میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در13 می 2014 ساعت 4:05 ق.ظ سرویس:مطلب شما 4 دیدگاه 2,257 بازدید

مطلب شما/ شیشه بی مِی یا می بی شیشه

شیشه بی مِی یا  می بی شیشه

behzad-(1)بهزاد قناعت پيشه: فقر و فقدان عدالت اجتماعی مانعی در برابر وظیفه اصلی حکومت اسلامی یعنی تزکیه و تعلیم اجتماع است. فقرزدایی وظیفه اصلی و هدف غایی حکومت اسلامی نیست. بلکه چون فقر مانعی در برابر تحقق هدفی بالاتر یعنی تحقق عدالت اجتماعی است، موضوعیت پیدا می کند و تا این سد شکسته نشود عدالت اجتماعی محقق نمی شود و تا عدالت اجتماعی رخ ندهد جامعه تزکیه پذیر نمی شود. در چنین دیدگاهی آموزش و فرهنگ عمومی در خدمت رفع فقر و محدودیتها قرار نمی گیرد بلکه مبارزه با فقر اولین گام در جهت رسیدن به اعتلای فرهنگی است . یعنی تا فقر ریشه کن نشود انتظار قانونمندی و بالا رفتن فرهنگ عمومی از مردم نداشته باشید!
اجازه دهید اندکی ملموستر این بحث را به پیش ببریم. صراحتا عرض کنم که بنده از یک جوان بیکار انتظار ندارم در نوع پوشش خود از مدلهای غربی تقلید نکند و شایسته یک جوان ایرانی لباس بپوشد! چرا که جامعه اسلامی سدی بنام فقر را از مقابل او برنداشته تا او را مهیای هدفی بالاتر بنام قانون و فرهنگ عمومی کند. اگر چنین جوانی قانون پوشش را رعایت کند و در شان یک جوان ایرانی ظاهر شود باید به او مدال داد! البته این مدال را به حساب شرف و وفاداری این جوان به فرهنگ عمومی باید گذاشت نه به حساب تلاش حکومت در ارتقای فرهنگ!
حال برای اینکه این جوان با وجود بیکاری و فقر در این حیطه قانون شکنی نکند چه می کنیم؟! به شیوه نظامات غربی مجازات تعیین می کنیم تا از ترس مجازات دست به قانون شکنی نزند! چاره ای غیر از این نداریم وگرنه هرج و مرج جامعه را پر می کند!
سوال: آن جوان چه ابزاری دارد تا حکومتی که سد بیکاری را از مقابلش کنار نزده است مجازات کند؟! جواب: هیچ ابزاری ندارد!
چه اتفاقی می افتد؟ در خوشبینانه ترین حالت بر علیه خودش شورش می کند و چه بسا به انواع بیماریهای روانی مبتلا شود. از شما می پرسم چه کسی مقصر است؟! فرد فرد ما مقصریم ولی حکومت و ثروتمندان جامعه بیشتر مقصرند!
و حکومتها برای رهاندن خود از عذاب وجدان، بیمه بیکاری تجویز می کنند. تسکینی مقطعی برای دردی که تا درمان نشود عوارضش از بین نمی رود! این راه حلی است که همه جوامع امروز از مسلمان تا غیر مسلمان از توسعه یافته تا در حال توسعه تجویز میکنند چون چاره دیگری نیست.
اما راه حل عملی اسلام برای حل این معظل چیست؟ راه حلی که به موازات این تسکین مقطعی بتوان علاج درد کرد کدام است؟
اسلام اجازه تولید ثروت می دهد و نه تنها اجازه می دهد که تشویق می کند اما اجازه ثروت اندوزی نمی دهد! چون ثروت اندوزی به ایجاد کوهها و تپه های ثروت در دشت فقر و محرومیت می انجامد و باعث ایجاد فاصله طبقاتی در جامعه می شود. فاصله طبقاتی بزرگترین سد در برابر تزکیه اجتماع و قانون پذیری است.
شاید از خود بپرسید مگر ثروتمند دیوانه است که خود را به آب و آتش بزند و ثروتی به دست آورد و به جای رفاه بیشتر خود و خانواده اش و بهره مندی هر چه بیشتر از مواهب و لذایذ دنیا، آن را سرریز جامعه کند و در نگاه ظاهری و زمینی بذل و بخشش بیهوده کند! انصافا از نگاه زندگی زمینی این عین دیوانگی است! ثروتمندی که بهره مندی هر چه بیشتر از سواحل مدیترانه و جزایر هاوایی و قناری و هزاران هزار مرکز تفریحی دیدنی دنیای امروز بر خود حرام کند تا مثلا کارخانه ای ایجاد کند و تولیدی راه بیندازد و چند جوان بخت برگشته بیکار را شاغل کند! و از آن طرف متهم به عقب ماندگی در کورس رقابت بهره مندی از لذایذ دنیای امروز شود و در قیاس با همقطاران خود کم بیاورد! آیا این عاقلانه است؟! شاید اعتراض کنید چه عیبی دارد هر دوی این مواهب را با هم داشته باشد هم تولید کند هم کیف دنیا کند! براستی چه عیبی دارد؟! جواب آن است که این دو با هم جمع نمی شوند! نمی شود هم سیب خورد و هم در بهشت ماند! بهره گیری از لذتهای دنیا آنهم از قسم لذتهای قناری و هاوایی انتها ندارد هربار انسان دوست دارد لذت جدیدی را تجربه کند پس باید تولید بیشتری کند. هر چه تولید بیشتر لذت بیشتر و نهایت این ماجرا آن است که  پیدا کردن راهکاری که به زحمت کمتر و لذت بیشتر ختم شود! یعنی همان نظریه و تئوری هرمن کان که فقط ۲۵ درصد از آدمها ۴۰ درصد از سال را کار کنند. این تئوری را سان سات خوانده است. و این همان نظریه ای است که بر سیاست قدرت مرکزی آمریکا اثر گذاشته است و برنامه گذاری دفاع ملی آمریکا را هدایت می کند!! و جالب است که فرهنگ سان سات را با این صفات معرفی می کند: زمینی، تخیلی، مشغول کننده، جالب، شهری، شیطانی، تازه و نو، مد روز، عالی(ازلحاظ فنی)، امپرسیونیست، ماتریالیست، حرفه ای و تجاری.
البته آقای هرمن کان مرحله بعد از این فرهنگ را نیز پیش بینی کرده است و این مشخصات آن است: جهنمی، عاصی، پوسیده، محرک، فاسد شده، هیجان جو، ظاهرساز، عامیانه، زشت، نفرت انگیز، نیهیلیست، پورنوگرافیک، سادیک
و ایشان اظهار خوشحالی می کنند که دیگر جوامع بشری نیز در راه رها کردن فرهنگ خود و گرایش به سوی این فرهنگ سان سات هستند!
اما در نگاه اسلام ثروتمندی که کارآفرینی کند و از فشار فقر جامعه بکاهد اجری معادل مجاهد فی سبیل الله دارد. در نگاه اسلام چنین ثروتمندی در جهت تعالی خودش و تکامل جامعه گام برمی دارد ومگر غایت هدف از خلقت انسان غیر از تکامل است. راه تکامل این ثروتمند از میان بخشش ثروتش به جامعه می گذرد و راه تکامل آن جوان از میان دریای صبر! حال اگر جوان صبور باشد ولی ثروتمند بخشنده نباشد چه می شود؟! می شود همان چیزی که امروز شاهدیم. شکاف طبقاتی عجیب و باورنکردنی.
در یک سو ثروتمندانی که هزاران هزار میلیارد ثروت اندوزی کردند بی آنکه معادل ثروتشان کارآفرینی کنند و در سویی دیگر جوانان بیکاری که در انتظار حداقل دستمزد چشم به راه مانده اند! حال در نظر بگیرید در چنین اوضاع طاقت فرسایی خبر فرار اینگونه ثروتمندان هم به گوش آن جوان برسد شما اگر به جای او باشید دستخوش چه حالی می شوید؟! چقدر باید این جوان صبور باشد تا قبل از آنکه طراوت جوانی را از دست بدهد شغل آبرومندی متناسب با تحصیلاتش پیدا کند؟ حال غیر از مشکلات فوق الذکر تحریم اقتصادی را هم اضافه کنید! چه کورسوی امیدی برای آن جوان می ماند؟! ثروت اندوزان مقصرند و خیلی مقصرند!!
حال چه کنیم تا به موازات بالا رفتن صبر جوانان در بدست آوردن شغل مناسب، آرمان ثروتمندان ما از جزایر قناری و هاوایی و امثالهم پرواز کند و در ایجاد اشتغال و تولید فرود آید! این فرودگاه یک طرفه را که پرواز ندارد اما فرود دارد، چگونه معنا کنیم؟! واقع امر آن است که این فرودگاه هم پرواز دارد و هم فرود. اما پروازش از جنس پروازهای دنیوی نیست. این پرواز بر فراز سواحل مدیترانه نیست بلکه از نوع تکامل الهی است! تکامل الهی از راه ثروت را باید در جامعه نهادینه کرد اما چگونه؟!
یک مولفه اجتماعی وقتی نهادینه می شود که در طبقات زیرین لایه های اجتماع نفوذ کند و قرار گیرد! شعار ندهم راهکار عملی معرفی کنم تا متهم به خیال پردازی نشوم!!
ما در هر کوی و برزن و کلا در هر اجتماع کوچک و بزرگ و خصوصا اجتماعاتی که به خانواده ها نزدیکتر است (مثل مسجد) باید ثروتمندان کارآفرین را با نام و نشانی تشویق کنیم و مقام آنها را حتی بالاتر از همه قلمداد کنیم. برای آنها احترام ویژه قائل شویم و راهکاری ایجاد کنیم تا آنها در ادارات و سازمانهایی که نیازمند طی شدن پروسه های طولانی در انجام امور هستند راحت تر کارشان انجام شود. آنها شهروندان ویژه باشند. بزرگ شمرده شوند. در جاهای مختلفی از شهر نام آنها همراه با مختصری از زندگینامه و عملکردشان بر دیوارها نقش ببندد. حتی شرکتهای خارجی که در ایران سرمایه گذاری می کنند و در جهت شکستن سد فقر به ما کمک می کنند با نام و تاریخچه مختصری از عملکردشان به طور کامل و مستمر در شهری که سرمایه گذاری کرده اند به مردم معرفی شوند. نشستهایی بین آنها و مردم شهر برگزار شود و مردم در جریان خدمات آنها قرار گیرند و بزرگ شمرده شوند و احترام ببینند. ثروتمند اگر بدلیل کارآفرینی احترام واقعی ببیند به کارش امیدوار می شود و هر چه بیشتر در این راه تلاش می کند. این عوامل غیر از راهکارهایی است که دولت در جهت تسهیل سرمایه گذاری کارافرینان باید به کار بندد.
ما باید سیستم تشویق کارآفرینان را از کانال دولتی به لایه های مردمی تغییر بدهیم. ثروتمندان باید در اجتماعات گسترده مردمی و با سوت و کف مردم تشویق شوند نه با سوت و کف دولتمردان! حتی در کتابهای درسی از آنها به بزرگی یاد شود و زندگینامه آنها وارد کتابهای درسی بشود. در چنین فضایی مردمی است که تحول خواست مقام معظم رهبری ایجاد می شود و تکامل الهی ناشی از ثروت در جامعه نهادینه می شود!
اینجاست که شیشه بی می (ثروتمند ثروت اندوز) بی ارزش می شود و می بی شیشه (ثروتمند کارآفرین) عزیز می شود.
از شیشه بی می، می بی شیشه طلب کن/ حق را زدل خالی از اندیشه طلب کن
۲۱ اردیبهشت ماه ۹۲ – زنجان


4 نظر

  1. دت عمه گفت:

    0

    0

    پسر دایی دس مریزاد

  2. ناشناس گفت:

    0

    0

    به جوانانی همچون شما افتخار میکنیم

    • بهزاد قناعت پیشه گفت:

      0

      0

      ممنون. به امام و شهدا افتخار کنید که استقلال این مرز و بوم و عزت دین و دنیا رهاورد رشادتهایشان بود.

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان