میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در31 دسامبر 2013 ساعت 8:53 ق.ظ سرویس:مطلب شما بدون دیدگاه 1,078 بازدید

مطلب شما/ آنگونه بنويس كه ماندگار بماني

آنگونه بنويس كه ماندگار بماني

غلامرضا حامدپور: درپاسخ به  مطلبي با عنوان «سنگيني تاريخ بر دوش لارستان امروز» به قلم آقاي محمد خواجه پور (سردبير محترم نشريه افسانه گراش) توضيح زير ارسال مي گردد تا در صورت صلاحديد درج فرماييد.

عزيز گرانمايه آقاي خواجه پور؛ «آنگونه بنويس كه ماندگار بماني»! براي اينكه به  نيت اصلي من از نگارش اين جوابيه پي ببري  ابتدا مي خواهم شما را چند سالي به گذشته برگردانم؛  به ياد داري در سال ۱۳۷۰ آن زمان كه شما نوجواني پر جنب و جوش بودي همراه با تعدادي از دانش آموزان راهنمايي شهيد سعادت به يك اردوي فرهنگي تفريحي مشهد مقدس رفتيم. يقينا از آن زمان خاطراتي در ذهن داري؛ وقتي دوستانت براي خريد سوغاتي وسايلي چون تفنگ، شمشير پلاستيكي، ماشين و… مي خريدند  شما از هر فرصتي براي خريد كتاب از اين كتابفروشي به آن كتابفروشي مي رفتي و در برابر اين سوال ما كه چرا تو سوغاتي نمي خري پاسخ دادي: «اينها خوشحالي لحظه اي براي بچه ها دارد و من با خريد كتاب و مانند آن يك سوغاتي را به دوستان و نزديكانم هديه مي كنم كه ماندگار بماند.» و اين از بلوغ فكري شما در مقايسه با ديگر دوستانت حكايت داشت.

مقالاتي كه از شما در سايت ها و نشريات منطقه خوانده ام نشان از توانمندي و آگاهي شما دارد و مايه مباهات است اما با عرض پوزش در لابه لاي اين مطالب نكاتي است كه با روحيات گذشته شما تفاوت اساسي دارد! آن زمان يك سرو گردن از دوستان بالاتر بودي اما امروز به اموري ورود پيدا كرده اي كه جايي براي ماندگاري باقي نمي گذارد. در ادامه به چند مورد اشاره مي كنم:

در مطلب «سنگيني تاريخ…»  اشاره نموده اي كه: نويسندگان لاري از واژه ها و گذشته هاي منطقه و… ياد مي كنند اما برداشت ها نيز متفاوت از استنباط لاري ها ست و… تداوم قيوميت… پدر خود خوانده… رفتار سلطه طلبانه… موقعيت سنتي تاريخي پدر و فرزندي چيزي براي فرزندان باقي نمي گذارد و…

 ادامه داده اي كه براي رسيدن به جايگاه گذشته بايد لار از خود گذشتگي نمايد… و  لار نه تنها براي بزرگ شدن شهرستان هاي ديگر كمكي نكرد بلكه آنان را در آغوش آهنين خود فشرد… و …گذشته هميشه چراغ راه آينده نيست و… در جايي ديگر از لزوم اعتماد سازي سخن گفته اي و… هر چند برخي از آنها را باور مخالفين دانسته اي.

 ادعاهاي شما ناشي از يك تحليل غير واقع بينانه و بهتر بگويم متكي بر يك برداشت عاميانه از موضوع است. اين مطالب شايد براي عده اي جذاب باشد و با تحسين همان معدود افراد هم همراه باشد اما روحيه استقلال خواهي يك نويسنده با برداشت عوام متفاوت است. برخي واژگان از يك استحكام حقوقي و عرفي برخوردارند كه با هيچ قلمي نمي توان از اعتبار آن كاست هرچند برداشت عاميانه از هر موضوع با مفاهيم حقوقي بسيار متفاوت مي باشد. به نظر مي رسد شما متاثر از بعضي موضع گيري ها و هم صدا با آن برداشت ها از جايگاه يك نويسنده مستقل و جامع نگر دور شده اي كه در مطالب منتشره به قلم شما مشهود است.

  در كجا «رفتار سلطه طلبانه» از لار و لاري ها سراغ داري؟ از «خود گذشتگي» در قاموس شما معنايي جز انكار حقيقت نيست و از نگاه شما چرا «گذشته هميشه چراغ راه آينده نيست»؟! و واژه هاي «تداوم قيوميت»، «پدر خود خوانده» و… همه يك بار حقوقي و عرفي دارد. شما كه يك فرد با انديشه هاي متعالي هستي بايد در مسيري قدم بگذاري كه به وحدت و انسجام هرچه بيشتر منطقه بينجامد. هر چند شايد در آغاز راه در اقليت باشي اما بيان حقيقت به روشنگري جامعه ختم مي شود. نكاتي كه شما به آن اشاره نموده اي پيش شرط هاي غير واقع بينانه اي است وخوب است بداني كه:

بر خلاف تصور شما لار هيچگاه انحصار طلب نبوده و ادعاي قيوميت نداشته و ندارد كه اگر داشت پس از شهادت شهيد نصيري از كانديداي مركز شهرستان حمايت مي كرد. اصلح گزيني فعالان آن زمان لار، زمينه هاي ورود فردي كه به مركز شهرستان تعلقي نداشت را فراهم كرد. اين موضوع نشانه اي از انتخاب غيرمتعصبانه مردم لار است كه به عنوان يك شاخص عقلي قابليت طرح در برابر مدعيان دارد. لار با ارتقاي هيچ بخش و منطقه اي مخالف نبوده و نيست. به عنوان كسي كه اطلاعات بيشتري از وقايع منطقه (حداقل نسبت به شما!) دارد مي گويم كه لار در حد امكان براي توسعه مناطق نيز تلاش نموده است.

همان زمان كه لامرد يكي از بخش هاي لار بود و نماينده آن بخش كه عنوان نماينده لارستان را يدك مي كشيد و پيگير ارتقاي بخش لامرد بود در جلسه اي با حضور معتمدين منطقه از او خواسته شد طرح جامعي براي ارتقاي كل منطقه را پيگيري نمايد  تا هم مركز شهرستان و هم به تبع آن ساير بخش ها و مناطق نيز به جايگاه بالاتري برسند اما… و اين سرآغاز همه بي اعتمادي ها به مركز شهرستان شد كه همچنان ادامه دارد. چه كساني زمينه ارتقاي بخش خنج را فراهم نمودند؟! مگر نماينده و فرماندار و استاندار وقت لاري نبودند؟! مگر روحانيت شهرستان با ارتقاي خنج مخالفت كردند؟!

گراش؛ به دليل بعضي محدوديت ها امكان توسعه نداشت اما با كمك همين لاري ها كه شما مدعي هستي به هيچ منطقه اي براي توسعه كمك نكرده اند، زمينه هايي را فراهم نمودند تا گراش در مسير پيشرفت قرار بگيرد و… شايد به برخي اتفاقات بعد از شهرستان شدن گراش اعتراض داشته باشي كه آن هم در يك جمله خلاصه مي كنم كه لار با ارتقاي گراش مخالف نبود اما نحوه پيگيري به گونه اي بود كه براي آينده منطقه سودمند نبود.

 به فرموده رهبر معظم انقلاب همه بايد بر كوره اميد بدمند. وحدت هر چه بيشتر منطقه نياز امروز و فرداي ماست. اشتراكات بي شماري كه در بين اهالي منطقه (اعم از سني و شيعه) خصوصا لار و گراش وجود دارد به حدي است كه بعضي اختلاف نظرها در برابر آن ناچيز است. اگر من و شما تلاش نماييم كه اين اختلاف سليقه ها در آينده به وحدت بيشتر بينجامد، آن وقت اثر اقدام ما براي آينده ماندگار خواهد بود. اگر اصحاب رسانه دست در دست هم تلاش نمايند كه سرمايه هاي مادي و معنوي دو شهر گراش و لار در زمينه هاي فرهنگي، درماني، آموزشي و تجاري در كنار هم باشند آينده بهتري براي آيندگان پيش رو نخواهد بود؟!

انتظار اين است كه با حفظ استقلال فكري در برابر كساني كه دم از مرزبندي هاي جغرافيايي دو شهر مي زنند (كه غايت آن دور شدن هر چه بيشتر مردم دو منطقه است) با منطق و استدلال دفاع نمايي چرا كه هرچه نيروهاي اين منطقه به هم نزديك باشند آينده بهتري در انتظار مردم خواهد بود و ديگر نياز به از خود گذشتگي و يا بي اعتنايي به جايگاه پدر (به زعم شما) نيست و آنگاه تاريخ هميشه چراغ راه آينده و اثر قلم تو براي هميشه ماندگار خواهد بود.


ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان