میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در23 سپتامبر 2020 ساعت 6:13 ب.ظ سرویس:فرهنگ و هنر, مطلب شما 3 دیدگاه 269 بازدید

منتظر چیزی نباش! همین زندگی امروزتو بچسب

منتظر چیزی نباش! همین زندگی امروزتو بچسب

مروری بر کتاب «بعضی‌ها هیچ‌وقت نمی ‌فهمن» اثر «کورت توخولسکی»

نوید بازیار: هدیه امروزم به شما خواننده‌های بخش فرهنگی سایت وزین آفتاب لارستان، معرفی کتاب «بعضیا هیچ‌وقت نمی‌فهمن» اثر کورت توخولسکی(kurt Tucholsky) شاعر و نویسنده طناز آلمانیه.

توخولسکی(۱۹۳۵-۱۸۹۰) خودشو این جوری معرفی می‌کنه:

«تا اون جایی که یادمه من روز نهم ژانویه هزار و هشتصد و نود در سِمَت کارمند «ولت بونه» تو برلین به دنیا اومدم.

تو یکی از روزنامه های محلی نوشته بودن اجدادم بالای درختا می نشستن و انگشت تو دماغشون می کردن. من خودم آروم و آسوده تو پاریس زندگی می کنم. هر روزهم بعد از غذا نیم ساعتی با دو تا از رفقا چهار برگ بازی می کنم که برام کار زیادی نداره. تو زندگیم فقط یه آرزوی کوچولو دارم و اونم اینه که یه بار چشامو وا کنم، ببینم زندونیای سیاسی آلمان و قاضیای اونا، جاهاشون با هم عوض شده.»

توخولسکی جنگ جهانی اول رو می بینه و گرفتار دیکتاتوری حزب نازی آلمان به رهبری هیتلر میشه که جنگ جهانی دوم رو شروع می کنه و تموم اینا تو زیستار ذهنی و زندگی واقعی اون تاثیر مستقیم و غیر مستقیم می ذاره و مجبور میشه به سوئد مهاجرت کنه و همون جا هم فوت می کنه.

تموم کتاب «بعضیا هیچ وقت نمی فهمن» نقد طنازانه و جذاب چیزاییه که خیلی از آدما ـ تو خیلی از کشورا ـ باهاش مواجهن، اما از بس با اون سر و کار دارن، دیگه بهش توجه نمی‌کنن و براشون مهم نیس، اما همون چیزای روزمره شده و به حساب پیش پا افتاده، واسه توخولسکی میشن مواد ناز و ناب اندیشیدن و نوشتن:

«ما نه معلم به معنای واقعی کلمه داشتیم و نه راهنما. یه مشت کارمند بودن که می اومدن درس می دادن. تازه کارمندای خوبی هم نبودن.»

«اصلا اون طور که باید و شاید سواد ندارم. خیلی چیزا رو کم دارم. تو زمینه هایی که یه کم خارج از محدوده ذهنیمه به زحمت پیدا میشه که من حتی راه و روش فکر کردن اصولی درباره اونو بلد باشم. تازه اینم خودش یه عالمه س.»  ص۴۰

توخولسکی این شهامت و بزرگورای رو داره که خودش رو در زمینه‌ای که زندگی می کنه، رک و بی پروا نقد و تشریح کنه و نترسه که شاید کسی دست کمش بگیره.

عنوان دو بخش از کتاب «خرده کلامه». شبیه سخنان قصار اما با طنزی ژرف و انسانی:

«تو اسپانیا یه سازمان حمایت از حیوانات تاسیس کرده بودن که احتیاج مبرم به پول داشت. سازمان برای پر کردن صندوقش، یه مسابقه بزرگ گاوبازی راه انداخت.»  ص ۴۲

«سرمایه دار رو از هر طرف که بندازی، باز می افته رو پولت.»  ص ۴۳

به این داستان بسیار کوتاه توجه کنین. نقد مکتب فرانکفورتی در قالب ادبیات روایی:

«یه داستان تعریف کنم؟ داستان قشنگیه:

یه میلیادر آمریکایی تصادف می کنه، یه چشمش رو از دست میده.

میده براش یه چشم مصنوعی درست می کنن.

روز اولی که بر می گرده به دفتر کارش، از منشی اش می پرسه:

«حالا اگه می تونی بگو ببینم کدوم چشمم شیشه ایه؟»

منشی یه لحظه بهش نیگا می کنه و میگه: «چشم چپتون قربان.»

میلیاردره میگه: «عجب! از کجا فهمیدی؟»

منشی میگه: «آخه توی چشم چپتون هنوز ذره ای احساس دیده میشه.»  ص ۴۴

توخولسکی دنبال تجربه کردن شخصی و کشف هویت انسانی خودشه. تموم زندگی واقعی و ذهنیش، یعنی همین:

«اندازه چن‌تا سبد پرِ رخت، کتاب راهنما داریم… اما اغلبشون به درد بخور نیستن. می خوان درس اخلاق یاد آدم بدن، میگن چطور باید باشه… نمی گن چطور هست. خیلی حیفه … این وسط یه چیزی کمه»  ص۴۶

باز هم میرم سراغ «خرده کلام» چون هم کوتاهن هم عالی. نمیشه ازشون گذشت. ُپُرن از دقت کردن به روزمرگی و تبدیل کردن روزمرگی به ادبیات:

«با مرگ همه چیز تموم میشه. مرگ هم همین طور؟؟»

ص  ۶۰

«برای دوست داشتن یه آلمانی باید اونو درکش کرد.

برای درک کردن یه فرانسوی باید اونو دوست داشت.»

ص ۶۱

اصل کتاب خیلی بیشتر از ایناس و زنده یاد دکتر محمد حسین عضدانلو بخش‌هایی از اونو انتخاب و ترجمه کرده و عنوانشو گذاشته «بعضیا هیچ وقت نمی فهمن».

من چاپ سیزدهمشو که نشر افراز منتشر کرده از دوستم احسان اسماعیلی هدیه گرفتم.

دکتر عضدانلو، کتاب رو به زبون عامیونه ترجمه کرده. زبونی مناسب مفاهیمی که کورت توخولسکی بیان می کنه.

خوندن این کتاب خوشخوان نوش ذهنتون.

از این نویسنده بخوانید:

زیستار ادبی فکری نویسندگان نامی جهان

بهترین دارو برای انسان، «انسان» است


3 نظر

  1. هاشمی گفت:

    0

    0

    معرفی خوبی بود.زبانی شاد وکتابی مفید.

  2. ناشناس گفت:

    0

    0

    اقای بازیار دستتون درد نکنه.
    منتظر نوشته های بعدی تون هستم.

  3. تلخک گفت:

    0

    0

    بسیار زیبا بود

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان