؟خود جناب آقای نسابه اجازه دادند گفته هایشان را سانسور کنید یا خودسرانه اینکار را کردید؟از بیان توضیح بیشتر معذورید؟همین است دیگر…شهامت گفتن حقایق را ندارید.از حقیقت می ترسید.حقیقت تلخ است.درکتان می کنم.می خواهید درب رسانه تان را تخته نکنند.اما بدانید اگر خود را رسانه می دانید بایستی دنبال حق باشید و سانسور را کنار بگذارید.حقیقت به هر تلخی هم که باشد بایستی بیان شود.واگر نه مردم می روند دنبالBBC و VOA و رادیو فردا.
      —————-
      مديريت: با احترام به نظر حضرتعالي بايد گفت خبرنگاري و كار مطبوعات هم اصول و قانون دارد. اگر روزنامه هاي اصلاح طلب تمام عيار كشور را هم مطالعه بفرمايدد متوجه مي شويد كه اين مسائل را رعايت مي كنند. آدم خيلي وقتها خيلي چيزها مي خواهد اما واقعيت چزي ديگري است.

    • x گفت:

      0

      0

      شما می فرمایید خبرنگاری اصول و قانون دارد.کاملا موافقم.نه تنها خبرنگاری بلکه هرکاری اصول و قانون دارد.ما با همین اصول و قانون زندگی می کنیم.اما لطفا بفرمایید کجای اصول و قانون خبرنگاری گفته شده صحبتها گزینشی منتشر شود.شما باعث شدید نظر من نسبت به یک روحانی سرشناس تغییر کند.خوب بهتر بود شما که به هر دلیل نمی توانید صحبتها را تمام و کمال منتشر کنید اصلا” مصاحبه نمی کردید.این بهتر است یا اینکه با انتشار سخنان سانسور شده آبروی یک روحانی مورد احترام را ببرید.ضمنا” شما گفته اید اگر روزنامه های اصلاح طلب تمام عیار را هم مطالعه کنم متوجه می شوم که این مساتئل را رعایت می کنند.باید عرض کنم هیچ رسانه ای با هر برچسبی که داشته باشد اصول گرا،فصول گرا،فسیل گرا،اصلاح طلب،ملی مذهبی،سوسیالیست،سلطنت طلب و . . . به هیچ عنوان نباید سانسور کند.اگر هم به هر دلیل ناچار است برخی از صحبتها را سانسور کند بهتر است اصلا” مصاحبه نکند.برود راجع به فوتبال و برکناری علی دایی و موفقیت های والیبال و دستیار کیروش شدن علی کریمی و این جور چیزا بنویسد که از ترس نیاز به سانسور نداشته باشند.
      ————
      مديريت: با احترام به نظر شما تصور مي كنيم دادن توضيحات بيشتر خاطر شما را بيشتر مكدر مي كند. همين را بگوييم كه مصاحبه شونده با اين نحوه پوشش مصاحبه هيچ مشكلي ندارند و رضايت كامل خود را از آن اعلام كردند. از طرفي ما به هيچ عنوان مدعي نيستيم كارمان بي عيب و اشتباه است و همين تذكرات امثال شما همراهان باعث مي شود در تهيه و توليد محتواي رسانه خود دقت عمل بيشتري داشته باشيم. زياده عرضي نيست.

    • x گفت:

      0

      0

      فقط این را می گویم که قانع نشدم.به هر حال یا ایراد از شماست یا از جناب آقای نسابه.من با خود دفتر ایشان در این مورد صحبت می کنم.اگر تایید کردند که همین گونه که شما مصاحبه را منتشر کرده اید درست است که مشکل از ایشان است و نظر من صحیح بوده و ایشان آنطورکه ادعا می کنند مستقل نیستند واگر هم تایید نکردند که بایستی بیانیه دهند و تکذیب کنند.و در این صورت شما نیز بایستی در یک بیانیه رسمی عزت و افتخار این روحانی سرشناس را ترمیم کنید.

  7. و... گفت:

    0

    0

    چه خبر از عزت روحانی ؟ وهمینطور احترام روحانی؟ خیلی طول کشید

    • X گفت:

      0

      0

      با این بی ابرویی که به بار آمده است البته که خبری از عزت و احترام […] نیست !

  8. زهرا گفت:

    0

    0

    قدر دان او باشیم به خدا چنین افرادی دیگه پیدا. نمی شن نگذارید ازما و جوانان ما دور شود .قابل توجه مسئولین.

  9. دایی گفت:

    0

    0

    این عالم مجاهد الحق که دمش گرمه ، خیلی آگاه و نترسه و واقعا هم بی طرفه !!
    اما جون دایی این یکی رو به نفع خودتون مصادره نکنید .
    تو جشنواره عکس این بزرگ رو قاب میکنین و زندگی نامه شو بیرون میدین ، دمتون گرم !
    اما قشنگ معلومه چرا شماها رفتین سراغ این بنده خدا …
    چرا حرفی از آقای آیت اللهی نیست ؟؟
    چون به رهبری باتاکید گفت امام خامنه ای ؟؟ یا اینکه به توصیه و راهنمایی ایشون واسه انتخابات آقای جعفر پور رای آورد و آقای مریدی سرش بی کلاه موند شما ها ازمجلس جا موندین ؟؟ کدومش ؟؟؟
    مرد باشین از این عالم سو استفاده نکنید و حرفاشئ تفسیر بع رای نکنید !

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان