میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در8 مارس 2014 ساعت 12:16 ق.ظ سرویس:مطلب شما 5 دیدگاه 2,542 بازدید

مطلب شما/ در چرايي يا چگونگي شعر گفتن

sherدر چرايي يا چگونگي شعر گفتن

فاطمه محسن پور: در چند هفته ای که بودن در کنار خانواده شاعران (حضور در انجمن شعر آفتاب) را تجربه کرده ام و بسیاری موارد آموزنده فرا گرفتم با حصاری بین افکار شاعران مختلف برخوردم که نه تنها در این عرصه، بلکه در عرصه های دیگر نیز نمود پیدا کرده است.
حال می خواهم به عنوان عضوی کوچک، عقیده ی خود را درباره ی این اختلاف نظرها که شاعران را به دو گروه تقسیم می کند، بیان کنم.
در وهله ی اول مسئله ای که این اختلاف نظرهارا باعث شده، این است که چرا بعضی ها «چگونه» شعر گفتن را به «چرا» شعر گفتن ترجیح می دهند؟
بدیهی است که این چرا شعرگفتن ها بیشتر در قلمرو شعر های قالبی و قید و بند دار قرار دارند و آنچه در شعر های آزاد و سپید هویداست چگونه شعر گفتن است. اگر سعی کنیم قرن هارا ورق زده و کمی به جلو بیاییم درخواهیم یافت که اولا این شعر های قالب دار دیگر پاسخ گوی طبیعت انسانی و نیاز بشری که روز به روز گلویمان را بیشتر می فشارد نیست. چرا که اگر پایبند چارچوب های قرار دادی شعرهای کلاسیک باشیم، سر تخیلات که حجم قابل توجهی از مغز آدمی را گرفته بی کلاه می ماند! طبیعتا تخیلاتمان نمی توانند مانند محصولات کنسرو شده عمل کنند و به آزادی بیشتری نیاز دارند.
دوما اگر قرار باشد بیشتر برای لذتِ گوش، شعر بگوییم پس تکلیف لذتِ چشم چه می شود؟!
بنابرین بعضی از شاعران با واژگون ساختن کلمات و قالب های شعری از محتوا دور شده و تاثیر روانی شعرشان را بیشتر از تاثیر مفهومی آن می کنند و شکل و روش کارشان است که برایشان اهمیت دارد. در اینجاست که به گفتن شعر های آبستره و انتزاعی و از این قبیل سبک ها روی می آورند  و متقابلا عده ای نیز اینگونه شعر ها را شعر های سوپرمارکتی می خوانند.
به این اثر از ماکس ژاکوب توجه کنید: (شاید برای مثال)
«تصویر چهره ی پدربزرگ به دست کودک ۵ ساله: یک سر گاو که پیپ می کشد. خانواده کیف کرده، پدربزرگ عصبانیست.»
پل والری نيز در یکی از گفته های خود اشاراتی به این موضوع دارد؛ او «شعر» را به رقص و «نثر» را به راه رفتن تشبیه کرده است. او می گوید: «راه رفتن معمولا به سوی مقصدی است اما رقص مقصدی ندارد و رقص کنان به سوی هدف رفتن مضحک است. پس هدف رقص همان خود رقص است.»
اما مسئله ی مهمی که شاعران آوانگارد را به شدت لای منگنه قرار می دهد، فرم گرا بودن ذهن شنوندگان و خوانندگان عام است و به تبع ارتباطی که برقرار نمی شود. چرا که آنها یا در شعر به دنبال چیزی هستند یا توضیح و توجیهی درقبال آن می خواهند که این مسئله باعث جدایی شاعران و مخاطبان می شود.
شاید بهتر باشد تا اینجا بسنده کنم و روده درازی های مرسوم را نداشته باشم. به هرحال فکر می کنم اگر این روند بیش از این ادامه پبدا کند (البته نه فقط در اینجا) به جایی می رسیم که دیگر از دست دیالکتیک های آقایان سقراط و هگل هم کاری ساخته نخواهد بود. (شاید برای مزاح)!


5 نظر

  1. آفتابي گفت:

    0

    0

    يك شاعر و منتقد و هنرمند با استعداد ديگر يعني خانم محسن پور به انجمن آفتاب اضافه شد.

  2. آفتابي گفت:

    0

    0

    اما نظر من را بخواهيد معتقدم چگونه شعر گفتن از چرا شعر گفتن مهم تر است. آنها كه مي خواهند شعر خوب بگويند از خوب شعر گفتن مي مانند!!

  3. 0

    0

    بحث بحث چرا و چگونه شعر گفتن نیست چراکه به پیدایش مرغ و تخم مرغ می انجامد مسئله اینجاست که زمان حال زمان تکنولوژی وهوش مصنوعی است زمان دقیقه و ثانیه است زمان آسمانخراشهای بلند است بدیهی است تکنولوژی رایانه بسیار قویتر و پیچیده تر از چرتکه باشد بدیهی است مصالحی که یک آسمان خراش را می سازد بسیار پیچیده تر از مصالحی است که یک ساختمان چند طبقه را می سازد پس چرا شاعر و مخاطب شعر امروز باید انتظار داشته باشند که شعر امروز پیچیده تر نباشد همانطور که برای ساخت یک آسمان خراش باید از مصالح سبکتر وکم حجم تر استفاده کرد بعضی از مولفه های دست و پا گیر شعر دیروز نیزخواه نا خواه حذف میشود تا شعر امروز بی پروا تر قوی تر وزیباتر باشد حال بگذریم از بعضی جریانهای به ظاهرادبی که نه تنها به شعر اهمیت نمی دهند بلکه ضد شعر عمل می کنند

  4. مریم کامیاب گفت:

    0

    0

    ممنون خانم محسن پور عزیز! من چند بار مطلبتان را خواندم، اما نتوانستم حرف اصلی نوشته را دریابم. به برخی جملاتتان نقد دارم. امیدوارم فرصت گفتگو در آینده ای نزدیک فراهم شود.

  5. اسمون گفت:

    0

    0

    ، برای حل و بر طرف ساختن مشکلاتی که در طول تاریخ بشریت همواره همراه با عشق پیش می آمده، راهی عقلانی و سنجیده پیدا کنیم. اما ما کم کم شاید فراموش می کنیم که انسان پیچیده تر از آن است که بتوان  احساسات او را در جدولی چند ستونی و چند ردیفی جای داد./چرا شعرگفتن وچگونه شعرگفتن هردودرسته /

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان