میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در14 فوریه 2014 ساعت 8:27 ب.ظ سرویس:مطلب شما 2 دیدگاه 2,228 بازدید

مطلب شما/ ترور كدام شخصيت؟!

ترور كدام شخصيت؟!

آيا هويت و شخصيت بيرم در اين سالها ترور شده است؟!

zandaviسيد محمد زندوي/ بيرم كبير:  جا دارد «ترور شخصيت» از زوایای متفاوت نگریسته و مورد نقد و بررسی کنشگران سیاسی اجتماعی منطقه بیرم قرار گیرد. در اینجا تلاش می کنم بطور اختصار ترور شخصیّت را از بعد حقوقی آن یعنی «ترور شخصیت حقوقی منطقه بیرم» به معنای یک اعتبار و هویت جمعی و مستقل که در طول سالیان متمادی شکل گرفته است و «ترور شخصیت اشخاص حقیقی» که در چهارچوب مرزهای این منطقه زندگی می کنند مورد بررسی قرار دهم.

الف) ترور شخصیت حقوقی منطقه بیرم:
همه ما کم و بیش از قدمت این مرز و بوم آگاهیم. نیاکان ما قریب دو هزار سال پیش دل در گرو آیین آتش پرستان داشته اند و آثار به جای مانده از آنها از تل شهرستان گرفته تا قلعه سلاورز همگی یاد آور شکوه و دیرینگی زادگاهمان می باشد؛ از طرفی وجود امامزاده عزیزمان خود گواه صادقی است که اصالت و سیادت این منطقه را نشان می دهد، چه به همین دلیل بیرم را در میان مناطق لارستان کهن «دار الاولیاء» شهرت داده اند.
حال سوالی که به ذهن علاقه مندان به این آب و خاک متبادر می شود اینست که در این چند دهه که مناطق اطراف ما با سرعت شگفت انگیزی در حال پیشرفت هستند برای صیانت از این هویت تاریخی که در نتیجه قدمت این سرزمین برایمان به ارث گذاشته شده است چکار کرده ایم؟ آیا این اعتبار موروثی را افزایش داده ایم یا با عملکرد خود موجب تضعیف آن شده ایم؟
می گویند فاجعه بار ترین نوع ترور، تروریست که اعتبار جمعی و هویت تاریخی ملتی را نشانه می گیرد و تشخّص و اعتباری که سالیان متمادی مورد مباهات مردم بوده است قربانی رقابتها و عقده گشایی های روانی عده ای قرار می گیرد.

در این جا لازم می دانم تنها به دو نمونه از این موارد که در طول سالیان اخیر سرنوشت این منطقه را تحت الشعاع خود قرارداده اشاره و مابقی آن را به حافظه تاریخی خوانندگان فهیم نشریه واگذار نمایم.

۱) تقسیمات کشوری، ۲) انتخابات مجلس شورای اسلامی
این دو حادثه تاریخی که یکی به جدایی بخشهایی از بیرم و دیگری به شکست در انتخابات منجر گردید ثابت می کند که بعضی از فعالین اجتماعی بیرم به دلایل مختلفی از جمله اختلافات داخلی ناخود آگاه در راستای اهداف رقبای مان عمل می کنند و در بزنگاه های تاریخی تمایلات شخصی خود را بر مصلحت جمعی و منافع دراز مدت مردم ترجیح می دهند. بطور مثال در مسأله تقسیمات کشوری اگر نیم درایتی وجود داشت با پذیرش خرد جمعی و رعایت اصول اخلاقی و منطقی، هیچگاه بخش هایی از خاکمان که جزو هویت تاریخی این منطقه بوده از دست نمی دادیم و مورد «ترور هویتی» بدخواهان قرار نمی گرفتیم. همان گونه که در انتخابات پیشین نیز با عدم رعایت این اصول نه تنها شکست خوردیم؛ بلکه رقیب زیرکمان با همکاری نا آگاهانه خودمان جهت شکستن اعتماد بنفس عمومی مردم و عدم تکرار بلند پروازی های سیاسی این منطقه با پرونده سازی برای عده ای از شهروندان مظلوم بیرم و محکومیت آنها به حبس های طویل المدت و جرایم مالی اختلافاتمان را عمیق تر و شخصیت تازه شکل گرفته سیاسی مان را ترور نمودند. به هر حال این دو واقعه نشان می دهد رقبایمان از طریق اختلافات داخلی به ما ضربه زده اند و با تضعیف بیرم، شخصیت حقوقی منطقه را مورد تعرض و ترور قرار داده اند.

ب) ترور شخصیت اشخاص حقیقی:
در این بخش برای جلوگیری از اطاله کلام صرفاً به ترور نیرو هایی که در بدنه اجتماعی و ساختار سیاسی – اداری شهر فعالیت می کنند و به عنوان یک چهره اجتماعی در میان مردم شناخته و دارای نفوذ کلام می باشند می پردازم. ناگفته پیداست که تلقی «سرمایه» بودن نیروی انسانی متخصص و مجرب در ساختار اجرایی و اداری جوامع پرده از این واقعیت بر می دارد که نیروی انسانی کار آزموده و خلاق می تواند مهمترین عامل پیشرفت و نیروی انسانی نا کار آمد و غیر متخصص می تواند علت العلل و نقطه کانونی بسیاری ار مشکلات و عقب ماندگی هر جامعه ای باشد. در این زمینه تجربه جوامع بشری ثابت نموده است که اگر جامعه ای نیروی انسانی خود را که در گذر زمان در بدنه اجتماعی و ساختار سیاسی و سیستم اداری صیقل خورده است و برای کسب این تجارب خون دل دیده و موی سپید نموده است را قدر نداند و بر صدر ننشاند لاجرم زمینه ظهور افراد ضعیف و نا لایق در عرصه جامعه فراهم می شود که حاصلی جز بهم ریختگی اوضاع و کاهش منزلت اجتماعی جامعه در پی نخواهد داشت. حال اگر روند انحطاط اخلاقی یک جامعه به جایی برسد که جسارت نماید پا را از این مرحله نیز فراتر بگذارد و بجای بهره مندی از تجربیات این نیرو ها «سرمایه های انسانی» خود را به دلایل گوناگون از جمله اختلافات سیاسی، صف بندی های گروهی و طایفه ای و بدتر از همه حب و بغض های شخصی و حقارتها و حسادت های کور روانی، مورد تضعیف و تحقیر و تهاجم قرار دهد و زمینه حذف آنها را فراهم نماید؛ مصداق بارز «ترور» به معنای کشتن استعداد های انسانی و نابود کردن سرمایه های اجتماعی جامعه خواهد بود که در این دنیا حاصلی جز رکود و خسارت برای مردم و در سرایی دیگر نتیجه ای جزعذاب الهی و خسران برای عاملین آن نخواهد داشت. البته این «نخبه کشی» که در فرهنگ عمومی ما نهادینه شده است نتیجه عوام زدگی و عوام گرایی و تنگ نظری ما فعالین اجتماعی می باشد؛ چه اگر غیر از این بود تاکنون رجالی توانا و گره گشا تربیت و حمایت مینمودیم تاهمانند شهر های مجاورمان اکنون به کارمان می آمد و گره از مشکلات فرو بسته مان می گشود. کوتاه سخن اینکه همانگونه که در این نوشتار نیز به آن پرداخته شد.
کارشناسان علوم اجتماعی در بررسی انحطاط جوامعی که دچار عقب ماندگی شده اند مهمترین عامل را عوامل درونی آن جامعه دانستند. آنها معتقدند علت نا بسامانی جوامع که در نتیجه بیماریهای اجتماعی رخ میدهد درست همانند آسیب شناسی در طبابت معلول علل و شرایط درونی و نتیجه مقتضیات مزاج و کیفیت زندگی افراد آن جامعه است. لذا منطقه کوچک ما و مردمانش ناگزیر است برای جلوگیری از تکرار فاجعه اتلاف سرمایه های مادی و معنوی خود که بسیاری از آنها مستقیماً نتیجه ترور های حقوقی و حقیقی است که در طول سالیان اخیر شاهد آن بوده ایم؛ باید دلهایشان را صاف و سینه هایشان را فراخ گردانند، از عوام گرایی و عوام زدگی بهراسند و از تنگ نظری بپرهیزند؛ و در نهایت به خرد جمعی احترام بگذارند و در راه آبادانی این مرز و بوم از هیچ کوششی دریغ نورزند.


2 نظر

  1. مرتضي گفت:

    0

    0

    جناب آقاي زندوي؛ احساس مي كنم بخش اول مقاله تان قدري با احساسات و با عرض معذرت تعصب نوشته ايد. از شما كه جزو تحصيلكردگان هستيد بعيد است اينچنين عوامانه به خط كشي هاي بيرم و لارستان دامن بزنيد. ولي به هر حال براي نظرات شما احترام قائليم.

  2. لارستاني گفت:

    0

    0

    مسولين لارستان براي جبران مافات در خصوص بخش مهم بيرم بايد اقدامات عاجل در زمينهاي مختلف مخصوصا در حوزه هاي راه آب و خدمات اداري به عمل آورند . ضمنا از مقاله آقاي زندوي هم ممنونيم

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان