میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۱۴ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۵:۲۹ ب.ظ سرویس:یادداشت 24 دیدگاه 438 بازدید

میراث شوم ایدئالیسم!

میراث شوم ایدئالیسم!

مجید عباسی*: شیفتگی فضای روشنفکری جامعه ایران به ایدالیسم، مجالی فراخ فراروی اندیشه محافظه کاری قرار داده که دور شدن از منطق و خرد علمی را  نه تنها راهی روشن به سوی آینده بل کامیابی تصور کند. دشمنی با تجربه گرایی و عقل مدرن میراث مشترک محافظه کاران، اگزیستانسیالیست ها و پست مدرن هایی است که قادر نیستند پرکسس اجتماعی جامعه معاصر ایران را درک کنند.

هژمونی ایدآلیسم هگلی بر تار و پود اندیشه روشنفکران ایرانی هیچگاه به فربه گی امروز نبوده است. فضای نسبتا امن نگارش و خوانش و نشر اندیشه های وجودگرایی برآمده از اندیشه هایدگر چنان بر تار و پود اندیشه جامعه دانشگاهی ایران نقش بسته است که نفس کشیدن خرد و منطق به سختی میسر است. پژمردگی و ایستای خردورزی در جامعه امروز میراث اندیشه ای است که تلاش داشته بخشی از تاریخ بشریت را از اذهان بزداید و برای دلخوشی گریزی به سنت و جهشی به پست مدرنیسم داشته باشد.

شوربختانه درک اندیشه دیالکتیک بر ایدالیست ها بسی دشوار می نماید. نگاه دترمینیستی به تاریخ میراث شوم اندیشه مارکسیستی امروز در جامعه ایران با رنگ و لعابی دیگر سربرآورده است. باید آگاه بود که سترونی اندیشه تنیدن روح بر جهان معقولات، داروینیسم اجتماعی و صحبت از فرجام تاریخ دهه هاست آشکار شده هست.
*کارشنای ارشد روابط بین الملل

از این نویسنده بخوانید:

آنهایی که تاریخ را به یاد نمی آورند مجبور به تکرار آنند!

ترامپ، نو محافظه کاران و خاورمیانه بزرگ 


24 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    با سلام
    این نوشته با دو مشکل دوبرو است. نخست اینکه مشخص نیست ناظر بر کدام ارا و نظرات و شخصیت هاست. به عنوان مثال نظرات رضا داوری بارها به عنوان یکی از پیروان هایدگر مورد نقد روشنفکران ایرانی از جمله دکتر سروش بوده است.
    دوم، انانکه استفاده بیشتری از اصطلاحات خاص دارند معمولا و به هیچ عنوان با سوادتر از کسانی نیستند که پیچیده ترین مفاهیم را با ساده ترین کلمات و شکل ممکن بیان می کنند.ساده گویی و قابل فهم بودن نوشته خود یکی از نشانهای چیرگی نویسنده بر مفاهیم است .

    • 0

      0

      با سلام
      به نظر نمي رشد درک منظور نويسنده انچنان دشوار باشد .
      مشخص است نويسنده بر خلاف جناب صباغي به بارمعنايي واژه ها آگاه است. به نظرم منتقد با درک متن نويسنده فرسنگ ها فاصله دارد. ايشان مو مي بيند و نويسنده و مخاطب زيرک.پيچش مو. اين ايده آليسم آن يده آليسم نيست.

    • مجید عباسی گفت:

      0

      0

      مجید عباسی

      سلام
      کلی گویی و همه چیز گویی صفت بارز ایدئالیسم هگلی است بنده این سه پاراگراف را برای مریدان فردید و وجود گرایان هاید گری نوشته ام ، قطعا دکتر سروش تلاش گسترده ای برای شکستن انحصار معرفتی در ایران انجام داده ند.

      جریان عظیم ایدئالیسم در هگل خلاصه نمی شود ولی تاثیرات هگل در تاریخ معاصر ایران بر جریان روشنفکری بسیار عظیم بوده است. خیر مطلق دانستن دولت و اینکه آزادی فقط در داشتن یک دولت توتالیتر است و قایل شدن روح برای تاریخ و محتو مییت و دیالکتیک زیر بنای فکری سترگی در ایران آفرید.
      شناخت در آیینه فهم هر انسان اتفاق می افتد جوهره وجود گرایی هاید گر در هستی و زمان است یعنی هر خواننده یک فهم منحصر به فرد از هرنوشته ای درک می کند و معیاری برای سنجش وجود ندارد . همه چیز در جبر زبان قرار می گیرد
      نوشته بنده برای انهایی است که اینچنین می اندیشند که هیچ نقطه اتکایی برای هیچ نظریه وجود ندارد و باید بدون هیچ پیشینه ذهنی به داوری و نقد آرا پرداخت.
      با این استدلال هر کس هر درکی از سطور نوشته شده بنده انجام دهد بخشی از حقیقت هست و نقدی بر آن وارد نیست. چون فهم افراد متفاوت است برداشت ها هم باید متفاوت باشد. همه چیز بین الاذهانی است. هیچ راهی به سوی حقیقت وجود ندارد.
      این نوع اندیشیدن برای جامعه ای مانند ایران که در گیر گذار از سنت به مدرنیته هست یک سم قوی به حساب می اید.
      در پایان ذکر این نکته ضروری است که این جریان فکری ابراز وجود بسیار گسترده ای در جامعه امروز ایران دارد و به فربگی سنت می افزاید. چراکه اشتراکاتی بسیاری با محافظه کاری دارد
      این خط سیر فکری نهایتا به قربانی شدن خرد و منطق و همه دست اوردهای مدرنیته در فضای اندیشه امروز ایران خواهد انجامید.

  2. مسعود گفت:

    0

    0

    نوشته شما چه پیامی داشت؟
    شعارگونه صحبت کردن، زیباست اما وقتی در دل شعار، شعوری پیچیده شده باشد و نثر زیبا، همچون بسته بندی ای زیبا آن در بر بگیرد و برای عرضه به مخاطب دلنشین کند.
    اما تصور بفرمایید، جعبه کادوی زیبایی که درون آن هیچ چیز (به زعم این حقیر) نباشد، آیا رواست؟

  3. ناشناس گفت:

    0

    0

    اقاي مجيد عباسي
    اگه به عنوان محقق مي نويسيد قضاوت نكنيد . حداقل حكم نفرماييد . ميراث شوم و…
    اگه تاريخ انديشه مي خواهيد بگويد نه اين چارتا خط نه بيش از اين ها جواب مي دهد .
    اگه به لحاظ سياسي كنكاش مي فرماييد. ان چه خرد گرايي رنسانس انقلاب صنعتي و حاكميت بورژوازي و اكنون حاكميت تيلوريسم ناميده مي شود براي ما و يه دايره اطراف ما و آن ورتر و حتي كثيري از همان جامعه دوشيده شدن بوده است.
    گفتم مثنوي هفتاد من كاغذ خواهد . به مبناهاي معرفتي ، يا تاريخ انديشه سياسي و … اين گونه نمي توان نزديك شد.
    موج اول روشن فكري و تاثير فرديد و حلقه فرديد و موج چار آن و بحث هويت ها -ان هم چل تكه اش – اول كه اكادميك است يا محفل نزديك ، مصداقي اگه منطبق شوند ذكرش با ملاحظاتي شايد در چنين جايي بگنجد
    اما از فردا مي توانيد يه سلسله مقاله با مقدمه و موخره و … در افتاب شروع كنيد تا بتابد.

    • مجید عباسی گفت:

      0

      0

      با سلام
      جناب ناشناس
      از اندیشه سیاسی هگل دو درخت رویید ۱- ماتریالسم دیالیکتیک۲- ناسیونالیسم ایدئالیسم ، اولی به کمونیسم منجر شد و دومی به فاشیسم، مارتین هایدگر از فاشیسم حمایت کرد و مارکس پدر خوانده کمونیسم شد. اگر این دو جریان در قرن بیستم شوم نبودند شما میراث درخشانشان را بیان کنید.

  4. ناشناس گفت:

    0

    0

    برای جناب اخضری سلام و لبخند دارم. و سوالی از جناب عباسی. پراکسیس و نه پراکسس جنبشی بود برای بازگشت به مارکسیست و در واقع اندیشه های مارکس جوان. ربط انرا با جامعه ایران توضیح دهید لطفا

    • مجید عباسی گفت:

      0

      0

      سلام جناب ناشناس
      مارکسیسم در قرن بیستم ۸ گرایش شناخته شده دارد.مارکسیسم طیف چپ ایدئالیسم هگل یا ماتریالسیم دیالیکتیک محسوب می شود. منتقد حاکمیت بورژوازی بود ، زیربنای همه چیز اقتصاد هست و روبنا همه چیزهای دیگر .
      نحله اول، مارکسیسم ارتدوکس با محوریت کائو تسکی از مارکسیسم اولیه دفاع کرد ولی با سازماندهی سیستم های اقتصاد سرمایه داری لجام گسیخته و شکست انقلاب ۱۹۰۵ عقب نشست. سپس مارکسیسم تجدید نظر طلب ادواردبرنشتاین تلاش کرد تضاد طبقاتی را به سمت امپریالیسم ببرد ولی باز به جای انگلستان و آلمان و فرانسه انقلاب بلشویکی در روسیه عقب مانده اتفاق افتاد و باز مارکسیسم
      رنگ عوض کرد و تحت تاثیر انتونیو گرامشی و لوکزامبورگ رنگ انقلابی و خلقی به خود گرفت.
      پس از انقلاب اکتبر و استقرار دولت سوسیالیستی برنامه اقتصادی نپ توسط لنین آغاز شد. یک برنامه اقتصادی جدید که مغایرت های با اقتصاد مارکسیستی داشت . باشروع مارکسیسم روسی استالینیسم، سوسیالیسم برای یک کشور، باز مارکسیسم به عقب راند ه شد و رنگ خلقی ان تضعیف شد. در میان دوجنگ مارکسیم فلسفی گئورک لوکاچ و مارکسیسم انتقادی و مارکسیسم اگزیستانسیالیسم پدیدار شدند و با اهمیت یافتن ارزش فرهنگ و اندیشه و کمتر شدن اهمیت اقتصاد در دهه های ۵۰ و ۶۰ میلادی بتدریج مارکسیسم به تناقضات بیشتری دچارگردید با برآمدن مارکسیسم ساخت گرا سارتر , فوکو و مارکوزه با عدول از زیربنا اقتصاد و روبنا همه چیز دیگر, انرا وارونه کردند. زیر بنا ایده و روبنا را همه چیز فرض کردند. . نحله های مارکسیم بعد از جنگ یعنی مارکسیسم فلسفی ، انتقادی ، اگزیستنس و ساخت گرا بر جریان جنبش چپ در ایران تاثیر فراوان گذاشت. دکتر شریعتی معلم انقلاب ۵۷ تحت تاثیر جنبش چپ نو و ساخت گرا قرار داشت ، فوکو انقلاب ایران را یک انقلاب پست مدرن خواند و بعد آن را رد کرد. با فروپاشی رژیم شوروی و بلوک شرق نئو مارکسیست ها با خوانش دوباره اندیشه مارکسیستی تلاش دارند تحولات شگرف هزاره جدید را مورد کنکاش قرار دهند..
      طیف راست اندیشه سیاسی هگل ، ناسیونالیسم ایدئالیسم به فاشیسم منجر شد و شوربختانه بت بزرگ فردید و حلقه فردید مارتین هایدگر و کروچه از فاشیسم دفاع کردند.با شکست کمونیسم و نابودی فاشیسم شوم بودن ایدئالیسم هگل بر همه اشکار شد.

  5. صادق اخضري گفت:

    0

    0

    می گویند روضه خوانی با شور و حرارت گفته:
    آی مردم!! بخدا قسم نبودید ببینید که چه مظلومانه امامزاده یعقوب را در مصر و بالای گلدسته شغال خورد!!!!
    یکی کنار منبر به او می گوید:
    اولا امامزاده یعقوب نبوده بلکه یوسف پیغمبر بوده!
    ثانیا در مصر نه بلکه در کنعان بوده!
    ثالثا بالای گلدسته نبوده بلکه ته چاه بوده!
    رابعا شغال نبوده بلکه گرگ بوده!
    خامسا اصل این خبر دروغ است! یعنی یوسف پیغمبر را گرگ نخورده بود بلکه داخل چاه انداخته بودند!!
    اين داستان، شبيه فهماندن برخي مسائل به بعضي ها است.

  6. صادق اخضري گفت:

    0

    0

    پراکسيس يک معناي لغوي هم دارد. همين يک مورد را تحقيق بفرماييد. الباقي بماند.

  7. ناشناس گفت:

    0

    0

    اقاي صادق اخضري شاعر ارجمند
    به جز شعر در رمينه هاي ديگر هم مطالعه داريد. حتمن – اما بعضي واژه ها خصوص در اين گونه نوشته ها فقط يه واژه نيستند براي همين وقتي شما ان ها استخدام مي كنيد يه تاريخ در پس پشت خود دارند وقتي مي گويد پراكسيس ، پراگماتيسم ،پوزيتويسم و … به ياد نقد بي رحمانه از دوران جواني ماركس و نوشته هاي فروم ،هوركهايمر و … مي افتيدكه جزميت هاي فلسفه حزبي را نقد مي كنند . در بالا اشاره كردم شايد طرح اين گونه مباحث در هم چه جايي تنها اين شادي را افزون كند كه : نه مثل اين كه مي توان به نسل شما و بعدي اميد داشت.
    به هر حال بعضي واژه ها تنها يك معني لغوي نيستند .

    • مجید عباسی گفت:

      0

      0

      با سلام
      نسل امروز از کاشته های نسل دیروز ارتزاق می کند. چیزهای زیادی از جامعه ایران گرفتید ولی چیز دندان گیری ندادید.

    • مجید عباسی گفت:

      0

      0

      نسل امروز کاشته های نسل متفکر و چیره بر مفاهیم دیروز را ارتزاق می کند. نسل دیروز چیزهای زیادی گرفت ولی چیز زیادی تحویل …

  8. مجید عباسی گفت:

    0

    0

    من متعجبم چرا همه ناشناسند؟ دوسنان که همه اهل تفکر و اندیشمند. اگر از کمونسم و فاشسیم که اولی مارکس پدر خوانده اش بوده و دومی هایدگر میراث درخشانی دیده اید بیان کنید؟

  9. مجید عباسی گفت:

    0

    0

    سلام جناب ناشناس
    مارکسیسم در قرن بیستم ۸ گرایش شناخته شده دارد.مارکسیسم طیف چپ ایدئالیسم هگل ، ماتریالسیم دیالیکتیک محسوب می شود. منتقد حاکمیت بورژوازی بود ، زیربنای همه چیز اقتصاد هست و روبنا همه چیزهای دیگر .
    نحله اول در قرن بیستم، مارکسیم ارتدوکس با محوریت کائو تسکی از مارکسیم اولیه دفاع کرد ولی با سازماندهی سیستم های اقتصاد سرمایه داری لجام گسیخته و شکست انقلاب ۱۹۰۵ عقب نشست.سپس مارکسیسم تجدید نظر طلب ادواردبرنشتاین تلاش کرد تضاد طبقاتی را به سمت امپریالسم ببرد ولی باز به جای انگلستان و آلمان و فرانسه انقلاب بلشویکی در روسیه عقب مانده اتفاق افتاد و باز مارکسیسم
    رنگ عوض کرد و تحت تاثیر انتونیو گرامشی و لوکزامبورگ رنگ انقلابی و خلقی به خود گرفت.
    پس از انقلاب اکتبر و استقرار دولت سوسیالیستی برنامه اقتصادی نپ توسط لنین آغاز شد. یک برنامه اقتصادی جدید که مغایرت های با اقتصاد مارکسیستی داشت . باشروع مارکسیسم روسی استالینیسم ، سوسیالسم برای یک کشور، باز مارکسیسم به عقب راند ه شد و رنگ خلقی ان تضعیف شد. در میان دوجنگ مارکسیم فلسفی گئورک لوکاچ و مارکسیم انتقادی و مارکسیسم اگزیستانسیالیسم پدیدار شدند و با اهمیت یافتن ارزش فرهنگ و اندیشه و کمتر شدن اهمیت اقتصاد در دهه های ۵۰ و ۶۰ میلادی بتدریج مارکسیسم با تناقضات بیشتری روبروگردید با برآمدن مارکسیسم ساخت گرا ساتر , فوکو و مارکوزه با عدول از زیربنا اقتصاد و روبنا همه چیز دیگر, انرا وارونه کردند. زیر بنا ایده و روبنا را همه چیز فرض کردند. . نحله های مارکسیم بعد از جنگ یعنی مارکسیسم فلسفی ، انتقادی ، اگزیستنس و ساخت گرا بر جریان جنبش چپ در ایران تاًثیر فروان گذاشت. دکتر شریعتی معلم انقلاب ۵۷ تحت تاثیر جنبش چپ نو و ساخت گرا قرار داشت ، فوکو انقلاب ایران را یک انقلاب پست مدرن خواند و بعد ان را رد کرد. با فر وپاشی رژیم شوروی و بلوک شرق مکتب فرانکفورت و چپ نو با خوانش دوباره اندیشه مارکسیتی تلاش دارند تحولات شگرف هزاره جدید را تحت تاثیر قرار دهند.
    طیف راست اندیشه سیاسی هگل ، ناسیونالیسم ایدئالیسم به فاشیسم منجر شد و شوربختانه بت بزرگ فردید و حلقه فردید مارتین هایدگر و کروچه از فاشیسم دفاع کردند.با شکست کمونیسم و نابودی فاشیسم شوم بودن ایدئالیسم هگل بر همه اشکار شد.

  10. ناشناس گفت:

    0

    0

    اقاي مجيدي
    بنده را نام خويشتن نبود . ساده نوشته بودم .عدم داوري و تخصصي بودن جايگاه نوشته قطعن فهم شما ،اشاره اي خواهد .
    گاهي افاضه فضل امانم نمي دهد مث حالا ، معترفم كه دستي از دور به آتش دارم.
    روشنفكران عقل گرا را چه به حيرت واداشته است؟ حتمن خاطره جنگل هاي بروسليانه نيست ، تصور لوگوس است از پس پشت ميراث مسيحي – يوناني كه به ان ها رسيده است.
    كسوف عقل عيني از خلال يك جامعه بورژوايي سر در گم جز به نازيسم راه نبرد و ماركسيسم به پوزيتيويسمي جان مايه داد كه تصوير “كامل” و “ثابتي” از جهان ارايه داد.
    حد اقل مي توانم بگويم فرانگفورتي ها ترقي خواهي سياسي را به سنت فرهنگي گره زدند.
    مي بينيد چه خوب به مويز رسيدم.
    … …

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      با سلام
      مارکسیسم به پوزیتویسمی جان مایه داد که تصویر کامل و ثابتی از جهان ارائه داد؟
      شعاری بسیار بسیار زیبا؟ اما چرا در روسیه فئودالی ؟ قرار بود در مظهر بورژوازی و امپریالسم انگلستان و آمریکا این کار را انجام دهد! جهت یادآوری دوست فاضل و دانشمند !
      فرانکفورتی ها پس از قطعی شدن زوال کمونیسم از صحنه سیاسی به چهار دیواری دانشگاه برگشتند و به عنوان تففن دانشگاهی روزگارمی گذرانند، امروزه انها به مارکسیسم با نگاه جامعه شناسی نگاه می کنند نه اندیشه سیاسی؟ کلا از صحنه سیاست خارجند.
      به مویز رسیدین ،
      جناب افاضه فضل

  11. ناشناس گفت:

    0

    0

    با سلام و تشکر از جناب شرفی با توجه به اداب نقد و پاسخگویی باید بگویم اولین بار است می بینم دوستان از اقاس شرفی سوال نموده اند و فردی دیگر به نام جناب اخضری جواب می دهند. دوستان دقت کنند وقتی از فردی مشخص سوال می شود خود او منظور خویش را بهتر دانسته و بهتر می تواند پاسخگو باشد تا فردی دیگر. بحمد اله جناب شرفی بار علمی و فلسفی و قلم لازم دا دارند و در چنین شرایطی ادب پاسخگویی اقتضا می کند فرد موزد نقد واقع شده خود پاسخگو باشد مگر اینکه شرفی نام مستعار اخضری باشد.الله اعلم!!!

  12. ناشناس گفت:

    0

    0

    با عرض سلام و خسته نباشید و تشکر از مقاله جناب شریفی. شخصی به نام جناب اخضری نامی از بنده در جواب این مقاله اورده اند. بنده در تمام طول عمرم یادم نمی اید از شخصی با چنین نامی در هیچ نشریه ای در هیچ کجای کره زمین تقاضای هیچ پاسخی کرده باشم.
    صباغی

  13. ناشناس گفت:

    0

    0

    احسنت استادعزیز

  14. صادق اخضری گفت:

    0

    0

    با سلام
    ۱-
    آقاي شریفی کيست ؟
    ۲-
    جناب صباغی عین همین نظر را در گروه اصلاح طلبان نوشته بودید با اسم و شماره حضرتعالی :
    “ین نوشته با دو مشکل دوبرو است. نخست اینکه مشخص نیست ناظر بر کدام ارا و نظرات و شخصیت هاست. به عنوان مثال نظرات رضا داوری بارها به عنوان یکی از پیروان هایدگر مورد نقد روشنفکران ایرانی از جمله دکتر سروش بوده است.
    دوم، انانکه استفاده بیشتری از اصطلاحات خاص دارند معمولا و به هیچ عنوان با سوادتر از کسانی نیستند که پیچیده ترین مفاهیم را با ساده ترین کلمات و شکل ممکن بیان می کنند.ساده گویی و قابل فهم بودن نوشته خود یکی از نشانهای چیرگی نویسنده بر مفاهیم است ”
    ۳-
    مگر نویسنده مقاله از شما تقاضای پاسخ کرده بود؟
    ۴-
    بحث کلی بنده این بود که منظور نویسنده مقاله چیزی بوده و دریافت برخی دوستان چیز دیگری. که با توجه مطالب مطرح شده در کامنت ها این ادعا ثابت شد.

  15. ناشناس گفت:

    0

    0

    روشنفكران عقل گرا را چه به حيرت واداشته ؟ پاسخي عجيب آمده و در آخر كامنت عجيب تر –
    ۱-هوركهايمر: عقب نشيني عقل عيني به سوي عقل ذهني را عقب نشيني نگرش عقل گرايانه از هستي به فعاليتي صرفا فني كه به واسطه ان عقلانيت را در خدمت حاجات اعلام كرده، چه ارتباطي با البفاي ماركسيسم كه ديگر از هضم رابع گذشته و به چرخه برگشته دارد.
    ۲-در تاريخ فكري تاريخ چونان قلمرو انديشه فهميده مي شود و در تاريخ انديشه به انديشه در تاريخ مي پردازد.
    ۳- حقير را دانشمند با علامت تعجب لقب داده ايد. نه از بلاهتم بوده فكر مي كردم معتقد به تعاطي هستيد. نگو در پايان هر كامنت، بي ارتباط، ماركسيسم ماركسيم مي فرماييد گرا مي دهيد. توجه به حاجات خيلي خوب است آفرين
    بيشتر از همه كامنت ها ، شما واژه مطول كرده ايد. گويا بايدبا نوشته هايتان همراه باشيد.

  16. ناشناس گفت:

    0

    0

    سلام . وقت بخیر جناب اخضری.شما از کجا یقین حاصل کرده اید که این متن ارسالی نیز از من است. اولا اگر ان نقد از بنده باشد دلیلی ندارد کسی عین همان را ارسال نکرده باشد. دوما اگر ان نقد از بنده بود و بنده ترجیح داده ام اینجا نامی از خویش نیاورم، شما این اجازه را از کجا اورده اید که بنده را علی رغم میلم معرفی کنید. جناب کار شما غیر اخلاقی است. بهتر بود عذر خواهی می نمودید که به اخلاق نزدیکتر است.در ضمن همانگونه که وقتی در جمع کسی صحبتی می کند و مخاطب جواب نیز بخود ایشان است و بقبه دخالتی نمی نمایند دوست عزیز در اینجا نیز دلیلی ندارد شما به جای شخصی که خود نویسنده و اندیشنده است جواب دهید.زیرا خود ان شخص از منویات خویش بهتر باخبر است و دوم چه بسا در نوع جواب نیز شخص مخاطب با سوال کننده اشنایی بیشتری در رعایت بعضی مسائل داشته باشند. این مغالطه است که مگر جناب شرفی تقاضای پاسخ کرده بود. نوشتن نویسنده و انتشار متن عین تقاضای نقد است.کسی که نویسنده متن نیست در این قاعده جایی ندارد زیرااین در اخلاق رسانه مستتر است ونویسنده خود این را می داند.

  17. صادق اخضری گفت:

    0

    0

    صادق اخضری
    با سلام و ادب جناب صباغی
    ۱_ قبلا هم عرض کردم نویسنده مقاله آقای عباسی است نه آقای شرفی. وقتی عکس و نام و تحصیلات نویسنده ی مقاله در این یادداشت درج شده و حضرتعالی برای بار سوم نام ایشان را اشتباه عنوان می کنید، چه طور می توان باور کرد که یادداشت نویسنده را به‌دقت خوانده و در آن تعمق کرده اید و سپس اقدام به نقد آن نموده اید
    ۲_ حمید آقای منشی در تلگرام متنی فرستادند که بسیار طولانی تر از کامنت فوق بود و بالای آن نوشتند
    ” Hamid monshi:
    نقد بنیامین صباغی به یادداشت مجید عباسی در گروه واتساپی اصلاح طلبان”
    که البته آنچه برای بنده ارسال شد و خواندم فراتر از نقد که یک یادداشت مستقل می توانست باشد. لذا عبارت انتشار متن عین درخواست نقد است در مورد نوشته ی شما هم صادق است. بنده ضمن مطالعه متن، آن را عینا برای نویسنده فرستادم.
    ۳_چه ایرادی دارد که نظر خود را با تابلوی خودمان بگوییم؟. چه ایرادی دارد بگوییم من فلانی هستم نظرم این است ؟ ضمنا اگر ناشناس هستیم همه جا ناشناس باقی بمانیم نه اینکه…
    پاینده باشید

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان