میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در3 آوریل 2020 ساعت 12:19 ق.ظ سرویس:یادداشت 15 دیدگاه 739 بازدید

نام زبان ما و روابط استعماری موهوم

نام زبان ما و روابط استعماری موهوم

پاسخی به یادداشت« نگاهی پسااستعماری به جنگی برای نام زبان» نوشته دکتر مسعود غفوری

آفتاب لارستان: پخش یک مسابقه در شبکه یک سیما در ایام نوروز و استفاده از عنوان «اچمی» برای زبان مردم خنج، بار دیگر بحث تکراری و فرسایشی مناقشه نام زبان مردم منطقه را داغ کرد بطوری که باعث شد تا نماینده مردم در مجلس و شورای شهر لار رسما به صدا و سیما معترض شوند.

طی روزهای گذشته یادداشت ها و مقالات متعددی برای «آفتاب لارستان» در موافقت و مخالفت با عنوان «اچمی» برای این زبان ارسال که بنا به تکراری بودن و غیرعلمی بودن غالب آنها و در ایام تهدید شیوع بیماری کرونا و با توجه به اینکه حدود دو ماه قبل پرونده ای مفصل را به این موضوع اختصاص دادیم، آنها را منتشر نکردیم.

«عارف رفیعی» فعال اجتماعی اهل «خور» اما به تازگی و در پاسخ به یادداشت دکتر مسعود غفوری به نام «نگاهی پسااستعماری به جنگی برای نام زبان» که پیش از این در سایت آفتاب لارستان درج شد(اینجا) پاسخی همزمان برای گریشنا(اینجا) و آفتاب لارستان ارسال کرده است که در ادامه می خوانید:

***

عارف رفیعی: فکر می‌کنم خرداد ماه سال گذشته بود که با چاپ همزمان سه مقاله در دفاع از اطلاق عنوان «اچمی» به زبان یا گویش(؟)رایج منطقه، سلسله گفتگوهایی در دفاع و رد در فضای مجازی شکل گرفت که من با دقت ابعاد مختلف این مباحث را بررسی می‌کردم و حتی یک بار تا آستانه نوشتن یک مطلب در همین راستا پیش رفتم که به دلایل مختلف از جمله تنبلی و احساسِ نداشتنِ بضاعت علمیِ کافی برای ورود به بحث، این کار انجام نشد.

تا این که همین اواخر در خلال بحث در یکی از گروه های مجازی متوجه شدم دوست عزیز و اندیشمند گراشی، دکتر مسعود غفوری، نیز آذرماه گذشته مطلبی در زمینه بحث نگاشته‌اند که اگر چه موضوع بحث نگاه به مساله از‌ منظر مطالعات پسااستعماری است و طبعا سواد من برای ورود به چنین بحثی کافی به نظر نمی‌رسید، اما با خواندن مطلب ایشان، چند ایراد عمده را از دید خودم مطرح کردم.

لازم دانستم من نیز این بحث را به شکلی منسجم در فضای مجازی مطرح کنم تا زمینه گفت‌وگوهای سازنده بعدی در مورد این مساله -که برعکس نظر خیلی‌ها آن را کم‌اهمیت و فرعی نمی‌دانم- فراهم شود. لازم به توضیح است که نوشته من مطلقا در دفاع از عنوان لاری نیست که خود مجال دیگری می‌طلبد.

کل بحث غفوری بر مبنای مفاهیم پسااستعماری بنا شده است. حرف و مدعای اصلی متن این است که از دل مباحثه بر سر نام زبان رایج منطقه می‌توان به کلیدواژه‌های ادبیات پسااستعماری رسید و طبعا در گام بعد، رد پایی از مناسبات استعماری یافت. مثال‌های شاخص استفاده شده در متن نیز بر حول نوع نگاه استعمارگر به مستعمره متمرکز است. به عبارت دیگر، نویسنده به گمان خود با ردیابی مباحث مربوط به نام زبان منطقه، به یک مفهوم کلان‌تر رسیده است، یعنی رابطه استعماری لار به عنوان استعمارگر و «پیرامون» لار به عنوان مستعمره.

غفوری از همین رو اصرارها بر عنوان لاری را به تلاش یک استعمارگر تقلیل می‌دهد که می‌خواهد نام زبان لاری را به عنوان ابزار تسلط جا بیندازد و اصرار طرف مقابل بر عنوان اچمی را واکنش هویت‌خواهانه مناطق مورد استعمار برای مخالفت با تحمیل نام لاری از جانب لار استعمارگر می‌بیند.

ابتدا به مثال شاخص استفاده شده در متن می‌پردازیم؛ آنجا که کریستف کلمب در نامه‌ای به سرزمین مادری، با افتخار می‌گوید که چگونه بدون توجه به نام تاریخی مناطق تازه کشف شده، خود بر آنها نام‌های جدید گذاشته است. حال لازم است بپرسیم که در کجای تاریخ منطقه این نوع مناسبات استعماری در مورد دستکاری عمدی و بی‌توجهی به نام تاریخی موجود دیده می‌شود؟ آن نام تاریخی که لار استعمارگر بنا به ذات استعمارگری می‌خواهد از فرهنگ و هویت منطقه مستعمره بزداید چیست؟

سوالی مهمتر حتی می تواند مطرح شود: در مبانی بحث روابط استعماری چه از نوع قدیم و چه نوین، استعمارگر نیرویی است خارجی و ناهمگون (از لحاظ فرهنگ یا قدرت مالی) با مستعمره (کلونی) که با ابزارهای مختلف سعی در تثبیت قدرت دارد، از جمله ابزارهای اقتصادی و فرهنگی. حال سوال این است: در طول تاریخ منطقه یا حداقل در روایت ما از تاریخ منطقه، چنین مناسباتی توانسته شکل بگیرد؟ یعنی در چه برهه‌ای از تاریخ می‌توانیم بگوییم که لاری‌ها به عنوان یک نیروی نامتجانس آمده از بیرون سعی کرده‌اند یا توانسته‌اند با ابزارهای استعماری، مناسبات استعماری شکل دهند؟ چه تناسبی بین تفاوت فرهنگی-اقتصادی لار و پیرامون می‌توان یافت با آنچه که در مورد مناسبات بریتانیا و هند (مثالی از دنیای قدیم) و تلقی‌های استعماری از مناسبات امروز شرق و غرب گفته می‌شود؟ در ضمن با توجه به این که بحث اصلی بر سر چالش کنونی بر سر عنوان زبان است، اگر بخواهیم از منظر مناسبات استعماری نگاه کنیم، لاجرم بدین معنی است که همین الان و نه حتی در گذشته دور یا نزدیک این نوع مناسبات وجود دارد که محرک اصلی چالش ایجاد شده در مورد عنوان لاری یا اچمی است. حال بنگریم در دوران فعلی چه نوع قدرت غالب استعماری در لار به عنوان قدرت نامتجانس با دیگر مناطق پیرامون خود وجود دارد که تحلیل از این منظر را توجیه‌پذیر کند؟

حال بیاییم خودسرانه موضع نویسنده را تعدیل کنیم و به جای ایشان، وجود مرکزیت سیاسی در لار در چند سده اخیر را در تحلیل دخیل کنیم. یعنی بپذیریم که این چالشِ عنوانِ زبان نتیجه‌ای است از تداوم سلطه‌طلبیِ قدرتِ غالبی به نام لار و سعی آن در تحمیل نمادهای این قدرت از جمله نام زبان لاری. البته در گام اول مشاهده می‌کنیم که همین قدرت سیاسی فراز و نشیب هم داشته است و حتی لار همیشه هم به طور مطلق قدرت بی‌رقیب سیاسی در منطقه نبوده است. بگذریم از این واقعیت که حاکمان این مرکز سیاسی هم همیشه لاری نبوده‌اند و در مقاطعی مثلا گراشی‌ها حاکم مطلق این ساختار سیاسی بوده‌اند.

در هر صورت، حتی اگر بحث به مناسبات قدرت سیاسی ربط پیدا کند (که اتفاقاً به نظر من مرتبط هم هست ولی نه به عنوان تنها عامل دخیل در بحث)، بسیار متفاوت است با ربط دادن به مناسبات خیالی استعماری.

اما باز در همین ربط دادن مساله به مناسبات قدرت منطقه، نگاه تاریخی نیز لازم است که مشخص شود عنوان لاری که بالاخره یک قدمت تاریخی دارد چه نسبتی با فراز و فرودهای مرکز قدرت مورد بحث یعنی لار دارد. به عبارتی دیگر لازم است بررسی شود آیا رواج این نام ربط مستقیم به قدرت سیاسی لار در دوران گذشته دارد یا نه؟

وانگهی اگر بخواهیم از ربط عنوان لاری با قدرت صحبت کنیم، چرا از ربط (حداقل احتمالی) عنوان اچمی با ظهور قدرت‌های نوظهور منطقه‌ای سخن نگوییم؟ طبق چه منطقی تاکید بر عنوان لاری پمپاژی بر مبنای مناسبات قدرت تلقی می‌شود اما تلاش‌ها برای رسمیت بخشیدن به عنوان اچمی مخصوصا آنجا که با کوبیدن عنوان لاری است، یکسره واکنش جماعتی اسیر مظلوم قدرت «غالب و تمامیت‌خواه» یعنی لار نشان داده می‌شود. چگونه همه تلاش‌ها برای جا انداختن عنوان اچمی که از قضا بر عکس مثال کریستف کلمب حداقل در مقابل عنوان لاری وزن تاریخی ندارد، کاملا به شکل مبارزه فرودستان اسیر قدرت غالب ترسیم می‌شود و حداقل در تحلیل جایی برای اثرگذاری قدرت‌های نوظهور منطقه‌ای لحاظ نمی‌شود.

البته همه این سوال‌ها با ربط دادن مسأله به قدرت مطرح می‌شود، در حالی که غفوری همچنان که گفته شد؛ بحثش را بر پایه وجود مناسبات استعماری موهوم بنا گذاشته است.

گویا امثال غفوری حتی به این مساله توجه نمی‌کنند که بسیاری از مدافعان عنوان لاری یا لارستانی در کل منطقه، از جمله اخیرا محمد اورنگ یا اسدالله نوروزی، یا قبلا امثال احمد اقتداری یا لطفعلی خنجی، اساسا لاری نبوده و نیستند که بخواهند از زاویه و گفتمان استعماری مورد ادعای ایشان وارد بحث شوند.

لازم است اشاره‌ای نیز کنم به یک بدفهمی موجود از استناد مدافعان عنوان زبان لاری به نوشته‌های مستشرقانی که از عنوان زبان لاری یاد کرده‌اند. از آنجا که آثار مستشرقین در تحلیل مناسبات استعماری جایگاه مهمی داشته است؛ اخیرا گویا سعی می‌شود با برقرار ارتباطی نانوشته بین مناسبات استعماری غرب و شرق و مناسبات استعماری ادعایی بین لار و پیرامون، ارزش تاریخی استناد به وجود نام لاری در آثار مستشرقین زیر سوال برود.

اما غافل از این که در سوی مقابل عنوان لاری، هویتی تاریخی مشخص برای عنوان اچمی در آثار گذشته وجود ندارد. به عبارت دیگر اگر در تحلیل اثر ادبیات مستشرقین بر مبنای مناسبات استعماری، تلاش برای تحریف فرهنگ و تاریخ یا به محاق بردن عمدی یا غیر عمدی پاره‌ای از فرهنگ سرزمین مستعمره مطرح است، در بحث زبان لاری و اچمی، مدافعان عنوان اچمی هیچ سرنخی به دست نمی‌دهند که عنوان اچمی هم مطرح بوده است اما مستشرقین به عمد یا غیر عمد آن را نادیده گرفته‌اند و در نهایت اینگونه نتیجه‌گیری می‌شود که این عنوان لاری یاد شده در آثار مستشرقین ارزش تاریخی ندارد. یعنی بدین شکل سعی می‌کنند ارزش کلمه‌ای که بالاخره در متون تاریخی از آن یاد شده است را با کلمه‌ای بی‌ریشه تاریخی یکسان جلوه دهند.

(البته تمام این بحث بر این مبنا است که عنوان اچمی ریشه تاریخی همسان نام لاری ندارد).

فراموش نکنیم که به هر حال بخشی از مباحث مطرح شده به درست یا غلط، محوریت تاریخی دارد و اگر مدعیان عنوان لاری حداقل نشانی از این نام در تاریخ سراغ دارند ولی در سوی مقابل، مخالفان عنوان لاری نام تاریخی جایگزین که در اثر بی‌مبالاتی یا تحت تاثیر کارهای مستشرقین کم‌رنگ شده باشد را معرفی نمی‌کنند.

نکته نهایی اینکه چه بهتر بود غفوری ابعاد دیگر بحث را به رسمیت می‌شناخت و اینگونه یک‌سره بار اصلی تحلیل را بر مفهوم مناسبات استعماری قرار نمی‌داد.

در پایان، خلاصه‌ای از آن چه گفته شد را به عنوان جمع‌بندی ارایه می‌کنم:

از آنجا که هیچ‌گونه مناسبات استعماری را نمی‌توان در گذشته‌ی مورد بحث ما یا هم‌اکنون سراغ کرد، بنا گذاشتن تحلیل هر موضوعی در منطقه از جمله چالش عنوان زبان منطقه بر مناسبات استعماری لار-پیرامون کاری است از پایه اشتباه.

اگر بخواهیم مناسبات قدرت منطقه‌ای را در این چالش دخیل بدانیم، باید دید واقع‌بینانه به قدرت سیاسی حال و گذشته لار داشته باشیم و لار و طرفداران زبان لاری را صرفا سمت زورگوی معادله و طرفداران زبان اچمی را سمت مظلوم جلوه ندهیم. هر چند که جنبه مهم هویتی و مرتبط با قدرت سیاسی را در رفتار لاری‌ها در این چالش نمی‌توان نادیده گرفت، اما تناسب در پرداختن به نقش قدرت سیاسی در رفتار هر دو طرف بحث لازم است. در ضمن لازم است بررسی دقیقی در مورد نقش ساختار سیاسی متمرکز در لار در شکل‌گیری و ثبات عنوان زبان لاری بررسی شود.

وجود طرفداران عنوان زبان لاری در جای‌جای منطقه به غیر از خود لار که برخی مانند اورنگ اخیرا نقش مهمی در دفاع از این عنوان داشته‌اند و برخی مانند لطفعلی خنجی و احمد اقتداری که قبلا از عنوان لاری یا لارستانی استفاده کرده‌اند، تحلیل صرفا مبتنی بر قدرت سیاسی لار یا سلطه‌طلبی لاری‌ها را بی‌اعتبار می‌کند.


15 نظر

  1. ناشناس گفت:

    3

    1

    این زبان لاری هست نمیدونم چرا برخی اصرار دارند نام دیگری برای اون انتخاب کنند.

  2. ناشناس گفت:

    3

    0

    این زبان لاری هست. لارستانی به گویش های آن گفته می شود. بعضی ابا دارند مستقیم از این زبان به نام لاری یاد کنند. زبان لاری زبان مادری لارستانیها تا کرانه های خلیح فارس حتی فراتر از آن است

  3. یک گراشی گفت:

    1

    3

    جناب آقای رفیعی لازم نیست شما چیزی از استعمار و اشکال مختلفش بدونید
    همین که دیگه اسمی از بائن و خور نیست و لار آن دو را در خودش هضم کرده برای فهم شما از استعمار گرایی لاری ها کافی نیست؟
    همینکه تا جند قدمی گراش، زمینها را به نام لار ثبت کرده اند برای امثال شما کافی نیست ؟
    همین که شخصیت های اوزی را در جریان باغ نشاط اونطوری […] کافی نیست ؟
    همین که آقای جعفرپور با سوء استفاده از سمت نماینده مجلس و رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس و …با قلدری، یک زبان منطقه وسیع را می خواهد به نام «لارک» ثبت کند، برای شما کافی نیست؟
    همین که هرچیز مثبتی را می خواهند به نام خودشان و هرچیز منفی را به نام دیگران ثبت کنند ، حاکی از چیست؟
    حلوای مسقی چطور می شود لاری ؟ کباب گراشی چگونه می شود لاری؟ . آیت اللهی اهل درفول و بزرگ شده نجف چطوری می شود لاری ؟ و…..
    سخنان شما مرا به یاد امثال زیبا کلام انداخت که چنان محو آمریکا و غرب شده اند که خوی استعماری آن ها را نمی بینند
    شما در لارک هضم شده اید و خودت خبر خبر نداری
    واقعا برای یک جوان تحصیل کرده و اهل رسانه باید متاسف شد که اینقدر فهم و درکش از مسائل اجتماعی و فرهنگی ضعیف باشه

    • نظر لارستانی گفت:

      3

      0

      تعصب و افراط داره از سر و ته متنت میباره… به کجا چنین شتابان

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      بله.. این لاری ها همه چاه های نفت بائن و خور رو برای خودشون بردن و معادنشون رو استخراج کردن و منابعشون رو تاراج کردن.. !! استعمارگران کثیف

  4. امیرحسین گفت:

    2

    0

    مقصود دکتر غفوری از استعمار با آنچه شما فهمیده اید کاملا متفاوت است. مشخصا از متن بر می‌آید که شما شناختی به اندیشه فوکو، هومی بابا و ادوارد سعید ندارید.

    • نظر لارستانی گفت:

      2

      0

      جناب نوبهار لطفا مطالعات خودتونو افزایش بدید و در عوض کمی از تعصباتتون بکاهید… ما تو قرن ۲۱ زندگی میکنیم.

  5. اوز وزطتنم گفت:

    2

    1

    فقط زبان کل جنوب اچمی است اقای رفیعی شما شایدازلارپشتیبانی میشین وبه لاروصلین دیگه مطلب ننویسین سنگین ترین کل منطقه میگن اچمی شما میگین لاری

  6. عارف رفیعی گفت:

    0

    3

    سلام دوستان
    سپاس از همه عزیزانی که تا کنون زحمت کشیدند و نظر دادند.
    برای من جای تعجب است عده ای گویا حتی زحمت خواندن مطبب را نکشیده اند. من دذ این نوشته اصلا دفاعی از هیچ عنوان نکرده ام البته نه این موضعی نداشته باشم.
    من فقط گفته ام مبنای بحث دکتر غفوری اشتباه بوده فارغ از نتیجه گیری که می تواند از چنین مبنایی شود. لطفا توجه داشته باشید مباحث مربوط به دفاع از عنوان لاری و لارستانی یا اچمی را در راستای این بحث دنبال نکنید.
    از طرفی چندین مورد اشاره شده است که بنده مفهوم استعمار گفته شده توسط دکتر غفوری را درک نکرده ام و حتی این که آشنایی با افکار امثال ادوارد سعید ندارم. در پایخ عرض کنم که کلمات بالاخره معنی و مفهوم دارند و نمی توان آنها را از قالب خود جدا کرد و به مخاطب عرضه داشت. اتفاقا اگر شرق شناسی ادوارد سعید و مفهوم کلمه استعمار در آن بررسی کنید احتمالا شما هم به حرف من خواهید رسید جنس این استعمار در منطقه ما نمی تواند وجود داشته باشد و طبیعتاً نقد مبتنی بر آن نیز اشتباه است. از طرفی من به خودم اجازه داده ام که بر مبنای مفهوم قدرت غالب منطقه ای هم تحلیل کنم یعنی با این فرض که دکتر غفوری می توانستند از این مفهوم وارد بحث شوند. البته شایذ همین انتقاد به من نیز وارد باشد که خودم نیز می توانستم از الفاظی مانند سلطه و هژمونی که در این نوع مطالعات کاربرد دارد به جای قدرت غالب منطقه ای استفاده کنم. در هر صورت من با این مبنا که آیا می توان مسأله را به سلطه طلبی لاری ها ربط داد نیز بحث را ادامه داده ام و مواردی را اشاره کرده ام.این را در پاسخ افرادی می گویم که اشاره می کنند مفهوم استعمار مورد بحث را متوجه نشده ام.
    در هر صورت مجددا تاکید می کنم وقتی صحبت از استعمار می شود و در ضمن منبع مشخصی مانند شرق شناسی به عنوان مرجع بحث معرفی می شود نمی توان شکل دیگری از مناسبات را به عنوان استعمار مورد بحث قرار داد.

  7. ناشناس گفت:

    0

    1

    جناب رفیعی
    اگر حرف نزنید کسی به شما نمی گوید لال هستید
    خودت آخر فهمیدی چی گفتی ؟

    زبان ما« اچمی» است و لاغیر
    لار «سلطه گر» است و لا غیر

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      مرسی از استدلال منطقی شما و جواب دندان شکنی که به مقاله ی آقای رفیعی دادید

  8. ناشناس گفت:

    0

    0

    کاش این همه وقت ننوشته بودی الانم نمی نوشتی سنگین تر بود خداییش
    ……………

  9. ناشناس گفت:

    1

    0

    درود بر مهندس جوان جناب رفیعی
    چه نقد جالبی بر نوشتار تعصبی واحساسی مقاله آقای غفوری داده اید. خوشم اومد.
    مقاله ای در همین راستا هم دکتر رحیمی نژاد در سایت صحبت نیوز درج کرده که این هم فوق العاده است.

  10. حسین گفت:

    0

    0

    این بحث های بیهوده رو تموم کنید
    جنس و اصالت گراش به خان بازی است

    هر منطقه ای دوست داره به گویش مسخره اچمی (جعلی) شناخته شود اشکالی ندارد ولی لطفا نام لار را از لیست مسخره حذف کنید
    محبت کنید هر جا می خواهید نام ببیرید فقط اسم شهر خود یا اونهایی که تمایل دارند بنویسید
    گویش مردم فرهیخته لار لارستانی است . اصالت و تاریخ و فرهنگ ما در ان ثبت است

    تا چند وقت پیش فقط تبلیغ اچمی برای خودتان می کردید . در تازه ترین اقدام با اینکه ما اعلام می کنیم لطفا اسم لار رو حذف کنید و به شدت اصرار دارید نام لار بین اچمی ها ذکر شود . (اسم مفرد لار بکار بردم تا بقیه شهرها نظر خودشون )

  11. حسین گفت:

    1

    0

    دوست عزیز گراشی هر غذایی که شما می خوری که مال شهر شما نیست .
    هر کس در شهر خودش با توجه به نوع پخت و طعم نامی بر آن نهاده
    کباب گراشی در گراش خوانده می شود و لاری در لار
    .
    غذاهای زیادی در ایران و حتی دنیا وجود دارد که تغییر نام ان به دلیل بومی سازی و ادویه و نوع پخت آن است

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان